در گروه مسکونی تکواحدی هفدهمین جایزه معمار، چهار پروژه به ترتیب رتبه اول تا سوم را بردهاند که هر سه ویلا در زمینهای روستایی یا حومهشهری نشستهاند. رتبه اول به ویلای چشمچران (بلودر) در مینودشت رسید؛ پروژهای از زاو که در آن گونهشناسی «فضای ارتباطی» از یک هسته مرکزی به سکویی مرتفع تبدیل میشود که فضای مشروط را در آغوش میگیرد و سپس آن را میشکافد. رتبه دوم به طور مشترک به ویلای ونوش در مازندران رسید (تجربهای از پراکندگی فضایی زیر یک سرپناه تاشده) و ویلای شماره سی در البرز (که در آن یک حجم سرپناهمانند ۱۰۰ متری با پوسته آینهای کار شده). رتبه سوم به دوگانه صفادشت دفتر «دیگر» تعلق گرفت؛ پروژهای از تضاد دو ساختار، یکی آجری برای زندگی سنتی والدین و یکی شیشهای برای جشنهای شبانه فرزند خانواده.
رتبه اول: ویلای چشمچران، مینودشت
محل اجرا: جاده گرگان به بجنورد، ۸ کیلومتر مانده به مینودشت · کارفرما: خلیل فرشباف · سرپرست تیم طراحی: سارا جعفری · همکاران طراحی: محسن صفشکن · محوطه: گلناز بهرامی · اجرا: خلیل فرشباف · نظارت: فاطمه رضایی فخرآستانه · سازه: جلالالدین سجادیان · تأسیسات برقی و مکانیکی: پیمان شفیعیان · گرافیک: یگانه قزللو · عکس: پرهام تقیاف، سروش مجیدی، دید استودیو · زیربنا: ۲۹۸ مترمربع · مساحت: ۲۲۳۰ مترمربع
سایت وسیع است؛ پای تپههای مینودشت واقع است و شیبی آرام دارد. آیا امکان حفظ و تقویت شخصیت طبیعی این سایت و طراحی فضاهای کاربردی در آن وجود دارد؟ آیا وسوسه گذاشتن حجم معماری روی این زمینه جذاب و استفاده از خاصیت قاب گرفتن این مناظر توسط معماری قابل چشمپوشی است؟ انتخاب مکان قرارگیری اقامتگاه تصمیم اساسی بود. جرم معماری در زمینی فراموش شده و غیرفعال در گودی کنار حوضچه ذخیره آب باران با امکان بهره بردن از زنجیره «دیدن» مناظر قرار گرفت، در تقاطعی استراتژیک و چهارسویه. برای طراحی فضاهای داخلی نیز، تیم طراحی هدفی مشابه را دنبال میکرد: امکان دید و ارتباط حداکثری با استخر، مزرعه و مناظر کوهپایهای اطراف و امتداد دادن باغ به داخل فضا. برای به دست آمدن این هدف، دیاگرام و ارتباط فضایی همیشگی و آشنای فضاهای اقامتی ییلاقی (ویلا) به چالش کشیده شد. ما در عوض طراحی فضاهای ارتباطی و سرسرا در میان اتاقها و سالن که در دیاگرام فضایی ویلاها مرسوم است، این فضاها را در اطراف اتاقها و سالن چنان گسترش دادیم که فضاهای دیگر را در بر بگیرد و مثل سکویی گسترده یک فضای باز ایجاد کند و دیگر فضای ارتباطی به معنی کلاسیک نداشته باشیم. بستری که مرزی برای فعالیتهای داخل فضا و خارج آن باقی نمیگذاشت.
