دیگربودگی استانبول: سه نمونه اصالت‌بخشی

ایوو پکچ, فرشته اسدزاده·معمار ۹۹: گریز به مرکز
اشتراک‌گذاری
دیگربودگی استانبول: سه نمونه اصالت‌بخشی

تلش براى قدرت نمايى و نمايش برترى جلوه هاى جامعه سوسياليستى در بخش شرقى، بر زندگى روزمره ساكنان و نيز فرهنگ و هنر، تأثير عميقى گذاشته است و شكل يگانه و استثنايى به شهر بخشيده است. فروپاشى ديوار برلين و اتحاد دوباره آلمان و ادغام دو بخش جدا شده در يكديگر و مركزيت دوباره برلين، شهر را با بزرگ ترين مسئله اقتصادى، سياسى، اجتماعى و فرهنگى قرن روبه رو كرد. »سؤال اين است كه آيا مى شود شهر تقسيم شده را در همه زمينه ها متحد كرد؟ كشور، سرمايه گذار، برنامه ريزان و شهروندان چگونه با شهر و توسعه آن برخورد مى كنند؟ اكنون دموكراسى به عنوان يكى از كارفرماها چه تأثيرى بر شهر مى گذارد؟ چگونه با ارثيه شهرسازى به جا مانده از آلمان شرقى برخورد مى شود؟« پاسخ نهايى اين بود كه براى كمك به برلين جهت آمادگى براى پذيرش يك دگرگونى عميق ديگر بايد توسعه و رشد شهر بر شالوده هايى بنا شود كه ريشه در تاريخ شهر دارند، حتى اگر شهر كاپيتاليستى و سوسياليستى به تاريخ پيوسته باشند. خلصه اينكه: برلين به هويت جديدى احتياج دارد كه نه از نوستالژى گذشته سوسياليستى در شرق برلين و نه از نگاه حسرت زده و مشتاق به متروپل هاى اروپايى در غرب برلين، بلكه از لمس ظريف و آرام كيفيت هاى خود و ارثيه معمارى و شهرسازى بى نظير دوران صنعتى شدنش و درهم آميزى آن با نيازهاى امروز شهروندانش تشكيل شده باشد. در گذار به قرن بيستم برلين در عرض چند دهه به مدرن ترين شهر صنعتى جهان توسعه پيدا كرد. اين شهر مهم ترين مركز دومين انقلب صنعتى بوده، نوآورى هاى تكنيكى و معمارى آن در عرصه بين المللى نمونه اند و راهگشا. تأسيسات و بناهاى صنعتى پراكنده در تمام مناطق، تأثير عميقى بر تصوير شهر و هويت و فرهنگ روزمره به جا گذاشته است. كمتر متروپلى در اروپا داراى اين تعداد تأسيسات و معمارى و مجتمع صنعتى است. برلين زمانى در تمامى عرصه هاى صنعتى، پژوهشى و معمارى پيشتاز بوده است. مجتمع ها و ساختمان هاى به جا مانده در هر دو بخش، شاهد اين شكوفايى صنعتى – فرهنگى اند. 70 و حتى60-50 برنامه ريزان اين بار بر عكس سياست هاى دهه ميلدى در برلين غربى كه تخريب بسيارى از اين ساختمان ها و ديگر مراكز مسكونى را در پيش گرفته بودند، دست به تعمير و مرمت، بازسازى و حتى باز آفرينى و تغيير كاربرى خلقانه آنها زدند )برلين شرقى به علت كمبود بودجه موفق نشد ساختمان ها را مرمت و بازسازى كند، اما غير از چند مورد از تخريب آنها هم خوددارى كرد(. تنوع و كارآكتر اين ساختمان ها امكان بى نظيرى براى استفاده در فعاليت هاى فرهنگى ايجاد مى كرد. به اين ترتيب، بسيارى از اين مجتمع ها بعد از بازسازى در اختيار گالرى ها، استوديوها و آتليه ها، سالن اجتماعات، كتاب فروشي ها و..... قرار گرفت. مشكل مسكن وجه ديگرى است كه بايد در برلين روبه رشد و متحد در نظر گرفته مى شد. اين جمله شهردار قبلى برلين است و 4«»برلين فقير اما سكسى است موقعيت اين شهر را به خوبى نمايان