در زمستان سال گذشته یک سایت اینترنتی خبر از مسابقهای بینالمللی تحت عنوان مسابقه طراحی موزه بزرگ مصر، در مجاورت سایت باستانی اهرام جیزه، داد که معماران سرتاسر جهان برای شرکت در آن فراخوانده شده بودند. پس از یک فرایند دقیق فنی، با اطلاعرسانی و زمانبندی دقیق، مسابقه را در مراحل زمانی مختلف اداره کرد و در پایان زمان تحویل پروژهها اعلام شد که ۱۵۵۰ طرح از ۸۵ کشور، پس از احراز شرایط لازم، به مرحله نهایی مسابقه راه یافته و به معرض قضاوت ۵ روزه داوران گذاشته شدند. شرط لازم برای حضور در این مسابقه پرداخت مبلغ ۳۵۰ دلار هزینه ثبتنام و ارائه مدرکی بود مؤید آن که شرکتکننده را به عنوان معمار در محل زندگی خود میشناسند.
این مسابقه در دو مرحله برگزار شد. در مرحله اول ۲۰ طرح در قالب ایده اولیه از بین ۱۵۵۰ طرح به مرحله دوم راه یافتند. از بین ۲۰ طرح یک طرح برنده خواهد شد. به هریک از ۲۰ طرح برگزیده مرحله اول ۱۰ هزار دلار به عنوان کمک هزینه مرحله دوم اهدا شده و در پایان مرحله دوم به نفرات اول تا سوم به ترتیب ۲۵۰، ۱۵۰ و ۱۰۰ هزار دلار جایزه پرداخت خواهد شد. همچنین مبلغ ۱۳۰ هزار دلار نیز به کسانی پرداخت میشود که طرح آنها شایستگی «تقدیر ویژه» را داشته باشد. بنابراین جمع مبلغ ثبتنام شرکتکنندگان مسابقه بیش از ۸۵۰ هزار دلار بوده و مجموع جوایز پرداختی به ۸۰۰ هزار دلار، یعنی مبلغی کمتر از ۶/۵ میلیارد ریال، بالغ خواهد شد.
در آبان ماه امسال نمایشگاهی در تهران برگزار شد که در آن ۸ اثر از ۸ مشاور ایرانی به همراه شرکای خارجی آنان، تحت عنوان مسابقه طراحی ساختمان مرکزی صنعت نفت در یک منطقه خاص ارائه نقشه و ماکت فاز اول برگزار شده بود و از بین آنان یکی از مشاوران ایرانی همراه شریک کانادایی خود رتبه اول را به دست آورد.
در این مسابقه به هریک از ۸ گروه حدود ۱ میلیارد ریال به عنوان کمک هزینه طراحی پرداخت شده که مجموع آن بیش از ۱ میلیون دلار در جمع و ۱۲۵ هزار دلار به هر گروه شرکتکننده اعلام شده است. این ۸ گروه به عنوان برگزیدگان جامعه معماری ایران از طریق فرایندی انتخاب شده و شریک خارجی آنها از بین آشنایان خود انتخاب شدهاند.
مسابقه معماری طراحی موزه بزرگ مصر شاید به دلیل شرایط ویژه و قرارگیری سایت باستانی اهرام جیزه و اصرار بیش از اندازه برگزارکنندگان بر یک موزه دیجیتال با شروط پیچیده و امروزی مهمترین مسابقه معماری نیمقرن اخیر باشد که معمارانی را فارغ از سن، سلیقه، سابقه کار و موانع تبعیضآمیز نژادی و ملی از ۸۵ کشور جهان به جنب و جوش درآورد و تبعات فرهنگی و معمارانه آن در پایان مرحله دوم مسابقه آشکار خواهد شد. در این مسابقه در یک زمان واحد آدمهایی که هرگز یکدیگر را ندیدهاند و شاید هرگز نبینند، به مسائلی یکسان اندیشیدهاند و در یک زمینه فعالیت کردهاند.
