استتیک غیرمترقبه بودن
کاوه مهربانى استتیک غیرمترقبه بودن میلادى1970–1950، تهرانفردبهمنحصربومىمدرنیسمسرنوشت چیزى که عیان، است گویا لازم به بیان. است مجموعه معماریهای –مدرنیستی در حال تخریب –، تهران مهمترین رویداد بینالمللی در تفسیر و بومی شدن مدرنیسم در سطح شهرى و جزئیات بوده. است ابتدا باید گفت که معماری مدرن پدیدهای کاملاً غربی، نیست هر چند به خاطر اینکه تولید فکر در آن زمان عمدتاً در ««غرب صورت، میگرفت مبانى مدرنیسم در آن جغرافیا تدوین. شد روشنفکران روسیه و اروپاى شرقى نقش کلیدى، داشتند و متفکرانى از آمریکاى، جنوبى، ژاپن و هند هم به مرور در جرگة نظریهپردازان و طراحان مطرح این گرایش قرار. گرفتند بر خلاف نئوکلاسیسیزم اروپا، محور مدرنیسم محدودیت جغرافیایی نداشت و منابع آن بیشتر از، شرق، آفریقا و فرهنگهای بومی و قرون وسطایى، بودند و یا از استتیک ماشینی و صنعتى که به نژاد و ملیت خاصى تعلق. نداشت در، واقع هیچ گونه تعصبی، نبود حتی نسبت به خود کلاسیسیزمى که مدرنیسم در برابر آن قیام کرده: بود، واگنر، لوس، میس، موتسیو پونتی و. . . اگر تعصبی هم، بود فقط تا حدودی نسبت به خود غرب. بود نظریهپردازان مدرنیسم چنان ذهنیت گسسته از فضاى - از دید آنها - پوسیدة اروپا داشتند که ضد، سیستم ضد، آکادمى ضد، نُرم، انقلابى و گرابینالمللی، بودن پایة رفتارى و فکرى آنها. بود این پرسش میتواند مطرح شود که جاذبة این استتیک در، چیست و آیا چیزی سپرى شده نیست؟ این نوعى، آزادى و اتکا بر آفرینندگى خالص و نه الگوهاى، اختراعى، مفروض یا تحمیلى. است اهمیت روح انسانى، )میس عصر، جدید. (1930 درگیر شدن ذهن و، تفکر در مواردى در جادویی ابدى و نوعى درخشندگى و زیبایى خالص که در آفرینشهای بیواسطة هنر بدوى میتوان. یافت پس سپرى! نمیشود بر خلاف انگهای ناآگاهانه و، مغرضانه این جنبش ِ - و نه سبک - ماهیتاً، تنوعگرا، زنده و، باز در ادامه نشان داد که استعداد بومى شدن را هم. دارد برخى از تحولات مدرنیسم به درجة ثبت در فهرست میراث جهانى یونسکو اندرسیده، )برازیلیا لو، هاور، باوهاس دسا. (. . . اما به تاریخ مهم تحول مدرنیسم در خارج از اروپا و آمریکا کمتر پرداخته. شده از آنجا که برخى از ریشههای فرمى مدرنیسم در شرق و آفریقا بوده، است این بومى هاشدن نوعى بازگشت به ریشه هم، بودند تا به حدى که این استتیک در بسیارى از، موارد حداقل از نظر عملکردهاى اقلیمى و تجلى ترقوى بناها در هایاقلیم، پرنورتر بهتر عمل کرده! است به نظر میرسد معماران این دوره اشتیاق زیادى به حضور در کشورهاى استقلال یافته و خواستار تحول داشتند) لوکوربوزیه و، هندوستان رایت در عراق قبل از کودتاى 1958 و، پونتى، گروپیوس، لوکوربوزیه، آلتو، دودوک سرت و دوکسیادیس در قبل و بعد از، آن لویى کان در، بنگلادش رایت در. (. . . ژاپن ساختمان کشیده و ظریف کنار رودخانه در، بغداد وزارت، برنامهریزی که در تصویرى تلویزیونى از جنگ اشغال عراق در سال، 2003 با سلاح سنگین به آن شلیک، میشد کارى از -پونتى -1958! بود و آثار باارزش در، سوریه یکى دیگر از هاىکانون تمدنى و غیربیابانی منطقه هم در حال نابودى! است