مى كند. برلين به دليل گوناگون در قياس با ديگر شهرهاى بزرگ آلمان فقير است. به اضافه اينكه فضاهاى خالى و زمين هاى با قيمت مناسب و موقعيت جغرافيايى آن باعث جذب دللن داخلى و بين المللى شده است. تأثير نامطلوب اين تحركات و كمبود شديد مسكن بر قيمت اجاره آپارتمان ها محسوس است. براى حفظ آرامش اجتماعى و تأمين نيازهاى حداقلى شهروندان، برنامه ريزان دست به ابتكارات و تنظيم قوانينى زدند كه تا حدودى آرامش بازار مسكن را براى افراد كم درآمد برقرار مى كند، از جمله جدولى كه بر اساس آن اجاره بها را بر اساس موقعيت محل و ساختمان و امكانات رفاهى آن تنظيم و از گران شدن بى رويه و سرخود آن جلوگيرى مى كند. از ديگر راهكارها، شتاب بخشيدن به ساخت و ساز آپارتمان هاى عام المنفعه اى است كه برلين در اين زمينه سنت بسيار طولنى و پيشتازى دارد. نبايد فراموش ميليون كارگر، بزرگ ترين 1/5 كرد برلين اوايل قرن بيستم با بيش از مركز صنعتى در اروپاست. راه حل پاسخ به احتياجات اين خيل عظيم، تنها ايجاد مجتمع هاى مسكونى بزرگ بود. مسكن سازى دولتى در دوران جمهورى وايمار دستاورد بزرگ و تا امروز پروژه اى آينده نگر است. با بهره بردارى از امكانات نهفته در اين پروژه، مشكل مسكن تا اندازه اى تعديل شد. تمام اين مجتمع ها در مناطق ساخته شده اند. بين جنگ 1934 تا1913 مختلف برلين بين سال هاى جهانى اول تا به قدرت رسيدن نازى ها، معماران آوانگارد آن دوران براى اولين بار با همكارى دولت، مجتمع هاى مسكونى عام المنفعه اى ساختند كه علوه بر پلن هاي خوب، داراى امكانات رفاهى و چيدمان داخلى مدرن و تا آن زمان بى سابقه اي بود. ساختمان هايى داراى آشپزخانه، بالكن، دست شويى و حمام، )بسيارى از آپارتمان هاى برلين آن زمان فاقد حمام، دست شويى و توالت در داخل ساختمان بودند. خارج از آپارتمان و در پاگرد پله ها فقط توالتى مشترك براى چند خانواده در نظر گرفته مى شد. هنوز هم نمونه هاى محدودى از اين آپارتمان هاى مسكونى در برلين وجود دارد(. كيفيت بسيار خوب آپارتمان ها در زبان و فرمى مدرن با تقسيم بندى عمل گرا و مناسب بودن اجاره ها، باعث شهرت جهانى آن مجتمع ها و معيارى براى يك معمارى مدرن و ساخت و ساز در شهر و در منظره شهرى اصطلح »مجتمع هاى مسكونى عام المنفعه« در ادبيات معمارى اروپايى از اينجا شروع شد. اين مجتمع ها هنوز هم مسكونى اند و جزء »ميراث فرهنگ جهانى«. در كنار تمام اين اقدامات و ديگر فعاليت هاى ترميمى كه بدون شك بر كيفيت زندگى شهروندان تأثير مثبتى گذاشته. برلين كه روز به روز گسترش پيدا مى كند بايد با برنامه ريزى هاى جسورانه تر و آينده نگر، پاسخگوى نياز روز افزون شهروندان و چالش هايى كه خيل عظيم مهاجران به وجود مى آورند باشد. برنامه ريزى كه استمرار و پيوستگى دو بخش شهر را بر قرار كند و مفصلى باشد بين دو قطب شهر سازى و بازاريابى شهرى و پلى بين فضاهاى مختلف معمارى و دوره هاى سياسى و تاريخى و مسائل محيط زيستى. »از معماران قرن جديد انتظار مى رود كه دوباره موضوع ها را در اختيار بگيرند و بر آنها تأثير بگذارند. اين موقعيت چالشى است هم براى معمار و هم برنامه ريز در همه ابعاد. از معمارى آسمان خراش تا ساختمان كم طبقه ارگانيك. از فضاهاى عمومى تا فضاهاى سوگوارى، از شهر سبز تا شهر بتونى، براى برلين كه از دهكده ها و درست تر، از محله هايى تشكيل شده كه مانند جزيره هايى در هيچ و يا هيچ هايى در جزيره خالى در شهرى