در واقع این سکو نتیجه تلاش ما برای تحمیل کمترین دخالت بر زمین مزرعه نیز بود که با تجدید تکهای از زمین و بالا بردنش تا تاج درختان زیتون نمودار شد و آن را به عامل اصلی برای ارتباط مستقیم با حوضچه ذخیره آب و مزرعه تبدیل کرد، به طوری که حالا تپهها و مزارع، باغ زیتون، استخر و گلخانهها و باغهای مبارکآباد از ترازی تازه ملموس شده بودند، امکانی برای وارد کردن باغ و حالوهوای آن به داخل ایجاد شده بود و در عین حال کیفیت «دیدن» مناظر هم ارتقا یافته بود.
فضاهای اقامت هم تفکیک شدند تا فضای باغ (باز) در آنها امتداد یابد و از میانشان عبور کند. این فضاها کمی نسبت به هم جابهجا شدند تا امکان دید به چهار جهت برای هر سه فضای اقامت فراهم باشد. همچنین فضاهای جمعی بسته و نیمهباز مجموعه نیز از ترازی بالاتر با پله به سکو و سایر فضاها مرتبط شدند. در واقع سکو ارتباطدهنده کل فضاهای این مجموعه است تا استقلال کارکردی و دسترسی مستقل آنها را تأمین کند و خود نیز کارکرد مهتابی تفریحی و سکوی کنار استخر را دارد. این صفحه که میزبان معماری «چشمچران» است، بهسان رد تیغ بر باقی محوطه اثر گذاشته است. خطی پررنگ که در پایین آن، معماری منظر (لنداسکیپ) حضور یافته و خود را برای بودن مخاطبان و اتفاقات حضورشان آماده کرده است.
پلهها که بهعنوان قویترین عنصر ارتباطی با سنگهای محلی ساخته شدهاند، معماری و سایت را یکپارچه میسازند. گویی همهچیز روی چینخوردگیهای طبیعی بنا شده، به طوری که محوطهسازی در ادامه مزرعه و تپهها و بسان گسترش آنهاست و بخشی از آنچه تصمیم بر ساختش بوده در آن پهن شده است. به این ترتیب مخاطب از امکان گردش در تراز مزرعه و تجربه «بودن» در شرایط مختلف بهرهمند است، در حالیکه میتواند آرام آرام خود را به ترازهای دیگری برای تجربیات جدید از مزرعه و باغ برساند.
اعداد و ارقام
این کار در مدت یک سال طراحی و اجرا شده، برای انجام آن مبلغ ۴۵۰ میلیون تومان هزینه شده که هزینه ساخت هر مترمربع بنای مفید آن ۱٫۵ میلیون تومان خواهد بود. چشمچران را نیروهای بومی ساختهاند و تنها نیروی کار غیربومی آن «آونداد» تولیدکننده صفحات کابینت و مصالح ساختمانی بوده است. به واسطه انجام این پروژه یکی از معادن سنگ غیرفعال محلی بازگشایی شد و حدود ۳۰ کارگر و استادکار سنگکار از مینودشت مشغول به کار شدند و به اقتصاد محلی سود رسید.
