معماران این روزها کمتر تن به عناصر الحاقی در طراحیشان میدهند. چون این الحاقات ایده اصلی طرح را مغشوش و ناخوانا میکند. معماری معاصر میبایست ایده اصلی خود را شفاف و در نگاه اول در تصویر بنا به مخاطب ارائه کند و عناصر الحاقی این تصویر را گنگ میکند.
معمار معاصر اگر مسئلهای را تشخیص دهد، خواه یک مسئله اقلیمی باشد یا اجتماعی یا یک مسئله کارکردی سعی میکند راهحل را در ساختار اصلی و فرم اصلی بنا ارائه نماید و راهحل یا همان ایده اصلی طرح است و یا آن قدر محو میشود که ایده اصلی را مغشوش و ناخوانا نکند.
شناشیر کاملاً برعکس این ماجراست.
فرض کنید در طرحتان یک حیاط مرکزی میگذارید و اتاقها را در دو طبقه اطرافش میچینید، هوا گرم و شرجی است، رطوبت بسیار بالاست و به جریان هوا نیاز دارید، هر قدر از زمین فاصله بگیرید جریان این باد شدت کارآیی بیشتری دارد، پس پنجره اتاقهای بالا را به سمت باد بزرگ و قدی میکنید تا نسیم بیشتری به داخل نفوذ کند، اما چند مشکل وجود دارد، یکی اینکه خطر افتادن هست. پس باید جلو پنجرهها نرده بگذارید، اما نرده جلوی دید رهگذران به داخل اتاق را نمیگیرد، پس باید نرده را پر و با روزنههای کم بگیرید که این در تضاد با پنجرههای قدی است و جلوی باد گرفته میشود، راهحل چیست؟
کمی نرده را از پنجره فاصله دهید و قسمت پر نرده را هم کرکرهای کنید و جهت آن را به سمت اتاق، پایین بکشید تا جریان باد بهتر به داخل اتاق نفوذ کند، به این ترتیب شناشیر ساخته میشود.
یک عنصر الحاقی چوبی به عرض ۸۰، ۹۰ سانتیمتر و به طول شاید کل نما و عموماً در جهت باد با نردههای کرکرهای که حتی میتوانید در بعضی موارد دانهدانه این کرکرههای چوبی را افقی کنید تا باد بیشتری به داخل اتاق وارد شود، و یک سقف شیبدار.
این عنصر الحاقی چوبی چند حسن دیگر برای بنا ایجاد میکند، یکی اینکه روی گذر و روی دیواره طبقه همکف سایه میاندازد، دیگر اینکه این امکان را به وجود میآورد که حرکت کنید و از یک اتاق به اتاق دیگر بروید و یا از اتاق همجوار گذر کنید بدون اینکه داخل اتاق شوید.
در حیاط داخلی هم دورتادور این شناشیر را اجرا میکنند که هم امکان تردد ایجاد میکند و هم سایه مناسبی برای اتاقهای پایین میسازد. نردههای شناشیر در حیاط مرکزی چون دیگر مشکل دید از پایین را ندارند کرکرهای نیستند و خطوط نازک چوبی هستند که کمترین مانع را برای جریان هوا ایجاد کنند.
شناشیر خاص بوشهر نیست و در شهرهای کشورهای دیگری مثل عراق (که به آن شناشیل میگویند) و یا مصر، هند و بعضی کشورهای اروپایی مثل ترکیه و اسپانیا هم با نامهای دیگر وجود دارد. این عنصر الحاقی به خاطر کارآیی مناسب در اقلیم بوشهر و تکرار آن در خانههای بوشهری توانسته یک تصویر کلی از این خانهها بسازد و الان اگر شما خانههای بوشهری را در ذهنتان تصور کنید احتمالاً اولین تصویر همین شناشیر است. ولی اگر پلان این خانهها را بکشید یا ببینید ساختار حیاط مرکزی، اتاقهای دور و فضای باز مثل طارمه در آن چنان پررنگ است که احتمالاً شناشیر در آن دیده نمیشود.