از میدان مخبرالدوله که به سمت بهارستان حرکت مى کنى، در شمال خیابان جمهورى، نرسیده به خیابان باغ سپهسالار، ساختمانى ده طبقه را مى بینى که ارتفاعش در قیاس با دیگر ساختمان هاى اطراف کمى عجیب به نظر مى رسد. اگر پیشینه این ساختمان را ندانى، خواه ناخواه از خود مى پرسى شهردارى کى و چگونه مجوز ساخت چنین بنایى را صادر کرده؟! ساختمانى ده طبقه، با صددرصد سطح اشغال و آن هم در زمینى به مساحت تقریبى هفتاد مترمربع. با این همه، موضوع هنگامى عجیب تر مى شود که درمى یابى این ساختمان بلند و باریک، با ش ساخته شده است، یعنى چند سالى 1320 نماى ساده و مدرنش، اواخر دهه پس از خروج متفقین از ایران و درست هم زمان با دوره پر کشاکش ملى شدن صنعت نفت. »ساختمان شاه آباد« یا به قول قدیمى ها »ساختمان ده اشکوب« به تحقیق شمسى در تهران 1330 تا1328 نخستین برجى است که در فاصله سال هاى ساخته شد و امروز نزدیک به هفتاد سال است که بخشى از خاطرات شهر با آن ش بسیارى از کسانى که به تهران مى آمدند 1330 گره خورده. مى گویند در دهه براى دیدن این عمارت عجیب سرى هم به خیابان شاه آباد مى زدند. در آن هنگام، معروف بود که در پایتخت ساختمان بلندى هست که موقع تماشاى آن کلاه از سر به زمین مى افتد. اواخر همان دهه نیز اتفاق عجیبى در این ساختمان افتاد که بر شهرتش افزود: بالاى ساختمان ده اشکوب فیل هوا کردند. فیل بادى بزرگ و زردرنگِ شرکت تازه تأسیس کفش ملى، فیلى که همچون نماد تبلیغاتى آن شرکت بر بلنداى طبقه دهم پیچ وتاب مى خورد و این بار بینندگان بیشترى را به سوى شاه آباد مى کشید. برخى از ساکنان قدیم خیابان جمهورى هنوز هم نقل تصادف هایى را مى گویند که ظاهراً باعث وبانى شان همین ساختمان و فیل بالاى آن بوده است. سرانجام فیل را به دستور شهربانى پایین کشیدند، اما ساختمان ش در مقام بلندترین بناى پایتخت تماشاگران 1342 ده اشکوب همچنان تا سال خود را داشت. در این سال بود که ساختمان پلاسکو اندکى آن سوتر در همان خیابان شاه آباد ساخته شد و از آن پس عنوان بلندترین ساختمان تهران را به خود اختصاص داد. ساختمان ده اشکوب در سال هاى رونقش بسیارى از شرکت هاى تجارى مهم را در خود جاى داده بود. برخى از طبقات ساختمان متعلق بود به شرکت هاى سرم سازى رازى و کفش ملى. یک طبقه آن هم به شرکت هواپیمایى ملى هلند ( اختصاص داشت که نام آن بر ستونى بالاى بام ساختمان مى درخشید. KLM) از شرکت هاى تجارى که بگذریم، دفتر کار و استودیوى شخصى غلامحسین بنان ش(، خواننده شهیر، هم در همین ساختمان جاى داشت. طبقات 1290-1364) ،هفتم و هشتم ساختمان نیز در اختیار دفتر فنى ـ مهندسى »گرانیت« بود شرکت مهندس هوشنگ خان شقاقى که طراح و سازنده ساختمان ده اشکوب بود. ش. در خانه پدرى خود در شاه آباد 1299 آبان19 هوشنگ خان شقاقى در تهران به دنیا آمد. پدرش هادى خان شقاقى، ملقب به حصن الدوله ش( بود 1224 -1299) ش(، فرزند ششم میرزامهدى خان شقاقى1269-1338) ش( یکى از نقاشان عصر و از1275 -1342) و مادرش شوکت الملوك خواجه نورى شاگردان مکتب کمال الملک.
