محمد مجیدی، متولدِ ۱۳۴۶ در تهران، در ۱۳۶۹ همزمان با اتمامِ دروسِ معماری در مقطعِ کاردانیِ دانشگاهِ علم و صنعتِ ایران، همکاری با مهندسانِ مشاور آرتیمان را آغاز کرد. او آشناییِ با فرامرز شریفی را نقطهٔ عطفی در زندگیِ حرفهایِ خود میداند و معتقد است که بسیاری از حساسیتهایش را نسبت به معماریِ مسکونی، کیفیتِ اجرا و جزئیات، در آن دوره کسب کرده است.
با مهندسین مشاور آرتیمان در تهیهٔ طرحِ چندین پروژه ــ از جمله مجتمعِ مسکونیِ سعدآباد در شمالِ تهران ــ همکاری داشته است.
محمد مجیدی در سالِ ۱۳۷۲، همزمان با تأسیسِ شرکتِ بنسار، به ادامهٔ تحصیل در مقطعِ کارشناسیِ ارشدِ معماری در دانشگاه شهید بهشتی پرداخت. وی کارهای ساختهشدهاش در این دوره را تمرینهایی برای کشفِ اتصالات و جزئیاتِ مصالحِ مختلف و شناختِ امکاناتِ اجرایِ مطلوب میداند و امیدوار است بتواند از این طریق به کیفیتهای فضایی در معماری دست پیدا کند.
پروژهٔ ساختمانِ تجاریِ خیابانِ بهار اولین تجربهٔ مستقلِ حرفهایِ اوست.
ساختمانِ تجاریِ خیابانِ بهارِ تهران (۱۳۷۵ ـ ۱۳۷۷) — طرحِ معماری و نظارت: محمد مجیدی. مدیرِ پروژه: مصطفی حکمت. کارفرما: شرکتِ ساختمانی فتح امین. طرحِ سازه: جواد قلمبر دزفولی. تأسیساتِ مکانیکی: قباد اردلان. تأسیساتِ برقی: محمدرضا لاهیجانی. مساحتِ زمین: ۲۲۰۰ مترمربع. مساحتِ زیربنا: ۸۲۰۰ مترمربع.
خیابانِ بهار از معدود خیابانهای تهران است که حال و هوای خود را حفظ کرده است. قرار گرفتن میانِ دو ساختمانِ متعلق به دوره و شیوهٔ وارطان، و رعایتِ اسکلتِ در حالِ ساخت، دو محدودیتِ اصلی در طراحی بودهاند که جدارهٔ شهری و فضای داخلی را شکل دادهاند. در جدارهٔ شهری، آرایشِ حجمیِ نما ــ همچنانکه در دو ساختمانِ طرفین اتفاق افتاده است ــ با استفاده از ترکیب و تناسباتِ سادهٔ پُر و خالی و عناصرِ کمشمار به بازی گرفته شده است. استفادهٔ حداکثر از نورِ طبیعی، دقت در جزئیات و اتصالِ سطوح ــ به خصوص در ویترینهای پیشساخته و پلهها ــ از مشخصاتِ سازماندهی و آرایشِ فضای داخلی است.
کارخانهٔ سازهپویش (۱۳۷۷) — طرح و ساخت: محمد مجیدی. همکارِ اجرایی: رحیم محمدی. کارفرما: شرکتِ سازهپویش، مهندس مرامی. اجرای تأسیسات: ایران مشعل، مهندس حقوقی. موقعیت: شهرِ صنعتیِ اشتهارد.
مجیدی در توصیفِ شرایطِ کار در این پروژه میگوید: «نقشِ من در این پروژه مانندِ عکاسی است که قبلاً دوربین روی سهپایه به طرفِ سوژه برایش تنظیم شده است، و فقط میتواند نوعِ فیلم، سرعت و دیافراگم را انتخاب کند. وقتِ زیادی هم ندارد، از زمانِ آشنایی با صورتِ مسئله ۵ ثانیه! در عوض، میتواند هنگامِ چاپ از بهترین امکانات استفاده کند.»
