فضاهاي همكف در زير ساختمان بوده كه از طريق درگاهي و بازشوهايي به هم راه داشته اند. اين بخش از نظر سقف و ديواره هاي آجري با طاق هاي كَليل، نوع آجركاري و نقش هاي متنوع آن از ساير قسمت هاي ساختمان متمايز است. سقف بنا پوشش شيرواني با خرپاهاي چوبي داشته كه از زير با تيرچوبي پوششي صاف دارد. سطح نماي خارجي ساختمان نيز تركيبي از ستون هاي آجري و ديواره هاي با اندود گچ است كه در محل رخبام آن از موتيف هاي گچ بري گل درشت به شكل تزئيني استفاده شده. اين تزئينات در فضاي داخلي اتاق ها و در بخش هايي مانند گلويي تالر و در محل بخاري هاي ديواري به شكل گچ بري ديده مي شوند. از جمله عناصر تزئيني ساختمان ارسي هاي زيباي سه دري طرفين تالر مياني است. اين ارسي هاي بي نظير كه داراي آلت چيني هاي مفصل و پر نقش و نگار هستند، با انواع شيشه هاي رنگي در سطوح خارجي تزئين شده و آن را به بنايي مجلل و باشكوه تبديل كرده اند. در سال 12 مرمت اين بنا كه توسط معاونت فني عمراني شهرداري منطقة به اتمام رسيده، از اجراي متوسطي برخوردار است، ولي توانسته تا حد 1389 زيادي از تخريب و نابودي ساختمان جلوگيري كند و در حال حاضر كه معاونت در اين بنا مستقر است، در ساعت هاي كاري امكان بازديد 12 بافت تاريخي منطقة از بخش هاي مختلف بنا و عكسبرداري وجود دارد. خانة مهربان در فهرست آثار ملي ثبت شده، در گذر ميرزا محمود 1384 اين بنا كه در سال وزير )گذر شهيد جاويدي(، روبه روي خانة تاريخي قوام الدوله واقع و از بناهاي ارزشمند دورة پهلوي اول در محلة عودلجان )امامزاده يحيي( است. مترمربع در زميني با كشيدگي شمالي ـ 530 ساختمان موجود با زيربناي مترمربع ساخته شده. استقرار بنا در ميانة زمين، آن 900 جنوبي با عرصة حدود را به دو حياط شمالي و جنوبي تقسيم كرده كه حياط شمالي به فضاي بيروني و حياط جنوبي به فضاي اندروني ساختمان راه دارد. شكل دارد كه حياط جنوبي را دربرگرفته. اين بنا دو U ساختمان فرمي ورودي اصلي داشته كه يكي از طريق مهتابي حياط شمالي به فضاي بيروني و ديگري از طريق يك فضاي واسط به حياط و اتاق هاي واقع در اين بخش راه داشته است. در ساختمان اصلي واقع در ميانة مجموعه، يك اتاق بزرگ به عنوان »شاه نشين« مهم ترين فضاي خانه را تشكيل داده كه از هر دو طرف به يكي از دو حياط مجموعه مشرف است. اين اتاق در طرفين خود دو اتاق ديگر دارد كه هر يك، از سويي به حياط بيروني )شمالي( و از طرف ديگر به دو بال شرقي و غربي كه بدنه هاي حياط اندروني را تشكيل داده اند و به ساير فضاهاي خانه اختصاص دارند، مرتبط مي شود. طبق نقشة ساختمان ابتدا در بدنة شمالي زمين تعدادي اتاق بوده كه در دوره هاي بعد تنها يكي از آن ها باقي مانده و مابقي تخريب شده و با ساخت يك در بزرگ در كنج ساختمان، محل اين اتاق ها به محل پارك اتومبيل تبديل شده. ولي فضاي زير آن )زيرزمين( در حال حاضر به سرويس هاي بهداشتي و فضاهاي خدماتي اختصاص يافته است. از نكات مهم در معماري اين ساختمان وجود يك مهتابي سرتاسري در جبهة شمالي ساختمان اصلي ، رو به حياط شمالي است كه به عنوان يك فضاي واسط، ارتباط ميان اتاق هاي اين بخش از بنا را با حياط بيروني برقرار مي كند. از پلكان زير مهتابي نيز مي توان به زيرزمين اصلي ساختمان، و از آن به حياط جنوبي دسترسي يافت. درهاي چوبي متعدد، نور اتاق هاي رو به حياط شمالي را تأمين مي كند. تنها اتاق شاه نشين از حياط جنوبي نيز نور مي گيرد. اين اتاق تزئينات زيادي از جمله گچ بري، گره چيني و جزئيات چوبي روي سقف و درها دارد. پوشش ديوارهاي خارجي اندود گچ است و ساير تزئينات ساختمان در دوره هاي متأخر از بين رفته. اين بنا كه سابقاً عملكرد مسكوني داشته، متعلق به آقاي حسين مهربان منش بوده كه در حال حاضر و پس از مرمت ساختمان مركزي و حياط شمالي به رستوران مولنا تبديل شده است. ولي بخش جنوبي فعلً رها شده و به