\\n\\nپدربزرگ او میرزا مهدى خان شقاقى، ملقب به ممتحن الدوله، همان کسى است که امروز او را نخستین معمار ایرانى مى شناسیم. ممتحن الدوله در سال ق به همراه گروهى از دانش آموزان دارالفنون به فرمان ناصرالدین شاه به 1275 ق از مدرسه عالى1284 / ش1237 فرانسه اعزام شد و نه سال بعد، در سال مدرك راه و پل سازى گرفت. پس از بازگشت به ایران در دوره هاى ناصرى 1نرمال و مظفرى کارمند وزارت خارجه بود و در همان حال ساختمان هاى بسیارى نیز براى برخى رجال نامدار آن عصر طراحى کرد که شاخص ترین آنها مسجد و عمارت سپهسالار )ساختمان مجلس( در محله دولت بود. هم زمان با ساخت عمارت سپهسالار، ممتحن الدوله خود نیز ساکن همان ق خانه شخصى خود را در جنوب خیابان 1296 / ش1258 محله شد. او در سال سیف الملک )شاه آباد بعدى و جمهورى کنونى( بنا کرد و تا پایان عمر در آن خانه اقامت داشت. در این زمان محله دولت رونق یافته بود. پس از درگذشت ممتحن الدوله نیز در سال هاى بعد فرزندان و نوادگان او بیش وکم از ساکنان شاه آباد بودند. خانه حصن الدوله نیز در دومین کوچه غربى خیابان باغ سپهسالار ش »بن بست شقاقى« نامیده مى شد.1340 بود، کوچه اى که تا حدود دهه هوشنگ خان شقاقى تحصیلات ابتدایى خود را در همان محله شاه آباد در ش براى ادامه تحصیل به دارالفنون 1311 مدرسه سیروس به پایان رساند. و سال ش، پس از پایان دوره متوسطه، به دانشکده فنى دانشگاه تهران 1317 رفت. سال ش با مدرك راه و ساختمان فارغ التحصیل 1322 راه یافت و پنج سال بعد در 2.شد ش تأسیس شده بود، یکى از شش دانشکده 1313 دانشکده فنى که در سال اصلى دانشگاه تهران بود و هنگامى که خان شقاقى در آن به تحصیل مشغول شد، ش به بعد نیز »هنرکده 1319 چهار سال از نخستین دوره آن مى گذشت. از سال معمارى« که پیش تر در مدرسه علمى مروى مستقر بود، به زیرزمین دانشکده فنى انتقال یافت. از همین جا، مى توان گفت که در خلال آن سال ها دو رشته »راه و ساختمان« و »معمارى«، دست کم در حوزه آموزش، همسایه هاى دیواربه دیوار ش پیوند این دو رشته 1320 بودند. افزون بر این، در خلال سال هاى دهه در بسیارى از زمینه هاى دیگر نیز مشهود بود. نگاهى به موضوعات و محتواى مقاله هاى مجله آرشیتکت تا اندازه اى گواه این مدعاست. ش به 1327 تا1325 آرشیتکت، که شش شماره آن در فاصله سال هاى سردبیرى ایرج مشیرى منتشر شد، نخستین مجله تخصصى فارسى زبان در زمینه معمارى و شهرسازى بود. اما گردانندگان مجله در آن روزگار، علاوه بر اخبار و مطالب مربوط به معمارى، از انتشار مقاله هایى درباره سازه هاى ساختمانى و مقاومت مصالح و... نیز روى گران نبودند. در بیشتر شماره هاى مجله نیز روشن است که نویسندگان مقالات اصرار دارند مخاطبان خود را »مهندسان و معماران« بنامند. چنین نشانه هایى گویاى آن است که در آن دوره، به رغم آنکه دو رشته »راه و ساختمان« و »معمارى« به لحاظ آموزشى از هم تفکیک شده بودند، هنوز مرز روشنى این دو حوزه را از هم جدا نمى کرد، به ویژه که فناورى ساختمان و شیوه هاى ساخت وساز نیز به سرعت دگرگون مى شد و اجراى طرح هاى جدید مستلزم به کارگیرى مصالح تازه و امکانات نو بود.
\\n\\nدر این میان، یکى از موضوعاتى که از همان آغاز ذهن »مهندسان و معماران« را به خود جلب مى کرد ماهیت ساختمان هاى بلندمرتبه و چگونگى اجراى آنها بود. در این باره در همان نخستین شماره مجله آرشیتکت در سال ش مقاله اى منتشر شد، به قلم مهندس ملک ایرج غفارى و با عنوان: 1325 »چگونه یک آسمان خراش به وجود مى آید؟« اصل مقاله برگرفته از مجلات خارجى بود و مؤلف در آن، ضمن اشاره به افزایش جمعیت نیویورك، به لزوم ساخت »عمارات بلند« مى پرداخت: »در اثر ازدیاد جمعیت وسعت شهر خیلى ترقى کرده و ]...[ دیگر آنکه در بعضى نقاط که محل تجارتى و صنعتى بود زمین قیمت زیادى پیدا نموده ]...[ لذا این عوامل دست به هم داده، در نتیجه به فکر افتادند که ارتفاع عمارات را از حدود ارتفاع عمارات اروپایى زیادتر گیرند. به تدریج ارتفاع ترقى کرد تا امروزه عمارات افسانه آمیزى به اسم آسمان خراش در نیویورك 3«.خودنمایى مى کند در ادامه مقاله، غفارى براى معرفى نمونه اى از آسمان خراش هاى نیویورك به مى پردازد و به نکاتى همچون وضعیت روشنایى 4توصیف هتل والدورف ـ آستوریا و شیوه آب رسانى در آسمان خراش ها اشاره مى کند؛ او به این امر توجه دارد که ساختمان هایى از این دست »به گرمایش و خنک کردن متناوب احتیاج دارد«؛ از استخوان بندى فلزى بنا و چگونگى اجراى آن با جراثقال هاى قوى سخن مى گوید 5.و در انتها بر لزوم استقرار آسانسور در چنین عمارت هایى تأکید مى کند مطالب نشریه آرشیتکت، هر چند در بیشتر موارد بسیار موجز و کوتاه
