مثلهای فارسی: • می خوان فیل هوا کنن. • می خواستن ابروشو درست کنن، زدن چشمشو کور کردن. • سری که درد نمی کنه دستمال نمی بندن. • هر گردی گردو نیست.
محمود پاکزاد را ۱۳۲۰ تا ۱۳۵۴ تصاویر کتاب طهران قدیم، عکس های سال های که نگاه می کنیم، چیزی که بین همه، از خیابان گرفته تا سالن و رستوران فرودگاه، مشترک است تمیزی، درخشندگی، و بی آلایشی ـ فیزیکی و فرمی ـ آن هاست: عاری از این همه هنرنمایی های بنجل و کج و کوله و بزک.... تهران را برخی دوست داشتند بگویند پاریس خاورمیانه، اما اکنون باید گفت خاورمیانه. ۱لاس وگاس در شهر همه چیز فروشی است. برای ذهنیت بازاری هر چیزی می تواند یک کالا باشد، چیز مقدسی وجود ندارد. «بازاری« صفتی برای سلیقة بد و ضدفرهنگی، و به معنی جلب مشتری از اکنون به سلیقة رایج تبدیل شده، و البته ـ به درجات ـ ۲طریق زرق و برق بود. کیچ عارضه ای جهانی و بخشی از شرایط «پست مدرن« است. تهران می توانست به خاطر کیفیت بسیار بسیار خوب، اما به ظاهر ناشناختة معماری های موجودش، شهری استثنائی در جهان باشد. منظور چند بنای دولتی و نمایشی نیست، بلکه معماری دموکراتیک آن است، ساختمان هایی )عمدتاً مسکونی( که همة کوچه پس کوچه ها را ساختند. دو نوع شهر هست: یکی شهری که تصمیم گیری های آن مبانی فرهنگی ]به معنای واقعی[ دارند، و شهری که سودجویی ]به نفع غیرفرهنگی ترین قشرها[ مبنای کار است. ممکن است تصور شود که طرح های شهری متعددی که دائماً ابلاغ می شوند، نتیجه ای جز ارتقای شهر نمی توانند داشته باشند. اما بهتر بود کاری نمی شد، فقط حفاظت می شد، ترمیم می شد، رفو می شد، رسیدگی می شد، «کلنگی« رفتار نمی شد. اگر «نیاز« )اشتیاق( برای ساخت و ساز و دوبی سازی بود، مثل دوبی ای ها که روی ماسه ساختند، چندین دوبی ساخته می شد. تجریش دفن شده زیر یک شهر بازی است، مثل اینکه چند تا آدم نتراشیده نخراشیده بروند روی کول یک خانم مسن. حالا همه می توانند با پله برقی بروند بالا و پایین به آن طرف، بعد هم برگردند این طرف ]اما ماشین ها با همان سرعت قبلی حرکت می کنند![. کسی متوجه است که از تجریش یک رودخانة بالقوه زیبا می گذرد؟ کی گفته که بازار تجریش تاریخی است؟ یک بازار محلی ـ روستایی ساده بوده، مثل بازارهای شهرهای شمالی. دانش آموزی که فکر کند بازار تجریش یک بازار تاریخی است، قادر به هیچ تحلیل درستی در آینده نخواهد بود ]و البته در اینجا به طرح بسیار نازل این بازار نمی پردازیم، که حداقل آن را از تاریکی، که لازمة فضای بازار است، محروم کرده[. و در بازار بزرگ تهران هم تاریخ سازی کاذب، به نام سنت، در جریان است ]در حالی که آثار تاریخ واقعی تهران )از جمله مدرنیزم ناب آن( همزمان محو می شوند[. درست بودن تاریخی نه تنها اهمیت ندارد، بلکه به نوعی ۳البته در یک شهر بازی استقبال هم می شود. چنین تخریب وسیع و عمیقی را ]کمی و کیفی[ در زمانی به غیر از جنگ نمی توان سراغ گرفت. در حالی که ارزش های شهرها زیر بولدوزر می روند، در گوشه و کنار مرکز خریدها، سنتی کاری های مضحک اجرا می شود.
دغدغه نسبت به فرسایش به خاطر خاطره نیست. در درجه اول وقتی ما با چیزی، شیی ای، پدیده ای روبه رو می شویم، کیفیت موجود، مشهود و ذاتی آن است که بر ما تأثیر می گذارد یا نمی گذارد. اینکه چگونه به وجود آمده، به وسیله چه کسی، به چه دلیل، در چه تاریخی... یعنی تاریخچة آن، وقتی اهمیت پیدا می کند که آن کیفیت اولیه وجود داشته باشد، در غیر این صورت می توانیم بیندازیمش دور ]هرچند برای شخص متفکر حتی زباله هم می تواند ارزش داشته باشد ـ کارهای راشنبرگ برای مثال[. حمله و تجاوز به لاله زار مدتی است شروع شده، تخریب دیده می شود، و نماسازی های «سنتی« مضحک. جامعه ای که لاله زارها را از بین ببرد...
مشخصه های معماری های با ارزش تهران این ها هستند: • اجراها و جزئیات بسیار عالی و در عین حال متنوع ]انعکاس دقت، دغدغه، صنعتگری و ذوق[. • درست بودن ]بدون اشتباه بودن[ فرم کلی و جزئیات. • تنوع سبکی ]حضور چندین سبک و در عین حال تنوع درون سبکی[، به طوری که کیفیت چشمگیر جدیدی از این همجواری متبلور می شد. • خاص بودن ]نداشتن تشابه کامل[ و حضور ابتکارهای بسیار جالب توجه. • معمارانه بودن ]فراتر رفتن از ساختمان سازی، و انعکاس حس ذوق و علاقه به کار[. • انعکاس دوران اوج معماری در جهان. تخریب باید حتی در مورد یک آجر و نرده، و در مواردی حتی تابلوها و نئون ها )برای مثال نئون های دایره ای خیابان انقلاب، نرسیده به بهار( متوقف شود، با اولویت خیابان های اصلی، اما نه با فراموش کردن عمق. درک کیفیت های تهران و سبک شناسی متنوع آن بسیار دشوار و پیجیده است و در یک فرمول نمی گنجد، و بینش محلی در کل فاقد این درک است و باید از اندیشه های بین المللی یاری گرفت. مدرنیزم بومی منحصربه فرد تهران می تواند الگوی آینده هم باشد. سنت گرایی واقعی در توجه به این میراث مثله شده خلاصه می شود، یعنی توجه به ارزش های واقعی مکان. آلاینده ها باید کم و پاک شوند، و به آن ها نیفزود. زیبایی و کیفیت باید در بطن و مولکول های شهر باشد، نه امری الحاقی و بزک. همة این موارد در مورد شهرهای دیگر هم صادق است.