رتبه دوم به طور مشترک: ویلای ونوش، مازندران
محل اجرا: حد فاصل رویان و نوشهر، ونوش، خیابان گاز (فردوسی غربی)، کوچه جرکیله، پلاک ۲۹۶ · کارفرما: فاطمه طهامی طهرانی · همکار طراحی: محمدرضا آقایی · اجرا: عباس یاقوتی (دفتر معماری ۳۵-۵۱) · همکاران اجرا: فرجالله هزار جریبی، حسین قاسم خان، امیر شعبانی، فریدون قوامی، کمیل خاکپور، وحید بور، احمدرضا بور، عبدالله نورنژاد، سروش علیپور، رضا میربابایی، آرش اسدالهی، سعید حسینی · طراح منظر: ندا ادیبان راد · فاز دو و مشاور اجرا: جواد هداوندی · طراح و مشاور سازه: مجید کولیوند · طراح تأسیسات الکتریکی: علی پیلتن · طراح تأسیسات مکانیکی: علی غنیزاده · هوشمندسازی: هادی کیوانراد · گرافیک: مریم شیخی · عکس: محمد غفوری، محمد حسن اتفاق، عباس یاقوتی · زیربنا: ۳۳۱ مترمربع · مساحت: ۲۰۵۰ مترمربع
خواستههای کارفرما عبارت بود از: محدود نبودن به زیربنا. برای رسیدن به این خواسته از ساختار پراکنده و جدا در شکلگیری طرح کلی ویلا استفاده شد، به طوری که احساس شود به جای داشتن یک ویلا در یک قسمت از زمین، چند ویلا در چند نقطه زمین داریم. در ادامه، فضاهای عملکردی ویلا به سه فضای بنیادین خانه کاهش پیدا کرد: محلی برای پختوپز، محلی برای خوابیدن و محلی برای دور هم بودن. هر کدام از این عملکردها خود را در این ساختار پراکنده و جدا بهصورت لکهای جدا از باقی عملکردها پیدا کردند، به طوری که با راهروهایی با قابلیت باز و بسته شدن کامل (برای استفاده از شرایط آبوهوایی متنوع اقلیم شمال کشور و همچنین تداعی بیشتر احساس جدا بودن ویلاها از یکدیگر) به هم ارتباط پیدا کردند.
طراحی بدنههایی (با در نظر گرفتن نوع عملکرد فضاها) با قابلیت باز شدن و کمرنگ کردن خط محصورکننده لکههای ساختمانی نیز تلاش دیگری است برای رسیدن به خواست اولیه. این نحوه ارتباط و قرارگیری لکههای ساختمانی (باز بودن جبهه شمال غربی ویلا) باعث ایجاد جریان بهتر و قویتر باد غالب شمال غربی منطقه روی سطوح خارجی و داخلی بیشتری از ویلا میشود که احساسِ بودن در نقاط مختلف ویلا را با آسایش بیشتری همراه میکند.
اتاق امن
این اتاق نیز بر اساس ایده کلی طرح، همانند ویلای جدای کوچکی دیده شد. اما در موقعیت قرارگیری و نحوه ارتباط با لکههای دیگر سعی به کم کردن حضور حسی آن شد.
محرمیت
برای این منظور سعی شد ساختار پراکنده و جدای کلی طرح اولیه به شکل ساختارهای رو کرده به درون نزدیک شود. کشیده شدن سقفی (منعطف و باز) روی کل پروژه نیز تلاش دیگری است در همین راستا که با توجه به اقلیم شمال، بستری برای رشد گیاه فراهم میکند تا پروژه با جدا نشدن از محیط اطراف به حریمی بزرگتر از لکههای ساختمانی تبدیل شود. شاید بتوان گفت آنچه به دنبالش بودیم آفریدن جهانی درونی بود که قدرت ارتباطی باز و امن با محیط بیرون از خود را داشته باشد.
رتبه دوم به طور مشترک: ویلای شماره سی، البرز
محل اجرا: جاده قدیم کرج - قزوین، شهرک حمیدیه، خیابان پنجم، پلاک ۳۰ · کارفرما: بابک جوان · مدیر اجرا: عباس ذوالقدر · اجرا: سعید میرمحمدصادقی، عباس ذوالقدر · کنترل پروژه: نسیم میثاقی · همکار طراحی: بنفشه زارعی · ترسیم کامپیوتری: نسترن روحیپور · طراح سازه: عباس ذوالقدر، نسیم میثاقی · تأسیسات مکانیکی: عارف صمدی، میثم صادقی · تأسیسات الکتریکی: علی چهاردلی · مشاور و مجری فضای سبز: ابراهیم مهاجر، سارا حسینخانی · تأسیسات برودتی و حرارتی: دامون سرویس · گروه اجرا: امیرحسین صدیقی، شادمان محمدی، بابک نوفرستی، فرهنگ محمدی، سعید کمریش، محمدرضا محمود کلایه · پشتیبانی اجرا: مهسا بابایی، مهدی محمدی · عکس: علی دقیق · فیلم: شرکت دایره · مساحت: ۲۸۰۰ مترمربع · مساحت کل ساختهشده: ۱۸۰ مترمربع (۱۰۰ مترمربع طبقه اصلی و ۸۰ مترمربع طبقه فوقانی)
با توجه به فاصله نهچندان دور از تهران، درخواست کارفرما این بود که اگرچه از ویلا برای اقامتهای طولانی، کمتر استفاده میشود، ولی فضایی برای دور هم جمع شدنهای خانواده باشد. با توجه به ضوابط و قوانین ساختوساز منطقه، متراژ ساخت برای زمین موردنظر حداکثر تا ۱۰۰ مترمربع سطح اشغال، مجاز اعلام شد و نهایتاً طراحی ویلا نیز بر اساس همین محدودیت انجام گرفت.