\\n\\nش را نشان مى دهد، 1320 است، چشم اندازى از تحولات معمارى ایران در دهه تحولاتى که با فضاى اجتماعى ـ سیاسى ایران در سال هاى پس از جنگ جهانى دوم مرتبط است. در این سال ها، دیگر از آن تجدد آمرانه اى که پیش تر بر معمارى و شهرسازى ایران سایه مى انداخت، خبرى نبود و »مهندسان و معماران«، بیش از آنکه در اندیشه ساخت ساختمان هاى فاخر و دولتى باشند، براى خود رسالت اجتماعى قائل بودند. از همین رو، یکى از مهم ترین مباحثى که اندیشه این گروه 1320 از نخبگان را به خود مشغول مى کرد مسئله رشد جمعیت تهران در دهه ش و لزوم »تهیه خانه هاى دسته جمعى ارزان بها« بود. مسئله اى که برخى از نویسندگان مجله آرشیتکت، همچون محمدعلى شیبانى، عباس اژدرى، ایرج در همین زمینه، برخى از 6.مشیرى و منوچهر خورسند، از آن سخن مى گفتند ش( و وارطان هوانسیان 1294-1378) معماران نیز، مانند نورالدین کیانورى ش(، بر اساس گرایش هاى سیاسى خود گوشه چشمى به الگوهاى 1274-1361) 7.انبوه سازى در اتحاد جماهیر شوروى داشتند با این همه و به رغم اینکه نویسندگان مجله مشرب واحدى نداشتند، اغلب آنها در بحث توسعه فضاهاى سکونتگاهى، بیش وکم به توسعه عمودى شهر توجه ، ایرج مشیرى 1327 مى کردند. از همین رو، در آخرین شماره نشریه در تیرماه وعده مى دهد که شماره بعد را به طور ویژه به این موضوع اختصاص دهد: »اغلب شهرهاى قدیم و بعضى از شهرهاى امروز در سطح توسعه پیدا مى کنند ]...[ ولى امروزه بیشتر شهرها در ارتفاع توسعه پیدا مى کنند و رفته رفته بر تعداد اشکوب
\\n\\n.1345 ساختمان ده اشکوب با تصویرى از ساختمان پلاسکو در پس زمینه، عکاس جواد تهامى، حدود
\\n\\n.1335 ،عکاس محمود پاکزاد چشم انداز شاه آباد و مسجد سپهسالار از بالاى ساختمان ده اشکوب، .1330 عکاس محمود پاکزاد، دهه پرتره هوشنگ خان شقاقى نقاشى رنگ روغن، اثر بانو شوکت الملوك شقاقى، .1337
\\n\\n.1330 فیل هوا کردن بر بام ساختمان، اواخر دهه
\\n\\nبناهاى آنها افزوده مى شود. به نظر شهرسازان این نوع شهرها از نظر تنظیم امور شهرى، بهداشت ]و[ عبورومرور و نظارت و تأمین مناسب تر از شهرهایى هستند که در سطح توسعه پیدا مى کنند. در شماره آتیه، با مقایسه معایب و محاسن این دو نوع توسعه و تطبیق آن با وضع مخصوص توسعه شهر تهران به طور مشروح 8«.بحث خواهیم نمود شماره بعدى مجله آرشیتکت هیچ گاه منتشر نشد، اما از همان مختصر اشارات مشیرى در شماره آخر، مى توان دریافت که بلندمرتبه سازى در واپسین ش دغدغه برخى از معماران و مهندسان بوده است، ایده اى 1320 سال هاى دهه که سرانجام در همان سال ها هوشنگ خان شقاقى با ساخت ساختمان ده اشکوب آن را محقق کرد. ش(، درباره 1332-1394)خان شقاقى سال ها بعد، در گفتگو با سهیلا بسکى انگیزه اش از ساخت چنین بنایى مى گوید: »همیشه دلم مى خواست کارهایى بکنم که تا به حال نشده باشد، به همین دلیل به فکر ساختمان هاى بلند افتادم. تهران کم کم داشت بزرگ مى شد و فکر کردم ساختمان بلند هم به زودى رایج مى شود. باید کسى شجاعت شروع کردن را 9«.مى داشت و من داشتم او در جایى دیگر نیز گفته است: »همیشه وقتى وارد میدان شوش مى شدم احساس مى کردم عده اى حدود دویست سیصد نفر وارد میدان مى شوند ]...[ جمعیت تهران در حال اضافه شدن بود و فکر کردم این عده که به تهران مى آیند احتیاج به جا دارند ]...[ سطح شهر تهران جاى اضافه شدن نداشت ]...[ فکر کردم اگر بتوانیم چند طبقه بسازیم که این عده جا بگیرند بهتر است و از همین جا شکل گرفت ایده ساخت اولین 10«.