گرفته و در۱۹۸۳ را در سالDiploma Prize را با درجة ممتاز وAA * کاوه مهربانی دیپلم تدریس کرده. معماری فعالیت جانبی، و گرایش اصلی اش هنر و Oxford Brookes وAA.تحقیق است در ایران در چند طرح به عنوان مشاور طراحی شرکت داشته، از جمله: خیابان جمهوری از فردوسی تا فلسطین، بافت مسکونی در عودلاجان، میدان امام حسین )باوند(، که هیچ کدام اجرا نشده اند. دغدغة اصلی او «مدرنیزم دموکراتیک« در حال تخریب است که با همکاری سارا DOMUS مجله۹۰۱ مهر علیزاده و امین فراهانی، مستند و مطالعه می کند. در شمارة مجلة ۵۱۷ دربارة تهران سردبیر مهمان بوده، مقالة او )دربارة سینماهای تهران( در شماره چاپ شده.Abitare
•پاساژ: خیابان جمهوری ]یا هر خیابان دیگر[ در درجه اول به خاطر کیفیت ساختمان های دو طرف آن، چیزی است که هست. اما صرفاً با یک بدنه ]نما[ روبه رو نیستیم. عمق یک ساختمان ]مقطع[، و یا عمق کوچه های منشعب از یک خیابان، لایه های بیشتری را مطرح می کند، و به عمیق تر شدن نگرش می انجامد. نقشه های موجود از جمهوری، وقتی من در مراحل آخر کار به عنوان مشاور وارد شدم، به هیچ وجه ویژگی این خیابان را منعکس نمی کردند، و می بایست از ماهیت «فنی« یا «قانونی« فراتر می رفتند. بنابراین، اولین اقدام، رلوه پاساژهای جمهوری بود ]این نوع رلوه سریعاً برای نقاط بسیاری از تهران ]و کشور[ ضروری است، زیرا با روند فعلی نه تنها خود آثار از بین می روند، بلکه از نقشه های شگفت انگیزشان هم سندی در دست نخواهد بود! – نقشة کاداستر یا گوگل کافی نیست: لاله زار، انقلاب، پیرامون فلکه ها.....[. نقشة جدید که پاساژها را هم نشان می دهد، تجربة ذهنی متفاوتی ایجاد می کند و ذهن را در مسیرها و فضاها حرکت می دهد. هر پاساژ، پلان، مقیاس و اندازة متفاوتی دارد، و با این وسیله، سیر تکوین این نوع ساختمان مهم تهران روشن شد. پاساژ در واقع یکی از کانسپت های اساسی شکل دهندة تهران بوده که ارتباط تنگاتنگ تهران را با پاریس و آرت دکو منعکس می کند، و همه جا هست، در لاله زار، انقلاب،.....تجریش. و چند نمونه:
.بدون رلوة پاساژها، کیفیت و ماهیت این خیابان مشهود نمی شد
ورودی دو طبقة پاساژ شیروانی: مقیاس کوچک و بسیار جذاب پاساژهای دورة اول. استفاده از کنسول و انحنا در پلان. استفاده از یک مصالح، در اینجا آجر. اجرای بسیار عالی
ارتباط ارگانیک کاربردی اولیة یک پاساژ و یک سینما ]مایاک[
داخل پاساژ معتمد جمهوری که از مراکز فروش تمبر بود، و در حال حاضر هم بقایایی از آن هست. به طرح ]در[ هم در اینجا می توان توجه کرد
پاساژ گلشن در جمهوری: طرح متمایز زاویه دار ویترین و سقف، در این پاساژ پرجزئیات
جمهوری، خارج از محدودة ۱۱۰ پاساژ شمارة طرح: فضایی بسیار کوچک مقیاس و جذاب، با پله ای بسیار ظریف روی پلان دایره و با پوشش گنبد شیشه ای
فضای داخلی پاساژ در منوچهری: به طرح جالب انتهای بالکن که به صورت تیز تمام شده هم می توان توجه کرد. پاساژ در هر دوره به شکل، ابعاد، و کیفیت متفاوتی رسیده.
در طبقات بالای این پاساژ زندگی می کرده اند. در اغلب شهرهای دنیا تمایل بسیار زیادی برای زندگی در چنین جایی وجود دارد، به ویژه از طرف قشرهای فرهنگی تر. در تهران اما، هنرمندان، دانشجویان و.... از چنین سلیقه هایی محروم اند، که در عدم توجه آن ها به معماری های باارزش منعکس است.
•ارزیابی ارزشی: باید تذکر داده شود که ارزیابی انجام شده، متأسفانه مبنای الزام قانونی برای حفاظت نیست، و در واقع حفاظت میراثی مؤثر و معنادار در تهران وجود ندارد، و در نتیجة روند موجود، تهران در حال سقوط به ردة شهرهای فاقد ارزش معمارانه و هنری است. ملاک ارزیابی در این مورد یا هر مورد دیگر، کیفیت صرف است، یعنی نه «سبک«، نه «سنتی« یا غیرسنتی بودن، ملی بودن یا نبودن، حتی مهم بودن یا اقتصادی ]به گفتة فرنک لوید رایت، یک مرغ دانی هم -نبودن از نظر اجتماعی می تواند خوب باشد[. به هر حال، ارزیابی انجام شده این است که همة ساختمان های قبل از انقلاب، هم به خودی خود، و هم در کنار هم ]مشخصه ای از تهران که می توان به آن تنوع مثبت اطلاق کرد[ با ارزش اند. در نتیجه، چنانچه رویکردی جدی نسبت به سرنوشت این خیابان اتخاذ شود، در وهلة اول همة ساختمان های با ارزش ]تقریباً همة ساختمان ها[ باید حفاظت شوند.
تهران شهر جزئیات هم هست/ بود. جزئیات جالب توجه، تمیز، و هنری، یکی از جنبه های مهم تمایز معماری از ساختمان سازی است. در جمهوری، ما شاهد تقریباً بی نهایت جزئیات با ارزش هستیم ]هم در نما، و هم در داخل پاساژها، مغازه ها، ورودی ها، اتاق ها، حیاط ها و....[: در، حفاظ، پنجره، نرده، پله، آجرکاری، سیمان کاری، سیمان درجا، سنگ کاری، سرامیک، فلز، سقف، کف ]داخل پاساژها، مغازه ها، ورودی ها و....[، تابلو، چراغ و....، اما این ها به شدت در حال فرسایش و از دست رفتن هستند. در فقدان قوانین حفاظتی، یکی از راه های مبارزه با این روند، آگاه کردن قشرهای مختلف بسیار ناآگاه ]از جمله در آموزش[ نسبت به این ارزش هاست. تعمیرها و تمیز کردن های الگویی می توانند این ارزش ها را برجسته کنند و بر اذهان تأثیرگذارند، به شرطی که به نحو درست انجام شود! ]کاری بسیار دشوار[.
