بولس + ویلسون
جولیا ب. بولس-ویلسون در ۱۹۴۸ در شهر بندری مونستر (Münster)، مرکز ایالت قدیمی وستفالن آلمان (در مرز هلند، که بعدها بخشی از نوردراین-وستفالن شد)، به دنیا آمد. تحصیلات معماری خود را طی سالهای ۱۹۶۸ تا ۷۶ در مدرسه عالی فنی کارلسروهه، نزد پروفسور اگون آیرمان (Egon Eiermann) و پروفسور اوتوکار اول (Ottokar Uhl) گذراند. از ۱۹۷۶ تا ۷۸ در دفتر پروفسور ک.ه. گوتز (K.H. Götz) در کارلسروهه و برلین کار کرد. دوره فوقلیسانس را با استفاده از بورس تحصیلی DAAD از ۱۹۷۸ تا ۷۹ در مدرسه انجمن معماری لندن (AA) نزد رم کولهاوس و الیا زنگلیس (Elia Zenghelis) گذراند. در ۱۹۸۰ با همسرش پیتر ویلسون (Peter Wilson) شرکت ویلسونها را در لندن تأسیس کرد، و در ۱۹۸۹ دفتر معماری بولس + ویلسون را در زادگاهش مونستر بنیان نهاد. از ۱۹۹۶ تاکنون استاد طراحی معماری در دانشگاه علوم کاربردی مونستر بوده است.
پیتر ویلسون در ۱۹۵۰ در ملبورن استرالیا به دنیا آمد. تحصیلات معماری خود را از سال ۱۹۶۹ تا ۷۱ در دانشگاه ملبورن و از ۱۹۷۲ تا ۷۴ در مدرسه انجمن معماری لندن ادامه داد و جایزه دیپلم آن مدرسه را دریافت کرد. از ۱۹۷۴ تا ۷۵ در همان مدرسه دستیار الیا زنگلیس و رم کولهاوس شد. در سالهای ۱۹۷۶ تا ۷۹ استاد واحد میاندوره و از ۱۹۸۰ تا ۸۸ استاد دیپلم آن مدرسه بود. در ۱۹۸۰ با همسرش جولیا شرکت ویلسونها را در لندن و پس از آن دفتر معماری بولس + ویلسون را در مونستر تأسیس کرد. از ۱۹۹۴ تا ۹۶ استاد مهمان مدرسه عالی هنر وایسنسه (Weißensee) در برلین شد.
بولس و ویلسون در مسابقهها و جایزههای متعدد معماری و شهرسازی شرکت کرده و ۱۷ بار مقام اول را کسب کردهاند، که اکثر آنها در آلمان، یک بار در ژاپن و چند بار هم در هلند بوده است. کارهای آنها را مدرسه انجمن معماری لندن، مجله الکروکیس، مجله AMC و ناشران دیگر به دفعات منتشر کردهاند. برای این شماره ترجمه مقاله میرکو زاردینی (Mirko Zardini) را همراه با تصاویری از شواهد نامبرده شده در آن، و معرفی مشروح تئاتر لوکسور جدید، به نقل از شماره ۱۰۵ مجله الکروکیس انتخاب کردهایم.
راهبردها و زمینسارها
میرکو زاردینی
نقطههای سرخ و نقطههای سیاه: شتک
نقطه سرخی بالای بندرگاه: این است تصویر تئاتر لوکسور جدید برای ناظری که مرکز شهر را — که در دهه پنجاه بعد از ویرانی ناشی از بمباران هوایی جنگ جهانی دوم بازسازی شده است — پشت سر گذاشته و راه جنوب روتردام را پیش میگیرد. یا برای ناظری که از طرف مقابل، از آزادراه A16 به طرف مرکز شهر راه میافتد و به پل بن فان برکل (Ben van Berkel) میرسد، که مثل لولایی بین دو بخش شهر است. نظر ناظر در هر دو حالت به این شیء سرخرنگ جلب میشود — که هر چند مقیاسی فروتنانه ندارد، اما مسلماً در مقایسه با ساختمان «گردنفراز و در عین حال تا حدی پیشپاافتاده» تلهکم هلند (Dutch Telecom) کار رنتسو پیانو، و حجمهای مات بناهای اطراف ایستگاه جدید مترو، کوچک است.
