درآمد ـ مسابقة «سنگ در معماری»
خردادماه امسال صنایع تولید سنگ و ماشینآلات مربوط به آن، که در شهر مرمر ایتالیا یعنی کارارا (Carrara) مستقر است، با همکاری مؤسسة ملی بازرگانی خارجی این کشور (اتاق بازرگانی ایتالیا)، به روال هر سال مسابقهای بینالمللی را برای انتخاب بهترین آثار معماری سنگی برگزار کرد. سفیر ایتالیا در ایران، ریکاردو سسا (Riccardo Sessa)، و رئیس بخش توسعة بازرگانی سفارت، جوانی پاچیتی (Giovanni Pacitti)، پیشنهاد کردند که معماران ایرانی در این مسابقه شرکت کنند. با همکاری مؤسسة معمارنشر، گروهی از معماران برگزیدة ایرانی که آثار شایان توجه و ویژهای با استفاده از سنگ پدید آورده بودند در این مسابقه شرکت کردند. مهرداد ایروانیان، معمار جوان و خلاق که کارهای او تاکنون چند بار در معمار معرفی شده است، برندة جایزة اول منظرسازی شهری شد. از من نیز به عنوان نمایندة مؤسسة معمارنشر دعوت شد که به همراه برندة مسابقه راهی ایتالیا شوم و در مراسم اعطای جایزه که در روز دهم خرداد در شهر کارارا برگزار شد شرکت کنم.
سه سطح کیفیت معماری
در معماری روز دنیا بیشتر به دنبال آثار ساخته شده، پروژهها و نظریات هستیم، در حالی که در فعالیت حرفهای روزمره بیشتر با کارگاه ساختمانی، تکنولوژی، مصالح یا کارهای روزمرة دفتری سروکار داریم. نکته اینجاست که کیفیت معماری از فرایند به وجود آوردن آن جداشدنی نیست؛ ساختمان مثل هر فراوردة دیگر حاصل بهکارگیری مصالح، تکنولوژی و فرایند تولیدی آن است. دانش ما دربارة مسائل نظری و طرحهای مهم معماری جهان فراوان است، ولی شناخت ما از فرایند تولید همان آثار، از جمله مراحل طراحی تا اجرا، اندک است.
سه عامل مهم در شکلگیری معماری خوب نقش برجسته ایفا میکند: نخست، کارفرمایان، مدیریت فنی-مالی پروژه و به طور کلی آن چیزی که نیکولا سینوپلی (Nicola Sinopoli) در کتاب خود «نامرئی» مینامد. دوم، شیوة ادارة دفتر و انجام کارهای روزمرة معماری ـ از عقد قرارداد و محاسبة دستمزد تا تهیة نقشههای اجرایی. سوم، فرایند تولید ساختمان از مرحلة تهیة مواد خام اولیه تا لحظة اجرای آخرین جزئیات. موضوع این مقاله موضوع سوم است.
عبادتگاه ماریو بوتا و سنگ کارارا
روز جمعه دهم خرداد، پس از برگزاری مراسم، با گروهی که ماریو بوتا، برندة جایزة معماری داخلی، مارکو داوینی (Marco Davini)، مهندس ناظر، و جولیانو ونجی (Giuliano Vangi)، مجسمهساز مشهور ایتالیایی، نیز جزو آن بودند، به بازدید یک سایت کوچک در نزدیکی شهر کارارا رفتیم. موضوع بازدید عبادتگاهی کوچک در دل کوه بود که طراح آن ماریو بوتا و مجسمة آن اثر ونجی بود. این عبادتگاه در واقع عبارت بود از یک ایوان سنگی به ارتفاع تقریبی ۱۲ متر با مجسمهای جاسازی شده در دل آن. ساختمان مورد بحث از سنگهای خاکستریرنگ به ضخامت ده سانتیمتر و به ابعاد کوچک (حدود ۳۰ در ۵۰) تشکیل شده بود. هر کدام از سنگها تراش خاصی داشتند و با بستهای فولادی اینوکس (INOX) (مرغوبترین نوع فولاد ضد زنگ) به دیوار بتنی مهار شده بودند. دقت اجرا در حد میلیمتر بود و با چشم هیچ گونه ضعفی در اجرا مشاهده نمیشد. سنگها همه یکدست با لبههای بدون نقص و آنقدر تیز بودند که دست را میبریدند. پروژه به لحاظ فرم کلی بسیار ساده بود و سنگ نیز از نوع مرمریت و از آن دسته سنگهایی بود که در بازار ایران جزو سنگهای پایینرتبه به شمار میروند. زیباییشناختی این ساختمان مدیون شیوة کار روی سنگ و اجرای آن در کارگاه بود.
