همه چيز هماهنگ است: فرسايش در ابعاد مختلف، از بسيار بزرگ تا بسيار كوچك. تابلوسازى هم مثل فست فود شده: محو صنعتگرى، گرافيك، تنوع، مزه. در حالى كه شهردارى به آرايش مصنوعى و الحاقات بيهوده مشغول است، اين آثار هنرى واقعى و موجود با خشونت و بى سليقگى از ميان رفته يا مى روند. اصولاً عناصر كاربردى يك شهر، در صورت خوب بودن، براى هنرى بودن يك شهركافى اند و به تزئين و بزك نيازى نيست )در مورد همه چيز همين طور است. به شهرهايى كه به آنها مى باليم و در عين حال از بين مى بريم )!( نگاه كنيم، آيا اثرى از بزك هست؟(.




