ایستگاه‌ها

سهیلا بسکی·معمار ۶۰
اشتراک‌گذاری
ایستگاه‌ها

هر وقت كه در سالن بدون هواي كنفرانسي مثل ماهيِ بيرون افتاده از آب به نفس نفس افتاده ايم، و در گرماي بويناك آن ناچار شده ايم بروشورهاي برنامه را بادبزن كنيم، يا وقتي در سرماي زير صفر سالني كه دستگاه سرمايش آن »خيلي خوب« خنك مي كند، لرزيده ايم، يا سر سياه زمستان در كوپه هاي قطار از شدت گرماي بخاري كه درجة زياد و كم ندارد، ناچار پنجره ها را باز كرده ايم، به خودم گفته ام اگر روزي روزگاري مشكل تأسيسات ساختمان ها و وسايل حمل و نقل ما حل شود، آن روز روز رستگاري ما خواهد بود. اما همان طور كه همه مي دانيم، مي شود به فهرست مشكلات مزمني كه حل آنها نشانة رستگاري خواهد بود، علي غيرالنهايه افزود، مثلاً در زمينة بحث اين شمارة معمار، يعني طراحي ايستگاه ها يا به اصطلاح امروزي پايانه هايي كه قرار است اين وسايل و سرنشينان آن را، چه سرد و چه گرم، در خود جاي دهند. -در مورد دلايل مزمن شدن و لاينحل ماندن اين نوع مشكلات كه جنبه هاي فني مهندسي جدي دارند، از نظر اقتصادي اجتماعي هم بحث هاي زيادي مطرح شده است. گروهى از صاحبنظران اين نوع مشكلات را به ناكام ماندن آرمان هاى انقلاب مشروطه مربوط مى دانند، اما بعضى ها هم معتقدند ناشى از خودباختگى ما در مقابل بيگانگان است كه از قضا سرآغاز آن همان انقلاب مشروطه بوده است . آن ها براى مستند كردن نظرشان به ميراث تمدنى ما در معمارى و ساختمان و سيستم هاى فوق العاده كارآمد آب رسانى و تهويه ، مثل بادگير و قنات ارجاع مى دهند. اما به نظر نمي رسد اين بحث در مورد وسايل نقليه و ايستگاه هاي آن ها مصداق پيدا كند، چون تا آنجا كه مى دانم معلوم نيست چرا پدران ما، به ساختن وسايل نقليه و چرخ و دليجان و كالسكه چندان علاقه اي نشان ندادند و به همان اسب و حيوانات باربر و پاهاى خود بسنده كردند؛ شايد به دليل بي علاقگي به سفر بوده، مثلاً به خاطر اقتدا به حافظ كه معتقد بود نشستن كنار آب ركن آباد و تماشاي گذر عمر به مراتب خردمندانه تر از سفر است، يا شرايط ناامن اجتماعي تقريباً مزمن در ايران. براي رواج سفر و بيرون آمدن از مأمن خانه، حداقل ثبات اقتصادي و سياسي جامعه براي مدتي طولاني تر از عمر يك نسل لازم است. در حالي كه در سرزمينِ همواره تحت تهاجم اقوام بيابان گرد و تكه پاره ميان رجالگان قدرت جوي داخلي و مدام در نزاع با هم، اين ثبات گوهري كمياب بوده و ظاهراً باعث شده دوران حكومت كريمخان زند و شاه عباس اول، كه هنوز بازماندة كاروانسراهاي آن در سرتاسر كشور برجاي اند، در تاريخ ما استثناهايي باشند كه قاعده، يعني نوعي هرج ومرج مزمن طي قرون متمادي را اثبات مي كنند. به هرحال، وقتي سابقة ما دربارة اصل موضوع، يعني خود سفر و وسايل - نقليه از اين قرار باشد، به طريق اولي مي توان مشكلات پايانه ها يا ايستگاه هايي را كه پيشينة تاريخي آن ها از كاروانسراها شروع و به كاروانسراها ختم مي شود، قابل فهم و حتي »طبيعي« تلقي كرد. به هر حال نمي توان انكار كرد كه ايستگاه ها، يا پايانه ها به لفظ امروز ما، نماد تمدن شهري و نوعي ارگانيسم پيچيدة شهري اند. بي جهت نيست كه زماني در ادبيات و فلسفة دوران تجدد جايگاه مهمي يافتند. پيچيدگي سازوكار اين سامانه ها، به پيچيدگي زندگي

