سی سال پیش، هنگام بازدید از یک نمایشگاه تمدن اینکا در مکزیک، توشیوکی کیتا دچار احساسی شد که به او میگفت ژاپن رو به خاموشی است و از این پس باید بقایای فرهنگ ژاپنی را در موزهها جستجو کرد. زیرا پس از جنگ، مردم ژاپن سعی کرده بودند غربی شوند. تلقی عمومی مردم ژاپن این بود که هر آنچه در غرب وجود دارد بهتر از ژاپن است. این باور باعث جایگزینی فهرست کاملی از اشیای مورد استفادهٔ زندگی غربی به جای اشیاء و لوازم زندگی ژاپنی شد. چه کار میشد کرد؟ سبک زندگی عوض شده بود و تغییر در عادتهای زندگی اجتنابناپذیر بود. شاید به وجود آوردن یک زیباییشناسی جدید بر مبنای نیازهای روز و ارزشهای بهروزشدهٔ فرهنگ ژاپنی میتوانست چارهٔ کار باشد. کاغذ و لاک مواد مناسبی برای این کار بود؛ برای ابداع فرمهای جدید با مواد سنتی ژاپنی. در ابتدا فهم این فرمهای ابداعی، که با کاغذ و لاک ساخته شده بودند، برای اغلب ژاپنیها مشکل بود؛ حتی درک ارزشهای ژاپنی نهفته در مبلمان غربی کیتا مشکل به نظر میرسید. اما پس از گذشت سه دهه، صنعتگران منزوی در کوههای ژاپن اشیایی ساختند که قابل ارائه در بازار بینالمللی بود.
اشیایی که کیتا طراحی کرده بود به وسیلهٔ صنعتگرانی که اینک یک زبان خارجی آموخته و در حال کسب فرهنگ جدید بودند ساخته میشد. این پدیده به همان میزان غیرقابل فهم بودنِ طرحهای کیتا عجیب به نظر میرسید.
کیتا موفقیت بزرگی در ماورای دریاهای ژاپن کسب کرده بود؛ به همین دلیل مورد توجه ژاپنیها قرار گرفت. از سال ۱۹۷۵، که برای نخستین بار چراغها و ظروف آشپزخانهای که کیتا طراحی کرده بود در ایتالیا تولید شد و به فروش رسید، کوشش او صرف بازگرداندن لاک به کارگاه صنعتگران ژاپنی شد، و پس از گذشت سی سال این کوشش به نتیجه رسید. کیتا رشد صنایع واشی و اوروشی (کاغذ و لاک) را در کتابش به همین نام مرهون تفسیر دوبارهٔ این مواد میداند. واشی یکباره پس از سی سال در تمام ژاپن رونق گرفت و در هر محصولی، از بارانی و لباس تابستانی گرفته تا فانوسها و چراغها و کلیهٔ اشیایی که استعداد استفاده از آن را داشتند، به کار گرفته شد. رونق تجارت لاک در کاغذسازی، ظروف آشپزخانه و محصولات نوری — که در مقیاس انبوه تولید میشوند — حلقهٔ ارتباطی مشتری با خردهفروش و تولیدکننده را، که در طول قرنها سازوکار بازار بوده است، آشفته کرد. حالا دیگر مشکل صنعتگران سنتی و فرمهای منجمدشده در زمان گذشته، در نتیجهٔ بهکارگیری دوبارهٔ کاغذ و لاک از بین رفته و دانش صنعتگران گذشته به نسل کنونی صنعتگرانی که به عملکرد و زیبایی همزمان میاندیشند رسیده است.
چراغهای واشی کاربردی، امروزی و در عین حال احیاکنندهٔ مواد، فرمها، جزئیات و شیوهٔ بیان اساطیری فراموششدهاند. چراغ Tako (که واژهٔ ژاپنی بادبادک است) با ظرافت خاصی جزئیات پوشش کاغذی چراغها را طراحی میکند؛ چراغهایی که میتوانند با حفظ ویژگیهای عملکردی در هر فضایی معلق باشند، یا مانند رختآویز در کنار دیوار آویخته شوند. حتی چراغهای بامبو مد روز هستند و از لحاظ فرم نه تنها چیزی از سبدهای مصنوعی کم ندارند، بلکه بسیار صمیمیتر از آنها هستند.