\\n

5«.متراكم، قرار گرفته اند بحث معمارى برلين مثل خود شهر متنوع است. پانوشت ها: 1- Brandenburger Tor 2- Humboldt 3 -Potsdamer Platz 4- Klaus Wowereit 5- Thies Schroeder ، در دانشگاه هنر برلين در رشته نقاشى تحصيل كرد. بين1330 * على نصير، متولد در مقاطع مختلف در دانشگاه هنر برلين، آكادمى تابستانى پادربورن 1384 تا1370سال هاى و مدرسه عالى فنى برلين تدريس كرد. دوره اوليه آثارش با تصوير كردن شاعرانه اشيا و انسان آغاز شد. به مرور درگيرى ذهنى و فلسفى او با فرهنگ و جامعه ميزبان باعث شد مفهوم جديدى از شىء و انسان در كارهايش به وجود آيند. نصير كه سال ها ساكن برلين بوده، به عنوان يك هنرمند تغييرات اين شهر را در سال هاى مهمى تجربه كرده و از نزديك زيسته است. به همين دليل از او درخواست شد كه از جايگاه خودش به توصيف اين شهر و شرح تغييرات آن براى مخاطبان ايرانى معمار بپردازد.

\\n

ديگربودگي استانبول: سه نمونه اصالت بخشي THE OTHERNESS OF ISTANBUL, THREE INSTANCES OF GENTRIFICATION سياست هاى اقتصادى حاكم بر شهرهاى جهانى امروزى به شكل پديده هاى فضايى خاصي با صورت هاى مختلف در شهر نمود پيدا مى كنند. يكى از آنها هم زماني رشد اقتصادى سريع شهر در كنار نابرابرى هاى اجتماعى شديد است كه به تبعيض در فضا به شكل هاى مختلف منجر مى شود. »ديگرى« ها، ناخواسته ها و شكست خورده ها از ديد بيشتر مردم بار اضافى بر دوش شهرند كه به رشد اقتصادى و چهره شهر لطمه مى زنند، و سرانجام بايد از زندگى مدنى اخراج شوند. استانبول علوه بر داشتن تاريخى باشكوه، در عرصه جهانى روز به روز در بين شهرهاى همتاى خود اهميت بيشترى مى يابد، و در مسير رشد سريع و گاه غيرقابل كنترل، در بسيارى موارد با بيگانگى شهرى روبه رو مى شود. پديده هاى فضايى تبعيض آميز ممكن است در قسمت هاى مختلف بافت شهر، از حاشيه تا در مركز تاريخى شهر نمونه اى 1هسته مركزى اتفاق بيفتد،كه پديده اعيان سازى از آن است. اين گونه مسائل شهرى را مى توان در ارتباط با مفهوم بيگانگى بررسى كرد، در اينجا سه نمونه »مواجهه با ديگرى« در سه محله مختلف مركز شهر استانبول بررسي مي شود. سفر اكتشافى اين مقاله از خيابان استقلل شروع مى شود، نامي آشنا كه تفريحى استانبول را تشكيل مى دهد. گذر پياده استقلل هر آنچه -قلب فرهنگى را تصور كنيد براى سرگرم كردن گردشگران و محلى ها ارائه مى دهد: مغازه هايى كوچك و بزرگ براى خريد كالهاى مختلف، نزديكى به جاذبه هاى توريستى، موزه ها و گالرى هاى هنرى، كلوپ و بار، رستوران و كافه و غيره كه پاسخگوي هر كه گويى زيرپوستى - سليقه اى هستند. اين خيابان به كمك عوامل نوستالژيك مانند بناهاى زيباى تاريخى، - آن را صحنه آرايى و نمايش گردانى مى كنند تراموا هاى قرمز رنگى كه سنگ فرش را مى پيمايند، گربه ها و موزيسين