ساختمان بلند چنین گفته هایى نشان مى دهد که خان شقاقى در ساخت نخستین ساختمان بلندمرتبه تهران به عواملى همچون افزایش جمعیت و توسعه شهر نظر داشته است، همان عواملى که در آن سال ها نویسندگان مجله آرشیتکت نیز به آنها اشاره مى کردند. ش هوشنگ خان شقاقى به پاریس رفت و 1326 -1325 حدود سال هاى دو سال به تکمیل معلومات خود در زمینه ساختمان سازى پرداخت. در همین سفر بود که هتل کوچکى توجه او را جلب کرد. این هتل، که هر طبقه آن چهار اتاق بیشتر نداشت، الگوى اولیه او در طراحى ساختمان شاه آباد شد. از همین رو، پس از بازگشت به ایران قطعه زمین کوچکى را که برِ خیابان شاه آباد بود در نظر گرفت و به طراحى ساختمان مشغول شد. این زمین، که مساحت تقریبى آن حدود هفتاد مترمربع بود و شامل سه باب دکان مى شد، پیش تر به ممتحن الدوله تعلق داشت و پس از درگذشت او به تملک دخترش بانو محترم شقاقى ش( درآمده بود. خان شقاقى با خرید زمین از دختر ممتحن الدوله 1279-1352) به مبلغ چهل و هفت هزار تومان و با شراکت یکى از اروپاییان مقیم تهران ساخت ش آغاز کرد. 1328 ساختمان را در سال او ابتدا مى خواست در طبقه همکف یک کافه ـ رستوران مدرن بسازد، تراس طبقه آخر را هم که مشرف به شهر بود به یک کافه تابستانى اختصاص داد. افزون بر این، چون کاربرى هتل را در نظر داشت، در طرح اولیه خود براى هر اتاق یک دستشویى تعبیه کرد و در هر طبقه یک توالت. طبقه چهارم را نیز براى حمام در نظر گرفت. امروز استقرار چنین فضاهایى در یک ساختمان بلندمرتبه کار چندان پیچیده اى نیست، اما روشن است که در آن سال ها حل کردن چنین مسائلى، آن هم در زمین ناموزونى به مساحت هفتاد مترمربع، مستلزم ابتکار و نوآورى بود. در این زمینه، یکى از نخستین مسائل پیش رو، آب رسانى بود. مى دانیم که ش هنوز آب لوله کشى نداشت و براى آب رسانى به 1334 تهران تا پیش از سال خانه ها باید آب هاى سطحى یا آب قنات را به آب انبار خانه هدایت مى کردند. براى حل این مشکل، خان شقاقى نیز ناگزیر شد آب انبارى در زیر ساختمان ده اشکوب بسازد که آب آن از چهارراه مخبرالدوله تأمین مى شد. آب ذخیره شده در این آب انبار، پس از تصفیه، با تلمبه به منبعى مى رفت که روى پشت بام بود و از آنجا
\\n\\nدر شبکه لوله هاى ساختمان جارى مى شد. مسئله دیگر محدودیت برق رسانى بود. این مشکل نیز به گونه اى عجیب حل شد: اداره برق دادن انشعاب به این ساختمان را منوط به این کرد که اتاقى شیشه اى در بالاترین طبقه آن براى دیده بانى در اختیار کارکنان برق گذاشته شود. از این رو، تا سال ها بعد مأموران برق به ساختمان مى آمدند و تا صبح چراغ هاى روشن شهر را زیر نظر داشتند. این کار براى آن بود که در صورت قطع شدن برق هر یک از محلات تهران مأموران بتوانند با تلفن ویژه اى موضوع را به اطلاع اداره برسانند. از چنین چیزها که بگذریم، ماجراى اجراى ساختمان نیز حکایتى دیگر داشت. هوشنگ خان شقاقى پاره اى از این مشکلات را در گفت وگو با سهیلا ، به کارگردانى 1370 بسکى شرح داده است. در فیلم مستندى نیز که در دهه ایرج کریمى و بر اساس طرحى از علیرضا رئیسیان ساخته شد، خان شقاقى ضمن یادآورى خاطرات گذشته از چگونگى اجراى ساختمان و بخشى از دشوارى هاى آن سخن گفته است. از مجموع این گزارش ها چنین بر مى آید که بخشى از مشکلات او مربوط به گودبردارى بوده است، زیرا در آن زمان بسیارى از ساختمان هاى شاه آباد خشتى، و احتمال ریزش آنها زیاد بود. پاره اى از مشکلات نیز به کمبود ابزار کار بازمى گشت. براى نمونه، در زمینه اتصال برخى از قطعات فلزى، مى گوید در آن زمان دستگاه جوشکارى در دسترس او نبوده است: »خارج از شهر در یک دکان آهنگرى دستگاه جوش بازمانده از جنگ بود که از آن استفاده کردیم و ]سپس 11«قطعات[ را... به محل ساختمان آوردیم خان شقاقى در زمینه حمل ونقل و جابه جایى مصالح نیز به نکات جالبى اشاره مى کند. به گفته او، در آن هنگام هنوز بخشى از مصالح ساختمانى را با گارى اسبى به محل ساختمان مى آورده اند. به علاوه، درباره اجزاى ساختمان گفته که 12.آنها را به شیوه قدیم با نردبان هاى بلند و طناب و قرقره بالا برده اند اما جدا از مسائل اجرایى ساختمان، پاره اى از مشکلات نیز ناشى از نگرانى هاى عمومى بود: »وقتى به طبقات هشتم و نهم رسیدیم، از شهربانى )نه از شهردارى( آمدند براى تحقیق و کار را متوقف کردند. گویا عده اى شکایت کرده بودند که آقا اینها همین طور دارند مى روند بالا و همین امروز و فرداست که ساختمان روى سر مردم خراب شود. من یک دفترچه محاسبات صدصفحه اى داشتم و همه جزئیات را حساب کرده بودم، اما مرجعى نبود که آنها را ببیند... در شهردارى هم کسى از محاسبات من سر در نمى آورد. یک مهندس ارمنى به نام بپیان بود که در روسیه درس خوانده بود. او هم گفت که نمى فهمد ]...