در، مقایسه دلایل مهم و منحصر به فرد بودن تهران در تحولات مدرنیستى را میتوان چنین بر: شمرد • بعد شهری ساخته شدن تمامی یک شهر، بزرگ حدود 500 کیلومتر مربع در آن، زمان و نه فقط مرکز شهر) مفهوم«مرکز «تاریخى، یا«تهران، «ناصرى که این عنوان اخیر به ظاهر خواهدمى بار مثبت را فقط به آن دوره، بدهد براى تهران بى، معناست چراکه هویت غالب تهران مدرنیستى، بوده و در خود بازار یعنی در بازار فرش و بازار بلور حاجب الدوله و و. . . . اطراف و جنوب، آن در شمیران و نواحى بین مرکز و شمال مثل، آبادعباس، آبادیوسف، ونک در همه، جا معماریهای مدرنیستی حضور، دارند هر چند به کارگیرى این عنوان به صورت، فرمالیته دردى از آن هاى«مکان «تاریخى هم دوا نکرده، است روحشان. (!شاد متأسفانه در کشور متوجه نادر بودن این پدیده، نیستند و بنابراین تخریب به طور مستمر صورت گیردمى و انعکاس ناچیزى در سطح المللیبین. دارد حتی در مهد پیدایش معماری، مدرن هایمجموعه مدرنیستی اغلب در اندحاشیه و چشمگیر، نیستند حتی تک. بناها منظر، اروپایی منظری ««قدیمی / ««تاریخی و یکنواخت است که درعین بدیهی بودن لزوم حفظ، آن موضوع اىشدهحل برای متفکران اروپایی نبوده و. نیست • هایمجموعه چشمگیر معماری مدرنیستی دیگر نقاط، جهان اغلب با وجود اهمیت آنها تا حد ثبت میراث جهانی، یونسکو یک دوره را، گیرنددربرمی مثل، برازیلیا پایتخت، برزیل محصول دهة 1950) ثبت 1987. (یونسکو شهر برازیلیا که ساخت دولت و هماهنگ، است و یک گرایش استتیک و آزادى محور و پرانرژی در مقطع دموکراتیک قبل از روى کار آمدن هاسرهنگ را منعکس کندمی) و این هامشخصه کیفیت آن هم (هستند و یا شهر لوهاور )محصول، 1945 پایان جنگ جهانى دوم تا دهة، 1960 ثبت 2005، (یونسکو که با شخص اوگوست پره و استتیک دورة میانى بتن عجین. است در کهحالی تهران طیف وسیعى از هاسبک و، تأثیرات از التقاطی، اولیه آرت، دکو، راسیونالیستی، باوهاس، رایت، میس پل، رودلف، برزیل و«معماری «بیابانى کالیفرنیاى هایدهه 50 و 60 - و، نوترا و هاطیف و مصالح متنوع ایتالیا را منعکس کندمی و همه در همه جا و در کنار، هم مثل یک. کلاژ • بومی کردن این تأثیرات) نه ًاصرف، (کپی از طرق زیر صورت: گرفته -1 جزئیات بسیار غنی و منحصر به فرد) برای مثال. (هاآهنکاری -2 نوعی شرقی کردن از طریق ظرافت بیشتر) فراتر از عملکردى بودن اکید و. (خشک -3 سه بعدی کردن با استفاده از هافرورفتگی و به ویژه بیرون هاىزدگی بسیار که در ارتباط با اقلیم و نور هم بوده و شکبى ترینجالب استفاده از کنسول در دنیا. است معمارى، بومى نه اىمستعمره هاى)نمونه بسیار شاخصى از این معمارى هم در جهان، هست