در طول تاریخ، زیباترین فعالیت انسان آفرینش باغ بود. زمانی که پی میبریم ایرانیان از حدود شش هفت هزار سال پیش آنقدر روی گل و گیاه وحشی کار کردند تا سرانجام توانستند آنها را به گلهای خوشرنگ و خوشبوی امروزی تبدیل کنند، دلایلشان کاملاً قابل توجیهاند، چرا که انسان از این راه مواد غذایی به دست میآورد. اما میتوان گفت بُعد زیباشناختی نیز انسان را به سوی منظم کردن و محصور کردن طبیعت سوق داده است. برخی تاریخدانان معتقدند که زنان به مردان فشار آوردند تا شکار را کنار بگذارند و به کشاورزی و دامداری بپردازند؛ گمان میکنم زنان در پرورش گل و گیاه و آفرینش باغ هم نقش داشتهاند.
طرحهای چهارباغ در دورهٔ هخامنشی ساخته شد. اصطلاح «باغ اسلامی» ناشی از تنبلی پژوهشگران غربی است که ترجیح میدهند «تمدن اسلامی» را به جای «تمدن ایرانی» به کار برند، و حال آنکه آرکهتیپِ کهنالگوی باغ بهشت متعلق به مادها و شاید حتی ایلامیان است. به گفتهٔ هانری کربن، سرنمونِ باغ بهشت در ناخودآگاه قوم ایرانی همیشه وجود داشته است. نکتهٔ شگفتانگیز دیگر در تاریخ آفرینش باغ این است که فقط دو نوع طرح باغ در دنیا وجود دارد: باغ ایرانی و باغ ژاپنی، و همهٔ طرحهای دیگر باغها از این دو نوع سرچشمه میگیرند. باغهای اسپانیایی، هندی، ایتالیایی، فرانسوی و شمالآفریقایی از طرح باغ ایرانی تبعیت میکنند، و باغهای چینی، انگلیسی، آمریکایی و سایر باغهای طبیعی از باغ ژاپنی. این دو، بیانگر ایدهها و حسهایی است که بیش از همه موجب فرحبخشی و لذت در انسان و به نوعی موجب تعادل بین انسان و طبیعت میشود.
تعامل ذهن ژاپنی و طبیعت از باورهای شینتو و بودیسم ذن سرچشمه میگیرد. در ذن، نقاشی کردن کوه یک نوع عبادت محسوب میشود و «سانسویی» نام دارد. کوه، مهمترین عنصر باغ ژاپنی، به صورت تعداد مشخصی صخره تجلی مییابد، و میتوان گفت که برخلاف ایرانیان، ژاپنیها خدمتگزار و پرستندهٔ طبیعت هستند. بنابراین، این دو فرهنگ دو بینش کاملاً متفاوت نسبت به جهان و طبیعت دارند، و این دو بینش در ایجاد باغ به نوعی متجلی میشود.
باغ در فرهنگ ایرانیان، بهشت روی زمین است. دور تا دور آن دیوار کشیده شده است تا جهان پرهیاهوی بیرون را از دنیای منظم درون دور کند و به آن اجازهٔ نفوذ ندهد. طبق باورهای زرتشت، باغ میبایست ۷ لایه دیوار داشته باشد تا شیاطین وارد آن نشوند. به اعتقاد برخی پژوهشگران، حاشیههای دورِ فرش ایرانی در واقع بیانی از همان دیوارهای دور باغ است. جاری کردنِ آب به چهارسوی باغ، آن را به چهار قسمت تقسیم میکند و جویها از آن سرچشمه میگیرند. از ۴۵۰۰ سال پیش تا به حال، نمادِ تمدن سومریها — که دو رود همدیگر را به طور قائم قطع و جهان را به چهار قسمت تقسیم میکنند — به قوت خود در ادیان مختلف دنیا باقی مانده است. پروفسور ارنست هرتسفلد اولین باستانشناسی بود که نقوش «چهار قسمت» را در خرابههای شهر سامرا کشف و تفسیر کرد. این الگووارهٔ چهارباغ به قدری اهمیت یافت که در نقش فرشهای ایرانی نیز نمود پیدا کرد؛ و با وجود تنوع اقلیم و آبوهوای ایران — از کنارهٔ سرسبز دریای خزر تا خوزستان و تا مناطق کوهستانی — همهجا همین الگو و همین ساختار هندسی، باغ را به وجود میآورد.
در ژاپن هم، برخلاف وسعت کم این سرزمین، تنوع اقلیمی زیادی وجود دارد؛ ژاپن از لحاظ جغرافیایی دارای منطقهای شبهقطبی است و جنبههای مشترکی با سرزمین ایران دارد. باغهای ژاپنی زیبایی منحصربهفردی دارند که از ترکیب چند عنصر به دست میآید: یکی زیبایی حاصل از ترکیب گیاه، شن، آب و صخره؛ دیگری زیبایی مناظر طبیعیِ سرزمین ژاپن که با تغییر فصل کاملاً دگرگون میشود؛ و البته زیبایی مفهومی و نمادی. صخرههای باغ ژاپنی «یوبیتسو» نامیده میشوند، به معنی «مرز بهشت» یا «کرسی بهشت». تجمع انبوه درختان نیز «ههدونو» به معنی «انبوهی» است. در باغ ژاپنی، از طبیعت تقلید میشود و باغ میکوشد خود را به طبیعت متصل کند.