[ من برایش شرح دادم. اگرچه خودش گفت خیلى از محاسبات را نفهمیده، اما دست کم فهمید که درست حساب کرده ام و خلاصه اجازه داد ساختمان را ادامه بدهیم. اما جنجال و ناسزا درباره ساختمان من همچنان ادامه پیدا کرد. در همان وقت ]...[ سفرى به اروپا رفتم. نامه شریکم را هنوز دارم. در آن نوشته بود که چطور مردم دائم ناسزا مى گویند و آزار مى دهند؛ یکى مى گفت باد بیاید خراب مى شود، 13«.یکى مى گفت اگر طوفان شود چه کار مى کنید ش 1330 به رغم همه این مشکلات، سرانجام پس از دو سال، در سال ساخت ساختمان ده اشکوب به پایان رسید. در این هنگام، از آنجا که شریک اروپایى خان شقاقى از ادامه شراکت منصرف شده بود، او نیز کاربرى بنا را تغییر داد و به جاى هتل آن را به ساختمانى ادارى تبدیل کرد. سازه این ساختمان یکپارچه از بتن مسلح بود. خان شقاقى در گفت وگو ش وزن بنا را هشتصد تن و هزینه 1333 با خبرنگار روزنامه روشنگر در سال اما از جنبه هاى اجرایى که 14. هزار تومان ذکر کرده است320 ساخت آن را بگذریم، باید بگوییم که شکل معمارى و به ویژه نقش آن در چشم انداز شهر نیز حائز اهمیت بود. ساختمان ده اشکوب با پنجره هاى افقى و شطرنجى اش نشانه هایى از مدرنیسم اولیه را در عرصه میدان مخبر الدوله به نمایش گذاشت. از جنبه داخلى نیز
\\n\\nشکل پلکان، چفت هاى تزئینى دور سقف ها و همچنین پیچک هاى فلزى یادآور شیوه آرت دکو است. از منظر گونه شناسى هم مى توان ساختمان را از گونه ساختمان هاى میله اى بلند دانست، ساختمان هایى با سطح اشغال کم در قیاس با ارتفاعشان. یک نمونه از این ساختمان ها که به رغم تفاوت هایشان با کار خان شقاقى، مى توانند الهام بخش او بوده باشند، طرح دفتر روزنامه پراودا در است. در هر دو ساختمان به گونه اى 15 م( اثر برادران وسنین1923) لنینگراد مشابه، با تمهیداتى مواجهیم که به کارگیرى آنها بر کشیدگى عمودى بنا افزوده است. کاهش جرم ساختمان در طبقات فوقانى براى ایجاد تراس و استفاده از عناصر عمودى همچون میل پرچم و ستون روى بام نمونه هایى از همین تمهیدات است. افزون بر این خان شقاقى در کار خود از شگرد خاصى نیز بهره برده که به لحاظ بصرى، بنا را از آنچه هست، مرتفع تر نشان مى دهد. او خطوط افقى سایه بان و کف پنجره ها را در همه طبقات، دور بنا چرخانده است و همین کار، با سایه اندازى ظریف روى پوسته بنا، باعث مى شود تعداد طبقات ساختمان بیشتر از 16.ده طبقه به نظر برسد از این منظر که به ساختمان ده اشکوب نگاه مى کنیم، مى توانیم بگوییم که طراح آن با انتخاب هاى آگاهانه خود به دنبال ایجاد یک بناى یادمانى در شهر بوده است، ساختمانى که بتواند از کاربرى هاى متعارف فراتر رود و در عرصه
\\n\\nپیرامون خود به مثابه یک نشانه شهرى پدیدار شود. این جنبه از کار خان شقاقى را مى توان در بازنگرى عکس هاى آن دوره به وضوح دریافت. در بیشتر عکس هاى ش، ساختمان 1330 به جامانده از محدوده میدان مخبر الدوله و شاه آباد در دهه ده اشکوب همچون یک نشانه شهرى آشکار، خود را در عرصه تهران به نمایش مى گذارد. همچنین بسیارى از عکس هایى که چشم اندازى از شهر را در آن دوره نشان مى دهند، از بالاى همین ساختمان گرفته شده اند. از این منظر شاید بتوان ساختمان ده اشکوب را با عمارت شمس العماره مقایسه کرد، عمارتى که تا پیش از ساخت ساختمان ده اشکوب، مرتفع ترین بناى تهران بود و از فراز آن چشم انداز شهر معناى تازه اى مى یافت. بدون شک نخستین ساختمان بلند مرتبه تهران با ملاحظه چنین جنبه هایى، ش یعنى سه سال پس از 1333 از همان آغاز بنایى چشمگیر بود، اما تا سال اتمام ساختمان، هنوز بخش مهمى از کار باقى مانده بود که از قضا پیچیدگى هاى خود را داشت: نصب و راه اندازى آسانسور، پدیده اى که در آن سال ها هنوز در ایران رواج نیافته بود. تاریخچه ورود آسانسور به ایران و چگونگى به کارگیرى آن در ساختمان هاى بلند به درستى معلوم نیست، زیرا تاکنون پژوهش دقیقى در این باره صورت نگرفته، اما درباره آشنایى اولیه ایرانیان با آسانسور به طور قطع مى توان گفت از ابتداى دوره ناصرى بیش وکم کسانى که به اروپا سفر مى کرده اند با پدیده اى به نام »اتاق صعود و نزول« آشنا بوده اند.
