بعد از ظهر روز یازدهم سپتامبر ۲۰۰۱ رودولفو جولیانی، شهردار وقت نیویورک، سازمان عمران منهتن پایین (LMDC) را با هدف بازسازی برجهای فروریخته تأسیس کرد. لری سیلوراستاین — موجر برجها — با چشمانی اشکبار قول داد هرچه سریعتر رسالت خویش را در این مورد به انجام برساند. دعواهای حقوقی و تلاشهای تبآلود برای دریافت غرامت برجها از شرکتهای بیمه — که تنها منبع مالی بخش خصوصی برای بازسازیاند — آغاز شد و شورای شهر نیویورک گردهماییهای مردمی متعددی در مرکز همایش جاویتس برگزار کرد تا از نظرهای مردم و شهروندان نیویورک آگاه شود.
واقعیت این است که برخی نیویورکیها سیوسه سال پیش نیز دل خوشی از احداث این برجها نداشتند: برای منهتن پر ازدحام و تاریک در سایهٔ بلندساختمانهای بلند، نساختن برجهای ۱۱۰ طبقه بهتر از ساختن آنها بود. در منهتن، که سنترال پارک و تعدادی میدان و پارک جیبی شاید تنها مکانهای دیدن آسماناند، دو برج نظیر مرکز تجارت جهانی سایههای بلندی میانداختند، عبور باد را قطع میکردند و در میدانهای باریک و تاریک خود کسی را به سوی خود نمیکشیدند. اما برای بسیاری، با فرو ریختن برجها سمبل اقتدار ملی خدشهدار شده است و باید آنها را بلندتر از گذشته و حتی بلندترین ساخت!
مشکل گراند زیرو همین است که متولیان بیشماری دارد، مانند مریضی سفارشی در یک بیمارستان، که سفارشهای مکرر معمولاً وضعیت او را بحرانیتر میکند. در هر صورت یک چیز مسلم است: در نقاطی که دو برج فروریخته قرار داشتند، هیچ بنایی ساخته نخواهد شد و محوطه برای بزرگداشت از دسترفتگان حادثه باقی خواهد ماند.
یک هفته پس از یازدهم سپتامبر، ماکس پروتج، آرون بتسکی و مسئولان مجلات Architectural Record و Architecture Magazine از چهل معمار و هنرمند برجستهٔ دنیا دعوت کردند طرحهایی برای بازسازی پیشنهاد کنند. از جمله طرحهایی که نظر بسیاری را به خود جلب کرد، طرح استیون هال و طرح برجهای نور به صورت نورپردازی لیزری بود که طرح اخیر در ماههای بعد به اجرا درآمد. در مرداد ۱۳۸۱ شش طرح اولیه مطرح شد و هم مردم و هم سازمان عمران منهتن پایین به شدت عدم رضایت خود را از این طرحها اعلام داشتند.
پس از این تجربهٔ ناموفق، در ۲۷ آذر ۱۳۸۱ (۱۸ دسامبر ۲۰۰۲) ۹ طرح جدید به نمایش گذاشته شد. این مسابقه — که ماهها به طول کشید و بسیاری از معماران صاحبنام جهان در آن شرکت کردند — مدتها کانون بحثهای داغ مطبوعات بود و کماکان نیز هست. هدف از برگزاری مسابقه رسیدن به رهیافتهای تازهای در طراحی و ساخت برجهای بلندمرتبه و ایمن کردن منطقهٔ مرکزی منهتن پایین بود.
در اواسط بهمن ماه، هیئت داوری دو طرح را از بین ۲۴۷ پیشنهاد ۴۱ گروه شرکتکننده برای داوری نهایی انتخاب کرد: طرح کارگاه لیبسکیند و طرح گروه THINK، به مدیریت رافائل وینولی، شیگرو بان و فردریک شوارتز. سازمان عمران منهتن پایین با هر دو گروه شرکتکننده برای ایجاد تغییرات موردنظر جلساتی برگزار کرد. برای مثال، مطالعات سازه نشان داد که باغ فرورفتهٔ لیبسکیند نمیتواند به عمق ۲۳ متر باشد، زیرا دیوارهها با توجه به شرایط جوی نیویورک استقامت کافی ندارند و وضعیت خطرناکی را پدید خواهند آورد. بنابراین در طرح تجدیدنظر، عمق آن به ۹ متر کاهش یافت و پارکینگ زیرزمینی و فضاهای فروشگاهی جای آن را پر کردند.
در ۸ اسفند ۱۳۸۱، سازمان عمران منهتن پایین بهرغم نظر کارشناسان خود — که طرح دوم را برای رتبهٔ اول پیشنهاد کرده بودند — طرح کارگاه معماری لیبسکیند را برندهٔ مسابقه اعلام کرد. گویا در آخرین روز، مقامات بندر و مسئولان سازمان به این نتیجه رسیده بودند که معماری لیبسکیند فضای شهری مناسبتری را عرضه میکند. مشخص بود که فشارهایی در پشت پرده در این تغییر نظر دخیل بوده است. از طرفی لری سیلوراستاین، که گروه SOM را برای تهیهٔ طرح برجهای جدید برگزیده، تهدید کرد که هر دو طرح اول و دوم را وتو خواهد کرد، که بر گرههای کور این کلاف سردرگم افزوده میشد. شاید اکنون مقامات بندر از اینکه عبارت «در صورت فروریختن برجها اجارهنامه فسخ میگردد» را در اجارهنامه قید نکردهاند خود را سرزنش کنند!