در آخرین خبری که در سایت مسابقه موزه مصر آمده است اظهارات دکتر باسم منصور برگزارکننده مسابقه چنان دلنشین است که دل را میلرزاند: «همگی ما روزها کار کردیم و تلاش کردیم تا همه چیز آماده شد. اطمینان داریم که معماران تنها هدفشان... بود و ما هم هدف بزرگتری داشتیم: این رویداد. این مسابقه مرهون زحمات همه آنهایی است که ما را با ایدههای خود همراهی کردند... و ما این ایدهها را به کار خواهیم گرفت. طرحهای بسیار خوبی جزء ۲۰ طرح برگزیده مرحله اول وجود دارد. اما ما ناچاریم بنا به مقررات مسابقه یک برنده انتخاب کنیم... و نکته همین جاست: اینکه همه برندگان و بازندگان در این صورت در پروژه سهیم خواهند بود. چرا که از انجام آن لذت بردهاند.»
جامعه معماران در سرتاسر جهان نیز در انتظار طرحهای برگزیده این مسابقه است تا آنها را بررسی و تحلیل کند. همانند بسیاری از پروژههایی که در مسابقههای معماری برنده نشدهاند اما جایگاه خود را در تحولات مهم معماری داشتهاند. از جمله پروژه ژوسویی کولهاس، نارای شیردل و یوکوهامای گرگ لین و غیره.
هوشمندی برگزارکنندگان مسابقه در کشوری جهان سومی، مانند مصر، که به نظر میرسد امکانات بیشتری از ایران ندارد، توانست ۲۵۰۰ معمار از سراسر جهان را فرابخواند. این مسابقه را تا حد یک تحول بینالمللی پیش برد. چه بسا برنده اول آن جوانانی مانند رنتسو پیانوی ۳۱ ساله و ریچارد راجرز ۳۴ ساله برای طراحی مرکز فرهنگی ژرژ پمپیدو و فرشید موسوی ۳۱ ساله برای طراحی ترمینال بندر یوکوهاما باشند — جوانانی که با وجود امکانات بسیار محدود، با تفکر تازه و انرژی جوانی آثاری آفریدند که در کنار نامهای شناختهشدهای مانند فرانک گهری که هنوز موزه گوگنهایم او در بیلبائو لرزههایی را به دنبال دارد، قابل دفاعاند.
خوب است به این موضوع هم فکر کنیم: در این مسابقه چند هزار نفر از معماران جوان و معماران باتجربه امکان کار مشترک و آموختن از همدیگر را به دست آوردهاند. یاد دادهاند و یاد گرفتهاند. اندیشیدهاند و تجربه کردهاند. حالا به این هم فکر کنیم که بنا به آمارهای غیررسمی، در ایران ۹۰۰۰ فارغالتحصیل و ۹۰۰۰ دانشجوی مشتاق معماری وجود دارد. یعنی حدود ۱۸۰۰۰ نفر و در کشوری که تشنگی انجام کار و تجربه به وضوح در آن به چشم میخورد، برگزاری چنین مسابقهای میتوانست اعتباری بینالمللی را نصیب فرهنگ ایران کند و نه تنها از این فرصت به راحتی صرفنظر شد بلکه هزینههای غیرقابل بازگشتی به جای گذاشت. مبالغ پرداختی به مشاوران شرکتکننده در این مسابقه ۱۵۰ هزار دلار بیش از درآمد مسابقه مصر از حق ورودی مسابقه بوده است. بگذریم از اینکه بیتردید هزینههای مشاور برگزارکننده و هزینههای برگزاری مسابقه را هم کارفرمای دولتی آن متقبل شده است.
از همین رو این پرسش پیش میآید که با توجه به تمایل برگزارکنندگان به استفاده از تجارب بینالمللی چرا مسابقه به صورت بینالمللی صورت نگرفته و تلاشی برای تأمین قسمت عمدهای از هزینههای برگزاری مسابقه از طریق ثبتنام صورت نگرفته است؟ آیا این هزینهها از مازاد درآمد نفتی کشور تأمین شده یا انجمنهای خیریه آن را تأمین کردهاند؟