\\n\\nچشم انداز ساختمان از بالاى پل عابر میدان مخبرالدوله، عکاس کیوان .1387 ،سلیمى
\\n\\n.1397 ،پلکان ساختمان ده اشکوب، عکاس سهراب مفیدى
\\n\\n.Kooce -Catherine طرح ساختمان روزنامه پراودا، ماخذ تصویر.1397 ،پلکان ساختمان ده اشکوب، عکاس سهراب مفیدى
\\n\\nصد سال پیش از آنکه در ایران هوشنگ خان شقاقى دست به کار ساخت ق، در توصیف 1273 / ش1235 آسانسور شود، حسین عبداالله سرابى، حدود سال آسانسور کارخانه اى در منچستر با اعجاب نوشته بود: »و از قبیل تسهیل کارها یکى این بود که در مرتبه اول صندوق مربع بزرگى تعمیر و واسطه صعود و نزول اسباب از پایین به بالا و یا بالعکس قرار داده بودند. بعد از آنکه مرتبه پایین را مشاهده نمودیم ]...[ وارد آن صندوق اتاقى شده در طرفه العین خود را در مرتبه دومى و سیّمى مى دیدم. و این صندوق براى حمل ونقل است و بدون اینکه کارکنان آن کارخانه طى دالان ها و پلکان ها نمایند، به میان صندوق چون اتاق جمع . 17«شده به واسطه آن صعود و نزول مى نمایند 18چنین توصیف هایى در سفرنامه هاى آن دوره بیش وکم به چشم مى خورد اما به رغم این آشنایى اولیه با آسانسور هیچ گاه تا پایان دوره قاجار ساختمانى در ایران ساخته نشد که در آن »اتاق صعود و نزول« نصب شود. در دوره پهلوى اول، هم پاى تحولات ساختمان سازى، نخستین آسانسور ایران در ساختمان چهار طبقه »باشگاه افسران« در شمال میدان مشق نصب ش( بود، اما از 1271 -1349) شد. طرح اصلى این ساختمان از گابریل گورکیان ش به اروپا مهاجرت 1316 آنجا که گورکیان از همان آغازِ ساخت بنا در سال کرد، ساختمان با نظارت وارطان هوانسیان به پایان رسید. آسانسور وارداتى این ساختمان تولید آلمان بود و در آن زمان بیش از آنکه در عمل کارآمد باشد، جنبه تشریفاتى داشت. ش، ظاهراً هیچ ساختمانى 1320 پس از پایان جنگ جهانى دوم و در دهه در ایران ساخته نشد که در آن پدیده اى به نام آسانسور موضوعیت داشته باشد. اما در پایان همین دهه، هوشنگ خان شقاقى با طراحى »ساختمان ده اشکوب« نخستین بار به این فکر افتاد که در بلندترین ساختمان تهران از آسانسور استفاده کند. از همین رو، در طرح خود فضایى را نزدیک پلکان در نظر گرفت و آن را
\\n\\nش، 1333 براى نصب آسانسور مهیا کرد. آسانسور ساختمان سرانجام در سال 19 .یعنى سه سال پس از اتمام بنا، نصب شد او درباره چگونگى ساخت این آسانسور مى گوید: »ما ناچار بودیم آسانسور بگذاریم. قیمتى از آلمان گرفتیم که خیلى هزار مارك ]...[ فکر کردم خودم بسازم ]...[ به 45 بالا بود ]...[ حدود سراغ دانشکده فنى رفتم که کتاب هاى خوبى داشت ]...[ دیدم ساختن آسانسور خیلى هم سخت نیست. چند کار ظریف دارد که باید فکرش را کرد و خطرى وجود ندارد. شش ماه شب و روز کار کردم. شب ها واقعاً خوابم نمى برد. یک نجار خیلى خوب هم داشتیم که یک اتاقک از فورمیکا درست کرد، درست مثل آسانسورهاى فرنگى ]...[ ساختن آسانسور خیلى هم ساده نبود، البته چون بعد از جنگ جهانى بود مقدارى اشیاى خارج از رده نزد اوراقچى ها پیدا مى شد، از جمله جعبه دنده هاى مختلف که من پس از تعویض و ساخت قطعاتى آن را تبدیل به موتور آسانسور کردم و پس از نصب ریل هاى هادى و وزنه تعادل و دیگر ادوات ایمنى که خیلى فکر و وقت گرفت موفق به راه اندازى آن شدم. باید بگویم که این کار جدید ساخت آسانسور که اولین بار در ایران انجام شد خالى از خطر هم نبود ]...[ وقتى کار تمام شد و هنوز تمام کابل ها وصل نشده بود، خودم سوار آسانسور شدم. پس از شش ماه زحمت و رنج چند بار بالا و پایین رفتن .20«حقیقتاً برایم پر هیجان و لذت بخش بود آسانسورى که هوشنگ خان شقاقى ساخته بود گنجایش چهار نفر را داشت و ش، به مدت چهل سال، کار کرد.1370 تا اوایل دهه 1330 او، پس از آنکه این آسانسور را با موفقیت ساخت، مدتى نیز در دهه ش به دنبال آن بود که با ساخت کارخانه اى در ایران صنعت آسانسورسازى را بومى کند، اما به رغم همه تلاش هایش در این راه ناکام ماند، زیرا در آن زمان هیچ یک از مقامات با او همراه نشدند.