این پیکره از صفحاتی چوبی فراهم آمده که سازههای متعددی، از جمله یک سن، را در خود جای داده است. این شکل در میان کارهای بولس و ویلسون استثنا نیست. در خانهای در توکیو که در ۱۹۹۲ برای سوزوکی (Suzuki) نقدنویس طراحی کردند، باز هم با یک نقطه مواجهیم؛ این بار نقطهای سیاه که در نمای ساختمان قرار دارد. خانه شکل نامنظم و نامشخصی دارد، با کنجهای گردشده و دو پایه که زیر آنها را گرفتهاند... اما این نقطه سیاه است که نظر ما را میگیرد. به نظر پیتر ویلسون این نقطه یک «شتک» یا یک «نینجا» (Ninja) است؛ یعنی چیزی که شکل بخصوصی ندارد، اما در عین حال مشخص است.
این راهبرد شاید اتفاقی به نظر بیاید، اما برعکس، کاملاً اندیشیده است: هدف ایجاد تصویری جدید نیست، بلکه فقط ویرایش یک تصویر موجود، برجسته کردن نقاطی از آن، تأکید بر آن، و افزودن مایهای از رنگ یا آن لکه سیاه به آن است. حال شتک سرخ تئاتر لوکسور را بهتر میتوان فهمید: رنگ و شکل فقط تا آنجا پیش میرود که بر اندکی بیرونایستادگی آن در زمینسار اطراف خود و بر تعلق آن به دنیایی دیگر — هر چند نه دنیایی بیگانه — تأکید کرده باشد. حضوری غیرمترقبه، اما در عین حال محتاطانه است.
بولس و ویلسون همین راهبرد را در قلمرو بیشکلی که امروزه حومهها پیدا کردهاند پیش مینهند. مدرسه دبیرستان گیونبک (Gievenbeck) آنها در نزدیکی مونستر (۱۹۹۲) به شکل مثلث نامشخصی جلوه میکند که در محاذات یک ساختمان خطی لب خیابان قرار گرفته است. باز هم دقیقاً این شکل نامتعارف، این شتک، است که بر خصلت استثنایی این اقدام، یعنی ایجاد کانون توجه جدیدی در حاشیه مونستر، تأکید میکند.

از کشتیها تا کتابخانه مونستر
از جمله سوابق این شتکها، در کارهای بهشکل کشتی سالهای هشتاد آنها دیده میشود — هر چند دیگر از استعاره کشتیای که اتفاقی روی یک گله ماهی (که سکاندار از وجودش بیخبر است) رفته، که در طرح اپرای باستیل پاریس بهکار گرفتهاند، استفاده نمیکنند. این پروژهها زمینه پژوهش تعریف جدیدی از بناها را، که از قیود رسوم محافظهکارانه آزاد باشند، فراهم میکنند، بدون اینکه در دام افراطکاریهای مداخلات آیندهگرایانه (فوتوریستیک) سالهای هفتاد گرفتار شوند. پلبناها و شکل کشتی عنوان دفتر راهنمای کارهای اولیه پیتر ویلسون است.
این طرحها، با برجستگی سنجیده خود در متن یک بافت معمولی، توجه ما را به حضور یا ظهور دنیایی متفاوت نیز که توقعات سنتی دیگر در آن جایی ندارند، جلب میکنند. آنها همچون مورد تالار نمایشگاهی اسناد کاسل (۱۹۸۹) نیروی شیئی را پیش مینهند که از شکلی تماماً متعلق به خودش ناشی شده بود؛ شیئی که همزمان میتوانست زمینسار را دوباره تعریف کند، با ایفای نقشی، مثلاً، تعریف کردن یک لبه، ایجاد کردن یک ارتباط، یا وضوح بخشیدن به یک موقعیت.
شتک و ساختمان بهشکل کشتی، کاملاً با طرحهای زیادی که بولس و ویلسون برای شهر مونستر کشیده بودند و شروعش با کتابخانه مونستر در ۱۹۹۴ بود، فرق داشتند. مونستر زمینه ثابت این مداخلات بود؛ زمینهای کاملاً خاص که تا حد زیادی از بناهای برپاشده در طول بازسازی دهههای پنجاه و شصت، بعد از بمباران سنگین و خرابیهای جنگ جهانی دوم، شکل گرفته بود. شاید از این جهت هم باشد که شهریت چنین ارزش ویژهای در مونستر دارد: زیرا اول از دست رفت و پس از آن با اشتیاق بازسازی شد.