عنوان انبار از آن استفاده مي شود و متأسفانه از وضعيت كالبدي مناسبي برخوردار نيست. خانة نصيرالدوله )آصفي( اين مجموعه در محدودة عودلجان شرقي )امامزاده يحيي( و در كوچة شهيد مدرس واقع شده، خانة مدرس در غرب اين خانه قرار دارد. باني اين مجموعه ميرزا عبدالوهاب خان است كه در دورة ناصرالدين شاه نايب وزارت امور خارجه بوده و بعدها وزير تجارت شده. ناصرالدين شاه ابتدا به او لقب نصيرالدوله و بعد آصف الدوله داده است. هجري قمري 1272 ساخت اين بنا با توجه به كتيبة چوبي مجموعه به سال مترمربع ساخته شده است. 2400 بازمي گردد و در زميني به وسعت مجموعة نصيرالدوله يكي از كامل ترين واحدهاي مسكوني است كه از دورة قاجار سراي كاظمي طبقة اول همكف زيرزمين B-B برش Kazemi house 1st floor Ground floor Basement B-B section
\\n. در فهرست آثار ملي ايران به ثبت رسيده است1383 به جاي مانده و در سال متأسفانه اين مجموعه در حال حاضر رو به ويراني است و به جز بخش هاي محدودي از آن كه مدتي قبل به همت سازمان ميراث فرهنگي مرمت شده، ساير قسمت هاي آن يا كاملً تخريب شده و يا در معرض تخريب قرار دارد. مجموعة مسكوني نصيرالدوله از چندين بخش تشكيل شده: اندروني، بيروني، كالسكه خانه، سرايداري، فضاي خدماتي و حمام، و داراي دو ورودي است، يكي از كوچة هداوند در شمال مجموعه كه از طريق يك راهرو و فضاي هشتي به بخش اندروني دسترسي دارد و ديگري از طريق كوچة مدرس در جنوب خانه كه دري است بزرگ كه به فضاي كالسكه خانه و از آن طريق به حياط بيروني مجموعه راه مي يابد. حمام، سرايداري و بخشي از فضاهاي خدماتي در اين محدوده از مجموعه قرار دارند كه يك هشتي كوچك، اين فضاها را از هم جدا مي كند. فضاهاي شاه نشين و حوزه هاي مرتبط به آن در حد فاصل دو بخش اندروني و بيروني واقع شده اند و دو بادگير طرفين، جلوه اي خاص به معماري اين بخش از ساختمان بخشيده است. در عمارت نصيرالدوله جزئيات ساختماني بي نظيري به كار رفته، از جمله ارسي هاي زيباي سه لنگه در نماي جنوبي شاه نشين، سرستون هاي گچبري شده در ايوان ستوندار جنوبي عمارت و نيز طاقچه هاي گچبري شده و قاب بندي هاي موجود در فضاهاي داخلي و اتاق ها. در كالسكه خانه و حمام و بخش هايي از زيرزمين، تزئينات آجري با آجرچيني منحصربه فرد در تركيب با در و پنجره هاي چوبي و تزئينات روي آن ها جلوة خاصي به آن داده است. اين قسمت از مجموعه جزو معدود بخش هايي است كه در سال هاي اخير سازمان ميراث فرهنگي آن را مرمت كرده و قطعاً تداوم آن مي تواند يكي از كامل ترين و مجهزترين نمونه هاي به جاي مانده از بناهاي مسكوني دورة قاجار را از نابودي حتمي نجات بخشد. از دانشكدة معماري هنرهاي زيباي دانشگاه تهران 1369 * سهراب سروشياني سال تأسيس 1362 فارغ التحصيل شد. عضو مؤسس گروه معماري دوران تحول است كه در سال در 1371 شده و تاكنون سه كتاب دربارة معماري دورة معاصر ايران منتشر كرده. از سال مهندسان مشاور باوند مشغول به كار بوده و در حال حاضر مسئول مطالعات كالبدي طرح منظر شهري محلة عودلجان است. ، كارشناس ارشد مرمت و احياي بناها و بافت هاي تاريخي از 1361 * نگار منصوري متولد تا به امروز در مشاور باوند مشغول به 87 دانشكدة هنرهاي زيباي دانشگاه تهران، از سال كار است. خانة نصيرالدولهNasir-o-doleh house زيرزمينC-C مقطعBasement Section C-C A-A برش D -D برش A-A section D-D section همكفGround floor سربينه-1 گرمخانه-2 خزينه آب گرم-3 خزينه آب سرد-4 آب انبار-5 زير زمين-6 حياط اندروني با اتاق ها و مطبخ حياط بيروني با ايوان تابستان نشين و زمستان نشين فضاي خدماتي و انبار حمام كالسكه خانه و فضاي اصطبل حياط خدمه و سرايداري
