درآمد
علی جهانشاهی، متولد ۱۳۴۴، فارغالتحصیل طراحی صنعتی از دانشکدة هنرهای زیبای دانشگاه تهران، قریب ده سال است که در کنار تصویرسازی و کاریکاتور، طراحی میکند و طرحهایش را میسازد ــ با سماجت! خودش میگوید: «من هرگز در پی آن نبودهام که سلبریتی طراح اتومبیل باشم. همیشه آرزو داشتهام کارگاه کوچکی تجهیز کنم و طرحهایم را بسازم، اما هنوز کارگاهی ندارم.»
قرابت میان فرم و عملکرد
اغلب کارهای او دربرگیرندة قرابت هیجانآور میان فرم و عملکرد در عین سادگی و صراحت هستند. در طرحهایش رغبت شدیدی به تعریف و توصیف دوبارة موضوعات و عملکردهای اشیا دارد ــ انگار این اشیا قبلاً وجود نداشتهاند و او برای اولین بار آنها را کشف کرده است؛ و همین خصیصه باعث جذابیت این طرحها میشود. تبعیت فرم از عملکرد و میل به آمیختن آنها با یکدیگر و حذف زوائد آن، منجر به خلق اشیای سودمندی میشود که ضمن پرهیز از مبالغه جلوههای دلفریب دارند.
در تعدادی از کارهای او، جزئیات آنچنان با موضوع ترکیب میشوند که در آن حل میشوند، و موضوع تبدیل به اشارهای ساده اما بسیار صریح به عملکرد میشود: کارد آشپزخانهای که بیشباهت به اشیای دورة نوسنگی نیست؛ ابر سالادی شبیه به میگو؛ بطریهایی که با تکرار ریتمیک در کنار یکدیگر حجاب خیرگی نور میشوند ــ تکههای پازلی هستند که جهانشاهی با کنار هم چیدن آنها سعی میکند شیوة بیانی خودش را به نمایش بگذارد. او که کاریکاتوریست و تصویرساز است، با دستور زبان تصویر آشناست و قواعد آن را در تعبیر کنایهآمیز اشیا با شیوة مخصوص خودش به کار میگیرد.

فنجانی که دستگیرهاش تبدیل به اندامی ارگانیک برای نوشیدن از خودش شده است، میتواند بیانگر نگاه دقیق و ظریف او در مواجه شدن با شیئی به نام «فنجان» و عملکرد ساده آن (ظرفی برای نوشیدن) باشد. توصیف بصری فنجان از نوشیدن، روایتی میآفریند که در عین نو بودن، امروزی است و با کارکرد آن در فضای کافهای مانند کافه شوکا از تلقی شخصی به حسی عمومی نسبت به فضا تبدیل میشود ــ همانطور که کارد آشپزخانه با آن هیئت بدوی اما محکم، ما را به تبیین دوبارة مفهوم آشپزی و آشپزخانه رجعت میدهد.
گفتگو با طراح
کارد آشپزخانه: «این اولین تجربة عملی و جدی من است. دیدن زمینههای عملی و مهارتهایی که در ساختن چاقو در زنجان وجود دارد، مرا به فکر طراحی آن انداخت. برای انتقال ایده به سازنده، مدل چوبی آن را ساختم و سازنده از روی مدل چوبی، نمونة آن را برایم ساخت. طرح این چاقو بسیار ایدئالیستی است و ممکن است نقاط ضعفی در عملکرد آن وجود داشته باشد، ولی بهعنوان اولین کارم آن را دوست دارم.»
گرمکن: «ابعاد آن متناسب با قرصشمعهای موجود در بازار است که میتوانست با چهار پایه و یا سه پایه طراحی شود؛ ارتفاع پایهها متناسب با فاصلة مورد نیاز برای استفاده از حداکثر حرارت شمع است. جنس آن به دلیل سهولت در تولید و فرمدهی برنجی است.»
سینی میوه: «این ساده دیدن و رسیدن به حداقل را شاید بتوان در سینی میوه هم پیدا کرد. اگر ضعفی در آن باشد، امکان غلتیدن و بیرون افتادن میوهها در عملکرد آن، بهایی است که برای سادگی فرم آن پرداخت شده است. ضمن این که میتوان از این ظرف اختصاصاً برای گذاشتن هندوانه و خربزه استفاده کرد.»