در اساطیر ایران، چشمه، چاه یا قلهٔ کوه — که همگی تجلیگاه آب هستند — مکانهای مقدس و پررمزوراز محسوب میشوند. سرچشمهٔ آب گاهی در ۷۰ کیلومتری باغ قرار دارد و در واقع آغاز نمادین باغ است. باغ ایرانی در دل کویر از این آب کمالِ بهره را میبرد تا یک «واحد درونگرا و انبوه» را بسازد و خود را از طبیعت جدا کند؛ برخلاف باغ ژاپنی که خود را به طبیعت متصل میکند. اولین باغهای ژاپنی در منطقهٔ کوهستانی «یاماتو» که در حال حاضر «آسوکا» نام دارد، در قرن ۶ میلادی پدید آمد. در قرون ۶ و ۷ میلادی، تفکر شینتو جای خود را به بودیسم داد، و از این پس تأثیر بودیسم در طراحی باغ آشکار شد. در سال ۷۹۴ میلادی پایتخت از نارا به کیوتو منتقل شد، در بستر طبیعی بسیار زیبا و شاعرانهای که در آن چندین رودخانه به هم میرسند.
در قرن ۱۱ میلادی، در اواخر سلسلهٔ ههآن (Heian)، یک نجیبزادهٔ ناشناس قوانین باغسازی را در کتاب «ساکوتیکی» (Sakuteiki) به رشتهٔ تحریر درآورد. تقریباً پنج قرن بعد در ایران، رسالهٔ «ارشاد الزراعه» نوشته شد که در آن ابونصر هروی ضوابط طراحی و اجراییِ باغ ایدهآل را بیان کرده است. در کتاب ساکوتیکی، اصول طراحی باغ چنین بیان شده است: ابتدا زمین و آب موجود در نظر گرفته شود، بعد مکانهای طبیعیِ زیبایی که در خاطره و ذهن نقش بسته به یاد آورده شود، و سپس مکان نهایی باغ انتخاب گردد. دوران طلاییِ طراحی باغ ژاپنی، دوران «موروماچی» است که از ۱۳۳۲ تا ۱۵۶۸ میلادی به طول انجامید. در این دوران، استادکارانی به نام «سِنزوییریکوجین» (بهمعنی «آدمهای کوه، نهر و رود») بسیار فعال بودند و سبک جدید باغِ خشک، «کارهسانسویی»، را در آن زمان پدید آوردند. این باغها از سبک معماری «شوئین» و نقاشی چینی تأثیر گرفتند، و هدفشان نمایش جهان در یک فضای محدود و رسیدن به فضای ایدهآل برای اعمال مراقبه بود.
ساختار باغ ژاپنی بر پایهٔ دیاگرامی است که از قرن ۱۵ میلادی تاکنون به کار میرود، به گونهای که یک منظرهٔ طبیعی به وسیلهٔ عناصر مشخص به وجود میآید. این دیاگرام ۱۶ عنصر دارد که همگی دورِ «صخرهٔ مرکزی» یا «نگهبان» قرار گرفتهاند. اینجا دیگر مربعهای متقارن فضا را متعادل نمیکنند، بلکه عناصر گوناگون یک تعادلِ غیرمتقارن را به وجود میآورند. وجود همهٔ این ۱۶ عنصر همیشه ضروری نیست و میتوان به طرق گوناگون و با تعداد متفاوت از آنها استفاده کرد؛ این عناصر بسیار شبیه شخصیتهای یک نمایشنامهاند: صخرهٔ نگهبانِ مرکزی، تپهٔ کوچک (صخرهٔ مهمان)، کوه اطراف، ساحل شن، کوه اصلی، کوه دوردست، کوه میانی، قلهٔ کوه، جزیرهٔ مرکزی، صخرهٔ مقدس، جزیرهٔ صاحب باغ، جزیرهٔ مهمان، خروجی برکه، دهانهٔ آبشار، برکه یا دریاچه (که قلب باغ است)، و خطوط پهنِ ساحل.
ساختار باغ ایرانی بر این ارکان استوار است: دو محور اصلی آب و تقاطع آن با جویهای دیگر که چهار کُرتِ اصلی را به وجود میآورد؛ کاشت درختهای عظیم در طول محورهای اصلی (بهخصوص سرو، کاج و چنار)؛ کاشت گلهای رنگارنگ و خوشعطر بدون نظم خاص در حاشیهٔ محورها، با تأکید روی گل سرخ که بلبل را [به باغ میکشاند]؛ و دیواری دژمانند که دورتادور باغ را با یک الی چهار ورودی در چهار جهت محصور میکند. در باغ ایرانی، هدف ساختنِ بهشتی منظم در میان جهانی مملو از آشفتگی و بینظمی است؛ اما در باغ ژاپنی، هدف اصلی ایجاد کردنِ یک جهانِ [کوچکشده از طبیعت] است.

در باغ ژاپنی، اصطلاح «وام از طبیعت» (شاکِی) وجود دارد که در آن حاشیههای باغ به طبیعت پیرامون متصل میشوند؛ بهترین نمونهٔ این مورد در باغ کاتسورا است که انتهای آن به جنگل ختم میشود. این یکی از مهمترین مشخصههای باغ ژاپنی است: باغ ژاپنی میتواند بسیار کوچک باشد، اما از درون چنین مینماید که قطعهای از دنیای وسیع خارج است و از همه طرف به سوی جهان پیرامونش گسترش یافته است. ممکن است که شاعران و عرفا با حضور در باغ ایرانی، بُعدی معنوی و مقدس به آن بخشیده باشند، اما اصل باغ ایرانی بر پایهٔ لذتجویی ریخته شده است؛ باغهای شاهزادهایِ شیراز برای استراحت و لذت است. این دو باغ — دو کهنالگوی نخستین بشر برای بهشت — از دو نگرشِ بنیادین به جهان و طبیعت سرچشمه میگیرند.