\\n\\nاز مجموعه طرح ها و ترسیم هاى هوشنگ خان شقاقى
\\n\\n.1336 ،خیابان سعدى با تصویرى از ساختمان ده اشکوب، عکاس محمود پاکزاد.1397 ،دورنماى شمال تهران از پنجره پاگرد طبقه هشتم، عکاس سهراب مفیدى
\\n\\nاز منظر تاریخى، مى توان گفت کارهاى هوشنگ خان شقاقى و به ویژه ش تا اندازه اى 1333 تا1328 موفقیت ها و ناکامى هایش در فاصله سال هاى بازتاب فضاى پرکشمکش آن عصر بود، دوره اى که از یک سو ملى گرایانى همچون دکتر محمد مصدق به دنبال آرمان ملى کردن صنعت نفت و خودکفایى بودند و از سوى دیگر مشهور بود که کسانى مانند سپهبد حاج على رزم آرا بر این باورند که ایرانى حتى »لولهنگ« هم نمى تواند ساخت. چنین کشمکش هایى هوشنگ خان شقاقى را برانگیخت تا در عرصه ساختمان توانمندى هاى خود را در مقام یک مهندس ایرانى نشان دهد، اندیشه اى که با روحیه و منش ملى گراى او نیز هم خوان بود و بارها آن را به زبان آورد. آشنایى من با مهندس هوشنگ خان شقاقى به چند سال پیش از درگذشت او باز مى گردد، به سال هایى که بیمارى او را خانه نشین کرده بود و با همسرش، خانم فاطمه غفارى که تنها مراقب و همراه او بود، در خانه شخصى اش در امانیه زندگى مى کرد. طرح آن خانه که از کارهاى خودش بود هنوز در نظرم مانده است. در آن اوقات هرگاه او را مى دیدم، بیشتر علاقمند بودم که از او درباره پدربزرگش، میرزامهدى خان شقاقى، بپرسم. برایم جالب بود که نخستین معمار ایرانى، پس از بازگشت به دارالخلافه ناصرى، تا مدت ها کارى نیافت و حتى مدتى مجبور به عملگى شد. با این همه، هرگاه فرصتى پیش مى آمد، دامنه گفت وگو به کارهاى خود او نیز مى کشید. از نقاشى ها و مجسمه هایش مى گفت و به ویژه از ساختمان ده اشکوب. یادآورى آن خاطرات برایش شیرین بود. از شگفتى هاى روزگار یکى هم ش که تب برج سازى 1370 این بود که سازنده نخستین برج ایران، از آغاز دهه همه گیر شد، دیگر به ساختمان هاى بلند روى خوش نشان نداد، تا واپسین سال هاى عمرش همچنان بر این باور بود که بافت متراکم و خیابان هاى کم عرض تهران مناسب برج سازى نیست. ش در تهران درگذشت.1385 هوشنگ خان شقاقى در هفتم مهرماه
\\n\\nتقدیر و تشکر از سرکار خانم فاطمه غفارى)شقاقى( که پاره اى از اسناد و نقشه هاى به جامانده از همسرشان را براى مطالعه در اختیارم گذاشتند، صمیمانه تشکر مى کنم. همچنین سپاسگزارم از آقاى مهندس کامران صفامنش که با صرف وقت و حوصله بسیار به موضوع مقاله پرداختند و نکات سودمندى را یادآور شدند.
