دو در یک خانهای غریب است. رو به ویلهلمینا پارک، پارک عمومی اوترخت، باز میشود. در نگاه اول غرابتش مشهود نیست، زیرا در میان کلاف رنگیهای مدرن فرو گرفته است. اما تفاوتهای معماری آن با همسایگان سفید و شکیلش که به سبک مدرن ساخته شدهاند در اندک مدتی توجه را به خود جلب میکند. اولاً به این دلیل که بلندتر از آنهاست، شاید هم کمی زیادی بلند است. ثانیاً چون به ضخامت آنها نیست و شفافتر است: چشم بلافاصله درونش را میبیند. جبهه جلویی هم هست که از چوبی تیرهرنگ پوشیده شده که با دیوارهای سفید گچی دور و برش در تضاد قرار میگیرد. اما از همه مهمتر به این دلیل که تجمع فضاهای پُر و خالی آن، با همکاری سطوح متفاوت شیشه، هویتی یگانه بدان میبخشد. با نگاه دقیقتر معلوم میشود که در واقع، به رغم ظاهری حجم، با دو خانه روبروییم. اما بر خلاف روال معمول، این دو خانه با یک دیوار مشترک عمودی به مفهوم دقیق کلمه که دو قطعه زمین را از هم جدا میکند از هم جدا نشدهاند. برعکس، مثل سقفهایی درهم فرو رفتهاند. این نحوه تنظیم پیچیده در یک حجم واحد از کجا آمده است؟
بعد از اینکه زمین را خریدند متوجه شدند که پول کافی ندارند تا خانهای برای خود بسازند که کل این مساحت را بپوشاند. آگهی کردند تا کسی در مالکیت آنها شریک شود و در اندک مدتی زوج دیگری پیدا شد. بعد مشکل شماره دو پیش آمد: هر زوجی برای جانمایی طرح فکرهای متفاوت و اغلب متناقض با زوج دیگر داشت؛ و با توجه به محدودیت بودجهای که شهرداری تعیین کرده بود به تحقق رساندن خواستههای هر دو سرانجام ناممکن بود. تصمیم بر این شد که دو دفتر معماری طراحی خانه را بر عهده بگیرند: یکی لووآردیس، رینبوت، هندریکس، ون خامرن و ماستنبروک و دیگری MVRDV (ماس، ون رایس و دفریس، که وینی ماس نمایندهشان بود). پس میتوان به راحتی فهمید که طرح نهایی حاصل مذاکرات طولانی بین دو زوج، دو دفتر معماری و شهرداری است ـ یعنی اداره مجوز ساخت و آتشنشانی ـ که نگرانیهای خاص خود را داشتند.
زوج اول، تقسیم خریداران اول، دو سوم مساحت زمین را برای خود نگه داشته بودند. آنها خانهای میخواستند که از خیابان عقبنشسته باشد، در واقع پشت به خیابان داشته باشد، و بتوانند اتومبیلشان را هم در ملک خود پارک کنند. در نتیجه گاراژ و اتاق ناهارخوری ـ آشپزخانه در طبقه همکف قرار گرفت. اتاق نشیمن آنها در طبقه دوم است که این اتاق نیز تا عمق خانه همسایه پیش رفته است. اما با این همه به یمن فضای خالی که در دو تراز ادامه یافته با اتاق غذاخوری مرتبط مانده است. در تراز سوم دو اتاق بسته کوچک باز میشود.
زوج دوم بایست با یک سوم کل حجم میساختند. آنها خواستار بیشترین تماس ممکن با حیاط اختصاصی خود در پشت و چشمانداز پارک عمومی در سمت خیابان بودند. برای برآوردن این خواسته، ناهارخوری ـ آشپزخانه در طبقه همکف قرار گرفت و همچنین هال ورودی و اتاق مهمان. اتاق نشیمن آنها در تراز دوم است و این اتاق نیز تا عمق خانه همسایه پیش رفته است. اما با این همه به یمن فضای خالی که در دو تراز ادامه یافته با اتاق ناهارخوری مرتبط مانده است.
با مشخص شدن کارکردها، معماران میبایست با مقررات بغرنج منطقهبندی دست و پنجه نرم کنند. اول آنکه از دیدگاه ایمنی در برابر آتش، این مقررات یکپارچگی فضایی را در بیش از دو طبقه ممنوع میداند. با کمک مشاوری، ماستنبروک و ماس دریافتند که با برداشت تحتاللفظی از مقررات میتوان یک حجم درهم فرو رفته را یک تراز کامل واحد (و نه یک طبقه) تلقی کرد. به همین ترتیب، بنا بر مقررات، بالاترین تراز نمیبایست بیش از هفت متر از سطح زمین بالا برود، حال آنکه یکی از خانهها بلندتر بود. اما با بالا آوردن مصنوعی سطح زمین این مسئله هم حل شد.
خانه ۱: ناهارخوری ـ آشپزخانه در همان تراز
خانه ۲: گاراژ، هال ورودی و اتاق مهمان
خانه ۱: نیمطبقه
خانه ۲: ناهارخوری ـ آشپزخانه و اتاق نشیمن
خانه ۱: اتاق نشیمن دوقلو
خانه ۲: دو اتاق خواب
خانه ۱: دو اتاق خواب
خانه ۲: دو اتاق خواب و اتاق نشیمن مرتفع
خانه ۱: حمام و تراس
خانه ۱، که کوچکتر و باریکتر است، حفرهای دارد که از سه تراز عبور میکند. اتاق نشیمن در طبقه سوم و اتاقهای خواب در طبقه چهارم قرار دارند.