•کف سازی: یکی از چیزهایی که امروزه در «طراحی شهری« برجسته می شود، کف سازی است. اما جالب است که در عین حال ساختمان های عمدتاً با ارزش کنار پیاده راه ها تخریب می شوند! ]کف سازی به عنوان استتار تخریب[. بنابراین، طرح کف سازی جمهوری در چارچوب اولویت حفاظت از بدنه ها و پیوند با آن ها، از طریق این ایده ها در نظر گرفته شده: انعطاف پذیری هندسی -۳ سادگی طرح در اغلب طول های مسیر-۲ دوام-۱ ]از طریق غیر متقارن بودن[، به طوری که کف سازی می تواند خود را با هر شرایط هندسی وفق دهد، و حتی در صورت هر تغییر احتمالی، این تغییر یک نقص به انعکاس ریتم غیرمتقارن حرکت و هندسة بناها در هندسة -۴.نظر نخواهد آمد ارتباط دادن کف سازی پیاده راه ها به کف سازی داخل پاساژها. به -۵.کف سازی این ترتیب، توجه به داخل پاساژها جلب، و کف سازی آن ها به عنوان یک ارزش در این صورت، کف سازی با هر مکان و -۶.[به بیننده منتقل می شود ]آموزش به -۷.کیفیت آن گره می خورد، و از آن نوع نیست که بر همه جا تحمیل شود این ترتیب، بار هنری کف سازی ارتقا می یابد ]آرایش و پیرایش، یا «زیباسازی« نیست[، و با کیفیت هنری پیچیدة محیط پیوند می خورد.
حفظ بدنه ها: در شرایط به شدت تهدیدکننده، این فکر مطرح شد که شاید بتوان با به کارگیری ترفندهایی، ساختن در پشت بدنه را مشروط به حفظ بدنه کرد. البته در قطعه هایی که چنین امکانی وجود دارد.
نورپردازی خود می تواند به نوعی آلودگی تبدیل شود. در جمهوری نورپردازی حداقل است، به خصوص از این نظر که در روز، خود منابع روشنایی به مانع و آلودگی بصری تبدیل نشوند. نورپردازی ساختمان ها برای برجسته کردن ارزش های موجود و آموزش مردم در این راستا استفاده می شود، و اکیداً نقش تزئین ندارد.
برجسته کردن و انتقال کیفیت معماری به بیننده با به کارگیری نورپردازی. پس نورپردازی اکیداً تزئینی نیست. در این مورد خطوط کشیده و ظریف این معماری مشخص شده اند.
کشف یک علامت گویا از گذشته و انتقال ارزش آن به وسیلة نورپردازی
علامت اسم هتل پالاس، با وجود تغییر کاربری، به عنوان اثری از گذشته حفظ، و به ویژه با نورپردازی برجسته شود.
بر مبنای فرم کلی، هندسه و سبک شناسی مکان، استفاده از ترکیب خطوط افقی و عمودی و پرهیز از منحنی، قوس و خطوط اریب در طراحی سطوح الزامی ا ست.
. درصد طول ساختمان در امتداد خیابان جمهوری و یا معابر فرعی منشعب از آن با هر عرضی، بلامانع است. کنسول می تواند پیوسته و یا از چند بخش منفصل تشکیل شود۶۰ استفاده از کنسول به میزان حداکثر
در زمین های دارای هندسة نامنظم )غیرمربع مستطیل(، کنسول در طبقات بالای همکف به صورت عمود بر ضلع مجاور معبر کم عرض تر یا دیوار همسایگی برای ایجاد اتاق های گونیا در طبقات بلا مانع است و مساحت سطوح کنسول مشمول عوارض پروانة ساخت نخواهد بود )بر مبنای سابقة استفادة وسیع از این تمهید در بسیاری از بناهای ساخته شده در امتداد معابر اصلی در تهران دوران معاصر(.
این بخش و این نوع حفاظت از جزئیات باید الزامی باشد، اما در این شرایط که کل شهر در حال انهدام است...
بین کوچة گوهرشاد و کوچة مسعود سعد، نردة ورودی پاساژ رستم آبادیان، طرح غیرمتقارن متشکل از تلفیق میله های عمودی و دایره ای دارای اندازه های مختلف با تسمه که بسیار نادر و خوش ساخت است.
بین کوچة گوهرشاد و کوچة مسعود سعد، نرده پله پاساژ رستم آبادیان، طرح غیرمتقارن متشکل از تلفیق میله های عمودی و دایره ای دارای اندازه های مختلف با تسمه که بسیار نادر و خوش ساخت است، به ویژه چند دایرة به ظاهر معلق
پاساژ ایفل، نبش شرقی سی تیر، حفاظ آکاردیونی، تسمه های عمودی طوری کنار هم قرار گرفته اند که با اتصال های کوتاه به هم وصل می شوند و در نتیجه طرحی ظریف و غیرمتقارن است، در برخی مواضع اتصال با دایره ای انجام می شود که سطح بیرونی آن محدب است.
مدرسة کوشش ]وارطان[، با یک انحنا در پلان از یک خیابان جنوبی دیگر متصل می شود. - جنوبی به یک خیابان شمالی- شمالی این تصویر نشان می دهد چگونه یک معماری جدید و بلند ارتفاع تر می تواند دیالوگ مثبت و پویایی با یک معماری متفاوت از نظر قیافه و اندازه ایجاد کند. در عین حال، قیافة آشناتر بنای لبه نباید به عنوان معماری سنتی تعبیر شود. این نوع ساختمان های دو طبقه دارای قوس و مقدارکمی تزئینات و بسیار خوش ساخت، در واقع عمدتاً به دورة مدرن اولیه تعلق دارند، و معماران آن ها اغلب افرادی غیر ایرانی ]اما بسیار دوست دار ایران[ مانند مارکوف ]دبیرستان البرز[ بوده اند.
با وجود کیفیت نازل ساختمان پشت، این تصویر ایدة حفظ بدنة موجود لبه، و بلندتر ساختن در پشت را برای ارضای منافع مالی مالک و حفظ معماری های با ارزش، تا حدی نشان می دهد. دسترسی به بخش جدید از طریق بخش کوتاه قدیمی تر می تواند تجربة جالب تری باشد.
نمونه ای اتفاقی که امکان ترکیب حجم بلندتر در لایة پشت را نشان می دهد. پروفیل و آسمان در یک بن بست منشعب از جمهوری در نتیجة استفاده از کنسول است. چنین کیفیت هایی در حال از بین رفتن هستند.