مقایسه با وضعیت سنگ در ایران
مقایسه با وضعیت سنگ در ایران برایم اجتنابناپذیر بود. در آنجا یک سنگ کمارزش و معمولی از کوه جدا میشود و در هر مرحله مقداری به ارزش آن افزوده میشود تا نهایتاً به صورت یک اثر برجسته در اختیار استفادهکنندگان قرار میگیرد. در ایران برعکس، اغلب، ارزش مادة اولیه ـ هرچند از بهترین نوع ـ از لحظة استخراج، مرحله به مرحله کاهش مییابد تا در نهایت به صورت مصالح نامرغوب به مصرفکنندگان عرضه میشود.
استخراج غیرفنی، عدم دقت در دستهبندی، برش نامناسب و غیراستاندارد که نگهداری و کاربرد سنگ را دشوار میسازد، حمل و نقل غیراصولی که به سنگها صدمه میزند، اجرای غلط که نهتنها ارزش فرم طبیعی سنگ را ظاهر نمیسازد بلکه در بسیاری از موارد جزئیات رهاشده و نقصهای سنگ را به نمایش میگذارد، و دست آخر نبود فراوردههای تکمیلی سنگ از قبیل صمغها و روغنهای مناسب، که پرداخت نهایی و نگهداری سنگ را ممکن میسازند ـ همه و همه دست به دست هم میدهند و سنگ ایران را، که به لحاظ کیفیت جزو بهترینها در دنیاست، به یک پوشش کمارزش و در بسیاری از موارد نازیبا تبدیل میکنند.
کارخانة کمپولونگی و معماری جهانی
در یکی از روزهای سفر، به بازدید یکی از مهمترین صنایع سنگ ایتالیا به نام کمپولونگی (Campolonghi) رفتیم که در چند کشور دیگر نیز شعبه دارد. در آن کارگاه بسیاری از مهمترین آثار معماری دنیا شکل گرفتهاند. معمارانی چون رنزو پیانو، نورمن فاستر، اساواِم (SOM)، آی.ام. پی، سزار پلی و ریکاردو بوفیل به این کارگاه سفارش کار میدهند. هنگام بازدید، کار بر روی سنگهای سازة زیارتگاه پدر پیو، کار رنزو پیانو، و قطعات بزرگ سنگی ساختمانی اثر فاستر را از نزدیک دیدیم. اولین کار مربوط به ساخت بزرگترین قوسهای سنگی تاریخ (دهانهای در حدود ۵۰ متر) و دومی مربوط به تولید چندین قطعه سنگ دقیقاً یکشکل گرانیتی به ابعاد تقریبی ۱٫۵ متر در ۴ متر به ضخامت حدود ۲۰ سانتیمتر بود.
زیارتگاه پدر پیو ـ رنزو پیانو
حدود ۱۲ سال قبل که در دفتر پیانو کار میکردم، پروژة زیارتگاه پدر پیو در مرحلة طراحی بود و هر روز ماکتهای آزمایشی مختلفی از قوسهای سنگی آن تهیه میشد. هدف پیانو ایجاد یک سازة مدرن و های-تک با بهرهگیری از مادة سنتی و تکنولوژی نو بود. به خاطر دارم که همان موقع مهندسان سازه به پیانو پیشنهاد میکردند از قوس سنگی منصرف شود و قوسی از بتن طراحی کند، تضمین میکردند که نتیجة ظاهری چنین قوسی کوچکترین تفاوتی با یک قوس سنگی واقعی، که از روی هم چیدن قطعات گوهای شکل سنگ به وجود میآید و به خودی خود پایدار است، نخواهد داشت. آنها بر این مسئله تأکید داشتند که منطقة پروژه زلزلهخیز است و قوس سنگی، گذشته از آنکه تکنولوژیاش فراموش شده است، پایدار نخواهد بود. دست آخر مهندسان مشاور آروپ (ARUP) این مبارزه را پذیرفتند و طرح سازة قوسها را به صورتی که مورد نظر پیانو بود تهیه کردند. تنها تفاوت در مفهوم سنتی قوس، گذراندن تعدادی کابل فلزی برای مقاومسازی سازه در مقابل زلزله بود.