هاى خيابانى، نان سيميت فروش ها، و اخيراً حضور نسبتاً دائمى پليس و گاهى هم خطر حمله هاى تروريستى، روايتى قدرتمند از شهر در ياد بازديدكنندگان حك مى كند. هنگام رفتن به سمت ميدان تكسيم، كه نام آن به دليل تظاهرات پارك گزى بر سر زبان ها افتاد، مى توان جهت چپ يا راست را انتخاب كرد، كه 2013 از سال به كشف دو دنياى مختلف خواهد انجاميد: دو محله مجاور هم، اما كاملً متضاد. با اين حال، اين دو نقاط مشترك پنهاني هم دارند: هر دو روند اعيان سازى را طى مى كنند، اما هر كدام در مرحله اى متفاوت از آن قرار دارند. خيابان استقلل گويي مرزى نامرئى بين اين دو جهان متفاوت است، كه يكى كاملً اعيان سازى و اصالت بخشى شده و آن يكى محلى براى اخراج »ديگرى ها« است. ديگرى اخراج شده اگر در مسير استقلل به سمت ميدان تكسيم به راست بپيچيم در جنوب شرقى به محله جيهانگير مى رسيم: نمونه كامل يك محله اعيان سازى شده، سوهوي استانبول، زيبا و تاريخى، مملو از فروشگاه هاى هنر و طراحي، گالرى ها، و كافه هاى مد روز، رستوران هاى گران قيمت و خانه هاى چوبى مرمت شده كه به قدرى بى نقص اند كه ديگر تاريخى و قديمى به نظر نمى رسند. جمعيتى جوان، خوش پوش و مد روز كه در بينشان خارجى هاى فراوانى ديده مى شود، كوچه هاى قديمى را پر كرده اند، و تصوير »باحال« محله را كامل مى كنند. جيهانگير محله اى در منطقه بزرگ تر بى اغلو، در مركز تاريخى بخش اروپايى استانبول، با آب هاى تنگه بوسفور و خليج شاخ طليى احاطه شده. در زمان امپراتورى عثمانى بى اغلو قسمت تجددگراى شهر قسطنطنيه را تشكيل مى داد، از نظر فرهنگى و نژادى بسيار متنوع و جهان شمول بود و طبقه فرهيخته را در كنار تاجران خارجى و سفارت ها و اقليت هاى يونانى، ارمنى و يهودى در خود ( استانبول و مركز تاريخى اش 1929) جاى مى داد. با سقوط امپراتورى عثمانى اهميت و سرزندگى گذشته خود را در مقابل آنكارا پايتخت جديد جمهورى تركيه از دست دادند. در آن زمان، پايتخت كهنه و بيش از حد اسلمى در مقابل آنكارا، پايگاه جمهورى سكولر و ناسيوناليست تركيه، به حاشيه رانده شد، و بسيارى از ساكنان بين المللى آن، اين شهر را ترك گفتند. تحت تأثير ناسيوناليسم ترك، با افزايش ماليات مخصوص اقليت ها و همچنين شورش هاى خشونت آميز ضد جمعيت يونانى، بيشتر اقليت ها محل سكونت خود را در قسمت هاى مركزى شهر ترك كردند و اموال آنها مصادره شد. بدين ترتيب، استانبول از ديگرى هاى ناخواسته اى كه يك دستى جامعه ترك را به هم مى زدند، پاك و محله هاى مركزى آن از سكنه خالى شد. با رشد صنعت در تركيه در اين دوره، بسيارى از روستانشينان با ترك روستاهاى خود و در جست وجوى زندگى بهتر و كار به شهرهاى بزرگ كوچ كردند. در استانبول بسيارى از مهاجران روستايى در محله هاى رو به زوال مركز شهر كه خالى رها شده بودند، ساكن شدند و اين محله ها كم كم به محل سكونت قشر آسيب پذير و مهاجر تبديل شد. ، خيابان ماشين روى استقلل با توجه به اهميت تاريخى و 1980 در دهه قابليت هاي آن به پياده راه تغيير پيدا كرد و كم كم بار ديگر بى اغلو به مركز توجه بازگشت. قشر هنرمند و فرهيخته براى