گرایش انسان به طبیعت و زندگی در شهرهای بزرگ و آلوده همچون تهران او را به جستجوی آرامش در حومههای کوهستانی فرا میخواند. دشت مشا در شمال تهران و در دامنه کوههای البرز قرار گرفته است.
سایت پروژه در شیب تند کوهستان قرار دارد، جایی که منظره بینظیر همراه با حس آزادی و تعلیق الهامبخش طراحی بود.
نخست به بررسی تیپولوژی ویلاهای منطقه در بسترهای مشابه پرداختیم. آنجا که ساختمانها با کشیدگی در پهنای زمین قسمت عمده زمین را اشغال کرده و باقیمانده آن نیز به ساخت پلههای ارتباطی بین ترازهای متفاوت اختصاص یافته است، تیپولوژی موجود، امکانات بالقوه سایت را نادیده انگاشته و چیزی بیشتر از زندگی در آپارتمانهای شهری نیست. ما به دنبال از میان بردن مرزهای انسان و طبیعت بودیم، چیزی همانند یکپارچگی درون و برون و برانگیختن احساساتی چون لذت تعلیق و آزادی در فضای معلق درون و برون بنا در میان کوهستان.
خلق سه فضای مکعبی شکل در راستای طولی سایت، با چرخش آنی حول پله مرکزی تمام چیزی بود که به نیازهای پروژه و خلق ساختاری نو پاسخ میداد. سه حجم مکعب شکل، حول یک شفت بزرگ که پلهای از جنس چوب است، به هم میآمیزند و تعاملات اجتماعی در امتداد آن شکل میگیرد.
بهرهگیری از منظر کوهستان ما را بر آن داشت تا از پنجرههای سراسری از سقف تا کف استفاده کنیم و تصویر پانورامای مقابل را در سه قاب متفاوت و در سه طبقه تقسیم کردیم. چیزی که فراتر از پنجره است، اینها تابلوهای زنده (دینامیک)ای هستند که فعالیتهای زندگی را در مجاورت آنها شکل دادیم و درون و برون بنا را به هم آمیختیم. در کنار نخستین تابلو جایی که بر آمدن خورشید از میان کوهها را مینگرید به ورزش، شنا و تفریح میپردازید و در کنار دیگری از طلوع تا غروب آفتاب جایی که رقص نور و سایه با حجمهای ساده بنا تکاپوی زندگی را با شما تقسیم میکند معاشرت میکنید و در نهایت و در بالاترین و آرامترین بخش ویلا و در کنار تابلوی پایانی که نقش کوه و ستاره آن را میآراید، با شمارش ستارهها به خواب میروید. فصلها درگذرند.