امکان ساخت محدود موردی بالکن های کوچک نیم دایره ای داخل پاساژ مکالئوم )باارزش(
عمق کنسول می تواند به مقدار ایمن از نظر سازه ای باشد.-۱:تذکر حجم کنسول می تواند به چند حجم متمایز تقسیم شود.-۲ درصد بالکن تو رفته باید در نظر گرفته۱۵ به مقدار سطح حجم های کنسول شده در هر طبقه منهای-۳. شود ایجاد بالکن های بیرون زده از نما بلامانع است.-۴ طبقه۴ قابل ساخت طبقه۱۰ قابل ساخت تا
تصویر سه بعدی پروژة باوند برای بلوک ضلع شمالی خیابان جمهوری، جنوب سفارت ایتالیا
مشاور طرح: کاوه مهربانی ]به عنوان مشاور دفتر باوند[
طرحی برای یک سایت خالی قابل ساخت در پشت لبه، پیرامون یک میدان واقعی ]پیاده و کاملاً خالی[. چنین فضایی در تهران وجود ندارد، و نباید با فلکه اشتباه گرفته شود. رسیدن به آن از میان ساختمان های کوتاه و باارزش موجود، تجربه ای جالب تر می تواند باشد. برج آن، کوچک و ظریف است ]نزدیک تر به برج به معنای اولیه، و نه ساختمانی آن[، و نقش علامت دارد. خوب است که ساخت و سازهای جدید، به ازای سودجویی، چنین فضاهای عمومی ای به شهر بدهند.
پروژة باوند برای ضلع جنوبی غربی چهارراه استانبول. نمای سینما همای و علامت آن باید در هر شرایطی، حتی تغییر کاربری، نگه داشته شوند ]در موارد مشابه هم باید همین طور باشد[. اما سینما می تواند احیا شود، برای مثال برای نشان دادن فیلم های قدیمی، و نوار دو طبقة لبه هم باید حفظ شود. سپس، معماری ای نو در درون آن قرار می گیرد. دیوار جنوبی موجود، در کوچة بانک ملی، به عنوان دیوار جنوبی یک حیاط به صورت مستقل می ایستد.
.(... اگر آجر قرار است این باشد، بهتر است نباشد )و سنگ کاری پایین اگر سنتی این است، بهتر است نباشد. ورود یک ساختمان هرجایی.
• مشاور طرح: کاوه مهربانی]به عنوان مشاور دفتر باوند[ • همکار طراحی: دانیال نوع پرست
Danial Noparast for Bavand Consultanting Engineers عودلاجان مکانی پیچیده است، و معماری های باارزش آن ]از جمله مدرسة پروین اعتصامی، رولاند دوبرول[، همه «سنتی« نیستند )آنچه فعلاً برای مدتی باقی مانده(. تضاد و تنوع فضایی، جذابیت مقیاس های کوچک تر و تنگی، غیرمترقبگی، زیبایی سایه و...کیفیت هایی اند که نه تنها نباید از بین بروند، بلکه باید به معماری بازگردند. عودلاجان مانند یک جزیره است. درصد در یک ۶۰ مشخصة متفاوت طرح این است که فرمول سطح اشغال طرف )معمولاً شمال( زمین در آن ها رعایت نشده، و نشان می دهد که در ارتفاع های نسبتاً کوتاه می توان به نتایج قابل قبول تر یا بسیار جالب رسید ]در ساختمان های متوسط و بلند، اصولاً پیرامون آن ها باید باز باشد ]به هم نچسبند[، و این امکان در ساختمان های کوتاه تر هم، در صورت امکان بهتر است[. در چارچوب رویکرد عمومی طرح، در بیشتر موارد پارکینگ در نظر گرفته نشده. این طرح ها برای املاک قابل ساخت جدید در عودلاجان، و برای مالکان آن ها طراحی شدند، اما به خاطر مشکلات متری، ایرادهای ضابطه ای ۱۰-۱۲ متعدد در برابر طرح و فشار برای تعریض های مخرب و غیر منطقی، مانند ایراد به پله باز و...، فعلاً )با وجود استقبال مالکان از طرح ها( متوقف شده. ]در مورد تعریض باید اشاره شود که این گونه تعریض فله ای تا آنجا که می دانم در هیچ جای دنیا اعمال نمی شود و اینکه بگویند در همه جا حداقل عرض شش متر باید باشد، به معنی حکم مرگ تمامی محیط های تاریخی/سنتی/ ایرانی/ارزشمند است[. بنابراین این طرح ها به عنوان یک گزارش و تجربه می توانند جالب باشند. به نظر می آید که ضابطه، اگر به مانع تبدیل شود بهتر است نباشد. اگر بناها و شهرهایی را که به عنوان شاهکارهای معماری شناخته شده اند در نظر بگیریم، با ضوابط خشک و مسلماً غیرهنری فعلی، این شهرها به هیچ وجه نمی توانستند به وجود آیند! ]یزد، ونیز، سیه نا و...[. یک ذهنیت عجیب موجود هم این است که همة تصمیم ها، اندازه ها و ابعاد گذشته اشتباه بوده اند و ما باید همه را تصحیح کنیم. در این طرح ها، یکی از موانع به ویژه آزاردهنده، اجازه ندادن کنسول بود )که متر به بالا باشد(. البته وقتی می بینیم که کنسول در ۱۲ بر طبق ضوابط معبر باید جایی اجازه داده شده، تمام برِ ساختمان جلو می آید )یک نوع متراژ فروشی دیگر(. کنسول های ابتکاری از مشخصه های اصلی عصر طلایی تهران بوده، و در کوچه های باریک هم اجرا می شده اند. صرفاً از جنبة شکلی و حسی، اتفاقاً هر چه عرض کمتر باشد، کنسول )در ارتباط یک طرف با طرف دیگر( بیشتر معنا پیدا می کند و تأثیر می گذارد. ضمناً کنسول فقط یک حجم خارجی نیست و می تواند مشکلات داخلی پلان را حل کند. برای مثال، یک دورة مهم از معماری تهران شامل ساختمان های جنوبی ای بود که در آن ها جعبة پله به اندازة پاگرد به بیرون کنسول می شد. مورد دیگر، استفاده از کنسول برای اصلاح هندسی )گونیا کردن( پلان طبقات بالا در زمین های ناگونیا بوده است. در طرح، در چند مورد این وسیله می توانست به بهتر شدن فضای داخلی کمک کند )در عین ایجاد امکان نماسازی جالب تر(، اما این امکان داده نشد. مسئلة دیگر، استفاده از پله های باز بود که ایراد گرفته شد، در حالی که در یک دوره در تهران، استفادة خلاقانه ای از پله های باز شده است، و به نظر می آید که از نظر ایمنی هم بهتر باشد، چراکه در صورت آتش سوزی پله باید تهویه
پیچیدگی: ورودی بلند ارتفاع یک مدرسه، نمونه ای از حضور معماری های با ارزش متأخرتر
نمایی که می تواند از نظر پر و خالی و مصالح سیمان ساده نقش الگویی داشته باشد.
پله باز، که به آن ایراد گرفته می شود!! به ترکیب کلی، نقش مهم کنسول، سفیدی زیبا، و اجرای عالی هم می توان توجه کرد.