سكونت محله هاى اطراف استقلل، از جمله جيهانگير را انتخاب مى كردند، چون علوه بر اينكه ساختمان هاى قديمى با سليقه آنها همخوان بود، مخارج پايين زندگى و نزديكى به مراكز فرهنگى شهر نكته بسيار مثبتى تلقى مى شد. در جيهانگير اين افراد به كمك شبكه اجتماعى قوى خود كم كم دوستانشان را به نقل مكان به اين مناطق تشويق كردند. آنها شروع به بازسازى خانه ها به شكل زيبا و قديمى خود كردند و اولين كافه ها و گالرى ها در اين محله ظاهر شد. با اينكه محله سرزنده و نوسازى مى شد، اما سبك زندگى مغاير با ساكنان اوليه كه از قشر كارگر و سنتى بودند، در محله رواج پيدا كرد. همانند بسيارى از موارد اعيان سازى، سرمايه گذاران با رصد اين دگرگونى ها و به دنبال سود اقتصادى، به آن هجوم آوردند و روند اعيان سازى را شتاب بيشترى بخشيدند. خيلى زود قيمت ملك و مسكن در اين محله به شدت افزايش يافت و بسيارى از مالكان قبلى ملك خود را فروختند و مستأجران نيز كه ديگر قادر به پرداخت هزينه هاى زندگى در جيهانگير نبودند، مجبور به ترك آن شدند. در بين اين كوچ كنندگان بيشتر قشر كارگر و گاهى هم هنرمندان و دانشجويانى كه همان شروع كنندگان جريان اعيان سازى بودند ديده مى شدند. برخى افراد به انتخاب شخصى و برخى ديگر به اجبار از اين محله رفتند، كه البته در 2010 اين امر هميشه هم آرام و بى دردسر انجام نشد. براى مثال در سال ايوو پكچ، فرشته اسدزادهIvo Pekeč, Fereshteh Assadzadeh

\\n

محله توپخانه در نزديكى جيهانگير مردم محلى به يك گالرى هنرى و افراد داخل آن حمله اى خشونت آميز كردند. امروز ساكنان قديمى تر جيهانگير تقريباً به طور كامل در مقابل مرفه ترين طبقه استانبول از آن كنار كشيده اند و اين محله يكى از گران قيمت ترين محله هاى استانبول است. ديگرى در برزخ شهرى اگر به خيابان استقلل بازگرديم و ماجراجويانه، اين بار به سمت چپ برويم، با گذر از چندين كوچه به بلوار ترلباشى مى رسيم و با عبور از يك زيرگذر، كه براى پياده ها مسير چندان راحت و دلپذيرى نيست، زير نگاه بدبين متكديان جامه به يكى از خيابان هاى اصلى محله -سوريه اى، چند روسپى و مرد زن ترلباشى مى رسيم. اينجا در قلب استانبول، محيطى كاملً متضاد با آن سوى ديگر است: يك زاغه درون شهرى، با ساختمان هايى همان قدر قديمى اما مخروبه. اينجا محل زندگى طيف متنوعى از افراد است، از مهاجران روستايى كُرد كه از جنگ و ناامنى فرار كرده اند، تا پناهندگانى از سوريه، عراق، كشورهاى آفريقايى و در گذشته اى نه چندان دور ايران. بيشتر ساكنان ترلباشى نه اقامت قانونى دارند و نه شغل رسمى، و با تراكمى بال در ساختمان هايى با وضعيت بسيار بد زندگى مى كنند. گويى هر آنكه را در مركز شهر ناخواسته، و به اصطلح خاري است در چشم شهروندان استانبول، در اين محله جمع كرده اند، و يك مرز نامرئى آنها را از توريست ها و طبقه بالتر در چند قدمى، دور مى كند. ترلباشى همچون محله همسايه اش جيهانگير در گذشته محل زندگى ، اخراج و كوچ اقليت ها از محل زندگى شان جا 50 اقليت ها بوده است و در دهه را براى مهاجران روستايى در اين محله باز كرد. اما با وجود شرايط