بارها در مسیر کاشان به فین تابلو راهنمای مسیر سیلک را دیده و از کنار آن عبور کرده بودم چراکه خیال میکردم سیلک باید فاصله زیادی با شهر داشته باشد یا گمان میکردم همیشه فرصتی برای دیدن آن خواهم یافت. اما نمیدانستم قرار است در یکی از گرمترین روزهای تابستان راهی سیلک شوم. در نیمروز خرماپزان مرداد کاشان و آسمانی که ابرهای پراکندهاش توان گرفتن نفس تند آفتاب را نداشتند به سیلک خالی از جمعیت رسیدم که حتی کارکنان از گرما گریزانش را به اتاقهایشان رانده بود. نخستین رویارویی با سیلک برایم شگفتانگیز و البته کمی هولناک بود؛ از این رو که ابرها، فضا را خاکستری و کهنهتر جلوه میدادند و تنهایی و سکوت وهمناک محوطه وسیع سیلک کافی بود تا عمر چند ده ساله خود را کنار تاریخ چند ده هزار ساله این تپه بگذارم و به دیرینگی سیلک پی ببرم تا زمان برایم معنایی دیگر پیدا کند.
کشف و ساختار
تپه سیلک را رومن گریشمن، باستانشناس فرانسوی در سال ۱۳۱۰ کشف کرد و نخستین حفاری بلافاصله در همان سال آغاز شد. این محوطه از تپه شمالی (به مساحت ۵ هکتار)، تپه جنوبی (به مساحت ۸ هکتار) و دو گورستان تشکیل شده است. بر اساس گمانههای باستانشناسان محدوده سیلک عملکردی مانند یک دولت محلی در دشت کاشان داشته که محدوده بسیار وسیعی از قم تا آران و بیدگل، نطنز و کوهپایههای کرکس را شامل میشده.
دژ یا زیگورات
بزرگترین پرسش تا امروز درباره کاربری سازه خشتی تپه جنوبی است که به عنوان دژ یا زیگورات استفاده میشده! اما به دلیل اینکه آخرین نمونه کشف شده زیگورات از جنوب تا دشت کرمان به ثبت رسیده و در مناطق مرکزی زیگوراتی وجود ندارد احتمال اینکه این سازه به عنوان دژ ساخته شده باشد را بیشتر میکند. پیوستگی در اکتشافات دورههای مختلف، از دوران شکار و کوچنشینی تا دورههای پایانی سیلک (عصر مفرغ) که در کارگاههای دباغی و سفالگری (در ضلع جنوبی تپه جنوبی) مشاهده شده حاکی از سکونت دائم در این قسمت بوده است.
اکنون یک تیم حفاری روی تپه شمالی مشغول کار هستند و فرضیاتی را ارائه کردهاند مبنی بر اینکه در دورههای میانی، دیوارها در این قسمت راستگوشه شدهاند. نتایج آزمایشهای مصالح در هر دو قسمت شمالی و جنوبی نشاندهنده وجود مواد عالی در سقفها با اندود گل هستند و با توجه به اینکه در گذشته رودی بین تپه شمالی و جنوبی جریان داشته، استفاده از نی و کاهگل برای پوشش سقفها محتملترین فرضیه به حساب میآید.
ابزارها و صنعتگری
با توجه به ابزارها، ظروف سنگی و سفالهای کشف شده در این منطقه به نظر میرسد با شکلگیری مشاغل تخصصی و کارگاههای صنعتگری در تپه سیلک و دیگر مناطق مجاور۱، مبادلات صنعتگران با کشاورزان و دامپروران از طریق عرضه این محصولات صورت میگرفته است. تعاملات صنعتگران و ساکنان از طریق رفع نیازهای متقابل بوده به نحوی که استادکاران نیازهای ساکنان به پارچه، چرم، ظروف و غیره را برآورده میساختند و در ازای آن محصولات کشاورزی و دامپروری دریافت میکردند.
به نظر میرسد سوزنهای فلزی، سنگی و سایر ابزارها (در کارگاههای قسمت جنوبی تپه جنوبی یافت شده است) برای چرمدوزی و تولید پارچه استفاده میشده. دژ مرکزی، خانهها و کارگاهها با خشت ساخته شده و به ندرت اثری از معماری سنگی به چشم میخورد، به طوری که حتی حکاکیها هم روی خشت انجام میشده.
نقش بز در هنر سیلک
هنرمندان سیلک در طراحی روی سفالینهها بیشتر از نقشهای انتزاعی گیاهی و حیوانی الهام گرفتهاند اما از میان تمام نقوش بهجامانده در این منطقه، تصویر بز در شکلهای مختلف، فصل مشترک بسیاری از سنگنگارهها، سفالها و آثار دیگری است که با چیرهدستی و ظرافت شگفتانگیزی ساخته و پرداخته شده است. اهمیت اهلیسازی و همزیستی بز با انسان در زندگی روزمره در این دوران از یک سو و نقش اسطورهای و تاریخی آن شاید موجب شده است ترسیم نقوش بز در هنر آن روزگار پررنگتر جلوه کند.
در سفالینه کشف شده از سیلک که هماکنون در موزه ملی ایران نگهداری میشود نقشی از چند بز به تصویر کشیده است که چلیپایی در وسط شاخ آنها دیده میشود. نکته جالب اینکه سنگنگارهای با تصویر بز در دشت لتحر، در فاصله ۵ کیلومتری جنوب شرقی سیلک یافت شده است که قدمت آن میتواند به سالهای بسیار دورتر از شکلگیری سیلک بازگردد. استفاده از نماد بز در هنر آن دوران به ترسیمات روی سفال خلاصه نشده و در شکلهای دیگر نیز دیده میشود.
مجسمهای منسوب به دوران پایانی سیلک از سر بز در این منطقه یافت شده که اکنون در موزه سیلک نگهداری میشود.
پانوشت
- محدوده باستانی اریسمان در فاصله ۷۰ کیلومتری سیلک نمونه دیگری است که در آن بازماندههای کورههای ذوب فلزات و کارگاههای تولید ابزار یافت شده است.