در طول این سالها تجربههای زیادی از کار کتابخانه سرچشمه گرفت که همه آنها، خواه در جنب بناهای باعظمت مرکز شهر یا پراکنده در میان بافت پیرامونی (مسکونی و اداری)، هدف مشترکی را دنبال میکردند: تعریف دوباره فضاهای جدید شهری. ساختمانها پوستههای رنگارنگ و محافظشان، شتکها، و بدنههای کشتی را ترک میکنند تا خود را به شهر عرضه کنند و از اجزا و اعضای خود چهلتکهای استادانه بسازند که سازماندهی دوباره و تفسیر مجدد اجزای مختلف شهر را امکانپذیر کند، و به این طریق کار بازسازی آغازشده بعد از جنگ ادامه یابد.
نمونهای از این روش، سقف کتابخانه شهرداری مونستر است، که دو بال فلزی آن به سمت جادهای پیش آمده، سراسر طول ساختمان را طی کرده، و مسیر شهری جدید و بدیعی را به موازات کلیسای تاریخی سنتلامبرتوس (St. Lambertus) بهوجود میآورد. نمونه دیگر، ساختمان اداری زی.کی.وی-دبلیو.وی.کی (ZKV-WVK) در خیابان زومسانده است: از یک طرف ساختمان جدید به ساختمانهای قدیمی خیابان متصل میشود، در حالی که از طرف دیگر — بهخاطر تبعیت از سقف فلزی مرکز کامپیوتری — شکل یکی از خانههای ردیفی پهلوی هم را به خود میگیرد و تقویت میکند.
![اپرای باستیل، پاریس، ۱۹۸۳ [مسابقه]](https://pub-2d7bd563aeb64af5a9da7459b4586df1.r2.dev/memar-15/bastille-opera-paris-model.jpg)


زمینسار بهمثابه راهبرد
راهبرد زمینسار طراحی، چشمانداز واحدی را برای مداخلات و طرحهایی که هر یک به دلیل مواجهه با توسعه شهر در مراحل مختلف، کاملاً با هم متفاوتند، امکانپذیر میسازد. ایده زمینسار همچنین امکان میدهد که یک ساختمان نه فقط جزئی از زمینسار، بلکه همچون خود زمینسار، دیده شود — مانند مورد طرح مرکز هنر و فناوری رسانه زی.کی.ام. (ZKM) در کارلسروهه (۱۹۸۹)، که مرکز جدید هنرها درست در جایی که به یک زمین مصنوعی، که غرفهها روی آن قرار میگیرند، تبدیل میشود، مناظری از زمینسار را به سنتیترین صورت در خود جمع میکند.
بالاتر از همه، راهبرد زمینسار عملیات در یک میدان مداخله را حتی با کمترین وسایل امکانپذیر میکند: یک محوطه سنگفرش، یک ساختمان کوچک، یک پلکان با پل عابر پیاده — مانند مورد تغییر شکل اسکله کوپ فان زوید (Kop van Zuid) در روتردام (۱۹۹۷) پیش از ساخت تئاتر لوکسور، یا آرایش قسمت نزدیک محوطه اطراف هتل نیویورک (۲۰۰۱). این کارها نشان میدهد که حتی در مداخلات کوچکمقیاس میتوان نه تنها قواعد بازی، بلکه همچنین حال و هوای مکان را پیشبینی و تدارک امکان ورود ساختمانهای دیگر را تعیین کرد.
بنابراین مفهوم زمینسار حکم میکند که تنها بر مقیاس مداخلات تکیه نکنیم، و دائماً در پی نسبتها بگردیم. بر تنوع، بر تکرار، بر اضداد، یا بر همانندیها تکیه کنیم. بولس و ویلسون با کنترل دائم رابطه میان عناصر مختلف درگیر، ثابت میکنند که میتوان مفهوم نسبت را به جای مفهوم بُعد قرار داد، و بر این اساس مفهوم شدت را همچون مفهوم راهنما در بیشترین مداخلات متنوع، در آن میدان نیروهایی که امروزه توسط پدیده شهری ایجاد شده، مورداستفاده قرار داد.