\\nطرح منظر شهرى محلة سنگلج غربى فريبرز جبارنياFariborz Jabbarnia URBAN LANDSCAPE PLAN OF WESTERN SANGELAJ NEIGHBORHOOD پيرزنى را تصور كنيد كه در جستجوى هويتش در روزنامه آگهى مى دهد، با عكسى از سال پيش، از محله اى به نام سنگلج، و از كوچه اى 30 سال هاى جوانى اش و آدرسى از كه به دستور حكومت تخريب شده و جاى آن را پارك شهر گرفته، محله اى كه ناگهان در دل زمين فرو رفته و چيزى از آن باقى نمانده است، نه از محله، نه از خانه ها و نه از ساخته 1356 آدم هايش. اين داستان فيلم »كلغ« است، فيلمى از بهرام بيضايى كه در شد و براى من، در پس داستان پيرزن، روايت عميقى بود كه محله ها و كوچه ها بر ما دارند. از محله اى به نام سنگلج كه بود و نبودش )در مقياس كلى( و هر تغييرى كه در آن اتفاق مى افتد، براى معمار و شهرسازى كه ما باشيم يك چيز است و براى كسانى كه خواه ناخواه كيستى شان با اين محله پيوند خورده چيز ديگر. محلة سنگلج از مناطق قديم تهران و داخل حصار طهماسبى است، كه طى قرن گذشته تغييرات زيادى را تجربه كرده. بخشى از محلة سنگلج به پارك شهر و چند ادارة دولتى تبديل شد و بخشى از آن هم باقى ماند تا سال هاى سال هنوز از منطقه هاى فرهنگى و با هويت شهر تهران باشد. اما شهر مرتباً بزرگ تر مى شد و فشارى كه »مركز شهر بودن« بر اين منطقه وارد مى كرد، فشار كارگاه ها و انبارهايى كه از بازار به بيرون نفوذ مى كردند و در اطراف آن به دنبال مكان بودند؛ همه باعث مهاجرت بخش عمده اى از آن هايى شد كه مى توانستند مهاجرت كنند، بقيه ماندند. مهاجران روستاها و شهرهاي ديگر هم آمدند و همساية آن ها شدند. كارگاه ها هم آمدند و خانه هاى متروكه به انبار تبديل شدند. مرمت ساختمان ها به سختى و بدى انجام مى شد و آنچه ساخته مى شد هم، ديگر فقط ساختمان سازى بود. تهران، از محلتى است كه تا زمان قاجار در محدودة باروى 12 سنگلج، در منطقة تهران )باروى منتسب به شاه طهماسب صفوى( قرار داشته و امروز هم نشانه هايى از آن دوران را با خود دارد؛ هر چند ميراث قابل تأملش، با بى توجهى سال هاى متمادى، همخوانى ندارد. اين محله، مانند بسيارى از محلت مسكونى واقع در حاشية بازار تهران، در معرض خطر نفوذ فعاليت هاى تجارى، كارگاهى و انباردارى بازار قرار دارد. البته از -87 ميان محلت درون سنگلج، سنگلج غربى كه طرح منظر شهرى آن در سال هاى هكتارى است كه تا 20 در دفتر مهندسان مشاور باغ انديشه تهيه شد، يك محدودة88 .حدودى از نفوذ بازار در امان مانده و خصوصيت عمومى مسكونى خود را حفظ كرده سنگلج، به عنوان يكى از قديمى ترين مناطق شهر تهران، برخى از ويژگى هاى خاص كالبدى اين دست مناطق را دارد: تراكم ساختمانى، الگوى معمارى، الگوى ارگانيك شبكة معابر و عناصر خاص بافت هاى تاريخى چون ساباط ها و بازار سرپوشيده. علوه بر اين ها، مجاورت اين محله با ميدان وحدت اسلمى كه در جاى دروازة قزوين قرار گرفته، حضور بازار طرخانى به عنوان يك محور تجارى پر ارزش با غلبة عبور پياده بر سواره، و همچنين بيمارستان رازى در جنوب اين محله، از شاخصه هاى اين محله هستند. طرح ما تا حد زيادى تابع سياست هاى مصوب طرح تفصيلى تهران در مسائلى چون برنامه ريزى هاى مربوط جمعيت، ارتقاي نقش فرهنگى و گردشگرى و همچنين احياى محلت تاريخى با رعايت الگوى معمارى و مقياس انسانى بوده است. چنان كه اشاره شد، خيابان و ميدان وحدت اسلمى از مهم ترين عناصر سازمان فضايى اين حوزه اند و لبة غربى اين محله را شكل مى دهند. در گذشته دروازة قزوين يكي از چهار دروازة غربي تهران، در اين ميدان و محله قرار داشته و نشان مى دهد كه همواره ورودى اصلى به اين محله از سمت غرب و از اين ميدان بوده. امروزه هم اين ميدان كماكان اصلى ترين مسير ورود به سنگلج غربى، و از عناصر شاخص منطقه است. راستة بازار طرخانى كه از ميدان وحدت اسلمى آغاز مى شود و تا خيابان خيام در سوى ديگر سنگلج ادامه مى يابد )و در نهايت به بازار بزرگ متصل مى شود(، يكى از موارد تأثير دروازة قزوين بر اين محله است، بازاري خطى كه از يكى از دروازه هاى شهر آغاز