مانند، شانگهاى دهلى، نو رباط در، مراکش ثبت 2012. (یونسکو • در برگرفتن طیف کامل شهری، مسکونی، تجاری، اداری و در واقع تمام هاکوچه و هاخیابان و کوچه، هاکوچهپس و، پاساژها که مجموعة آنها حس شهری خاص تهران را. ساختمی • نقش تنوع اجتماعى و هاىملیت اکنون فراموش شده تهران) به ویژه، ارمنیان، هاآسورى، هاگرجى، هاروس هالهستانى (. . . در گیرىشکل شهر و از طریق طراحى و، معمارى، مد، سازىمبل، رستوران، کافه، دارىهتل موسیقى کلاسیک و، جاز، تئاتر. سینما به دلیل وسعت، مطالب در این شمارة عمدتاً، تصویرى تنها به دورة متأخرتر 20ًاحدود سالة 1950 تا 1970. پردازیممى پلان، هاساختمان خود بسیار مهم، است اما امکان دسترسى به آنها بسیار محدود. بوده کمکى هم در هیچ اىزمینه از هیچ جا نبوده! است هایمشخصه هاىمعماری باارزش این دوره اندعبارت: از • اجرا و جزئیات بسیار عالی و در عین حال متنوع) انعکاس، دقت، دغدغه، ذوق و. صنعتگرى صنایع دستى قوى اساس یک سیستم کارآ و هنرى. (است
• درست بودن) بدون اشتباه (بودن فرم کلى و. جزئیات هایى)دوره هستند که همه چیز در آنها درست به نظر، آیدمى و هایىدوره که هر چیزى اشکالى (!دارد • تنوع سبکی) حضور چندین سبک و در عین حال تنوع درون، (سبکی به طورى که هاىکیفیت چشمگیر جدیدى از هاهمجوارى متبلور. شدمی • خاص بودن) نداشتن تشابه کامل با هاینمونه (دیگر و ابتکارهای بسیار جالب، توجه، متنوع و. پرتعداد • معمارانه بودن فراتر رفتن از، سازیساختمان و انعکاس، تفکر کانسپت / ایده / فلسفة، کار و حس ذوق و علاقه به. کار • سه بعدى بودن) در اغلب، (موارد حتى در هاىساختمان یک، بر با استفاده از عقب و جلو، رفتن بالکن و به ویژه. کنسول • استفادة معنادار از مصالح) به عنوان بخشى ماهوى از: (فرم یکپارچگى در، کل در مواردى همراه با شکل نقاشی با مصالح یا کارىبرجسته روى سطح بر مبناى استقلال یافتگى سطح یا حجم و هراس نداشتن از سطوح بزرگ یکپارچه و. خالى • هاىپلان داخلى تمیز مربع، مستطیلى و سطوح داخلى صاف و. تمیز • گرایش به ظرافت و باریکى و به حداقل رساندن) گرایش اصیل در هنر، (ایران برخلاف گرایش کنونی به، پهنى زمختى و. شلوغى • تمیزى و، روشنى و در عین حال هاىتیرگى، زیبا مانند سیمان تیره یا رنگى، اى)قهوه، خاکسترى یشمى و، (دیگر یا هاىسنگ زغالى، مات و ایجاد کنتراست میان این. دو • داشتن فضاهاى باز یا بازنیمه - مانند، حیاط بالکن و دالان – به عنوان هاىبخش ماهوى معمارى و ترکیب. بعدىسه • انعکاس دورة اوج معماری جهان در معمارى. ایران - ارزش این همه چنان است: که باید تخریب حتى در مورد یک آجر یا، نرده با اولویت هاىخیابان، اصلى اما نه با فراموش کردن عمق متوقف، شود و حتى در مورد الحاقات باارزش مثل تابلوها و هانئون) براى مثال هاىنئون اىدایره خیابان، انقلاب نرسیده به نبش غربى، بهار و روشن کردن آن به عنوان اثر هنرى واقعى و (!