این ساختمان اجرا شد و امروز بخش مهمی از آن پایان یافته است. در زیارتگاه پدر پیو ۲۱ قوس سنگی به طول تقریبی ۵۰ متر و ارتفاع ۱۶ متر از سنگ آهکی سفید وجود دارند. سازة بنا جمعاً از ۱۳۰۰ قطعه سنگ پانزدهوجهی، که با تراشی خاص روی هم قرار گرفته و فقط به خاطر هندسة خاص قوس بر پا هستند، تشکیل شده است. دقت مورد نیاز برای تحقق پروژه نیم میلیمتر در برش هر قطعه سنگ بوده است. پیش از آغاز پروژه، متخصصان دفتر پیانو و کمپولونگی از معادن سنگ مورد نظر بازدید کردهاند تا اطمینان حاصل کنند که برای انجام پروژه به مقدار کافی سنگ یکدست و یکرنگ موجود است. هنگام استخراج سنگ دقت کافی به عمل آمده تا قطعات بزرگ سنگ بدون نقص باشند، و همین دقت در حمل فلهها صورت گرفته است. بلوکهای سنگی مورد آزمایشهای مختلف از جمله اولتراسونیک قرار گرفتهاند تا سالم و بدون ترک بودن آنها سنجیده شود؛ در این مرحله مقدار زیادی سنگ از دور خارج شدند. حمل و نقل سنگ درون کارخانه، جابجایی آنها، برش و کار بر روی آنها به کمک ماشین فرزکاری با کنترل شمارهای و دیسک الماس با ابعاد بزرگ، که قادر است برشهایی تا عمق ۷۰۰ میلیمتری انجام دهد، صورت گرفته است.
دو ویژگی مهم کمپانی کمپولونگی را متمایز میسازد: یکی وجود متخصصان و مهندسان زبده است که از مرحلة استخراج تا طرح جزئیات اجرایی به دفتر معماری کمک میکنند، و دیگر امکان اجرای بخشهایی از پروژههای ارجاعی در ابعاد واقعی در محیط کارخانه. هنگام بازدید از کارخانه به دو ماکت یک به یک به ابعاد تقریبی ۱۰×۱۰ متر برخوردم که برای تدقیق جزئیات اجزای یک پروژة معماری در محوطة کارخانه اجرا شده بودند.
سنت و مدرنیته در فرایند تولید
همه به یاد داریم که بحث سنت و مدرنیته چندین سال در کشور ما رواج داشت و بدون آنکه نتیجهای درخور توجه ببخشد به یکباره رها شد. میتوان گفت پروژة پیانو نمونة جالبی از این چالش است. معماریهای تاریخی بر اساس تکنولوژی قوامیافته در طی قرون شکل گرفتهاند، و طرح معماری نیز همواره در رابطهای تنگاتنگ با روشهای اجرایی و مصالح ساختمان بوده است. بحث تداوم تاریخ معماری بدون وارد شدن به ابعاد فنی و عملی تولید بیحاصل است.
آنچه در کشور ما وجود دارد نبود مراکزی تخصصی است که مصالح را با دانش و خدمات مهندسی به معماران ارائه کنند. مهندسی برای ما فقط مصداق مهندسی محاسب را تداعی میکند؛ مهندسی در معماری ابعاد وسیعی دارد که تخصص کار با سنگ فقط بخشی از آن است. معماری مانند هر محصول دیگر زمانی دگرگون میشود که فرایند تولید آن دگرگون شود؛ تا خط تولید متحول و بهروز نشود وضعیت تغییر چندانی نخواهد کرد. در زمینة فنآوری معماری و مخصوصاً در زمینة سنگ بهتر است به جای صادر کردن مواد خام به قیمت نازل از ماشینآلات بهتر، نیروی متخصص و سازماندهی صحیح استفاده کنیم تا از این طریق هم ارزش صادرات کشور را افزایش دهیم و هم کیفیت معماری را ارتقا دهیم.