.شود ]و امکان فرار آسان تر[، و این ایراد بسیار عجیب است در این طرح ها سعی شده حس حرکت از کوچه تا محل زندگی جالب تر و غنی تر از معمول باشد، دیدها و پرسپکتیوهای متعدد و متنوع در مسیر ایجاد شود، سایه روشن هایی باشد، و هم گشودگی و هم تنگی؛ تا بدین طریق به کیفیت های فضایی معماری های با ارزش نزدیک شویم.
الزامات کاربردی طراحی • درهای ورودی آپارتمان ها نسبت به هم تا حد امکان از حریم مناسب برخوردار باشند. • آشپزخانه ها خطی باشد )برای کارکرد بهتر، لوله کشی آسان تر، درز نداشتن سطح کار، پرت نداشتن در گوشه و...(. • سرویس ها و حمام ها پنجره داشته باشد )نور و تهویة طبیعی(. • در کنار در ورودی از بیرون جاکفشی تعبیه شود. • در ورودی آپارتمان فضای کافی برای جالباسی باشد. • همة اتاق خواب ها کمد داشته باشند. • در صورت امکان در اتاق خواب ها امکان قراردادن یک میز و صندلی باشد. • پنجرة اتاق ها حتی المقدور روبه روی هم نباشند. • قرارگیری درختان جدید یا مکان درخت موجود برای از بین بردن اشراف یا ایجاد منظری سبز در برابر پنجره ها، می تواند در نظر گرفته شود. • پله ها از نور و تهویة طبیعی برخوردار باشند. • فضای پرت در داخل آپارتمان ها به حداقل برسد.
• سرویس ها و حمام ها مستطیل مربع باشند )فقط چهارگوشه داشته باشند، زائده و غیره نداشته باشند(. • جای یخچال در آشپزخانه درنظر گرفته شود. • ستون ها حتی المقدور در داخل گم شوند و زائده نباشند )برای مثال از طریق جا دادن آن ها در کمدها یا عمیق کردن پنجره ها و...(. • برای رعایت حریم نسل ها، اتاق خواب ها ترجیجاً کنار هم نباشند. • پلان پله فقط یک اندازة حداقل شهرداری )که معلوم نیست درست باشد یا نه( نباشد )به نحوی جالب شود(. • نماها در درجة اول انعکاس پلان هستند، پس اگر پلان درست باشد، امکان خوب بودن نماها هم بیشتر می شود. پس بین پلان و نما رابطة ارگانیک وجود دارد، و از آنجا که اول پلان طراحی می شود، طراح خوب در هنگام طراحی پلان در واقع نما را هم طراحی می کند. محور طراحی عدم تقارن بوده، این محور، صرفاً زیبایی شناختی و ایدئولوژیک نیست ]به معنی دموکراتیک تر بودن، آزادتر بودن، اسرارآمیزتر بودن، غیرمترقبه تر، در برابر رسمی/ خشک/دولتی/غیردموکراتیک، عامی گرا )مخلوط با سنتی کاذب(/ بازاری/ اقتدارگرایانه/ توتالیتر[، بلکه بسیار کاربردی هم هست. هر بار که طراح شکاف، فاصله، یا روزنه ای در پلان در نظر می گیرد، باید همة عواقب و مزایای آن را به درستی ارزیابی کرده باشد. پس انعکاس آن در نمای سه بعدی باید مثبت باشد. اگر بنیان نما بدین ترتیب قوی باشد ]کاذب و واهی نباشد[ طراح می تواند با قدرت زبان نما را به کار بَرَد. • فضای کافی در حیاط ورودی )در صورت امکان( برای قرار دادن موتورسیکلت یا دوچرخه در نظر گرفته شود.
ایده: حجم کنسول شده در یک بن بست باریک )در طرح های عودلاجان، به چنین چیزی ایراد گرفته شد(.
ایده: یک نوع مصالح )سیمان رنگ شده(؛ کنسول در ترکیب با بالکن؛ ترکیب غیرمتقارن. نورگیر معمولی سمت راست، در نتیجه پوشیده شدن با یک شبکة ظریف فلزی کیفیتی معمارانه یافته و قرار داشتن آن بر روی یک سطح یکپارچه به این کیفیت کمک کرده.
دیوار ساده و یکپارچه و برش های مربع مستطیلی: حفاظ آهنی، طرح ساده بسیار جالبی دارد و )با استفاده از تسمه( بسیار ظریف است.
ایده: حجم عمودی کمی بیرون زده در یک بن بست باریک؛ ایجاد حفاظ از تیغه های سنگی؛ یکپارچگی سطح.
ایده: بالکن کوچک فقط به عنوان وسیله معماری؛ شبکه دست چپ آن؛ فاصله دست چپ؛ تاریکی جذاب حفره ها؛ قاب کردن چند پنجره؛ نرده کاری ظریف؛ ترکیب غیرمتقارن حجم ها
،پیچیدگی: در کوچه آل آقا، حضور معماری باارزش مدرن متأخرتر که کاملاً در مکان مناسب می نماید. در این دید خطوط کشیدة بنای سمت راست و حجم کوچک بیرون زدة آن، همراه با سقف کنسول شدة سمت چپ کامل به نظر می رسند.
نور سالن از دو طرف این فضای باز اختصاصی به دلیل در گوشه بودن و دور بودن از مسیر ورودی در معرض دید قرار ندارد
این بالکن اختصاصی متر از سطح کوچه و ۱/۵ حیاط بالاتر است
این دیوار هم محصوریت ایجاد می کند و هم نور را به درون منعکس می کند
پنجره عمودی گوشه سانت از کف( نور را به ۴۰) داخل منعکس می کند
به این کنسول که باعث می شود پلان بهتر کار کند و نما هم جالب تر شود، ایراد گرفته شد.
این گزینة آزمایشی جهت بررسی امکان طراحی متفاوت پله انجام شد.
مرتبط بودن بیشتر اتاق خواب اصلی با سالن و آشپزخانه
مستقل بودن نسبی ورودی اتاق خواب ها برای استقلال بیشتر آن ها
در معرض دید نبودن نسبی داخل این آپارتمان از طرف دیگر کوچه
تراز تیغه بالاتر از تراز جان پناه سیمان رنگ سفید شده
نمای سیمانی و رنگ شده نسبت به نمای آجری سبک تر و ارزان تر در می آید
سرنوشت سینماهای تهران هم یک تراژدی است؛ و البته فاجعة در هم کوبیده شدن شهری را که معماری داشت )زیرا شهرهایی هستند که معماری ندارند، و تهران به زودی یکی از آن ها خواهد شد( منعکس می کند؛ چراکه مکان های استقرار سینماها، اندازه ها، سبک ها و غیره ارتباط ارگانیک با شهر داشتند، و تجربة «سینمارفتن« را شکل می دادند )سینما در ارتباط با چیزهای دیگر(. از نظر صرفاً معماری، تنوعی که در مجموعه سینماها وجود دارد/ داشت )اندازه، سبک، جزئیات، علائم، اسم ها(، این مجموعه را در سطح جهانی بسیار شاخص و شاید منحصربه فرد می کند/ می کرد. وضعیت اسفناک سینماهای تهران دلایل بسیاری دارد، اما مسلماً برای سینما رفتن باید فیلمی برای دیدن وجود داشته باشد. به عنوان صرفاً یک پیشنهاد، می توان فیلم های قدیمی را در برخی از آن ها نشان داد. این فکر برای در طرح جمهوری ارائه شد. با - خیابان فردوسی- طرح بلوک سینما همای توجه به جمعه بازار در آن نزدیکی، کافه نادری و...، چنین برنامه ای می تواند مخاطب داشته باشد و البته اگر خواست، واقعی باشد، خیلی کارها می شود کرد: حتی ادغام با فعالیت های دیگر، اجرا و تمرین تئاتر، گالری و موزه... اما خواست ها واقعی نیستند!
