بسم الله الرحمن الرحیم
تاریخ هنر به چه کار میآید؟
سیدرضا هاشمی
ملل صاحب هنر جهان بعضی تاریخ هنر مدون و نوشته شده دارند و بعضی ندارند. ایا نیازی هست که تاریخ هنر حتماً مدون و نوشته شود؟ نمیشود هنر و هنرمند داشته باشیم اما تاریخ هنر ند اشته باشیم؟ تاریخ هنر به چه کار میآید؟ آیا ما که هنوز تاریخ هنر مدون کاملی نداریم مشکلی پیدا کردهایم؟
تاریخ هتر چیست؟ تاریخ هنر هر ملت شرح آثار هنری پدید آمده در تاریخ حیات آن ملت به ترتیب پدید آمدن آنهاست. تاریخ فرضی هنر معماری ایران؛ فیالمثل. شرح حال هزاران بنایی است که از ابتدای پیدايش معماری در ایران ساخته شده است. چه چیزی این تاریخ را معنیدار میکند؟ شباهتهای میان آثار یا تفاوتهای بین آنها؟ همانندیها یا ناهمانندیها؟ مسلماء خط تاریخی پیونددهنده اين آثار پرشمار نه تفاوت محض و نه شبامت صرف است: بلکه آنچه این ترتیب تاریخی را معنیدار میکند شباهتهای همراه با تفاوت یا تفاوتهای همراه با شباهت است. شباهتهای آثار دورههای پیاپی مبین اصل و تبار ولحد هنر و تفاوتهای آنها معرف دگرگونی اوضاع و گردش روزگار است. همروزگار یا معاصر بودن لازمه هنر در همه اعصار است و اختصاص به دوره جدید ندارد. هنر همزاد تاریخی انسان است و مانند خود انسان به نژاد و تباری واحد تعلق دارد. اما دستخوش تحولات و دگرگونیهای زمانه میشود. گاه در سراشیبیهای مسخ و انحطاط میافتد و گاه از بلندیهای اصالت و اعتلا بالا میرود.
تاریخ هنر واقعیت آن را تغییر نمیدهد: نه از آن میکاهد و نه بر آن میافزاید. هنرهایی بودهاند که قرنها و هزارهها بر آنها گذشته بیآنکه گزارش مکتوبی درباره آنها تهیه شود. معماری سنتی مانیز از جمله هنرهای بزرگ ملتی کهنسال است که در تمام دوره حیات خود فاقد تاریخ مدون مکتوب بوده است. اما معماری دوره جدید. چه در ایران و چه در هر جای دیگری. بدون داشتن تاریخ مکتوبی که طبق موازین جدید تاریخ هنرنویسی تدوین شده باشد, قابل دوام و اشاعه و اعتلا دلیل اینکه معماری دوره جدید بدون تاریخ هنر کاری از پیش نمیبرد آن است که تعلیمات امروزی معماری بیش از کار آموزی بر نظریهآموزی مبتنی است. روز به روز فاصله آموزش نظری با کار و کار آموزی بیشتر میشود و این تصور رواج پیدا میکند که نظریه میتواند مستقل و بینیاز از عمل زیست کرده در محیطی تهی از کار.با تکیه بر مبلحث صرف عقلی و ذهنی. زایند گی داشته و حتی زمینهساز
خلاقیت هنری شود. هستند کسانی که بدون هیچ آشنایی با کار" هنری مدعی هنرشناسی هستند و نظریه راء که جز انعکاسی از اثر هنری در مبلحث عقلی نظریه هنری اگر از کار هنری فاصله بگیرد و احساس استقلال و بینیازی از آن کند به تدریج هم خودش میان تهی میشود و هم تعلیمات نظری را میان تهی میکند. نظریه اگر از نهاد آثار نروید. همچون گیاههرزه و خودرو که ارزش غذایی نداشته, حتی ممکن است سمی و زیانآور باشد. تعلیمات هنری را فاسد و بیارزش میکند. چیزی که میتواند نظریه را از فاسد و توخالی شدن حفظ کند تاریخ هنر یا مستندسازی سیر تحول آثار است.
نظریه اثر هنری را تببین میکند تابتوان آن را تعلیم و اشاعه داد. با تبیین نظری اثر هنری راه برای اعتلای تاریخی آن باز میشود. هنر مدام در تحول است و آنچه در این تحول مدام ثابت میماند. و به دلیل ثابت ماندن میتواند به تکیهگاهی برای نظریه تبدیل شود. اصل و تبار یگانههتر است. به سخن دیگر شأن نظریه پرداختن به عنصر تحول است اما تحول فقط در پرتو اصل و تباری یگانه معنی پید| میکند و جمع بین اصالت و تحول در اثر هنری قابل تحقق است و بس.
هنر متجدد تأکیدی بیش از اندازه بر عنصر تحول گذاشته, هر چند اصل ثابت را هم انکار نکرده است. در واقع, جوهر تجدد و تناقض مستتر در آن شدت گرایش به عنصر تحول است. به حدی که گویی میخواهد خود را از قید اصل ثابت برهاند. همین تاکید بیش از اندازه بر عنصر تحول است که باعث اهمیت یافتن بیسابقه تاریخ هنر و نظریه هنری در دوره جدید شده است. تاکیدی که در عين کمک به رشد نظریه آن را در خطر فرو غلطیدن در دام خودپرستی - نظریهپرستی بکایتهدآ مت
تعلیم معماری در کشور ما در ۶۰ سالی که از عمر آن میگذرد. نه تنها در صدد پر کردن خلا بزرگ تاریخ هنر معماری یکصد ساله اخیر. که عصر تجدد معماری ایران است. بر نیامده حتی نظریه معماری جدید غربی راهم بر اساس مستند ات تاریشی ان آموژش نل ده آاست,
در شماره آینده معمار طرح گردآوری یکصد اثر معماری معاصر ایران را برای مستندسازی سیر تحول معماری جدید ایرانی به نظر خوانند گان خحواهیم رساند.