تئاتر لوکسور جدید — روتردام، هلند، ۱۹۹۶-۲۰۰۱
کوپ فان زوید (Kop van Zuid) در ناحیه باراندازی روتردام بهسرعت در حال تبدیل به محله شهری جدیدی است. تئاتر لوکسور جدید تزریق فرهنگی عمدهای است که با مکان راهبردی و چشمگیر خود باید با آوردن زندگی عمومی به این ناحیه اداری-مسکونی، جانی تازه به آن بدهد. درست در امتداد پل جدید اراسموس (Erasmus)، با رودخانه ماس (Maas) در روبهرو و بندرگاه رین (Rijn) در پشت، لوکسور جدید بازیگر جدیدی است در صحنه شهر — لولایی بین برجهای اداری ویلهلمنا پیر (Wilhelmena Pier) و ساختمان باعظمت اداره مالیات روبهروی رودخانه.
لوکسور جدید جهتگیری چندجانبه مقر خود را به مضمونی برای یک نمای ۳۶۰ درجهای، یک ساختمان پویای ۳۶۰ درجه که همزمان تمام جهات را مخاطب قرار میدهد، تبدیل کرده است؛ یک شیء مرکزی و کانونی در یک میدان پیچیده شهری. دوران حول محور در عین سازماندهی فضا ایجاد شکل میکند. یک شیبراه داخلی، مخصوص حمل وسایل به محل پارک کامیونهای ۱۸متری، درست به کنار سن واقع در اولین طبقه، منتهی میشود (سن با ارتفاع گرفتن خود، طبقه همکف و محوطه سنگفرش اطراف آن را برای نیازهای عمومی آزاد، و مشکل کوچک بودن زمین را حل میکند). شکل چسبیده به دیوار شیبراه، با امتداد و گردش دایرهوارش، دور شکل متقارن سن و سرسرا زمینه را برای طرحی غیرمنتظره و پویا آماده میکند.
سقف شیبراه، با انعکاس حرکت کامیونهای زیر خود به داخل سرسرا و پیچاندن تماشاچیان از ورودی طبقه همکف به طرف مناظر شگرف سرسرا و تراس رو به جنوب رینهاون (Rijnhaven)، معبری با معماری خاص بهوجود میآورد. ستون خیمهای که این گسترش متوالی فضاهای سرسرا حول آن ادامه پیدا میکند، ادامه برج سن و تالار است (که ادامه داخلی نمای مارپیچ بیرونی آن را احاطه کرده است).
نمای خارجی از صفحات فیبر و سیمان سرخرنگی است که با خطسایههای اغراقآمیزی، مانند تختههای خمیده روی هم یله کرده قایق چوبی، روی هم میافتند. پوشش چوب نما یادآور سنت معابد چوبی Omnia Publica Lignea Theatre ویتروویوس یا کره چوبی شکسپیر است. این شیوه و مصالح نماسازی، انحنای عمودی نمای غربی و بازی تدریجی نور در انحناهای افقی بنا — که شبیه نمایشهای کامپیوتری است — را امکانپذیر میسازد.
برجک اعلانات رو به شهر تصاویر را تغییر شکل میدهد: صورتهای پنج بازیگر متعلق به آرشیو لوکسور، هر کدام به اندازه نصف اندازه خود، طوری در پرسپکتیوهای اغراقآمیز کش پیدا کردهاند که از روی پل اراسموس دیده شوند. نوعی کیفیت مجازی غیرالکترونیکی، تجربه مستقیم تئاتری. لوکسور به کمک رسانه اساسی دیگری هم جان گرفته و آن حروفنگاری روی نمای آن است — سنت کافه اونی (Café Unie) کار جی.جی.پی. اود.




پانوشتها
۱ Ninja: سابقاً در ژاپن به آدمکش حرفهای گفته میشد. ۲ Oz: نام خیالی شهری جادویی که داستان آن به نام «جادوگر شهر زمرد» به فارسی ترجمه شده است. ۳ Bridgebuildings and Shipshape: عنوان دفتر راهنمای کارهای اولیه پیتر ویلسون.




