سرمقاله
دهه هفتاد و طلیعه دور تازه معماری
سالهای دهه ۱۳۷۰ سالهای خوبی برای معماری بود. هر چند ممکن است فعالان این عرصه، غالبا چنین احساسی نداشته باشند و همچنان با نارضایتی به آن نگاه کنند.
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و با اولویتهایی که جنگ تحمیلی پیش روی آن گذاشت، مطرح کردن معماری ـ که متولیان قبلی نهادهای حرفهای و آموزشیاش صحنه را ترک کرده بودند ـ برای وارثان جوان و کمتجربه این نهادها بسیار دشوار بود و طبیعی بود که آنها نتوانند کشتی معماری را از طوفان شرایط انقلابی به سلامت بگذرانند. معماری در آن سالها، در عمل و نظر حرف مهمی نتوانست بزند.
پایان یافتن جنگ و اعلام برنامه بازسازی برای مهندسان مثل باران یافتن زمستان و آغاز بارش بهاری بود. تا همدیگر را پیدا کنند دهه هفتاد شروع شد. بحث و گفتوگو درباره معماری آغاز شد. با نگاهی به معماری امروز ایران و جهان، جنبشهای اخیر معماری (شماره ۷۱)، بحثی فلسفی از پست مدرن (بابک احمدی ۷۲)، جستوجوی فضای سوم (شیردل ۷۳)، و پیوند سنت و تجدد در معماری معاصر (نادر اردلان ۷۴) ـ فضای دانشکدهها کشش کار سخت و بحث جدی نداشت. آموزش معماری زیر سوال رفت. آنها که آتلیههای پر جنبوجوش گذشته را دیده بودند حسرت میخوردند.
آموزش و تشکلهای حرفهای
بحث با فارغالتحصیلان قدیمی و مسئولان سه دانشکده اصلی معماری درباره گذشته و حال آموزش دو سالی ادامه پیدا کرد. در همین سالها دانشگاه آزاد اسلامی به سرعت مشغول تاسیس دانشکدههای معماری در گوشهوکنار کشور بود، تا حدی که گسترش بیشتابش مورد اعتراض قرار گرفت. بهرغم وضعیت نه چندان مناسب دورههای کارشناسی ارشد، دانشگاه تهران دوره دکتری معماری خود را تاسیس کرد.
شکلهای حرفهای هم وضع بهتری نداشتند. شرایط بعد از انقلاب امیدهای زیادی درباره تشکلهای غیردولتی در دلها پدید آورده بود. اما راه چندان هموار نبود. سازمان نظام مهندسی، که بهتازگی در استانها تشکیل شده بودند در اثر غلبه همین روحیه، طولی نکشید که در باتلاق سهمیه و حق امضا فرو رفتند.
کمتوجهی دولت آنها را به ستوه آورده بود. اما توسعه و تحول نباید متوقف میشد. در سال ۷۴، انجمن صنفی مهندسان مشاور معمار و شهرساز تشکیل شد. در همان سال کانون مهندسان معمار دانشگاه تهران و دو سال بعد، جامعه مهندسان مشاور شهرساز تشکیل شد.
دانشکدههای معماری دیگر نیز یکی پس از دیگری کانونهای خود را تشکیل دادند و سال گذشته جامعه معماران ایران به وجود آمد. ممکن است همه این رودخانهها برای رسیدن به دریا به هم نپیوندند، اما آیا کسی راه حل بهتری دارد؟
پژوهش، نوشتن و نشریات
در کنار تحولات مربوط به آموزش و حرفه، سودای پژوهش و نوشتن هم کم نبود. نوشتن درباره معماری دشوار بود، مخصوصا در شرایطی که معماری خودش خاموش بود. بعضی از مهندسان مشاور دست به کار تحقیق و ترجمه شدند. از «زمان و معماری» منوچهر مزینی و ترجمه «طراحی شهری» ادموند بیکن از جمله کتابهای معتبر این دوره هستند.
مجلات معماری نقش مهمتری ایفا کردند. «آبادی»، که انتشار آن از سال ۷۰ شروع شد و شش سال و نیم بیوقفه ادامه یافت. «صفه» و بعدها «رواق» هم هر کدام به نحوی در این تکاپو شریک بودند.
به دنبال وقفه در انتشار آبادی، همکاران آبادی از سال ۷۷ «معمار» را در آوردند و کمی بعد «شهر». دفتر پژوهشهای فرهنگی هم به همت سلطانزاده فصلنامه «معماری و فرهنگ» راه انداخته بود. میتوان گفت که نشریات ادواری معماری ظرفیت خوبی برای همراهی با تولید معماری تدارک دیدهاند.