\\n\\nکتاب نامه منابع تصویرى (، طهران قدیم، به کوشش ناهید طباطبایى، تهران، انتشارات دید.1390) پاکزاد، محمود- ،(، طهران قدیم)اماکن(، به کوشش داریوش تهامى و فرشاد ابریشمى، تهران1384) تهامى، جواد- .انتشارات ابریشمى فر
\\n\\nممتحن الدوله، که به گواهى خاطراتش از مهندسى روى خوش ندیده بود، همه فرزندان خود را-2 براى تحصیل به مدارس نظامى فرستاد. هادى خان شقاقى، پدر هوشنگ خان شقاقى، نیز نظامى و سخت مخالف بود که پسرش در رشتۀ مهندسى ساختمان تحصیل کند، اما سرانجام در برابر اصرار فرزند به خواست او رضایت داد. بعدها روشن شد که هوشنگ خان شقاقى قریحه و ذوق مهندسى را از نیایش ممتحن الدوله به ارث برده است. دربارة خاطرات و زندگى ممتحن الدوله نک. •مهدى شقاقى، خاطرات ممتحن الدوله، به کوشش حسینقلى خان شقاقى و ایرج افشار، تهران، .1353 ،1 امیرکبیر، چ ، مرداد و 1 ملک ایرج غفارى، »چگونه یک آسمان خراش به وجود مى آید؟«، آرشیتکت، ش-3 .24 ، ص1325 شهریور 4- Waldorf Astoria .26 25- همان، صص-5 . نک-6 ،«• محمدعلى شیبانى، »پیدایش فکر تهیه ساختمان خانه هاى دسته جمعى ارزان بها در ایران .28 ، ص1325 ، مرداد و شهریور1 آرشیتکت، ش ، مرداد و شهریور 1 • عباس اژدرى، »مسئله تهیه مسکن در تهران و شهرستان ها«، آرشیتکت، ش .16-15 ، صص1325 ، تیر4 • ایرج مشیرى، »موضوع خانه و مسکن مهم ترین مسائل اجتماعى است...«، آرشیتکت، ش .118 117- ، صص1326 ،1326 ، تیر4 • منوچهر خورسند، »تاریخچه ساختمان خانه هاى ارزان در اروپا«، آرشیتکت، ش .125 120- صص نک.-7 ،• نورالدین کیانورى، »تجدید ساختمان شهرهاى خراب شده در اتحاد جماهیر شوروى«، آرشیتکت .63 58- ، صص1325 ، آبان و آذر2 ش ، 4 • وارطان هوانسیان، »مسائل معمارى در ایران )نظر اجتماعى و بحران منازل(«، آرشیتکت، ش .140 139- ، صص1326 تیر .203 ، ص1327 ، تیر6 ایرج مشیرى، »توسعه شهرى در سطح و ارتفاع«، آرشیتکت، ش-8 هوشنگ خان شقاقى، »طراح نخستین بناى بلند تهران و راهى که مهندسى ایران باید-9 .14 ، ص1374 ، پاییز18 ، ش5 مى پیمود«، در گفت وگو با سهیلا بسکى، آبادى، س ایرج کریمى )کارگردان و نویسندة گفتار(، مکان هاى پنهان تهران: اولین برج -10 .(،فیلم مستند، به طراحى و تهیه کنندگى علیرضا رئیسیانTehran hidden places: First High Building) هوشنگ خان شقاقى، »طراح نخستین بناى بلند تهران و راهى که مهندسى ایران باید-11 .14 ، ص1374 ، پاییز18 ، ش5 مى پیمود«، در گفتگو با سهیلا بسکى، آبادى، س
\\n\\nTehran hidden) ایرج کریمى )کارگردان و نویسندة گفتار(، مکان هاى پنهان تهران: اولین برج-12 .(،فیلم مستند، به طراحى و تهیه کنندگى علیرضا رئیسیانplaces: First High Building . همان-13 .1333 ، هوشنگ خان شقاقى، روزنامۀ روشنگر-14 15- A.and W.Wesnin متأسفانه ساختمان ده اشکوب نیز همچون برخى از ساختمان هاى دیگر، در سال هاى اخیر-16 از نهضت دیوارنگارى شهرى در امان نمانده و نقوش اپتیکالى که به منظور زیباسازى بر بدنه آن کشیده اند، هویت معمارانه آن را مخدوش کرده است. حسین سرابى، مخزن الوقایع، به کوشش کریم اصفهانیان و قدرت االله روشنى، انتشارات دانشگاه -17 .357 ، ص1344 ،تهران، تهران نمونه اى از این توصیف ها را در سفرنامۀ اول ناصرالدین شاه مى یابیم. او در توصیف آسانسورى -18 در یکى از مریضخانه هاى لندن مى نویسد: »از مرتبه هاى زیر اسبابى دارند که ناخوش را روى تخت گذاشته از توى اتاق زیر مى کشند به مرتبۀ بالا مى برند. بسیار تماشا داشت که ناخوش حرکت نکند.« )نک. ناصرالدین شاه، روزنامۀ خاطرات ناصرالدین شاه در سفر اول فرنگستان، به کوشش .(202 ، ص1377 ،فاطمه قاضى ها، تهران، سازمان اسناد ملى ایران .1333 تیرماه4 ، هوشنگ خان شقاقى، روزنامۀ روشنگر-19 هوشنگ خان شقاقى، »طراح نخستین بناى بلند تهران و راهى که مهندسى ایران باید-20 .14 ، ص1374 ، پاییز18 ، ش5 مى پیمود«، در گفتگو با سهیلا بسکى، آبادى، س
\\n\\nآسانسور ساختمان ده اشکوب، عکاس امیر صمصام بختیار، اوایل دهه ..1370 .1397 ،دورنماى ساختمان از داخل کوچه رفاهى، عکس از نگارنده .1342 ،میدان مخبرالدوله، عکاس جواد تهامى
\n