(خبر مربوط به این مسابقه در «معمار» شمارة ۱۶ درج شده است.)
پسگفت ـ داستان سنگ، فرانک لوید رایت / ترجمة فرزانه طاهری
(نقل از «آبادی»، شمارة نهم، تابستان ۱۳۷۲.)
وقتی انسان کار بر سنگ را، به عنوان یکی از مصالح، آغاز کرد، سنگ به بلوکی شکیل بدل میشود. این بلوک از لحاظ سطح و شکل لاجرم چهارگوش است، به طوری که میتوان با اطمینان یک بلوک را بر بلوک دیگر گذاشت و وزن زیاد را تا ارتفاع بیشتر بالا برد. به چنین تودههایی که به این شکل درست شوند میتوان گذاشت سنگ چهرة طبیعی خود را در دیوار نشان دهد، و یا چهرهای را که نشاندهندة ابزاری است که به سنگ شکل داده ـ یا اینکه صاف صاف باشد، گاه هم میتوان آن را سمباده زد یا صیقل داد.
هویت این دیوارها همان سطحی خواهد بود که از کار بنا و ابزارش به جای میماند. هویت سطح دیوار به نوع سنگ، نوع بنا و نوع معمار نیز بستگی دارد. احتمالاً نوع ساختمان نیز در این میان تأثیر دارد، اما اگر کار یک کار خوب سنگی باشد، طبیعت خود سنگ مهمترین عامل خواهد بود.
سنگ به همه گونه بافت و رنگ پیدا میشود. گاه مثل مرمر و در حالت خالص و پاکش در نهایت به سنگهای «قیمتی» میرسیم و بالاخره به جواهرات. اما اغلب سنگهای ساختمانی ـ از قبیل سنگ کان (Caen Stone) ـ مادهای شفاف و خنثی هستند، مثل صفحهای کاغذ نرم و زیبا که میتوان از آن تصاویری درآورد، و لاجرم بخشی از سطح را دور ریخت تا نوشتة انسان نقر شود و ایدئولوژی نژاد بشر از دوران اولیه تا دوران انحطاط منتقل گردد. میتوان با سنگهای دیگر آنها را سایید تا سطحشان براق شود و آنقدر آنها را صیقل داد تا سرانجام طبیعت درونشان قابل رؤیت باشد. درست مثل اینکه آدم در کرهای بلورین بنگرد. اغلب سنگهای مرمر چنین خصوصیتی دارند، از جمله سنگ خارا که خود مادة زیور آن میشود. پس کندهکاری یا بریدن سطح آن اگر جنایت نباشد، دستکم جای دریغ دارد.
سنگها خود ویژگیهای تماشایی خاصی دارند، و در چین و ژاپن نیز به خاطر این «ویژگیها» عزیزشان میداشتند. شاید مردم مشرق زمین بیش از مردم هر جای دیگر سنگ را به خاطر سنگ بودنش دوست دارند؛ انگار در سنگ کل هستی یا دستکم خلقت زمین را در ابعاد کوچک میبینند و با تعلق خاطر و قدرشناسی راستین آن را مطالعه میکنند. موزاییکهای بیزانسی با سنگهای رنگین هم نمونهای از ارج نهادن به این ویژگیهاست. این موزاییکها هم در مقیاس وسیع آثار سنگی زیبایی پدید آورند ـ سنگکاری زیبا، بنایی خوب.
اما سنگ مادهای است سخت و سنگین و بادوام که برای ایجاد توده بسیار مناسب است. میتوانیم بگوییم مصالحی است «تودهساز». پس در تودههای اصلی معماری مناسبترین و مساعدترین مصالح است؛ والاتر و بهتر.