جنبشهای دانشجویی و مسابقات
بحث آموزش از استادان و بزرگترها به دانشجویان کشیده شد. اولین کنگره در سال ۷۶ در اصفهان، دومین آن در سال ۷۸ در شیراز، و سومین آن امسال در تبریز برگزار شد. در کنگره امسال ۲۶۰۰ دانشجو شرکت کرده بودند.
حادثهای که به نحو شگفتآوری نیروهای معماری را متمرکز و فعال کرد ـ بهرغم خسارتهایی که داشت ـ مسابقات معماری بود. جایزه آبادی برای طرحهایی که پس از انقلاب اسلامی اجرا شده بود در سال ۷۰ برگزار شد. اما مهمترین و اثرگذارترین مسابقه، مسابقه طراحی مجموعه فرهنگستانهای جمهوری اسلامی ایران در سال ۷۳ بود. طبق بررسی مجله معمار فقط در ۶ سال اول دهه هفتاد، ۲۵ مسابقه در مقابل ۷ مسابقه کل دهه ۶۰ برگزار شدهاست.
کیفیت ساخت و نظامات
سال ۷۴ فراخوان اولین جشنواره مهندسی ساختمان از طرف وزارت مسکن و شهرسازی اعلام شد و در سال ۷۶ جشنواره برگزار و به نهادی دائمی تبدیل شد. صنایع ساختمانی به پیشرفتهای قابل توجهی دست یافت. اما کیفیت اجرا، مخصوصا با بیتوجهی شهرداریها به مسئولیت نظارتشان، همچنان راه اول میپیماید.
نظامات، نهادها، و ضوابط از مهمترین مسائل سامانیابی و اصلاح امور ساختمان و معماری است. بیش از بیست مقاله و گزارش در این خصوص فقط در آبادی و معمار به چاپ رسیده است.
مباحث نظری و نقش معمار
کوشش برای پیشبرد مباحث نظری هم کمتوفیق نبوده است: از بررسی تاریخ هنری معماری معاصر ایران گرفته تا نظرخواهی از معماران صاحبنظر درباره مسائل اساسی معماری امروز ایران، مسئله نقد، تئوری نقد و آغاز نقدنویسی نسبتا جدی، ارزیابی دوباره میراث معماری ایران و بررسی جریانهای تازه معماری در جهان.
«معمار»، به سهم خود و در حد توانایی، کوشیده است آثار معماران امروز کشور ـ چه متقدمان، چه متاخران و چه حتی جوانان ـ را به شیوهای تا حد ممکن دقیق، آگاهیدهنده، آموزنده، و در مواردی همراه با نقد و بررسی معرفی و سیر تاریخی آنها را مستند کند.
مجموعه کوششهای دهه هفتاد معماران، امروز به ثمر رسیده و توانسته توجه دولت و جامعه را به اهمیت و ارزش معماری جلب کند. معماری در کنار سایر هنرها و در جایگاه فرهنگی بس رفیع خود، رفتهرفته احترام شایسته خود را به دست میآورد.
نشانههای دور تازه
علیاکبر خرمشاهی کتابخانه بزرگ شخصیاش را به دانشکده معماری کرمان اهدا کرد. خانواده رسولیان منزل شخصی خود را به دانشکده معماری یزد اهدا کردند. آقای کریمزاده صاحب شرکت بهپویان با حمایت کامل خود برگزاری جایزه بزرگ معمار ۸۰ را امکانپذیر ساخت. سنت فرهنگپروری خاندانهای نیکوکار ایرانی دوباره احیا شده است.
اما مهمترین و واقعیترین نشانه به اجرا رسیدن طرحهای معماران برجسته کشور بوده: بناهایی مانند ساختمان اجلاس سران، مهمانسرای حافظیه، نمایشگاه و تالار همایش مرکز توسعه صادرات، کتابخانه ملّی، مجتمع فرهنگی ـ ورزشی رفسنجان، ساختمان کانون وکلا و ساختمانهای دیگری از این قبیل.
طلیعه دور تازهای از معماری پرقوت و اثرگذار ایرانی نمایان شده است. اما تلخیها و ضایعات بزرگ این ده سال را هم هرگز نمیتوان فراموش کرد: پیرنیا، شریعتزاده، ابوالقاسمی، و نسرین را در همین سالها از دست دادیم.
برای اطلاع از مشروح وقایع و بحثهای دهه هفتاد و مستندات سالهایی که به تاریخ آنها در مقاله اشاره شده نگاهکنید به شمارههای آبادی و معمار.