مرور اجمالی آثار سیدهادی میرمیران موضوع بخش معرفی این شماره است. او متولد سال ۱۳۲۳ در قزوین و فارغالتحصیل رشته معماری از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران در سال ۱۳۴۷ است.
فعالیت حرفهای سی ساله میرمیران را میتوان به سه دوره تقریباً مساوی تقسیم کرد: در فاصله دهساله ۱۳۴۷ تا ۱۳۵۷ ـ از زمان فراغت از تحصیل تا وقوع انقلاب اسلامی ـ او در شرکت ملی ذوب آهن در اصفهان، سرپرست کارگاه معماری واحد طراحی و شهرسازی بوده و مسئولیت تهیه و اجرای طرحهای متعددی را در زمینه مجموعههای مسکونی، بناهای عمومی و طرحهای شهری در شهرهای جدیدالاحداث پولادشهر، زیرآب و زرندنو به عهده داشته است. خود او این فعالیتها را تجربههایی میداند که در شکلگیری بعدی کارهایش نقش مهمی داشتهاند.
از سال ۱۳۵۷ تا ۱۳۶۷، ضمن ادامه فعالیتش در ذوب آهن، با شرکت خانهسازی ایران و اداره کل مسکن و شهرسازی اصفهان همکاری کرده است. او در کار اصفهان برای اولین بار ـ در حوزه رسمی شهرسازی کشور ـ مفهوم «منطقه شهری» را به طور جدی مطرح کرد و با ارائه بسیار درخشان طرحی موفق، در فرآیندی سخت و طولانی از جلسات بررسی و تصمیمگیری در کمیته فنی شورایعالی شهرسازی و معماری ایران، توانست ضرورت توجه به «مناطق شهری» کشور را به منزله «عرصههایی مشخص، مجزا و مستقل» در «حوزه مدیریت و برنامهریزی شهری» نشان دهد. موفقیت این طرح در عمل، از عوامل مؤثر در شکلگیری مصوبه مهرماه ۱۳۷۲ هیئت دولت ـ به عنوان چارچوبی رسمی ـ برای تهیه طرح منطقه (یا مجموعه) شهری تهران و سایر مجموعههای شهری کشور بوده است.
از سال ۱۳۶۷ تاکنون میرمیران کار خود را به عنوان مؤسس و مدیرعامل شرکت مهندسین مشاور نقش جهان پارس در زمینه شهرسازی و معماری ادامه داده است. طی این دوره تهیه طرحهای متعدد شهری به ویژه چند طرح بسیار مهم برای احیای مجموعه کریمخانی شیراز، احیا و بهسازی مجموعه میدان کهنه و مسجد جامع عتیق اصفهان، و بدنهسازی خیابان چهارباغ اصفهان، نیز شرکت پیگیر و فعالانه او در تمامی مسابقات مهم معماری داخلی ـ و یک مسابقه بینالمللی ـ و موفقیت چشمگیر او در اغلب این مسابقات به عنوان برنده اول، او را به عنوان چهره شاخص و سرشناس معماری و شهرسازی معاصر ایران مطرح کرده است.
تحولات معماری میرمیران را باید در زمینه تحولات و گرایشات معماری معاصر ایران طی هفتاد سال گذشته دنبال کرد: از اوایل دوره سلطنت پهلوی و ورود و رواج راه و رسم جدید زندگی، از جمله معماری مدرن، تلاش برای حفظ هویت و ایجاد پیوند با گذشته، همواره و به موازات تسلط و گسترش روزافزون ارزشها و شیوههای نوین، یکی از دلمشغولیهای مهم معماری معاصر ایران بوده است. دامنه این تلاشها که در ابتدا با رجوع به معماری قبل از اسلام، به ویژه در طرح بناهای حکومتی، آغاز شد و بعدها جای خود را به میراث معماری اسلامی داد، سپس به صورت تکیه بر الگوها و مفاهیم بنیادین معماری گذشته نشان داد که بدون نیاز به تقلید و تکرار عناصر آشنا و ظواهر معماری گذشته، میتوان به یک معماری با هویت مستقل ایرانی دست پیدا کرد.