طرح لیبسکیند
لیبسکیند احساس خود را در مورد طرحش اینگونه بیان میکند: «من نوجوان مهاجری بودم که سوار بر کشتی پا به دنیای نو گذاشتم. همچون میلیونها مهاجر دیگر، نخستین چیزی که نگاهمرا گرفت مجسمهٔ آزادی و خط زیبای آسمان منهتن بود؛ همان تصویر و آرمانی که تجسم آمریکا را در ذهنم ساخت. من هیچگاه آن تصویر و آرمانی را که مبین آن بود فراموش نکردم. طرح من همان تصویر است.»
«اولین بار که کار روی پروژه را آغاز کردم، مردم نیویورک به دو گروه تقسیم شده بودند: کسانی که میخواستند به احترام درگذشتگان، زمین مرکز تجارت جهانی به همان حالت خالی باقی بماند، و کسانی که خواستار بازسازی برجها بودند. مرگ دهشتناک انسانها در این محل و در همین حال امید به آینده دو لحظهٔ متمایز بودند که نمیتوانستند در هم آمیزند. من کوشیدم راهی بیابم که این دو نگرش به ظاهر متناقض به طرزی غیرمنتظره وحدت پیدا کنند. بنابراین به زمین خالی مجموعه رفتم. در آن ایستادم و مردم را تماشا کردم. به نیروهای آن و به صدایش گوش فرا دادم، و این آن چیزی است که شنیدم، احساس کردم و ساختم.»
برج اصلی لیبسکیند با ارتفاع ۱۷۷۶ فوت — به نشانهٔ سال اعلام استقلال آمریکا — قرار میگیرد، که به گفتهٔ طراح بلندترین بنایی خواهد بود که به دست بشر ساخته شده است. این برج بلند در کنار یک باغ یادبودی گودنشسته خواهد ایستاد. در این فضا محل دقیقی که برجهای دوقلو پیش از انهدام در آن قرار داشتند و همچنین بخشی از دیوارهای که زمانی روی سنگ بستر زمین برجها ساخته شده بود دیده میشود؛ این دیواره هم اکنون مایهٔ تسلی خاطر کسانی است که عزیزی را در این حادثه از دست دادهاند و از همین رو مورد استقبال عمومی قرار گرفته است. رهیافت لیبسکیند در پیشنهاد برجهای بلند در کنار فضای شهری گودنشسته و اختصاص دادن سطح بزرگی از محوطهٔ پیشین به فضای یادبود، شاید پاسخی مناسب باشد به دیدگاههای موافق و مخالف بر سر اینکه با ۶۵۰۰۰ متر مربع زمین در یکی از باارزشترین بخشهای منهتن چه باید کرد.
دیگر فضاهای عمومی طرح عبارتاند از: پارک قهرمانان و مثلث نور، میدانی که طبق محاسبات بین ساعات ۸ و ۴۶ دقیقه تا ۱۰ و ۲۸ دقیقهٔ صبح روز یازدهم سپتامبر (زمان برخورد اولین هواپیما و فرو ریختن برج دوم) به دور از سایه و در روشنایی آفتاب قرار خواهد گرفت — «بدون سایه، در ادای احترامی جاودانه به ایثار و شهامت». یک موزهٔ روایی همراه با کاربریهای متعددی از جمله هتلها، راهآهن شهری، فروشگاه زیرزمینی، مرکز هنرهای نمایشی، برجهای اداری، مغازههای رو به خیابان و رستورانها به صورت تفرجگاهی بلندمرتبه دور فضای فرورفتهٔ باغ قرار میگیرد. طرح لیبسکیند ۹۳۰۰۰۰ متر مربع فضای اداری (تقریباً برابر فضای اداری برجهای فروریخته) و ۸۲۰۰۰ متر مربع فضای فروشگاهی خواهد داشت.
طرح گروه THINK
این گروه به دلیل نامشخص بودن بودجه، ابتدا سه طرح مجزا را پیشنهاد کرد که در هزینهٔ اجرا متفاوت بودند، و در نهایت تصمیم گرفتند طرح مرکز فرهنگ جهانی را به پیش برند.
پیشنهاد طراحان برای طرح مرکز فرهنگ جهانی به شرح زیر است:
- مرحلهٔ نخست: دو سازهٔ فلزی (در محل برجهای پیشین)؛ دو ساختمان اداری ۵۵ طبقه؛ دو فضای یادبود در سطح و دو فضای یادبود در ارتفاع.
- مرحلهٔ دوم: موزهٔ روایی (در ارتفاع)، هتل و دو ساختمان اداری ۱۹ و ۵۹ طبقه.
- مرحلهٔ سوم: مرکز همایش، مدرسه، هتل، کتابخانه و آمفیتئاتر، و چهار ساختمان اداری ۱۹ طبقه.
- مرحلهٔ چهارم: مرکز هنرهای نمایشی (شامل تئاتر و سالن کنسرت)، دو ساختمان اداری ۱۰ طبقه.
پیشنهاد طراحان برای طرح تالار بزرگ: این پروژه از هشت ساختمان اداری، فضاهای عمومی مانند فروشگاه، رستوران، موزه و دو فضای یادبود تشکیل شده است که همگی در زیر سقفی واحد قرار میگیرند. فضاهای یادبود در موقعیت پیشین برجها جانمایی شدهاند. برجی نیز در کنار تالار شیشهای ساخته میشود که بخشی از آن هتل و بخشی اداری است.
پیشنهاد طراحان برای پارک آسمانی: این پروژه از سه برج اداری و فضاهای عمومی مانند فروشگاه، رستوران، هتل و غیره تشکیل شده است. پارکسازی روی سقف طبقات تصویری از باغهای معلق را به یاد میآورد.