و موقعيت مشابه، اعيان ساز در جيهانگير هيچ گاه به همان شكل در ترلباشى رخ نداد. در نگاه اول، براى كسى كه نمى داند در ترلباشى چه خبر است، اين محله همان زاغه درون شهرى دهه هاى گذشته است. با وجود اين، برنامه هاى نوسازى و بازسازى گسترده اى براى آن تدارك ديده شده است. در سال هاى اخير نزديكى اين محله به مراكز مهم شهرى و هزينه هاى پايين، دانشجويان داخلي و خارجى و هنرمندان را با وجود جنبه هاى بد بسيار براى اقامت به اين محله كشانده است. ارگان هاى بالدستى كه از سود اقتصادى كه در انتظار اين محله است با خبرند، با تشويق و شركت در سرمايه گذارى در تلش اند روند اعيان سازى را سرعت بخشند. بر خلف جيهانگير، اعيان سازى در ترلباشى به شكل خودجوش و نرم آغاز نشده و با اقدامات دولتى و حتى تصويب قوانينى براى جابه جايى ساكنان به مسكن دولتى به سرعت در حال جلو رفتن 2در حاشيه هاى دوردست شهر موسوم به توكي است. در نظر آنها مركز شهر هم براى سود اقتصادى و هم ارائه تصويرى بهتر از شهر استانبول، به توسعه نياز دارد، پس حتى فقيرنشين ترين محله نيز بايد سودآور باشد. اخراج شهرى اين بار با بازتعريف يك »ديگرى« جديد به نفع قشر مرفه در حال تكرار شدن است، با اين تفاوت كه اخراج بر اساس طبقه اجتماعى و وضعيت مالى افراد است و نه تبار و نژاد آنها. براى توجيه اقدامات نوسازى و پاك سازى، ترلباشى در رسانه هاى عمومى به شكلى برنامه ريزى شده منشأ مشكلت اجتماعى، جرم و فساد و تهديدى براى استانبول معرفى مى شود. اين اقدامات قهرآميز تا به حال به دفعات به مخالفت هايى خشونت آميز و درگيرى بين مردم و پليس انجاميده كه به خصوص حال و هوايى سياسى پيدا كرده اند. با 2013 بعد از اتفاقات پارك گزى در سال اين حال، ساخت و سازها و بازسازى هاى محله در راستاى سياست هاى بالدستى همچنان بدون وقفه ادامه دارد. ديگرى ها در همزيستى با هم مثال ديگرى كه شايد در شروع كار بسيار شبيه به جيهانگير و ترلباشى بوده، اما سرنوشتى كاملً متفاوت داشته محله كوزگونجوك است، محله اى كوچك در منطقه اوسكودار در قسمت آسيايى استانبول كه با چندين لكه سبز درون شهرى وسيع و آب هاى تنگه بوسفور احاطه شده است. هنگام گشت و گذار در استانبول كسى انتظار چنين محله اى را در قلب آن ندارد. اين محله بر خلف بيشتر محله هاى استانبول، خانه هاى كوچك چوبى قديمى فراوانى دارد و بيشتر حس و حال يك شهرستان را دارد تا محله اى در كلن شهر استانبول. نكته جالب اينكه كوزگونجوك محله اى است كه كافه هاى »هيپ« و گالرى هاى هنرى را در كنار بقالى هاى سنتى و كارگاه هاى مردم محلى در خود جاى داده است. جمعيت ساكن آن متنوع است و از سنين مختلف و گروه هاى متنوع اجتماعى تشكيل شده و در آن هنرمندان در كنار كارگران زندگي مى كنند. شايد به همين دليل Cihangir, Beyoğlu, the spirit of old Cihangir captured in the photos of the famous photographer, Ara Guller .جيهانگير، بى اغلو، روح محله جيهانگير قديم در عكس هاى عكاس مشهور آرا گولر ثبت شده است

\n

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفری باشید که نظر می‌دهید.