کتری: «در مورد کتری سعی کردم با تلفیق لولة دسته در یکدیگر از شلوغی فرم بکاهم، و با نزدیک کردن منحنی دستگیره و بدنه به یکدیگر به آن ریتم بدهم.»
رنگ و بافت ــ بخشی از فرم
انتخاب رنگ و استفاده از بافت در کارهای جهانشاهی خصلت الحاقی ندارد. رنگ و بافت در طرحهای او جزئی از فرم محسوب میشود، به طوری که احساس میشود با تغییر رنگ و بافت، فرم هم باید تغییر کند.
جهانشاهی از اشیا و موارد دور و برش به صورت امکانی برای تجربیات تجسمی سود میجوید، که در برخی از این تجربیات به نتایج قابل تأملی هم میرسد. استفاده از قلوهسنگهای کوچک بهعنوان گیرة لباس، یا بطریهای پلاستیکی نوشابه برای مصارف مختلف، نمونههایی از این دست هستند. در گیرههای سنگی، از سنگ بهعنوان مادهای نیمهآماده از اشکال اتفاقی استفاده میبرد، که با انتخابی نهایی، دست طراح و مصرفکننده را برای استفاده از فرمهای متفاوت باز میگذارد.
دربارة بازی با بطریهای پلاستیکی نوشابه: «بهعنوان یک تمرین تجسمی و یک تجربه با ظروف نوشابه شروع به کار کردم. با یک جنس و فرم ثابت و امکانات ابتدایی فرمدهی، میخواستم ماهیت متفاوتی برای این اشیا قائل شوم و اصلاً آن را روندی در طراحی نمیدانم.»

طراحی صنعتی در ایران ــ از زبان جهانشاهی
«درصد بالایی از اشیای مصرفی، منهای تولیدات پیچیدة صنعتی، در داخل ساخته میشوند، و همة آنها زمینههایی برای کار طراحی هستند. اهمیت طراحی محصول را نه موضوع آن، بلکه ارزشهای ناب طراحی بهکار رفته در آن معین میکند. یکی از راههای گسترش طراحی صنعتی در ایران میتوانست برگزاری سالیانة چند نمایشگاه طراحی صنعتی باشد، و این نمایشگاهها میتوانستند در جلب اعتماد تولیدکنندهها در استفاده از تخصصهای طراحی صنعتی مؤثر واقع شوند. ما همیشه تولیدکنندهها را مسئول میدانیم؛ به نظر من این هزینهای است که طراحان باید بپردازند. لازم است ابتدا تواناییهای حرفهای خود را پرورش بدهند تا از طریق آن بتوانند صنفشان را بسط بدهند.»
«خیلی از تولیدکنندهها هنوز نسبت به طراحان ایرانی اعتماد پیدا نکردهاند. من هنوز ندیدهام کسی پس از فارغالتحصیلی دفتری تأسیس کند، و آنجا بنشیند، و تولیدکنندهها بیایند و به او طرح سفارش بدهند! تعداد اندکی از فارغالتحصیلان هم که در صنایع و کارخانهها استخدام شدهاند، کارشان بیشتر جنبة تشریفاتی دارد و حضور آنها در آنجا بیشتر به این دلیل است که در نمودار تشکیلاتی آن مؤسسات، جایی هم برای تخصص طراحی صنعتی پیشبینی شده است.»
«البته راهحل دیگری هم وجود دارد ــ این که طراحان خودشان تولیدکنندة محصولات خودشان باشند، که این کار هم سرمایة زیادی میخواهد و هم این امکان وجود دارد که طراحان صنعتی در تخصصهای مربوط به تولید و بازاریابی حل شوند. به همین دلیل معتقدم روشی که در تولید صنعتگران سنتی مرسوم بوده ــ و نمونة امروزی آن میتواند کارخانة آلسی باشد ــ برای گسترش طراحی صنعتی در ایران مناسبتر است. صنعتگران، به اندازة بضاعت تکنولوژیک و مالیشان، شروع به طراحی و تولید اشیای خودشان میکردند، و کمکم آن را بسط میدادند. به این ترتیب میتوانیم صنایع کوچکی را، که تکنولوژی آن را در اختیار داریم، بهینه کنیم، تا شرایط را برای حضور طراحی صنعتی در عرصة تولیدات پیچیدهتر نیز مهیا سازیم.»