. پنجره های اتاق ها روبروی هم نیستند- مسیر ورودی پراتفاق: از حیاط به طرف مسیر کوچه-.مانند با دیدهای متنوع در طرفین
مسیرهای عبور و پله ها به هوای آزاد باز هستند - (!)موردی که به آن ایراد گرفته شده
طول هیچ مرز پیرامونی به طور کامل ساخته - نشده. این امر به همسایگی ها امکان ادغام فضاهای باز این مجموعه جهت نورگیری بیشتر و غیره می دهد.
سطح پایین هر حیاط یا پاسیو قابل استفاده - آپارتمان های مجاور آنها هستند )موردی که به آن ایراد گرفته شده!(
سینما ایران سینما ایران یکی از سینماهای لاله زار، و مانند همه سینماهای این خیابان مهم، متروکه است. نمای جالب این سینما، از نوع صفحة مشبک معلق، در فاصله ای از نمای اصلی است. سطح به نوعی پارچه یا سطحی فلس دار می ماند. اجزای فلس مانند ـ که جنس آن ها مشخص نیست ـ با ظرافت به هم متصل شده و کاملاً سالم مانده اند. فضاهای اصلی بزرگ سینما در پشت قرار دارند و ورودی و نمای سینما عرض کمی را اشغال می کنند )یک تیپ پلان در سینماهای تهران(. دو طرف نمای سینما یکسان، و معماری آن ها آرت دکو است. این نشان می دهد که این دو بخش طرفین هم بخشی از طرح اولیه بوده اند.
صحرا- سینما ریولی این سینمای واقع در خیابان شریعتی از سینماهای متأخر قبل از انقلاب و ترکیبی غیرمتقارن از چند حجم است. انحنای حجم بالای نما به دلیل جدا شدن از بخش پایینی به وسیلة یک شکاف بزرگ افقی و همچنین به دلیل اینکه تنها انحنای به کار رفته است، بیشتر خود را نشان می دهد. بیرون زدگی دو حجم بالا و پایین نسبت به هم در دو جهت مخالف، و حضور شیب طبیعی سقف سالن هم پرسپکتیو را تشدید کرده.
سینما موناکو ـ شاهد بخش بالایی کاملاً یکپارچه است و با یک شکاف از بخش پایین و همکف جدا می شود. این بخش کمی محدب و بسیار جالب است که لبة پایینی آن با یک انحنا به داخل می رود، یعنی تیز نیست. مصالح سیمانی و بتنی کمی خشن است. در طرف چپ بخش پایین، یک جعبة سیمانی تقارن را شکسته، و خود برش های جالبی دارد.
قدس- سینما پولیدور این سینمای بزرگ واقع در نبش جنوب غربی یکی از فلکه های مهم تهران )ولی عصر(، از نظر فرم و دوره به سینما ریولی )صحرا( تشابه دارد. یک مقدار هم شبیه موزة گوگنهایم است. از آنجا که سینماها به پنجره زیاد احتیاج نداشتند، حجم آن ها اغلب وسیلة ترکیب های چشمگیر می شد. گرافیک اسم و نئون ها و غیره هم به صورت های جالبی به کار می رفت، که تقریباً همه کنده شده اند. یک مشخصة ویژة این سینما پوشش تمام سرامیکی همة سطوح است، که در دوره ای، از مصالح پوششی در تهران بود )یک نمونة دیگر قاب نمای شمالی سینما گلدن سیتی )فلسطین( است(. دو سطح اصلی، کمی شیب دارند )به طرف بالا بیرون تر می آیند(. انحنای طرف چپ، در تضاد با حجم بسیار صاف ـ که استفاده از سرامیک هم لبه های آن را تیزتر کرده ـ بیشتر خود را نشان می دهد. دو حجم اصلی با یک شکاف از هم جدا شده اند. پنجره های نواری باریک، حجم منحنی را به نوارهای پهن تقسیم کرده اند. حجم دست راست یک مقدار بالا رفته و سطح زیرین آن شیب تندی به طرف داخل دارد.
سینما آسیا سینما آسیا از معدود سینماهایی بود که اسم آن تغییر نکرده بود، و در اینجا می توان نمونه ای از اهمیت گرافیک نوشته را دید )سبک نوشتة سینما همای ـ در خیابان فردوسی، جنوب جمهوری، هم مشابه است – میخی مدرن!(. سطح مشبک آهنی روی نما از مشخصه های یک دوره از سینماهاست، اما در اینجا بعدها الحاق شده بود )طرح اولیه از سیحون(. اما سطح مستطیل مورداستفاده برای تابلو و اسم سینما از ابتدا بود و فرورفتگی های مستطیل شکل احتمالاً جای چراغ بودند. سالن این سینما بسیار بزرگ بود )اخیراً در دست تخریب!(، و سؤال این است که آیا یک شهر بزرگ به سالن احتیاج ندارد؟
سینما البرز سینما البرز لاله زار در حال حاضر به عنوان انبار استفاده می شود! طرح این سینما بسیار جالب و متفاوت است، زیرا دسترسی آن از یک فضای کوچه مانند است که پس از عبور از زیر یک حجم پل مانند به حیاط پشتی می رسد. ورودی سینما، دست راست سقف دایره ای، پس از تابلوهای اعلان فیلم است. تابستانی ـ استفاده می شده - حیاط پشت هم برای نمایش فیلم در فضای باز )برخلاف سینماهای دیگری که نمایش سرباز هم داشتند، و معمولاً در پشت بام بود(.
سینما میامی ـ تهران نمای این سینما هم از نوع صفحة مشبک است، و در اینجا ظرافت ابعاد، طرح و رنگ آمیزی، آن را به حالت پارچة توری نزدیک کرده، حتی پنجره های متعدد و کانال ها، و قرارگیری غیرمتقارن آن ها به کیفیت کلی اضافه کرده. سطح کمی مقعر است و در سمت راست با انحنای قوی تری به داخل می رود. نوار آبی رنگ پایین بسیار اندازه و ظریف است. لبة بالایی بسیار باریک و ظریف است. )نمای مشبک در میدان شهدا چند وقت پیش - بسیار بسیار زیبای سینما سیلوانا – شکوفه جایگزین شد! کسی فهمید؟(
این سطح از فاصلة بسیار کم )حتی لمس( به وسیله عابر تجربه می شود. یکی از مشخصه های تهران این است که در اغلب موارد چنین جزئیاتی فقط یک بار دیده می شود و تکرار نمی شود. یعنی منحصربه فرد است. این نوع جزئیات با دقت تجربة فردی و ذهن را غنی می کند، و یکسان و بدون کیفیت شدن محیط بالعکس. خلأ تجربی ایجاد می کند.