شده و احتمالً تا مركز آن ادامه پيدا مى كرده و امروزه هم كاركرد تجارى خود را “The Crow”, a 1977 film by Bahram Beizaii, is about an old woman who is searching an address of 30 years ago in a part of Sangelaj that is destructed and there is now the City Park in its place. It is about how people can- contrary to what we architects do- be deeply connected to their living environment. Sangelaj has gone through many changes during times. Parts of the old neighborhood were turned into a park and some government buildings, and some parts still remain to carry signs of culture and iden- tity for the Tehranis. The city center being under pressure and growth, houses in Oudlajan have given way to workshops and warehouses in the heart of the city, near the bazaar. Gradually it lost its original inhabitants; houses were hardly restored, and what was newly built was anything but architecture. The western part, 20 hectares of urban fabric, is an area that has remained more intact than the others. It has an organic morphology with covered alleys and bazaars, and having a precious little bazaar [ Tarkhaani], where people can safely walk, makes it an attraction for cultural or touristic activities. It crosses the neighborhood from west to east towards the main Bazaar of Tehran, and though it is locally used today, it can become a commercial area for leather shoes and bags for Tehran, and is already a busy, gay place for social encounters. Our goal is the regeneration of the neighborhood and to bring back its importance. The three most important axis of Tarkhaani, Maghfoori, and Vazir Daftar will have special role in this process. This will depend on how the design for the Shapour Square and the special regulations for the active conservation of the built area will be respected. The project being for a quite densely populated area, and putting forward a proposal for maximum 2 storey houses, the neighbor- hood will have to lose a part of its population in order to maintain its authenticity. There is also a high social capital in the neighborhood, and the inhabitants do want the Plan to be implemented. The main function of the plan area being residential, we want workshops and warehouses to go out, and we are sure that a better accessibility will attract more middle class people into the neighbor- hood and would stop the further immigration of the poorer workers into the area. Even though the plan is a long term plan, but we have suggested that short term interventions to give the main public serv- ices to the youth[ sportive and cultural places] can suddenly change the quality level of life and bring life and joy to the place, banning the entrance of motorized vehicles in the main axis. A fine paving, cleaning the facades, reorganization of the workshops, and bringing some linear greenery into the area are the main interventions for the Tarkhani bazaar to become a qualified public space, secure and vivid as it should be. * Fariborz Jabbarnia born in 1955, graduated in Architecture from the Faculty of Fine Arts, univ. of Tehran. He has since been working on Old Urban Fabrics in different historical cities of Iran such as Yazd and Bushehr, and some projects in modern Iranian architecture.
\n