ایده اصلی طراحی، به یکی از ریشهایترین کارکردهای معماری یعنی «سرپناه» اشاره دارد. در آغاز روند طراحی، با توجه به اینکه متراژ کم محدودیت جدی به نظر میرسید، طراحی بیشتر مسیر ایجاد یک سرپناه را به خود گرفته بود که همین موضوع نیز در مراحل تکمیلی طرح راهگشا بود. با پیش بردن این ایده سقف کارکرد چندگانهای پیدا کرد و به نوعی بخش عمدهای از پوسته ساختمان را شکل داد.
برای بخشی از نما که زیر این «سرپناه» قرار گرفته، شیشههای پشت رنگشده استفاده شده است که ویژگی آینهگون به خود میگیرد. این موضوع باعث شده گاه مرز بین پوسته بنا و طبیعت پررنگ و جداکننده نباشد و امتداد و انعکاسی از طبیعت پیرامون باشد. در بنا، از سازه اسکلت فلزی استفاده شده تا این فرصت را ایجاد کند که عضوهای سازهای سقف مقاطعی با سایز محدودتر داشته باشد تا بتوان ضخامت سازه پوسته سقف را هماهنگ با معماری، طراحی و تنظیم کرد.
با توجه به محدودیت متراژ، در طراحی داخلی سعی بر این بوده که محوطه پیرامون پروژه، جزئی از فضای طبقه اصلی (همکف) باشد. سکوی چوبی پیرامون ویلا و استخر به داخل فضا امتداد پیدا میکند، سطوح کف فضاهای داخلی را شکل میدهد و ارتباط پیوستهای بین درون و بیرون بنا ایجاد میکند که کارکرد و کاربری آن، وسیعتر از متراژ واقعی بناست.
رتبه سوم: دوگانه صفادشت، کرج
محل اجرا: کیلومتر ۱۶ جاده کرج، به سمت سهراه اندیشه، منطقه صفادشت باغستان کوشک، انتهای خیابان اول، ۲ قواره آخر، سمت چپ · کارفرما: فرهاد وفا · گروه طراحی: علیرضا تغابنی، به همراه سپیده صرافزاده، مژگان ضیائی، شهاب رمضانی، پیمان نوذری، مروارید ممیزان، مهرداد مکارمی · طراح سازه: باستانپل (وحید قراخانینیا) · طراح تأسیسات مکانیکی: پایابنا آفرین (مجتبی عربپور) · طراح تأسیسات الکتریکی: پایابنا آفرین (سعید افشار) · نظارت: مهرداد مکارمی · مشاور فضای سبز: بابک مستوفی صدری · اجرا: علی اکبر بلوکی، علیرضا سیب سرخی (سفتکاری)، محسن شمشیری (نازککاری) · گرافیک: عسل کرمی، فاطمه طباطبائیان، نگار درزی · عکس: پرهام تقیاف، مسیح مستأجران، هومن مقدم · ماکت: سجاد حسینی · مساحت: ۱۰۲۵ مترمربع
عموماً شکاف بین نسلها مسئلهای چالشبرانگیز محسوب میشود. شیوه زندگی در ایران را نیز زیستن به سبکهای متناقضی دانستهاند که بهصورت موزاییکی در کنار هم قرار گرفته و نوعی پازل و بافتی ناهمگون از انواع متفاوت شیوههای زندگی ایجاد کرده است. این تفاوت در شیوههای زندگی خصوصاً در مواردی مانند خصوصی/عمومی، باز/بسته، مردانه/زنانه حادتر به نظر میرسد