از این پس در کوشش میرمیران برای ایجاد پیوند با گذشته، حرکتی مستمر از «صورت» به «مفهوم» به چشم میخورد: اگر در طرح بناهای فرهنگستانهای جمهوری اسلامی ایران و مجموعه ورزشی رفسنجان، این الگوها و فرمهای معماری گذشته هستند که وسیله پیوند با گذشتهاند، در طرح کتابخانه ملی و موزه ملی آب ایران، تداوم گذشته با تکیه بر «مفاهیم» و مضامین تاریخ و فرهنگ گذشته تحقق مییابد. حاصل این حرکت رهایی از قید «فرمها و الگوها»ی گذشته بوده و در کارهای بعدی او نیز از جمله در طرح کتابخانه ملی ژاپن در کانسای و ساختمان مرکزی بانک توسعه صادرات ایران و غیره ادامه پیدا کرده است. به دنبال و همراه با فروکش کردن گرایشهای ظاهرگرایانه و تزئینی، توجه و تأکید بر «فضا» به عنوان جوهر اصلی و مهمترین عنصر معماری، زمینه همسویی با تحولات جهانی و مشارکت او در تلاش معماران پیشرو برای جستجو و ابداع فضاهای تازه و بدیع را فراهم کرده است.
این تحول در معماری میرمیران ـ که آشنایی و همکاری کوتاه او با بهرام شیردل در سال ۱۳۷۴ نیز در شکلگیری آن مؤثر بوده است ـ از سوی بعضی، نقطه ضعف او شناخته شده است. اما به نظر من نه نقطه قوت کارهای میرمیران تکیه او بر الگوها و فرمهای تاریخی است، و نه نقطه ضعف او رها کردن آنها. تأثیر پذیرفتن و همسو شدن با گرایشات و تحولات جامعه و جهان در تمامی عرصههای فرهنگ و اجتماع طبیعی و ناگزیر است.
ویژگی و مشخصه اصلی میرمیران، توانایی فوقالعاده او در خلق فضاهای بدیع و مسحورکننده، و تأثیر قوی، آنی و بهیادماندنی آثار او بر بیننده است: قبل و مقدم بر هر بحث و تحلیل و استدلال. شاید این تأثیر ناشی از ویژگیهای فرمال کارهای او باشد: سادگی و خوانایی ارتباطات (چنانکه هیئت داوران مسابقه فرهنگستانها اعلام کردند)؛ و یا آنچه کامران افشار نادری ـ به درستی ـ «حضور یک ایده محوری بسیار بارز و قوی» و «حذف کامل زواید و عناصر علیالسویه و جوهرگرایی و خلاصه کردن معماری به عناصر اصلی» و «تبدیل کارکردها و فعالیتهای عادی مثل ورود، مکث، صعود، گردهمایی و... به مراسمی شکوهمند و لحظاتی معنیدار از زندگی و خلق فضاهایی متناسب با آنها» نامیده است.
تردیدی نیست که صراحت و سادگی و خوانایی و ترکیبهای حجمی چشمگیر و جسورانه از صفات بارز و برجسته کارهای میرمیران هستند. اما اینها به تنهایی نمیتوانند علت آن تأثیر عمیق و ماندگار باشند. چیزی در کار او هست که با کلام چندان قابل توضیح نیست. همه ما این تجربه را نیز داریم که به هنگام دیدن یک بنا (مثل هشت بهشت، پل خواجو... تقریباً همه آثار لوکوربوزیه، بعضی کارهای میس وندررو و...) احساسی به انسان دست میدهد که زبان و کلام قادر به توضیح آن نیست: احساس روبهرو شدن با جهانی با شکوه و پر از راز و ابهام و اسرار. همان احساسی که گاه دیدن چشمانداز بدیعی از دریا، کوهستان، و یا کویر نیز ایجاد میکنند. تجربه نادر وصل شدن به جهان بیزمان و بیمکان.
این ویژگی در همه کارهای میرمیران وجود دارد. ارتباطی هم به بزرگی و کوچکی و یا کم و زیادی ارتفاع بنا ندارد. حتی آنها که مثل بنای فرهنگستان «ایرانی» نیستند نیز، بیش از آنکه آینده را در پیش چشم ما بگذارند، احساسی از تاریخ و گذشتههای دور را ـ به معنای وسیع کلمه و نه فقط تاریخ خاص ایران و ایرانی ـ و احساسی از فضای بیزمان و مکان را منتقل میکنند.