آماده ساختن بناهای تازه اما در هاىمکان مناسب دیگری پذیرامکان. است - باید از هاىاندیشه بینالمللی یارى. گرفت - ضوابط، غیرمعمارانه مانند پخ 45 درجه در نماهاى رو به حیاط، حذف و امکان استفاده از کنسول و بالکن بر مبناى پیشینة این هاىمشخصه مهم معمارى تهرانى بازبینى شود) از طریق اجبارى کردن و در عین حال دادن. (امتیاز - برخورد معمارانه با موضوع اساسى اما فراموش شدة، مسکن پایة، معمارى باید در دستور کار قرار. گیرد - مدرنیسم بومى منحصر به فرد تهران تواندمى الگوى معمارى آینده هم. باشد گرایىسنت واقعى در توجه به این میراث مثله شده خلاصه، میشود یعنى توجه به هاىارزش واقعى و موجود. مکان - روشن است که این موارد را میتوان به شهرها و هاىمکان دیگر هم تعمیم. داد - در، هاارزیابى معیار باید فقط کیفیت، باشد نه مبانى اختراعى -ناسیونالیستى سنتى. عوامانه - با عمل و شیوة زندگى، متفاوت باید به احیا و حفاظت کمک، کرد نه اینکه در کنار و به سبک هادلال زندگی! کنیم، تهران قبل از تخریب سیستماتیک و، یکپارچه اىمجموعه منحصر به فرد. بود شهرهایى مانند شهرهاى، اروپایى ًاعموم معمارى یکنواخت و اییکپارچه، دارند که خود اىمشخصه، است نه ًالزوم خوب یا. بد شهرهایى هستند که یکپارچه، نیستند و کیفیتى هم، ندارند نه در اجزا نه در، کل ««شهرهایى که با به کار گیرى، آمار، مساحت، اقتصاد تعریف شوندمى) از آبادهاحلبى تا. (ترینمرفه اما، تهران هم تنوع شگفت انگیزى، داشت و هم کیفیت در اجزا و
. کلیت این را چگونه میتوان توضیح داد؟ مشخصة هاىشهر معمارانة) کوچک و (بزرگ، یزد سیه، نا پاریس و اصفهان چیست؟ به نظر آیدمى کیفیت همه اجزایى است که آنها را سازندمى و نه چند. مونومان به ناچار به این معمارى ایمگفته معمارى. دموکراتیک، منظور یک معمارى کم ادعا و، غیرنمایشى، کاربردى و غیردولتى است که به خصوص در این جو نمایشى در جهان ارزشمند. است اجزایى که در عین پاسخگویى به نیازهاى، مادى عارى از شاعرانگى. نیستند دانیممى که حقیرترین کلبه یا یک، خرابه در این مسابقه تواندمى ترینقیمتگران هاکاخ را شکست. دهد در شهرسازى امروز دیگر چنین چیزى وجود ندارد و اجزا دیگر معمارانه، نیستند و بنابراین مجموعه) شهر یا (محله کیفیت خاصى تواندنمى داشته. باشد بلکه تنها یک تعریف کمیتى خواهد. داشت هایىمعمارى که در اینجا مطرح شوندمى متعلق به دورة متأخرتر قبل از. اندانقلاب وقتى هاىلایه مختلف این دوره را، شکافیممى پیچیدگى و غناى موضوع هرچه بیشتر عیان. میشود در هامقاله و نظرهاى دیگرى که در این شماره آمده این هالایه و هابغرنجى تا حدى نمایان: شوندمى، باوهاس، متابولیزم، پونتى، راسیونالیزم، رایت، نوترا، کالیفرنیا. ایتالیا و نکتة: کلیدى اینها همه دیوار به دیوار در یک مکان -تهران- وجود داشتند) در اغلب هاکوچه چند سبک یافت میشد و به ندرت جزئیاتى یکسان. (داشتند پس هم به تک ساختمان نگاه کنیممى و هم به، مجموعه و البته به. جزئیات متأسفانه چیزى هم در مورد کاربرى باید گفت، )متأسفانه براى اینکه ترجیح ما قلمروى استتیک. (است دلیل دیگر شهر بودن شهرهایى که، گفتیم این است که در آنها اولویت با زندگى، بوده نه با بناهاى مدیریتى و دولتى )که عجیب، است با ظهور مدیریت به اصطلاح، الکترونیک هر روز ترپررنگ و ترحجیم. (!