کتابِ بررسیشده: آلن کولکهون، معماری مدرن. انتشارات دانشگاه آکسفورد، مجموعۀ تاریخ هنر آکسفورد.
کتاب جدید آلن کولکهون، از مجموعۀ تاریخ هنر آکسفورد، از جمله جذابترین آثاری است که تا به حال با هدف خلاصهکردن تاریخ معماری مدرن نوشته شده است. کولکهون در سال ۱۹۲۱ در انگلستان به دنیا آمده است. پس از اتمام تحصیلات خود در انجمن معماری لندن در سال ۱۹۴۹ به جمع منتقدانی بینظیر — رینر بنهام و کالین رو — پیوست که به آمریکا مهاجرت کردند و در دانشگاههای مهم آمریکایی به تدریس پرداختند. کولکهون از آغازِ کار خود بهطور عجیبی به ریزهکاریهای تاریخ معماری حساس بوده و در نتیجه قادر است پیچیدگیها و تناقضات جنبش مدرن را بهخوبی آشکار سازد. کولکهون کتاب «نظریه و طراحی» بنهام را در مقالۀ «نخستین عصر ماشین» در مجلۀ زیباشناسی بریتانیا، در سال ۱۹۶۲، نقد کرد. او یکی از محاسن این کتاب را تأکید بر تناقضهای اساسی موجود در جنبش آوانگارد معماری قرن بیستم میدانست که در عین حال که با سنت آموزشگاهی برخوردی جدلی داشت، متأثر از آن نیز بود (بهویژه ایجازِ فرمولمانند نوشتههای ژولین گاده چنین خصوصیتی داشت). طرز برخورد بنهام طور دیگری بود؛ او معتقد بود تضاد حلنشدنی و ذاتی معماری مدرن ناشی از این است که بهجای آنکه بهجدّ به اندیشه پرداخته شود، در زمینۀ فرم و نمادگرایی (گیرم در قالب تکنیک) تجربههایی انجام شد و آنها را زیرشاخهای از فن به حساب آورد. بهرغم بنهام، که طرفدار تکنیک و از ناکامی آن متأسف بود، کولکهون در نقد خود تلویحاً نقش تاریخنگار را چیز دیگری میدانست. او در جلد تازۀ کتاب خود نشان میدهد که برای بحث دربارۀ ابهامات و تناقضات لازم است واقعیات را تحلیل کنیم. هدف این کتاب جستجوی حقیقت مطلق یا تصحیح خطا نیست؛ بلکه قرار است به خواننده — که بهاحتمال زیاد (اما نه لزوماً) معمار است — نشان داده شود که ماهیت ساختمانهای اساسی و تاریخی، و تضادهای موجود در آنها، چگونه است. هدف این است که خوانندگان دست کم از وجود اینها آگاه شوند و راهنماییهایی در اختیارشان گذاشته شود که آنها را در ماجرای مدرنیته رهنمون باشد. همانطور که جورجیو چیوچی در پیشگفتار ترجمۀ ایتالیایی مقالات کولکهون به نام Architettura Moderna e Storia (در سال ۱۹۸۹) خاطرنشان ساخته است، نویسنده قصد دارد «معماران را از آگاهی تاریخی سرشار سازد و در عین حال از اغواگری تاریخ بر حذر دارد».
کولکهون در «معماری مدرن»، برای اینکه این کار را به شیوهای مؤثر و مختصر و به نحوی ساده اما نه بیشازحد سادهشده انجام دهد، صرفاً تنها «پیشکسوتان» را بررسی کرده است. او کتاب را به دوازده فصل تقسیم کرده، بهطوریکه میتوان آن را بهطور یکجا یا بهصورت مقالاتی جداگانه خواند. او تا عمق رخدادها را میکاود تا تضادهای اساسی آنها را بیرون بکشد. او مینویسد: «به نظر میرسد تئوری مدرنیستی بهواسطۀ تلقی آرمانگرایانه و غایتشناختیاش از تاریخ، «روح زمانهای» را که خود برانگیخته است از بیخ و بن بد فهمیده، و سرشت پیچیده و نامعین سرمایهداری مدرن را با آن تکثر قدرت و حرکت در نظر نگرفته است.»