طرح این بنا در پایان یک دوره کار فشرده چهارماهه، در اردیبهشت ماه ۱۳۷۳ برنده اول مسابقهای شد که به عنوان بزرگترین مسابقه معماری بعد از انقلاب از سوی سازمان مجری ساختمانها و تأسیسات دولتی و عمومی وزارت مسکن و شهرسازی برگزار شد.
این بنا طبق برنامه شامل سه فرهنگستان علوم، علوم پزشکی و زبان و ادب پارسی با مجموع مساحت ۱۲۰۰۰ مترمربع، فضاهای کار گروههای علمی به مساحت ۱۲۰۰۰ مترمربع، کتابخانه و سایر بخشهای جانبی به مساحت ۱۲۹۵۰ مترمربع، مجتمع کنفرانسها و گردهماییها به مساحت ۲۱۳۵۰ مترمربع، و جمعاً به مساحت کل زیربنای ۵۸۴۰۰ مترمربع بوده، و اجرای آن روی قطعه زمینی به وسعت بیش از ۸۲۰۰۰ مترمربع، در اراضی عباسآباد تهران در نظر گرفته شده است. البته مدتی بعد از اعلام نتایج مسابقه، طرحی دیگر جایگزین آن شد که هماکنون در محل تعیین شده در دست اجراست.
در طرح میرمیران کل اجزاء برنامه در چند عنصر اصلی زیر خلاصه شده است:
۱. سطح افقی وسیعی به ابعاد ۲۰۰ در ۸۵ متر که در بلندترین قسمت زمین و در جهت شمالی ـ جنوبی قرار گرفته است. این سطح افقی یا «صفه»، بدون مداخله زیاد در توپوگرافی طبیعی زمین به شکلی روی زمین نشسته است که در جایی تقریباً همسطح و در جایی بلندتر از سطح زمین است و در جبهه شمالی نیز بخشی از تپه تقریباً جزئی از صفه شده است. این سطح وسیع و گسترده با توجه به موقعیت و چشمانداز بسیار زیبایی که دارد، محل برگزاری اجتماعات و مراسم بزرگ در هوای آزاد و در عین حال عنصر پیونددهنده تمامی اجزاء مجموعه است.
۲. بنایی رفیع، در منتهیالیه شرقی صفه، شامل سه برج بلند و در کنار هم که در چند طبقه بالایی به هم وصل شده و دو دروازه بلند به وجود آوردهاند که از میان آنها قله دماوند پیداست. هریک از این سه برج بلند یکی از فرهنگستانهای پیشبینی شده در برنامه را دربرمیگیرد و چند طبقه بالایی نیز، که آنها را مانند تاجی به هم وصل کرده، به کتابخانه اختصاص یافته است. این سه برج از پشت به سه جرز عظیم مثلثشکل تکیه کردهاند که آنها را روی زمین استوار نگه میدارد.
۳. یک برآمدگی کروی شکل در منتهیالیه غربی صفه و روبهروی بنای بلند فرهنگستانها، که سقف سالن اجتماعات ۱۵۰۰ نفره و مربع شکلی را، که مهمترین عنصر مجتمع گردهماییست، میپوشاند.
۴. یک حیاط، در داخل سطح صفه و بین دو عنصر اصلی. نمازخانه، چندین سالن، و بخشهای تکمیلی بنا در سطح زیرزمین صفه در دو طبقه در اطراف آن قرار گرفتهاند.
ورود به مجموعه از دهانهای به عرض ۴۵ متر که در ضلع شمالی میدان اصلی مجموعه باز شده است، صورت میگیرد. این ورودی از میان دیوار به پلکان وسیعی منتهی میشود که دسترسی به حیاط داخلی مجموعه، و از آنجا نیز از طریق رامپی عریض، دسترسی مستقیم به سطح صفه را برقرار میکند. به مدد این آرایش خلاصه و ساده و صریح، ترکیب و تمرکز مستحکم و بدیع عناصر اصلی، استقرار سنجیده روی زمین، وضوح و روشنی در مسیر حرکت مراجعان، و تصفیه و بهکارگیری هوشمندانه الگوها و فرمهای تاریخی، طراح به خوبی موفق شده است که ضمن خلق یک معماری با هویت ایرانی، اهمیت بنای فرهنگستانها را نیز، به عنوان یک بنای شاخص ملی و یادمان شهری، به بیننده القا کند.
