یک تقدیر و یک دل‌نگرانی

سهیلا بسکی·معمار ۶۱
اشتراک‌گذاری
یک تقدیر و یک دل‌نگرانی

بخشي از مطالب اين شماره به معرفي ايستگاه هاي متروي تهران، به عنوان يك پروژة كم وبيش موفق مهندسي، معماري و شهرسازي اختصاص يافته است. تعداد پروژه هاي بزرگ سال هاي اخير كه بتوان موفق ارزيابي شان كرد شايد به تعداد انگشتان دست هم نرسد. علاوه بر متروي تهران، ساخت فرهنگسراها در محلات گوناگون تهران، طراحي و ساخت سفارتخانه هاي ايران در خارج از كشور، ساخت مراكز سينمايي و تجاري در نواحي مختلف تهران، نوسازي مدارس، نظارت شوراي معماري در بازسازي بم و بدنه سازي برخي اتوبان هاي تهران نيز از جمله پروژه هايي هستند كه دستاوردهاي ملموسي داشته اند. اين نمونه ها نشان مي دهند كه ما نيز مي توانيم پروژه هاي بزرگ را به نحوي آبرومند و قابل قبول به انجام برسانيم، اگر معماران و طراحان و دفاتر مهندسي مجرب امكان كار بيابند و پروژه ها نه صرفاً براساس روابط، كه براساس ضوابط و قابليت هاي مهندسي و طراحي به شركت ها ارجاع شود. به نظر مي رسد مشخصة اصلي پروژة مترو انجام كار مطابق استانداردهاي فني، مهندسي و معماري جهاني بوده و اجتناب از تلاش براي فيل هوا كردن. در مواردي مثل ايستگاه گلشهر هم كه به نظر مي رسد مساحت و امكانات فضايي اجازه داده، ابتكارهاي هنرمندانه اي كه به ساخت ايستگاهي كاملاً مدرن و چشمگير انجاميده، كاملاً متناسب با وضعيت عمومي متروست. از همين رو در مجموع ايستگاه ها از نظر طراحي فضاها، طراحي مسيرها و حتي ورودي ها )كه به دليل مسائل مربوط به تملك و مشكلات شهري دشوارترين بخش طراحي است( و همچنين از نظر اجرا )جز نصب سنگ ها كه تقريباً در همه جا بد است( و انتخاب مصالح و تجهيزات، از جمله پله هاي برقي، دستگاه هاي كنترل كنندة ورود و خروج، صندلي ها، سطل هاي زباله، ساعت ها، سيستم هاي نورپردازي، جانمايي تابلوهاي تبليغاتي و تزئيني و حتي نظافت با استانداردهاي قابل قبول در جهان همخواني دارد. تنها مورد كاملاً استثنايي، طراحي داخلي ايستگاه هاست كه به نظر مي رسد به اهل آن سپرده نشده و همين امر موجب شده در بسياري از آن ها رنگ مصالح به خصوص سنگ كف ها و ديوارها و انتخاب تابلوها كاملاً ناهماهنگ و از نظر مهارت حرفه اي در سطحي بسيار نازل باشند. اما نكتة مهم اين است كه در كشور ما با انجام موفقيت آميز يك پروژه، موضوع تمام نمي شود. فرايند تخريب تقريباً بلافاصله آغاز مي شود. منظور من فرايند تخريبي رقيبان حرفه اي يا حتي سياسي كه از بيرون عمل مي كنند نيست، گرچه محدوديت هاي مالي، كه موجب شده به رغم موجود بودن تمامي تجهيزات و زيرساخت ها، امكان افزايش تعداد قطارها و كوتاه كردن فاصلة ميان آن ها، متناسب با افزايش شگرف استفاده كنندگان از مترو، فراهم نيايد، يك واقعيت است و افزايش ساعت به ساعت جمعيت متروسوار كه با تب و تاب دقيقه 10 مي كوشد جايي در واگن هاي انباشتة قطارهايي بيابد كه فقط هر يك بار به ايستگاه ها مي رسند، به مرحلة هشداردهنده اي رسيده است. مقصود من آغاز فعاليت نيروهاي تخريب كننده از درون است. شايد مقايسة وضعيت مثلاً پارك لاله و ملت، يا خانة هنرمندان و باغ هنر و مجتمع ورزشي ونك در خيابان عطار در سال هاي نخست احداث، با آنچه امروز هستند. يا كار عجيب

\n

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفری باشید که نظر می‌دهید.