شوندمى اکنون زیربناى برخى از این بناها معادل یک محله را اشغال، میکند بنا به محیط خود ربطی، ندارد و تا شعاعى وسیع هایراه اطراف خود را زیر ِربا پارکینگ کارکنان خسته و بى حوصلة خود. بردمى اما در اصفهان اولویت جنبة مدنى شهر را!. . بینیممى بینیممى که حضور دولت در میدان نقش جهان حداقل، است و حرکت بازار دور میدان از زیر ایوان عالى قاپو! گذردمى و ظرافت ملاک، است نه. ابهت تابلو و علامتى! نیست نمادى، نیست ًلااص نام و نشانى از هیچ بناى وزارت و مدیریتى، نیست اما مدیریت وجود داشته، است شبکة پیچیدة آبرسانى براى. . . مثال) و سطل زباله هم وجود. (!نداشت حال که به اصفهان اشاره، شد اىمقایسه کمک: میکند ساختن پایتخت در هر دو مورد اصفهان و تهران یک نکتة مشترک، داشت یعنى همان طور که براى ساختن اصفهان هایىبهترین که توانستندمى به کار گرفته، شدند مانند، هاارمنى در تهران هم از هافرهنگ و هاىملیت آشناتر به هاىپدیده نو یارى گرفته: شد هاارمنى و هاىآسورى، ایرانى و در دورة، اولیه هاروس - مانند مارکف -، هاگرجى ًلااحتما هالهستانى و مجارها که به دلایلى مانند، جنگ خود را در تهران، یافتند و شدگانىدعوت مانند آندره. گودار ًاتقریب هیچ نگارىتاریخ بامعنایى از این دورة تهران نیست و چه بسا در هاىگذشته دورتر هم طورهمین. بود این هاواقعیت از شکوه هنر ایران کم، کنندنمى بلکه غناى آن را نشان، دهندمى چراکه یک فرهنگ بسته به اجبار دست به تکرار و کپى کردن خود، زندمى و به زودى. میردمى هنر ایران از گرفتن چیزى هراس، نداشت چون بعد روى آن کار، میکرد زمختى را station Petrol پمپ بنزین سهروردی بازار تجریش - معماری، بلاواسطه، کاربردی و عاری از تظاهر و گراییسبک
به ظرافت تبدیل، میکرد ارزشى نو. ساختمى جالب اینکه ذهنیتى هست که بناهاى کاملاً غربى نئوکلاسیک را سنتی و ترینشاخص بناهاى تهران!پنداردمى اىمعمارى که بدان، پردازیممى نه وسیلة تبلیغ دولتى و، غیره که ًاصرف براى زندگى کردن. بود همان مشخصة اصلى اهداف قابل تقدیر مدرنیسم، )سیام، یوسونیا«معمارى یا («انقلاب که به نظر میرسد به فراموشى سپرده شده. است هر چند معمارانى که دغدغة اصلى آنها بهبود زندگى مردم بود، )آلتو، یرنیمه لوکوربوزیه و هاىتلاش او براى اسکان، (دادن در عین حال هنرمندانى دستچیره در تک بناها هم بودند) پاویون فیلیپس 1958، لوکوربوزیه برازیلیاى. (. . . . . . یرنیمه در واقع این دو جنبه با هم پیوند ارگانیک!