در دی ماه ۱۳۷۳ مسابقهای از سوی معاونت فنی و عمرانی شهرداری تهران برای طرح موزه و مرکز اسناد ریاست جمهوری (آقای هاشمی رفسنجانی)، «مجموعه فرهنگی ـ ورزشی شهر رفسنجان» برگزار شد که طرح میرمیران در آن رتبه اول را به دست آورد. لیکن به دلیل انتخاب طرح دیگری برای اجرا، کارفرما پیشنهاد کرد که از ایده این طرح، با تغییراتی، برای احداث یک مجموعه ورزشی در همان مجموعه فرهنگی استفاده شود که شد و طرح هماکنون در دست اجراست.
زمین طرح ذوزنقه قائمالزاویهای به مساحت حدود ۷۵۰۰ مترمربع است. این زمین در بخش غربی «مجموعه فرهنگی ـ ورزشی» رفسنجان، در پارک قطبآباد که یکی از نقاط سرسبز و پر درخت و مرکز تفریحی شهر است، قرار دارد. طبق برنامه، دارای دو قسمت اصلی است: استخرها (سرپوشیده و روباز) و سالنهای ورزشی (ژیمنازیوم و سالنهای اسکواش، بدمینتون و یک سالن چندمنظوره). سطح کل زیربنای مجموعه شامل قسمتهای اصلی و خدماتی و سرویس، در حدود ۳۲۵۰ مترمربع، سطح کل محوطهسازی در حدود ۳۲۰۰ مترمربع و سطح استخر روباز در حدود ۵۶۰ مترمربع است.
این مجموعه نیز یکی از نمونههایی است که میرمیران در طرح آنها از الگوها و فرمهای معماری گذشته ایران استفاده کرده است. در این کار منبع الهام او شکل و طرح «یخچال»، به عنوان یکی از عناصر آشنای معماری کویری ایران، است. بنا شامل دو بخش غیرشفاف و شفاف است. بخش غیرشفاف، ملهم از شکل گنبدی یخچالهای قدیمی، یک مخروط ناقص است که از سقف نور میگیرد و سالنهای ورزشی در آن ـ در دو سطح ـ جا گرفتهاند. بخش شفاف شامل یک دیوار بلند و طویل است که سقفی شیشهای و مورب به آن تکیه کرده و روی استخر سرپوشیده را میپوشاند. این سقف شیشهای مورب تعبیری است از سایه دیوار بلند بر زمین.
تضاد بین این دو بخش شفاف و غیرشفاف، که فضای ورودی مجموعه آنها را به هم وصل میکند، از ویژگیهای بدیع و چشمگیر این بناست و انحنای دیوار بلند (در شرق)، در پاسخ به انحنای مخروط ناقص سالنها در سوی دیگر بنا (غرب)، تعادلی دلپذیر در شکل بنا ایجاد کرده است.
در طراحی این بنا نیز گروهبندی و تفکیک روشن کارکردها، تنظیم دقیق مسیر حرکت مراجعان و کارکنان، سادگی و صراحت شکلها و حجمها، و بهرهگیری هنرمندانه از الگوها و فرمهای معماری سنتی، به شکلگیری بنایی زیبا و دلنشین و هماهنگ با معماری و اقلیم منطقه کویری ایران منتهی شده است.
طرح این بنا برای شرکت در دومین مسابقه بزرگ معماری بعد از انقلاب تهیه شده است که از سوی سازمان مجری ساختمانها و تأسیسات دولتی وزارت مسکن و شهرسازی با شرکت پنج گروه برگزیده از مهندسان مشاور برگزار و نتایج آن نیز در مرداد ماه ۱۳۷۳ اعلام شده است. در حال حاضر طرح برنده (کار مهندسان مشاور پیرراز) در محل تعیین شده در اراضی عباسآباد تهران در دست اجراست. طبق برنامه، این بنا شامل واحد مختلف است، با سطح کل زیربنای حدود ۹۰ هزار مترمربع، که به سه بخش اصلی مخازن بسته کتاب، کتابخانههای پژوهشی و مراکز تحقیقاتی، و قسمتهای پشتیبانی و خدمات، قابل تفکیک هستند.