«این پروژه ادامهٔ یک طرحِ نیمهکاره است: سازه به شکلِ سوله طراحی و ساخته شده، دیوارچینیها رو به اتمام و پروژه به مدتِ کوتاهی متوقف مانده بود. به پیشنهادِ طراحِ قبلی و موافقتِ کارفرما پروژه به من محول شد. طراحی و ساختِ پروژه همراه با کلیه تغییراتِ لازم برای هماهنگی و تغییرات در ۷۵ روز انجام شد.»
کپشنِ تصاویر: ۱ ـ سالنِ تولید. ۲ ـ مسیرهای دسترسیِ سرپوشیده. ۳ ـ نمای شیشهای سالنِ تولید. ۴ ـ نمای کلی.
طرحِ کارخانهٔ پایاکلاچ (۱۳۷۷ ـ ۱۳۷۸) — طرحِ معماری: مهندسین مشاور بنسار. مدیرِ پروژه و طراح: محمد مجیدی. طرحِ سازه: کوروس اطاعتی، مسعود ابطحی. طرحِ برق و تأسیسات: مصطفی دُر، امیر اعظمیش، بهروز نوری. گرافیکِ کامپیوتر: ارسیا سروشفر، علیرضا جعفری. همکارانِ طرح: زوبین امیری، پویا قدوسی، لیلا زاویه، مریم مجیدی، مهسا مجیدی، مهناز شریفی، سحر بالازاده، ژوانیتا مانوکیان. موقعیت: شهرِ صنعتیِ رشت.
پروژهٔ کلاچ در انطباق با شرایطِ اقلیمیِ منطقه طراحی شده است. بارندگیهای شدیدِ منطقه از جبههٔ غرب و نیاز به ایجادِ جریانِ هوا در فضاهای درونِ کارخانه، ایدهٔ اصلیِ فرمِ سقفِ سالن را موجب شدهاند.
یک جبههٔ شیشهٔ سرتاسری به طرفِ فضای سبز ــ که برای توسعهٔ آتی پیشبینی شده است ــ دیدِ کارگران به محوطه را امکانپذیر کرده است. همچنین اتصالِ عملکردهای مختلف به یکدیگر در زیرِ فرمهای همسان و ایجادِ مسیرهای سرپوشیدهٔ دسترسی بین اجزای مختلفِ طرح از ایدههای اولیهٔ پروژه بوده است.
طرحِ ایستگاهِ اتوبوس (شهریور ۱۳۷۹) — طرح: محمد مجیدی. همکارِ طرح: پدیده آذین.
این پروژه طراحیِ ایستگاهِ اتوبوس برای تبلیغِ مانیتورهای ساختهشده با مارکِ LG برای نقاطِ مختلفِ تهران و دیگر شهرهای کشور است. ایدهٔ اصلیِ پروژه استفاده از یک صفحهٔ منعکسکننده در پوششِ جدارهٔ داخلیِ ایستگاهِ اتوبوس است، که نشاندهندهٔ تمام رفتوآمدهای مردم و اتفاقاتِ درونِ ایستگاهِ اتوبوس باشد؛ بدین ترتیب تصاویرِ روی صفحهٔ ایستگاه متحرک هستند، و تقعرِ قوسِ دیوارهٔ ایستگاه حالتِ واقعیِ تصاویر را تغییر میدهد.
فرمِ ایستگاهِ اتوبوس ــ در عینِ سادگی ــ میتواند خود را با کلیه محیطهای مختلفِ شهری سازگار کند. صفحههای منعکسکننده از جنسِ مات به نحوی طراحی شدهاند که امکانِ تبلیغ روی آنها موجود باشد و بتوان در فواصلِ زمانیِ معین آنها را تعویض کرد.








