کارفرما: دفترِ پردیسان، سازمانِ میراثِ فرهنگی · مشاور: فیروز فیروز و همکاران · ناظرِ عالی: مهندس کشاورز · عکس: ایمان سبوف. استادکاران: مرمتِ نقاشی: علیاکبر سرکوبی · نقاشی: جلال سرکوبی، اکبر سرکوبی · مرمتِ نما: محمدرضا جوانمردی · نجار: عبدالعلی قدرت · گرهچینی و درک: محسن لوطی شاهرخ · نجارِ شیرسر و درها: عباس پرخین · سنگکار: رحمان حسنحضوری · سنگِ کف: میرمهدی پوراسماعیل.
در مرکزِ شهرِ شیراز مجموعهای از آثارِ معماریِ تاریخی متعلق به دورهٔ زندیه وجود دارد، که به نامِ مجموعهٔ کریمخانیِ شیراز مشهور است. ابنیهٔ این مجموعه همگی به دستورِ کریمخانِ زند ساخته شدهاند. با اینکه کریمخان فقط ۱۶ سال حکومت کرد، حجمِ ساختوساز و مخصوصاً شخصیتِ آثارِ این دوره در شیراز بهگونهای است که از این دوره بهعنوانِ یک دورهٔ کاملاً مشخص و تأثیرگذار در روندِ تکاملیِ معماریِ ایرانی یاد میشود؛ و به جرئت میتوان گفت برای مطالعهٔ معماریِ معاصرِ ایران نه از دورهٔ قاجار، بلکه باید از دورهٔ زندیه آغاز کرد. تفاوتِ فضای معماریِ زندیه — به لحاظِ لحن و بیان — با دورهٔ صفویه به حدی قابلِ لمس است که حجمِ کمِ ساختوساز در دورهٔ نادرشاه و زمانِ کوتاهِ حکومتِ او این حجم از تغییرات را به معمایی در روندِ تکاملِ معماریِ ایرانی بدل ساخته است.
آقا محمد خانِ قاجار، با تمامِ کینهای که از کریمخان به دل داشت و تلاشی که در از بین بردنِ آثارِ دورانِ او داشت، بهعکس با بردنِ شیوهٔ معماریِ زندیه به تهران در عمل راهی را که در دورهٔ کریمخان آغاز شده بود تداوم بخشید. او دو ستونِ مرمرینِ دیوانخانه را از جای کند و با خود به تهران آورد، اما با این کار در عمل الگوی معماریِ ایوانِ دو ستونه را — بهعنوانِ یکی از مهمترین الگوهای معماریِ مسکونی در تهران — رایج کرد.
تفاوتهای معماریِ زندیه با صفویه
معماریِ صفویه بدون هیچ تغییرِ قابلِ ملاحظهای در دورهٔ زندیه به کار رفته است. تفاوتهای مهم و غیرقابلِ کتمانی در بیان و لحنِ معماری ایجاد شده که میتوان به شرحِ زیر برشمرد: کریمخان خود را وکیلِ مردم مینامید و عملاً برای گسترشِ مرزهای حکومتِ خود تلاشی نکرد و ایجادِ آرامش در درونِ مرزها را در اولویت قرار داد. شاید به دلیلِ همین نگرش نسبت به حکومت و وظایفِ حکومت بود که در این دوره — برخلافِ دورهٔ صفویه — ابنیهٔ عظیم، میدانهایی با مقیاسِ فوقِ انسانی و کاشیکاریها و تزئیناتِ شگفتانگیز نقشی در شکلگیریِ فضاهای معماری نداشتهاند.
در این دوره از ابعادِ بناها کاسته شد، و با بازگشتِ مجددِ آجر به زمینهٔ تزئیناتِ خارجی، سادگیِ نسبی در تزئینات مطرح شد که یکی از ویژگیهای معماریِ این دوره است. تفاوتِ مقیاس و لحنِ تزئینات در دو بنای مسجدِ امامِ اصفهان با مسجدِ وکیلِ شیراز بهخوبی بیانکنندهٔ این تغییر و تفاوت است. ولی باید توجه داشت که این کوچک و سادهتر شدن از ضعفِ معماریِ زندیه نیست، چراکه به هیچ وجه از استحکام و دقت در ساخت و ساز کاسته نشده است. چیزی که عملاً در دورهٔ قاجار به وقوع میپیوندد و با وجودِ ساختِ مساجدِ عظیم و کاشیکاریهای گسترده، کمبودِ دقتِ سازهای داستان دیگری است.
برای تکمیلِ تفاوتهای معماریِ زندیه و صفویه، باید به گسترشِ چشمگیرِ نقاشی، بهعنوانِ تزئینِ داخلیِ بنا، توجه کرد که از دورهٔ صفویه آغاز شد، ولی در این دوره به کمال رسید. سنگ پس از نزدیک به دو هزار سال — آن هم بهصورتِ نقشِ برجسته و ستونهای سنگی — تفاوتِ مهمِ دیگرِ این دوره با زمانِ صفویه است. استفاده از موضوعاتِ اسطورهای در این حجاریها نشاندهندهٔ توجهِ معمارانِ این دوره به تخت جمشید است. بعدها در دورهٔ قاجار هم سنگ، بهعنوانِ عاملی تزئینی، جایگاهِ خود را از دست نداد، چنانکه در بنایی چون مسجدِ سپهسالار به یکی از مهمترین عواملِ تزئینیِ بنا بدل شد.