توصیفهای کولکهون سالهای میان ۱۸۹۰ تا ۱۹۶۸ را شامل میشود. به نظر نویسنده، آغاز این دوره با لحظهای مصادف میشود که اعتقاد سفت و سخت به اصولی جهانشمول، مجرد و مستقل از جنبههای فنی، در طراحی معماری با نظریههای معاصر — و بهویژه آنهایی که فنون ابتکاری و آگاهی اجتماعی معمار را ویژگی عصر جدید به شمار میآورند — برخورد کرد و در آنها ادغام شد. کتاب با وقایع سال ۱۹۶۵ پایان میپذیرد و به این ترتیب خواننده میتواند تصوری از جریانهای چندسویه و خرد و پراکندهای به دست بیاورد که از این فاجعه منشعب شدند و منشأ تمامی آنها نیز خیال واهی وحدت مدرنیسم بود. با آنکه کتاب کولکهون را میتوان «کتاب راهنمایی پیراسته» به شمار آورد، بهراحتی ممکن است به «کتاب راهنمایی برای پیراستگان» نیز بدل شود. به بیان دیگر، مسئلۀ اصلی در نظر کولکهون — و در نظر همۀ کسانی که بهطور جدی با تاریخ معماری سر و کار دارند — آن است که کاری کنند تا هم کتاب با نیازهای خوانندگان فراوانش بخواند و هم کیفیت تحقیقی را که صرفاً روایی نیست بهبود ببخشند.
مورد نخست بهوضوح شیوهای است که در کتاب «معماری مدرن» دنبال شده است. برای هر دوران و «لحظۀ» معماری مدرنیست، مواردی طرح شده و مورد بحث قرار گرفته است. شیوۀ پروراندن اندیشهها در این کتاب بهطور خارقالعاده و جسورانهای بسی فراتر از شیوههای سنتی است. با این همه، در صورتی که خوانندگان با اندیشههای شخصیتهایی نظیر پفسنر، گیدیون، زوی و بنهولو آشنا نباشند، یکی از جنبههای اساسی این اثر و دیگر آثار هممضمون از دست میدهند. وجود پانوشتها باعث میشود که بتوان منابع نویسنده را بهطور دقیقتری وارسی کرد. کارهایی که در پانوشتها و کتابنامه ذکر شدهاند تقریباً همگی انگلیسی و آمریکاییاند. چند اشاره به مانفردو تافوری و سایر تاریخنگاران ایتالیایی، که با او آموزش دیدند یا در دانشگاه ونیز کار کردند، در میان استثناها به چشم میخورد. در برخی موارد، کمبود تحقیقات جامع یا تخصصی دست بر قضا هم دربارۀ ایتالیا و هم دربارۀ شخصیت رایت تعجبآور است. این کتاب با همۀ کوتاهیاش اثری است قابل ملاحظه و سرشار از اندیشههای تازه؛ تصاویرش هرچند محدودند، کیفیت بالایی دارند. کتاب تصویری روشن از ساختمانهای معروف میسازد و دیدگاهها و جزئیات تازهای را ارائه میکند.
پانوشتها: ۱. آلن کولکهون. ۲. انجمن معماری لندن. ۳. رینر بنهام. ۴. کالین رو. ۵. نظریه و طراحی. ۶. مجلۀ زیباشناسی بریتانیا. ۷. ژولین گاده. ۸. جورجیو چیوچی. ۹. غایتشناختی (Teleological). ۱۰. روح زمانه (Zeitgeist). ۱۱. نویسنده با دو معنای واژۀ refined در ترکیبهای refined hand book و hand book for the refined بازی میکند. ۱۲. پفسنر. ۱۳. مانفردو تافوری. ۱۴. اشمینکه. ۱۵. هانس شارون.