دارند تهران توانستمى شهرى با هویت باشد) هویت، واقعى نه اختراعى و. (اىکلیشه این امر مستلزم حفظ تهران در وضعیت قبل از هجوم بسازبفروشى. بود تراکم پایین، اولیه شهر را کم ترازدحام نگه، داشتمى آن را به یک پارکینگ بزرگ تبدیل، نمیکرد و بیش از، همه هویت آن را با حفظ میراث معمارى، )قاجار مدرن، اولیه و متأخر یعنی موضوع این (شماره از بین، بردنمى مزاحمت و هاىآلودگى مختلف در نتیجة تخریب و ساخت و ساز ایجاد، شدنمى امکان رسانىکمک در صورت سانحه تا این حد غیرممکن، شدنمى و امکان زندگى حتى در هاىخانه دیدهصدمه براى مدتى وجود داشت و هاىساختمان جدید ناسالم ساخته. شدنمى براى اشتیاق به ساخت و ساز، پرتراکم هاىزمین فراوان در اطراف و حومه و درون شهر بود و! هست با یک برخورد ًاواقع تهران، دوست در هر مقطعى که این موج مخرب متوقف شود )جریانى که تنها به سود عناصر انگلى (است میتوان از تبدیل شدن کامل تهران به یک سالاد پلاسیدة -مالزیایى اىدوبى جلوگیرى. کرد به هایىنمونه از مدرنیسم در اینجا اشاره شده که به عنوان هاىسایت میراث جهانى یونسکو به ثبت، اندرسیده و به جرئت میتوان گفت که تهران هم توانستمى در این جرگه یا نزدیک به آن. باشد این میشد. ««هویت سالاد -مالزیایى اىدوبى و، ًااخیر هاىمرجوعى عربستان چه ««هویتى دارند و خواهند داشت؟ طبق گزارشی از شهر سائوپائولو در برزیل - که پایتخت، نیست اما جمعیت آن از تهران بیشتر -است یک طرح، احیا در هاىساختمان فرسوده اما داراى ارزش، معمارانه که حتى میتوان گفت در اىرده ترپایین از هاىمعمارى تهران، هستند اجرا شده. است هاساختمان به بهترین نحو مرمت اندشده و به ویژه مرکز این شهر هویت اشاولیه را حفظ. کرده ًااتفاق اغلب این هاساختمان سیمانى و رنگى هستند) شبیه اىدوره از. (تهران اما جالب است که هزینة این هامرمت از عوارض ساخت و سازهاى جدید تأمین. شده برعکس تهران که در آن معمارى براى تأمین هزینة ساختن هاىگوزن، مصنوعى آبشار، نیاگارا و نقاشى هاىطوطى شبیه میمون روى دیوارهاى بتنى و سنگى به خودى خود، زیبا تخریب. میشود باید اعتراف کرد که درک مدرنیسم مشکل، است اما این واقعیت دلیل غنا و پویایى آن هم، هست و تواننمى اجازه داد که در مسلخ گرایىعوام قربانى شود و، برعکس در، تاریخ ««فهم آسان، تقارن شکل آشنا، ()سنتى، پسندهمه، کودن و، بازارى بسیار به درد ذهنیت، هادلال، دیکتاتورها، هاپوپولیست و مؤسسات مالى و دارهابانک خورده و. خوردمى بخش زیادى از دستور کار نئوکلاسیسیزم به میزانسن شکوهمندى هاىتاریخ اختراعى اختصاص یافته، بود و به قول، رایت در هر شهر آمریکایى یک گنبد سن پیترو پیدا! میشد یک سبک آوانگارد قلابى هم هست که روى دیگر سلیقة بازارى. است به آن میتوان گفت معمارى. زدهژل هویت چیزى است که طرفداران دو اشآتشه آن را از بین، برندمى پشت آن قایم شوندمى تا به اهدافشان. برسند به گفتة هنرمند، آمریکایى دانلد، جاد «کسى که اشخانه به سبک سنتى دکور، شده همان کسى است که بولدوزرها را به بخش قدیمى شهر روانه مى. «کند و ««هویت و ««سنت