\\n\\n

شهري و به پيچيدگي هر نوع برنامه ريزي با متغيرهاي فراوان است كه مسلماً ما در آن استاد نيستيم. امروزه اگر نه تمامي، بسياري از ساختمان هاي عمومي تازه ساز، حكايتگر نقصان هاي فكري و معرفتي ما براي برنامه ريزي طراحي يك كالبد مناسب براي عملكردي معين اند. سال و اندي، پروژة 70 بنابراين بي دليل نيست كه امروز پس از حدود راه آهن شمال ـ جنوب و ايستگاه هاي آن، كه در دوران پهلوي اول ساخته شده، هنوز بزرگ ترين پروژه از اين دست در سامانة حمل ونقل ريلي محسوب مي شود. جز خط سرخس ـ مشهد، مهم ترين پروژة سال هاي اخير خط آهن اصفهان ـ شيراز ـ عسلويه بوده كه بخش اصفهان ـ شيراز آن سال گذشته افتتاح و به دليل ناقص بودن مجدداً بسته شد. حتي پروژة بسيار كوچك راه آهن كرمان ـ بم كه با چنان وضعيتي راه اندازي شد كه به 87 مدت ها در دست ساخت بود، در سال نظر مي رسيد مثل پروژة اصفهان ـ شيراز مجبور شوند دوباره تعطيلش كنند. از در ايستگاه بم، كه وسط بر و 87 حركت به شدت كند آن كه بگذريم، در سال بيابان ساخته شده بود، كوچك ترين امكاني براي آنكه مسافران سرگردان خود را به شهر برسانند، وجود نداشت. در حمل و نقل جاده اي هم، بعد از ساخت ترمينال مسافربري جنوب در پيش از انقلاب پروژه اي به بزرگي آن اجرا نشده است. فكر ساخت اين نوع مطرح شد و مطابق معمول پس از بالا و 1328 پايانه ها، اولين بار در سال آغاز و در سال 54 پايين شدن هاي بسيار احداث اولين پايانة مسافربري در سال تكميل شد. در سال هاي بعد ترمينال بيهقي و ترمينال هاي غرب و شرق 58 تهران بزرگ ده ميليوني ساخته شده اند كه دوتاي آخر هنوز سرورويي ناتمام و بي سروسامان دارند. ظاهراً وضع شهرهاي بزرگ مثل اصفهان، شيراز، تبريز و مشهد از اين لحاظ بهتر است، گرچه در مجموع با كالبد كنوني جوابگوي نيازهاي روبه رشد جمعيت شهري نيستند و از نظر برنامه ريزي دچار همان آشفتگي هاي همة فضاهاي عمومي اند. در اغلب شهرهاي كوچك هم خبري از ترمينال نيست و اغلب يك زمين متروكة خاكي و يك بناي كوچك سوله مانند كار ترمينال را مي كند. وضعيت در زمينة حمل ونقل هوايي اگر بدتر نباشد، بهتر هم نيست. در واقع و ساخت فرودگاه هاي شهرهاي 1328 بعد از ساخت فرودگاه مهرآباد در سال بزرگ در سال هاي پس از آن، پروژة مهم ديگري جز فرودگاه امام مطرح نبوده سال طول كشيدن ساخت آن جاي زيادي براي مفتخر بودن نمي گذارد 30 كه به وسيلة شركت 1354 و ساخت آن در1346 )مطالعات اولية اين پروژه در آمريكايي تي اي ام اس آغاز شد كه وقوع انقلاب آن را متوقف كرد. ساخت 1374 فرودگاه به وسيلة يك شركت فرانسوي و يك شركت ايراني در سال افتتاح شد. 1381 از سرگرفته شد و فاز نخست آن، به صورت ناقص در سال اخيراً اعلام شده كه فاز دو آن ده سال به طول خواهد انجاميد كه با توجه به سال ديگر هم طول بكشد.(30 بدسابقگي ما در اين زمينه به راحتي مي تواند و اما وضعيت پايانه هاي دريايي از همه نابسامان تر به نظر مي رسد. كساني كه اخيراً به بندرگاه هايي رفته باشند كه همه براي تبديل شدن به مناطق آزاد آه مي كشند، اين ادعا را تأييد مي كنند. در بسياري از اين مناطق و حتي در

\\n\\n

جايي مثل بندرعباس، كه از بدو تولد و از آن وقتي كه گامرون نام داشته محل رفت وآمد به دريا بوده، تجهيزات بندري و پايانه اي سروسامان ندارند. پايانة مسافربري حقاني، كه اينك در دست نوسازي است، وضعيت غيرقابل وصفي دارد. در پايانة باهنر، كه سرورويش بهتر است و ساختمان اصلي آن موقر و خوش ساخت است، در محوطة مقابل دريا كه محل سوار شدن به قايق هاست، اخيراً با كشيدن حصارهايي شبيه فرودگاه هاي خارجي امكان صف بستن را فراهم كرده اند و سكويي براي پياده و سوارشدن مسافران ساخته اند كه وضع را نسبت به دو سال پيش به مراتب بهتر كرده است. در قشم هم، كه ساختمان گمرك آن يك سولة نازيباست، كم و بيش همين تغييرات صورت گرفته و وضع

\\n\\n

را بهتر از دو سال پيش كرده است، اما هنوز تا وضعيت قابل قبول راهي طولاني در پيش داريم. تنها استثناء در اين زمينه كيش است كه تجهيزات بندرگاهي طراحي شدة خوبي دارد. به هرحال به جز تهية مقالاتي براي جلب توجه بيشتر به اين موضوع مهم در زندگي كشور عمدتاً شهرنشين امروز ما ـ كه از قضا سفرهاي توريستي داخلي در آن، در سال هاي اخير گسترش شگفت انگيزي داشته ـ مي توانيم دستي هم به دعا برداريم كه انشاءاالله خداوند كمكي براي هموار شدن راه رستگاريمان بنمايد. آمين، يا رب العالمين!

\n

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفری باشید که نظر می‌دهید.