اهميت چگونگى استفاده از كنسول در تهران به حدى است — تا آنجا كه من برخورده ام — كه تهران از اين نظر هم در ايجاد خلاقيت هاى معمارانه در جهان بى نظير است! برخوردهاى ساده انگارانه و مكانيكى اخير در ضوابط و در پيوند با ساختمان سازى مترى، اين عنصر تقريباً بومى تهران را، مانند بسيارى چيزهاى ديگر از بين برده. ديدگاه مكانيكى تصور مى كند كه ايجاد كنسول به فضا نياز دارد، پس در شرايطى مى توان آن را »مجاز« دانست كه معبر داراى عرض »كافى« و »مناسب« باشد. اين عرض ۱۲ متر بر چه مبنايى تعريف شده، معلوم نيست. پس در ساختمان سازى مترى، تمام بر كنسول مى شود، و بدون بالكن، يعنى صرفاً متر فروشى... درحالى كه ديدگاه معمارانه و زيبايى شناختى به عكس اين نتيجه مى رسد! هرچه عرض كمتر، براى كنسول بهتر! زيرا تنگى خوبى ايجاد مى كند. روح به گشودگى و افق باز نياز دارد، اما به تنگى و دنجى هم. ارتباط كنسول و جعبة پله هم بسيار مهم بوده است، زيرا اغلب در ساختمان هاى جنوبى جعبة پله به اندازة پاگرد روى درِ ورودى كنسول مى شد )كه سقفى هم براى جلوى در ايجاد مى كرد(. درمواردى جعبة پله در تلفيق با بالكن يا يك اتاق كنسول مى شد. اما يك مورد اعجاب انگيز، به كارگيرى كنسول براي تصحيح هندسى در طبقات، در زمين هاى ناگونيا بوده است )معمولاً در نبش ها(، كه به تركيب هاى زيگزاگى متنوع، در مواردى در تلفيق با بالكن هاى متعدد، و ايجاد پرسپكتيوهاي مورب امكان داده است.