در این طرح نیز میرمیران مهمترین اصل را «ایجاد ارتباط عمیق با فرهنگ و تمدن ایران» میداند. ولی برخلاف شیوه خود برای ایجاد این ارتباط ـ در طرح بنای فرهنگستانها و مجموعه ورزشی رفسنجان که تصفیه و تجرید الگوها و فرمهای ایرانی ابزار کاربرد بودهاند ـ در اینجا تکیه بر «مفاهیم»، مضامین، اشارات، اسطورهها و خاطرههای فرهنگی بوده است.
شاخصترین عنصر طرح، یک مکعب مستطیل بسیار بلند و عریض و باریک است که مخازن بسته کتاب را در خود جای میدهد. شکل و تناسبات و کارکرد این عنصر را طراح از مفهوم «لوح» در فرهنگ ایران و اسلام الهام گرفته است. در مقابل این بنای بلند و عریض، هشت بلوک مجزا و کوتاهتر، روی پیلوتی، با فاصله از هم به صورت متقارن، در چهار ردیف درآیند، برای استقرار کتابخانههای پژوهشی و مراکز تحقیقاتی در نظر گرفته شدهاند. ارتفاع این بناها، در حد فاصل بنای بلند مخزن بسته تا ورودی اصلی، به تدریج کوتاه و کوتاهتر میشود و مایلی را شکل میدهد که از فراز بنای بلند مخزن، به سمت ورودی فرود میآید.
این بناهای مجزا و مستقل، همه روی یک سطح (یا صفه) وسیع و مستطیل شکل، که به تبعیت از شیب طبیعی زمین شکستگیهایی دارد، قرار گرفتهاند. این فضای وسیع و گسترده ضمن پیوند دادن اجزاء مختلف مجموعه، محل استقرار بخشهای پشتیبانی، خدمات، کتابخانه عمومی و سایر فضاهایی است که نیاز کمتری به کنترل دارند. و پس از اینها جسورانهترین و چشمگیرترین عنصر مجموعه، پوشش شبکه فلزی و شفاف از قاب شیشه است که همانند توری روی کل مجموعه گسترده شده و زیر خود فضایی وسیع و پرنور را به وجود آورده که در آن تمامی اجزاء و عناصر مجموعه قابل رؤیت هستند. این پوشش شفاف، به تبعیت از ارتفاع نابرابر بناها، به شکل یک هرم شکسته است که از محل ورودی ارتفاع آن به تدریج اضافه میشود و در بالای بنای بلند مخزن کتابها به اوج میرسد و سپس با شیب بسیار تند فرو میافتد و روی قسمتهای اداری، که پشت بنای مخزن قرار گرفتهاند، مینشیند.
هر چند این طرح در مسابقه، بنا به نظر داوران (که «نمای چشمگیر» آن را ستودند)، به دلیل توجه به ناکافی بودن و ارزشمندی فنی و تخصصی کتابخانهداری، و سختی و پرهزینه بودن اجرا برنده نشد، اما توانست نمونه بسیار درخشانی از طراحی هنرمندانه یک بنای مهم یادمانی و ملی را به یادگار بگذارد.
تهیه طرح موزه ملی آب، به منظور جمعآوری، نگهداری و نمایش دستاوردهای ایران در زمینه تأمین، توزیع و استفاده از آب، در سال ۱۳۷۴ از سوی وزارت نیرو به مهندسان مشاور نقش جهان پارس واگذار شده است.
برای احداث این بنا قطعه زمینی، به مساحت تقریبی شش هزار مترمربع، در بلندترین نقطه پارک طبیعت پردیسان، در غرب تهران در نظر گرفته شده است. بنای موزه شامل پنج بخش مدیریت، موزهداری، آموزش، خدمات، و مالی ـ اداری، با سطح کل زیربنای ۵۷۸۰ مترمربع است که از میان آنها بخش موزهداری، با حدود چهار هزار مترمربع زیربنا، بزرگترین و مهمترین بخش ساختمان است. این بخش شامل گالریهای ثابت و موقت در دو گروه اصلی و جنبی است و در پنج حوزه تاریخ آب، شناخت آب، کاربرد آب، زیبایی آب و حفاظت از آب فعالیت میکند.