!دیده شده که این نوع پنجره های چوبی را پس از تخریب می سوزانند ساختمانی که این پنجره در آن قرار دارد به مالکیت دانشگاه تهران درآمده، پس باید دید که این هم از بین می رود یا نه.
تاریخچة این کار دقیقاً معلوم نیست، به هر حال با ظرافت و شجاعت بسیار طراحی شده.
ضلع غربی فلکة ولیعصر ـ فضای باز داخلی: فضاهای آتریوم مشابهی که امروزه انجام می شوند معمولاً بسیار شلوغ می شوند. در اینجا می بینیم که این طور نیست، و یکپارچگی بیرون در داخل هم رعایت شده..
آجری نبش کریم خان و ماهشهر: حجم کنسول شده کاملاً یک حجم است زیرا زیر آن هم آجر است. اجرا بسیار دقیق و تمیز است، با آجر بهمنی که آجری واقعی و بسیار محکم بوده و دو رنگه بودن آن حسی از بافته می دهد که بندکشی سیاه بر آن تأکید می کند. نردة همکف هم بسیار ظریف و طرح آن به بافته های پشمی شباهت دارد. پنجره ها چوبی اند. کیفیت مشهود این بنا در یکپارچگی آن است. کرکره های چوبی در طبقة بالا. اخیراً تخریب شد!
آرت دکو در داخل بازار: بازار تهران یک ارگانیزم پیچیده از سبک ها و عناصر بسیار گوناگون است. این مشخصة کیفیت آن هم هست. بازار بلور )حاجب الدوله( که با طاق ضربی ها و یک گنبد بزرگ شیشه ای پوشیده شده. ]و تأثیر اروپاست، نمونه بازار بزرگ فرش را هم ببینید[. از این رو سنتی کاری ها و سنتی سازی های کاذب اخیر بسیار ناشیانه و مضر هستند.
نبش آرت دکو )وارطانی( شهری: این نوع ساختمان های شهری )از نظر مفید بودن آن ها از نظر کاربری: مسکونی، تجاری، اداری کوچک، و ساختن شهر(، تهران را به خوبی در دورة طلایی آن Mendelsohn وLoos ساختند. سادگی این بنای خاص آن را به نزدیک می کند. از مشخصه های اصلی این بناها سه بعدی بودن آن ها است )به ویژه با استفاده از بالکن ها، سطوح تمیز و یکپارچه، خطوط ظریف برجسته در لبه ها، بالا و پایین پنجره ها و به عنوان درپوش، که همگی کاربرد آبچکان و سایه اندازی هم دارند(، و فقط در ورودی با آهنکاری های پرکار با استفاده از تسمه، و دیوارهای دو طرف که از سنگ مات یا سیمان درجا بوده اند، کار بیشتری می شده. باید توجه کرد که سطوح کاملاً صاف و یکپارچه اند و فقط از یک مصالح استفاده شده. این نمونه ضمناً نشان می دهد که اندود رنگی که در اینجا سال ماندگار بوده)!( می تواند گزینه ای بسیار عالی برای ۵۰ حداقل سطوح خارجی باشد.
بازار فرش )سرای بوعلی(: نمونة دیگری از حضور معماری دکو / مدرنیست در بازار. در این مورد، این معماری امکان داد که یک زیرزمین سقف بلند ایجاد شود ]دید از زیرزمین[ است. ستون ها مانند میزهای آن دوره به طرف پایین باریک می شوند. سطح کنسول هم به طرف بیرون باریک می شود. باید اضافه کرد که سه نمای سبزه میدان هم آرت دکو بوده اند که اخیراً با بی سلیقگی تمام در حال «سنتی شدن« هستند!
...: این نمونه در واقع یک خانة دونبش است. یک سبک در این دوره، مربوط به خانه های شمالی ای است که در آن ها سرتاسر نمای رو به حیاط بالکن Paul Rudolf, Neutra از نمونه های ویلاسازی دوره متأخرتر یادآور است. حجم کشیده، روی خیابان اصلی کنسول شده و نواری باریک در زیر آن قرار دارد. سنگ خشن و برجستة خاکستری در تضاد با صافی سنگ سفید مشخص تر می شود. در بالای قسمت عمیق تر بالکن بالا، یک نورگیر )حفره( قرار دارد
،یک خانه کشیده و سفید در یک نبش شمال شرقی که حجم آن به طرف معبر اصلی کنسول شده. این حجم بسته، تنها یک پنجرة عمودی باریک و مخفی دارد که با ایجاد شکافی زاویه دار محقق شده. حجم کنسول شده با شکاف های عمودی از بقیه بنا جدا شده. سطح سفید، در وسط، نواری ناصاف از سنگ قیچی دارد. دیوار حیاط با شکافی در زیر آن حالت معلق پیدا کرده. این ساختمان اخیرا تخریب شد!
خانه ای در یک نبش جنوب غربی: همة پنجره های اصلی این خانه هستند که در گروه های ۴۰×۴۰ ًمکعب مستطیلی، مربع هایی حدودا دو ردیفی قرار داده شده اند. سطح اصلی سیمان خاکستری است که گذر زمان سایه روشن های جالبی به آن داده. نواری زیگزاگی از طرف چپ ورودی شمالی بالا می رود و به پیش آمدگی زیگزاگی تبدیل می شود که روی پنجره های همکف هم ادامه می یابد. در تضاد با صافی سطح اصلی، ساختمان ازاره ای برجسته، خشن و غیرمتقارن دارد. در همکف شرقی پنجره ای قرار دارد با آهنکاری غیرمتقارن و مربع مستطیلی با تقسیم بندی های کوچک. در طرف شرق، حجم با یک طبقه پایین آمدن، با واسطة یک شکاف به حجم یک طبقة دودکش متصل می شود.
ادغام در ورودی اتومبیل و پیاده در یک خانة شمالی: لبة بالایی طرف راست در شیب دارد. در طرف چپ، یک عنصر بسیار ظریف از لبة بالایی بیرون می زند. طرف چپ و لبة بالایی در ورود پیاده هم در زاویه اند. یک طرح برجستة نقاشی مانند، سطوح بازشو را با هم پیوند می دهد.