عمارتِ دیوانخانه از مجموعهٔ کریمخانی
این بنا یکی از ابنیهٔ مجموعهٔ کریمخانی، شاملِ ارگ، دیوانخانه، مسجد، بازار، حمام و چند کوشک، است که در سالِ ۱۱۸۰ هجری قمری ساختِ آن آغاز شد و در دههٔ ۱۱۹۰ به پایان رسید. در دورهٔ صفویه هم ساختمانهایی با نامِ دیوانخانه وجود داشت و تا دورهٔ قاجار هم ساختمانهایی با همین نام در کار بود. دیوانخانه به «دادگستری» و «عدلیه» معنی شده است؛ اما در واقع در ساختارِ حکومتیِ آن زمان، وظایفِ گستردهتری را به عهده داشته و در مجموع وظیفهٔ دادگستری و وزارتِ کشورِ امروز را انجام میداده است.
نکتهٔ قابلِ توجه اینجاست که برای دیوانخانهها الگوی معماریِ ویژهای وجود ندارد و در ساختِ آنها از الگوهای رایج در خانهسازیِ ایرانی استفاده میشده است. با وجودِ این، معماران بهخوبی با تغییرِ ابعادِ فضا و لحنِ بهکاررفته در تزئینات، الگوی معماریِ خانه را برای معماریِ یک بنای اداری به کار بردهاند.
الگوی ایوانِ دو ستونه
یکی از الگوهای رایج در خانهسازیِ ایرانی، بهخصوص از دورهٔ زندیه به بعد، الگویِ ایوانِ دو ستونه است که شاملِ یک ایوان در محورِ اصلیِ بنا و دو ستون در نمای بیرونی است. در دو طرفِ این فضا معمولاً دو محورِ سیرکولاسیون قرار دارد، و در کنارِ این محورها دو اتاق با تقسیمِ سهقسمتی — بهصورتِ سهدری یا ارسی — قرار میگیرد که گوشواره نامیده میشود. این الگو با چنین توالیِ فضایی تکمیل میشود، اما با افزودنِ دو راهروِ دیگر و دو اتاقِ بیشتر میتواند گسترش یابد. الگو میتواند در عمق نیز توسعه یابد و با ترکیبِ فضاهای فرعی در سمتِ دیگرِ آن کامل شود. فضای واقع در پشتِ ایوانِ اصلی چلیپا (صلیب) یا شاهنشین نامیده میشود.
دو ستونِ اصلیِ بنا در آغاز از مرمر بود، اما با دو ستونِ هشتضلعیِ چوبی بر پایههای سنگیِ یک متری جایگزین شدند. سرستونها — مانندِ سرستونهای عالیقاپوی اصفهان — تزئیناتِ مقرنس دارند. تزئیناتِ مقرنسِ طلاکاریشدهٔ چلیپا چشمگیر و تماشایی است. در پسِ ایوانِ اصلی، در شاهنشین، دو اتاقِ تزئینشدهٔ دیگر نیز دیده میشود که مستقیماً با حیاط ارتباط ندارند. در دو گوشهٔ شمالیِ ساختمان، چهار اتاقِ مهمِ دیگر قرار دارند. اتاقهای طبقهٔ بالا با چهار راهروِ گذرگاه در طبقهٔ همکف به چهار قسمتِ مستقل تقسیم شدهاند.
ساخت، تزئین و اتاقها
یکی از ویژگیهای مهمِ ابنیهٔ زندیه، استحکام و ساختوسازِ دقیقِ آنان است. عمارتِ دیوانخانه پیای از سنگ و ساروج دارد. دیوارها از آجرِ نظامی است. سازهٔ ساختمان (بهجز ایوانها) عمدتاً از طاقها تشکیل شده است. در تزئیناتِ سطوحِ داخلیِ بنا، آثارِ مقرنس در زیرِ سقفها و میانِ سقفها و سرستونها به کار رفته است. نقاشیها شاملِ نقشهای گلوبرگ و اسلیمی با طلاکوبیِ فراوان است. سپس مهمترین تزئین، حجاریِ سنگی است؛ اما ظرافتِ این حجاریها در هیچ زمینهای با تخت جمشید قابلِ مقایسه نیست. ارسیها، درها، ناودانیها و سرستونها با تزئیناتِ ظریفِ چوبی اجرا شدهاند.
عملکردِ پیشنهادیِ تازه
عملکردِ تازهٔ پیشنهادی برای این بنا، مرکزِ اطلاعاتِ توریستی است. در طبقهٔ همکف: هفت آتلیه و گالریِ نقاشی، تالاری برای اجرای موسیقیِ سنتی، کتابخانهای برای نگهداریِ اطلاعاتِ مربوط به شیراز و فارس؛ و در طبقهٔ بالا: کافهتریا، دو واحدِ نشستِ چندمنظوره، یک کافهنت و دفترِ مدیریت پیشبینی شده است. با این کاربری، ساختمان بار دیگر برای شهروندانِ شیراز و گردشگرانِ آن به مرکزِ همخوانی برای موسیقیِ سنتی، کتابخانهای برای نگهداریِ اطلاعاتِ شیراز و فارس و چند کافهٔ چندمنظوره بدل میشود.








