خاموشی

اشتراک‌گذاری
خاموشی

. خود را مى بینم که به هستى خود گوش مى دهم-معطوف مى شود « ]این، آن را خواهد Ceci tuera cela» در فصل مشهور اما معمایى کشت[ که ویکتور هوگو به چاپ هشتم نوتردام دو پارى، ضمیمه کرد، او حکم مرگ معمارى را صادر مى کند، » اندیشه انسان به وسیله اى دست یافت براى جاودان ساختن خود که فرمى پایدارتر و مقاوم تر از معمارى دارد. ساده تر و آسان تر نیز بود. معمارى از تخت به زیر کشیده شد. حرف هاى سنگى اورفیوس نویسنده در ادامه این اندیشه را 7«.با حرف سربى گوتنبرگ جایگزین شد بیشتر بررسى مى کند، و آن را در دهان شماس بزرگ نوتردام مى گذارد، »اما در وراى این اندیشه ]. . .[ از این حکایت مى کند که ذهن انسان در تغییر شکل خود، حالت بیان خود را دگرگون مى کند، و اینکه، شاخص ترین ایده هر نسل بر همان ماده و به طرزى یکسان نوشته نمى شود؛ و اینکه کتاب سنگى، که بسیار منسجم و پایدار است، جاى خود را به کتاب کاغذى مى دهد، که آن هم 8«.منسجم و پایدار است ]...[، این نوع چاپ، معمارى را به هلاکت مى رساند گرچه پیش بینى هوگو بارها نقل شده، معناى آن براى تاریخ معمارى کماکان با سوء برداشت همراه بوده است. این پیش گویى نویسنده که معمارى موقعیت خود در مقام مهم ترین رسانه فرهنگى را به رسانه جدیدى واگذار مى کند، بى تردید درست از کار درآمده است. اما رسانه جدید، آن طور که هوگو پیشگویى مى کند، معمارى را به دلیل قدرت و پایدارى بیشتر از در بیرون نرانده است، بلکه به دلیل متضادى چنین کرده است: به دلیل اینکه سریع، زودگذر، چشم پوشیدنى و پرسروصداست. معمارى در ذات خود پدیده اى زمینه اى است که براى رویدادها و

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفری باشید که نظر می‌دهید.