یک نمونة آرت دکوی پنج طبقه واقع در یک نبش جنوب غربی: پله در گوشه واقع شده و پنجرة باریک عمودی در طبقه آخر در پشت یک بالکن انحنادار قرار می گیرد. بالکن به صورت تنها، یا در ادغام با حجم ها، نقش اصلی را در ترکیب قوی سه بعدی آن دارد. به غیر از همکف که از سیمان در جای پرداخت شده است، سطوح دیگر همگی از یک مصالح اند: اندود سیمان با تقسیم بندی های بسیار باریک. این بنا )در مقایسه با همسایه های آن( یک بنای شهری است، بدین معنی که در شکل دادن به خیابان نقش مثبت ایفا می کند.
گورستای های مسیحی تهران در دولاب معماری های ناب و اعجاب انگیزی دارند. آن ها به احتمال زیاد، به مثابه لابراتواری عمل می کرده اند که معماران مسیحی )که نقش تقریباً اصلی در معماری های شهری تهران داشته اند( فکرهای اولیه خود را آزمایش می کردند. در اینجا پنج حجم، از بسیار کوچک تا بسیار بزرگ، در ترکیبی غیرمتقارن و دینامیک از پر و خالی ها ادغام شده اند.
یک نما )در واقع حجم( زیگزاگی که از مشخصه های اصلی تهران در دوره های استفاده از کنسول بوده: این ترفند اغلب، اما نه همیشه، در زمین های دونبش استفاده می شده. جالب است که کسی دلیل اصلی آن را نمی تواند حدس بزند! ]که گونیا کردن پلان در طبقات است[ )که در همکف امکان پذیر نیست(. البته امکانات دیگری هم می دهد مانند دیدهای پهلویی و به خصوص بازی های سه بعدی. در برخی موارد بالکن ها و حجم های داخلی برون زده به شیوه های اعجاب انگیزی تلفیق می شدند. کنسول اصولاً در معابر کم عرض تر تأثیرگذارتر می شود، چرا که دیالوگی بین دو طرف معبر آغاز می شود که هرچه فاصله بیشتر باشد امکان آن کمتر است. در عرض های کمتر، پروفیل های ایجاد شده بیشتر به چشم می خورند. پس کامیلوسیته به درستی گفت: «شهرسازی بر مبنای اصول هنری«. در حال حاضر ضوابط غیر هنری و کاسبکارانه ۴۵ به موانعی در برابر تجارت معمارانه تبدیل شده اند و در آنجا که نسخه ای هم داده اند )پخ درجه( منجر به زشت ترین پدیده حجمی شده!
ساختمان مسکونی نبش شمال شرقی: از نمونه های سفید و مکعب مستطیلی متأخرتر قبل از انقلاب، این بنا دارای جزئیات بسیار و اجرایی بسیار دقیق است. سنگ کاری این دوره به ویژه بسیار دقیق است. سطح بسیار صاف کنسول شده با شکافی عمودی از حجم اصلی جدا شده، سطح سمت چپ با ظرافت خاص در سنگ کاری یک نقش برجسته زیگزاگی یافته. در طرف راست، انتهای بالکن های جنوبی با شبکه های سنگی پوشانده شده اند. در زیر حجم کنسول، پنجرة افقی با حفاظی متشکل از تیغه های عمودی سنگی پوشیده شده. هر یک از پنجره های پشت )نمای شمالی( تقسیم بندی های متفاوت و گه گاه شیشه های رنگی )موندریان!( دارد. اصولاً شکاف های باریک برای متمایز کردن سطوح و حجم ها از ابزار اصلی طراحی این بنا بوده است )از شکاف های بسیار باریک تا پنجره هایی مانند سه پنجره افقی روی حجم کنسول شده که انتها ندارند(.
نرده های آرت دکو و مدرنیستی تهران، از نظر کیفیت طراحی، غیرمترقبه بودن طرح های به کار رفته، کیفیت اجرا و صنعتگری، تنوع بسیار زیاد طرح ها و حتی منحصربه فرد بودن بسیاری، در دنیا بی نظیرند. بنابراین کاملاً منطقی است که به دور ریخته شوند! در اینجا هم طرح به بافته بودن اشاره دارد. اما جالب تر اینکه طرح به دیوارسنگی هم اشاعه یافته.
پنجره افقی در همکف رو به خیابان. چنین کیفیتی را من در هیچ جای دنیا ندیده ام. اما با «منطق« موجود و خاموشی میراث، مشاوران، اساتید، دانشجویان، هنرمندان... به زودی اثری از آن نخواهد بود!
پاساژ فرقانی در نبش مهم جنوب غربی جمهوری و سی تیر: طرح بسیار با ظرافت )به ضخامت کم صفحه های بادبان مانند توجه کنید(. این ظرافت شکلی با پوشش بسیار ظریف سرامیکی متشکل از طیفی از راه راه های افقی خاکستری تأکید یافته. این پوشش که از سرامیک های بسیار عالی ایتالیایی است، در دوره ای در زمرة مصالح نما قرار گرفت )مانند سینما پولیدور سابق ـ قدس(. البته در شرایط سلیقه های فرسایش یافته و زمخت شدة کنونی، چنین کیفیت هایی قابل تشخیص نیستند! این هم یک بنای شهری است )بدین معنی که داخل آن یک پاساژ است، مغازه دارد، اداری های کوچک دارد و غیره که همگی به مردم و محل ارائه خدمات می کنند و از نوع ساختمان هایی نیست که هر جا می تواند باشد و مردم را به داخل آن راه نمی دهند!(. با توجه به اندازه نوشته «بانک کشاورزی« باید نتیجه گرفت که قدرت بینایی این نسل به شدت کاهش یافته.
یک نمونه آرت دکوی متمایل به مدرنیستی بسیار شهری )از نظر تقاطع فلسطین و - ماهیت آن در ایجاد یک میدانچه در طرف چپ و مغازه های تونشسته همکف مرتبط با این میدانچه(. یکی - زرتشت در اینجا در حرکت - انحنای سطوح- از فرم های موردعلاقة دکو نبش به کار رفته. اما در گوشة خرپشته بام، و همچنین در نرم کردن گوشه های دو ستون پهن بین پنجره های بزرگ هم نقش داشته. به جفت بودن ستون های طبقة پایین، و یک ستون بلند کنار پله هم باید توجه کرد.
با دقت بیشتر می توان تشخیص داد که این بدنه از دو ساختمان تشکیل شده، و این نشان می دهد که این روش معماری شهری چقدر در شکل دادن به خیابان ها موفق بوده )بدین معنی که ساختمان های مختلف با قرار گرفتن در کنار هم به عنوان مجموعه بزرگ تر هم کیفیت دیگری ایجاد می کردند.(، این مجموعه با استفاده از بالکن ها، نیم استوانة پیش آمده، پنجرة عمودی پله، چند بعدی است. فقط یک مصالح وجود دارد. به نوع اتصال بالکن به حجم نیمه استوانه هم می توان توجه کرد.
طرح منحصر به فرد یک در که به زودی به عنوان آهن قراضه فروخته خواهد شد!