کوشش برای تداوم معماری گذشته در این طرح ـ که با همکاری و مشارکت بهرام شیردل تهیه شده ـ به صورت تکیه بر «مفاهیم» (و نه «فرمها») به عنوان ابزار کاربرد بوده: مفهوم آب در سرزمین و فرهنگ ایران که در آن آب همواره از دل خاک و سنگ برآمده و در کنار و در تضاد با آن معنا پیدا کرده است.
بر این اساس ترکیب خشک و تر، و یا ترکیب دو حجم تیره و شفاف (سنگ و شیشه)، به عنوان ایده اصلی طرح شکل گرفته است. کل ساختمان اصلی موزه در محدوده مربع مستطیلی به ابعاد ۲۶ در ۲۰۰ متر قرار گرفته است. نیمه شمالی این مستطیل حجم بسته و تیره و سنگی است، با سقفی مورب به ارتفاع حداکثر ۱۸ متر، و نیمه جنوبی آن حجمی آزاد و شفاف و شیشهای که از دل حجم سنگی بیرون آمده است.
به دلیل شکل عوارض زمین، ساختمان از دو طرف (شمال و غرب) در درون خاک است، و از دو طرف دیگر (جنوب و شرق)، آزاد و همسطح زمینهای اطراف. راه اصلی ورود مراجعان به ساختمان یک رامپ، در سقف قسمت سنگی است، و حرکت در درون بنا و دسترسی به گالریها و آمفیتئاتر و رستوران و سایر فضاها نیز از طریق مجموعهای از رامپها، که سطوح مختلف را به هم وصل میکنند، صورت میگیرد. در طراحی این بنا از چشمانداز زیبا و موقعیت طبیعی خاص پارک طبیعت پردیسان، و همچنین از عناصر همجوار، از جمله محور پیاده اصلی پارک در جنوب و دسترسی اصلی سواره در شمال بنا، و نیز دو دریاچه در شرق و غرب آن، در نحوه استقرار بنا، آرایش عناصر آن، و نیز تأمین نیازهای نمایشی موزه در محوطه و فضای باز به خوبی استفاده شده است.
در اینجا نیز طرح به خوبی موفق شده است که با اتکا به یک ایده فرمال قوی و مشخص، در شکل خارجی با ترکیب و درهمآمیختن هنرمندانه دو حجم تیره و شفاف، و در فضای داخلی با ایجاد سطوح آزاد متعدد و حرکت آزادانه رامپها در بین آنها، نهایت تنوع و پیچیدگی و زیبایی را در حجم و ترکیبی به غایت ساده به نمایش بگذارد.
۱. طرح احیای مجموعه کریمخانی شیراز که در سال ۱۳۷۳ یکی از برندگان «جایزه آبادی» در رشته طراحی دریافت شد، در شمارههای ۱۲ و ۲۶ مجله آبادی، و طرح بدنهسازی چهارباغ در شماره ۱۶ آبادی معرفی شدهاند.
۲. طرح کتابخانه ملی ژاپن در کانسای به اتفاق بهرام شیردل، که در بین پنج طرح برگزیده قرار گرفت.
۳. مقاله «نقدی پیرامون مبانی نظری طرح فرهنگستانهای جمهوری اسلامی ایران» در مجله معماری و شهرسازی، شمارههای ۲۸ و ۲۹، آذر ماه ۱۳۷۳، و نیز مقاله آقای کامران افشار نادری در مجله معماری و شهرسازی، شمارههای ۲۸ و ۲۹، از آذر ۱۳۷۳.
۴. نقلقول از مقاله فوق.
۵. برنامه تفصیلی کتابخانه، توضیحات طرحها توسط مشاوران، و نظر و نتایج ارزیابی داوران در مجله آبادی شماره ۱۷، تابستان ۱۳۷۴ منتشر شده است.