در هر جا تعاریف و معیارهاى اىدرآوردىمن اندداشته که بر اساس شابلون روز بریده و اختراع. اندشده هویت، واقعى حتى در مقیاس یک، شخص کیفیت آن چیزى است که تولید و ارائه. میشود شکل آن. نیست هنر ایران به تلاش براى به حداقل رساندن گرایش، داشته اما حداقلى، غنى نه، فقیر نوعى مالیسممینی. دشوار رسیدن به، ترینظریف ترینباریک و. ترینصاف پس هویت ایرانى این است که دقت و دغدغه داشته، باشد و به چیزى کمتر از آنچه باید راضى، نشود نظرصرف از اینکه با چه فرمى کار، میکند با چه مصالحى، )کاشى، آجر یا آلومینیوم و، (آهن به هاىفرم جدید دست، یابد همان طور که در هاگذشته کرده. است کسى که از نظر ناآگاه، امروز در گذشته ««سنتى کار کردهمى، از دید، خودش در زمان، خود سنتى کار. نمیکرد چنین مفهومى وجود، نداشت فقط کار، میکرد به بهترین وجهى که، دانستمى با هر مصالحى که در دسترسش، بود و اگر این فقط خاک، بود با آن جادو. میکرد در مقایسه میتوان دید که ژاپن هاىپیوند عمیق با میراث خود را حفظ، کرده و در طراحى و تولیدات امروز خود هم همان، هاحس هادقت و هاظرافت راه یابندمى) صنایع دستى قوى پایة یک فرهنگ خلاق است که در ایران به شدت در خطر. (است در مدرنیسم هم بینیممى که هاىطرح میس وندرروهه براى هاىخانه گراىدرون یک، طبقه و پاویون، بارسلون روح فضاى شرقى را منعکس میکنند و نورهاى صومعة لا 1تورت لوکوربوزیه هم شاعرانگى فضاى قرون وسطى و شرقى را) قدرت مدرنیسم این بود که توانستمى بر خلاف التقاط هافرم و هاموتیف به شیوة قرن، نوزدهمى هاىاستتیک، گوناگون از جغرافیا و هاىدوران مختلف را در سنتزى نو و ارگانیک پیوند. (دهد و این هم نوعى آزادى. است در پایان ممکن است این پرسش پیش آید که پس تولیدات کنونی در کجا قرار دارند؟ هانظریه سطحى و، اندپوشالى زیرا هدفى وجود ندارد) به ویژه در ارتباط با روح. (کار، اتومبیل، میز، صندلى، چراغ، ساعت، سینما، کارتون، کمدى، عکس، موسیقى و هنر - که بلعیده شدن کامل آن به وسیلة تجارت ًلااص غیرمترقبه -نیست تأثیری بر انسان، گذارندنمی و در برخى موارد بیشتر نقش نوعى آلودگى دارند تا چیزهایى نو و. خوب یک نوع معادل فست فود همه چیز را فرا. گیردمى در، واقع اىسازىیکسان که به مدرنیسم ماهیتاً پویا و متنوع نسبت داده، میشد، خود همراه با ویروس مرگ بار تجارت گراجهان به درو کردن فرهنگى و زدایىارزش مشغول، است و حرکات تکرارى، حاضر آماده و، ««فست این روند کنندهمسخ را استتار. میکنند:پانوشت * کاوه مهربانى - دیپلم معماری از. AA فعالیت اصلى او هنر و تحقیق. است مقالات او از جمله در هاىمجله Domus و Abitare به چاپ رسیده. است با تشکر: از سارا زادهمهرعلى سونیا نواب) مشاور (گرافیک امین فراهانى فاطمه امینى) مشاور (هنرى مهمانان گرانقدر یاس نقیب هاشمى) همکار (بندىصفحه ترانه یلدا) براى شمارة 73 (معمار و ًامسلم سردبیر سهیلا بسکى براى توجهات عدیدة ایشان