کیتا در مورد لاک میگوید: «لاک تودهای از زمان است. اشیای لاکی، مانند فلاپیدیسکهای زمان ما، به همان میزان برای پیشینیان غیرقابل اعتماد بودهاند.» یک قرن پیش در مهمانیهای ژاپنی، گروهی از مهمانان روی مخدههای ژاپنی (zabuton) مینشستند و با خوردنیهای کمحجم در ظروف مینیاتوری، یعنی بشقابهای لاکی کوچک، پذیرایی میشدند. امروز در مهمانیهای ژاپنی از مهمانان مانند غربیها، در ظروف بزرگ، روی میزهای بزرگ، پذیرایی میشود. از نظر غربیها ظروف آشپزخانهٔ لاکی کیتا ممکن است ژاپنی باشند، اما شکل و اندازهٔ آنها از شیکی و زیبایی هماهنگ با سبک جدید زندگی آنها برخوردار است.
مبلمان ژاپنی مینیمال و پرتابل است. این ویژگی موجد جزئیات غیرمعمول و نصب مدولار آنهاست. پارچههای حاشیهدار لطیف محصور در شبکههای چوبی، یعنی پارتیشنها، که برای تقسیم اتاقهای بزرگ به اتاقهای کوچکتر روی تاتامیها نصب میشدند، در کنار سیالیت توکوناماها (Tokonoma)، عناصر فضایی رشد هنر معماری ژاپن بودند. خانوادهٔ کیتا در خانهشان نیمکت داشتند، اما آن را نادیده میگرفتند و در اتاق پذیرایی برای مهمانها نگهداری میکردند.
مبلمان کیتا با فرمهای فانتزی و سرشار از رنگ، در ایتالیا تولید میشود. هر چند مبلمان او چندان ژاپنی به نظر نمیرسد، اما به نوعی عکسالعمل ذهنی یک ژاپنی نسبت به مبلمان غربی است. صندلی راحتی وینک کیتا یادآور خاطرهٔ کودکی کیتا از زمین بازیاش است؛ در این زمین آنها میتوانستند در هر گوشهای راحت بنشینند یا دراز بکشند. صندلیهای آکی، بیکی، کانتا و دودو معادل حروف A، E، I، O انگلیسیاند و مانند پرندگان در طبیعت یا کلمات در شعر متجانساند. اغلب قطعات در دهههای قبل طراحی و در ایتالیا تولید شده و به فروش رفتهاند، اما از اواخر دههٔ نود میلادی در ژاپن هم بازار قابل توجهی را به خود اختصاص دادهاند.
کار جدید کیتا طراحی تلویزیون با صفحهٔ نمایش LCD برای کمپانی شارپ است. همزمان با راهاندازی خط جدید تولید تلویزیونهای با صفحه نمایش کریستال مایع، کمپانی شارپ با تقلید از کمپانیهای اروپایی و آمریکایی در صدد استفاده از طراحان خارج از کمپانی برآمد؛ هرچند این شیوهٔ کار با سوءظن ژاپنیها همراه است، زیرا آنها معتقدند تجربهٔ چندین سالهٔ طراحان شرکت نادیده گرفته میشود. میشیو اوگاوا، مدیرعامل مرکز طراحی شارپ، میگوید: «ما میدانستیم که میخواهیم از بازار مشترک به بازار داخلی نقل مکان کنیم و به همین دلیل نیازمند مفهوم جدیدی برای فرم تلویزیون بودیم. شرکت ما بهرغم توان تکنولوژی خود، نتوانسته بود از تظاهر جعبهای تلویزیونهایش بگریزد. سبک ویژهٔ آقای کیتا در ایتالیا به خاطر مبلمان و طراحیهایش، که بسیار انسانی هستند، مشهور است. ما هم فکر کردیم او میتواند توقع ما را نسبت به آنچه میخواهیم انجام دهیم برآورد.»
«طی ماهها آقای کیتا، مرد کمحرفی که نیمی از سال را در میلان و بقیه را در شهر صنعتی اوزاکا بهسر میبرد، درگیر طراحی جدیدی شد که معمولاً به دلیل کمبود وقت و بودجه به گروه طراحی شارپ اختصاص مییافت. نتیجهٔ این همکاری تلویزیون AQUOS است: صفحهای با امتداد کشیدهٔ افقی روی پایهای شبیه به پای اردک. تعداد فروش این تلویزیون، از ژانویه تا پایان ژوئن سال ۲۰۰۱، به صد و پنجاه هزار عدد رسید.»
۱ Toshiyuki Kita.
۲ Washi and Urushi: Reinterpretation of Tradition، Rikuyosha، Tokyo، ۱۹۹۹.
۳ Tako.
۴ Zabuton.
۵ Tokonoma — سبد آویز برای گلآرایی.
۶ Lounge chair.
۷ Wink.
۸ Aki, Biki, Canta, Dodo.
۹ Michio Ogawa.
منابع: مجلهٔ Tatlin، Nov/Dec ۲۰۰۲، شمارهٔ ۲۳۲. http://www.academyofenterprise.org/articlesjapan.shtml