که تأثیر آنها را میتوان در شیوه سازماندهی معماری در طول تاریخ در حوزهبندی، رابطه توده و خالی، سلسلهمراتب و سکانسبندیهای فضایی مشاهده کرد. این مسئله در معماری مناطق، مختلف جغرافیایی ایران نیز به این دلیل نمود یافته است که شیوههای زندگی در این مناطق، متأثر از دیدگاههای دینی و مسائل اقلیمی بودهاند. در نواحی شمالی که نحوه آزادانهتری از روابط اجتماعی حکمفرما بوده، زندگی بیشتر در فضای عمومی جریان داشته است و هسته سخت و بسته خانه توسط فضاهای نیمهباز مثل تراس و حیاطها احاطه میشدند (دیاگرام ۱)، درحالیکه در نواحی مرکزی ایران فضای خالی به درون پروژه میآید و برای رسیدن به آن، لایههای تودرتویی باید طی شود (دیاگرام ۲).
در پروژه دوگانه صفادشت سعی داشتیم این اختلافها را بارور کنیم و با اتکا بر تفاوت در شیوههای زندگی، روشهای سازماندهی مختلفی را استخراج و آنها را به یکدیگر متصل کنیم. کارفرمای پروژه که در زمین اول، ساختمانی را برای خانواده مذهبی خود میخواست، خانوادهای که مراسم مذهبی سنتی مانند محرم و رمضان را برگزار میکنند، و در زمین کناری ساختمانی دیگر را برای مهمانیها و پارتیهای شبانه طلب میکرد. پروژه که بهصورت دو بخش مجزا و در کنار یکدیگر بنا شده است، شامل دو ساختمان است که بهوسیله پلی به هم متصل شدهاند. ساختمان اول که در آن از مصالح آجر استفاده شده، برای والدین طراحی شده و ساختمان دوم با مصالح اصلی شیشه برای برگزاری جشنها، عموماً مورد استفاده فرزند خانواده است.
این بنا همچنین بهگونهای طراحی شده است که در صورت لزوم قابلیت جداسازی و فروش بهصورت مجزا را دارد. دیاگرام ساختمان اول مبتنی بر یک حیاط مرکزی است که بنا حول آن شکل گرفته و بر مرز ساختمان با اطراف بهواسطه دیوارهای آجری و پنجرههایی معدود تأکید بسیار شده است. دیاگرام ساختمان دوم شامل هستهای سخت است که توسط فضای نیمهباز و باز محاط شده. همچنین در ساختمان جشنها سعی شده با اتصال معلق هسته سخت به سقف، فضای باز سیالی در زیر آن ایجاد شود تا بهواسطه این سیالیت بر دوگانگی این دو ساختار تأکید شود.
از آنجا که چالش این پروژه نحوه انتشار تناقضی بوده که در زندگی روزمره ما جاری است، درنتیجه منطق تضاد در ساختار پروژه با نوع کاربری متضاد آن کاملاً همخوان است، به گونهای که هرگروه با خصوصیات متناقض خود بتواند به زندگی بپردازد، بدون اینکه مشکلی برای دیگری ایجاد کند، درست همانطور که این تناقض در زندگی روزمره درون یک خانواده جریان دارد.
مراسم ـ هفدهمین جایزه معمار، ۱۳۹۶




