عکس گروهی در خانه معمار، تهران، ۱۳۵۵. نشسته وسط: یوسف شریعتزاده. سمت راست: محسن میرحیدر (مدیرعامل). ایستاده از راست: بابک شادرو، بهمن فرهوشی، یدالله رزاقی، پونسه قلیزاده، محمدحسین پاپیروسچی، همایون نیکجو، مرتضی عباسی.
در بین معماران همعصر یوسف شریعتزاده (متولد حدود ۱۳۰۹) کمتر کسی مثل او را میتوان یافت که این قدر زیاد کارکرده و این قدر کم حرف زده باشد. آن قدر کم که شاید گفته شود حرفی برای گفتن ندارد. حرف معمار کارِ اوست. حرف شریعتزاده هم چهل سال کار حرفهای اوست. اما بعد از چهل سال که حرفی درباره این کارها زده نشده، بسیار دشوار است که بگوییم این حرف چیست. چهل سال، اگر برای ساخته شدن یک معماری، یا دور تازهای از معماری، فرصتی ناکافی به نظر برسد، برای گفتگو درباره معماری فرصتی بسیار طولانی بودهاست که اگر از دست رفته باشد دیگر به هیچ قیمتی قابل جبران نیست.
هر چند معماری کالایی همگانی است، بحث درباره آن، اصولاً متعلق به خواص است که در چهل سال گذشته تحرک چندانی نداشته، نه صدای نقد در فضای حرفه و نه تعلیم نظریهای در مدارس معماری. اگر بودند معمارانی که در این خاموشی و فراموشی از راه عرضه آثار خود و یا استفاده از همان مجالهای اندک گفتگو، برای به دست آوردن دل خواص کوششی کردند، شریعتزاده از آنها نبود. آدمی کاملاً اجتماعی هم بود و یکسره به خود معماری، یعنی معماری برای مصرفکننده معماری، دل بست.
راست: خانه شریعتزاده، خیابان ولیعصر، تهران، ۱۳۳۹. چپ: نمای عمومی تراکتورسازی تبریز، ۱۳۴۶.
«استفاده» و «استفادهکننده» در معماری: شریعتزاده را گاهی به اوکارکردانگار (فونکسیونالیست) یا معقولاندیش (راسیونالیست) گفتهاند، که خودش قبول ندارد. به همین دلیلاست. در هر دورهای، تأکید بر یک گرایش خاص و مبالغه در نقش آن باعث شده است که نوعی ارزش با عمری یک یا چند نسلی به عنوان تنها ارزش در میان ارزشهای دیگر مطرح شود. شریعتزاده همیشه بیرون از همه اینها بودهاست.
پاسخ دادن به این سوال که حرف شریعتزاده از مجموع چهل سال فعالیت حرفهایاش چیست نیز ناشی از همین است. از سوی دیگر، زبان معماری شریعتزاده و همکارانش، چنان ساخته و پرداختهاند که بدون استفاده از مفاهیم و اصطلاحات خاص آن، که ایسمها هم جزئی از آن هستند، به سختی میتوان از آن سخن گفت. معماری شریعتزاده، با آنکه همراهیاش با جریان کلامی و نظری حاکم بر معماری جهان سخت آشکار است، شاید به دلیل همین متمرکزشدن بر فایده عملی و اجتماعی، نیروی درونی معماری ما را قبل از تحقق یافتن کامل هدر میدهد.
سینما ریولی، تهران، ۱۳۳۹
پروژه دیپلم، ده نمکی شرقی، ۱۳۳۴
بیمارستان ژاندارمری، تهران، ۱۳۳۷
شریعتزاده حرفهای صبور و پرکاری است. نگاه او به همکاری حرفهای این است که کار حرفهای یعنی کارکردن در گروه، تقسیم تخصصی کار، تماموقت کارکردن، همچون یک پیشهور با کار بیوقفه به شب رساندن، و نگاه را مدام از آسمان به زمین کارگاه فرود آوردن. شریعتزاده و همکارانش، بهرغم داشتن دفتر بزرگ و مجهز، نیروی انسانی ورزیده و مدیریت کارآمد، هیچوقت توان فنی و تخصصی خود را صرف خودنمایی نکردند. از فعالیتهای اجتماعی نیز چشمپوشیدند تا تمام امکانات خود را وقف رویکردی مردمگرایانه در معماری کنند. برای او مردم یعنی استفادهکننده. میگوید: «برای یک معمار جرم است که خودش را نشان دهد.»
بالا: ساختمان وزارت کار و امور اجتماعی، تهران، ۱۳۳۹. پایین: نمونههایی از پروژههای عمومی.
سابقه حرفهای
سابقه حرفهای شریعتزاده به لحاظ تغییرات همکاران و حیثیت حقوقی شرکت به پنج دوره فعالیت تقسیم میشود.
دوره اول (۱۳۳۸ تا ۱۳۴۱): شریعتزاده هنوز دانشجو بود که با مهندس امیرنصرت منقح اولین دفتر کارش را دایر کرد. از همان سالهای اول تحصیل در دانشکده (۱۳۳۹)، در دفتر معماری مهندس منقح، طراحی پروژهها را آغاز کرد. بیمارستان ژاندارمری (تهران، ۱۳۳۷) و ساختمان وزارت کار و امور اجتماعی (تهران، ۱۳۳۹) متعلق به دوره دانشجویی اوست — دو ساختمانی که همان دورهای هستند که نسل جدید ساختمانهایی مانند مجلس سنا [شورای اسلامی کنونی] (۱۳۳۸)، هتل هیلتون [استقلال کنونی] (۱۳۳۹) و شرکت نفت (۱۳۴۵) را میساختند. شریعتزاده از نخستین نسل معماران ایرانی تحصیلکرده داخل کشور بود.
تراکتورسازی تبریز، ساختمان اداری، ۱۳۴۸
راست: مرکز آموزش تراکتورسازی تبریز، ۱۳۴۶. چپ: باشگاه ماشینسازی تبریز، ۱۳۳۵.
دوره دوم (۱۳۴۲ تا ۱۳۵۰): شرکت با نام جدید «مهندسان مشاور امیرنصرت منقح» بازسازی شد. مهمترین کارهای این دوره شامل بیمارستانها و مراکز بهداشتی سازمان تأمین اجتماعی، مجتمع صنعتی ماشینسازی تبریز، مجتمع تراکتورسازی تبریز، مجموعههای ورزشی در تبریز و قزوین، ساختمان روزنامهنگاری، و مراکز عمران روستایی بود.
ساختمان سازمان بیمههای اجتماعی کارگران، تهران
نماهای داخلی نشاندهنده کار سازهای بتنی و سیستم سقف دال وافل.
دوره سوم (۱۳۵۰ تا ۱۳۵۷): بر اساس ضوابط جدید ارزیابی، شرکت با نام «بنیان» تجدید سازمان یافت. مهمترین کارهای این دوره شامل ساختمانهای دانشگاه شهید باهنر کرمان، چند واحد از ساختمانهای آموزشی دانشگاه علم و صنعت تهران، ساختمان شماره ۲ وزارت نفت، مجتمع صنعتی پارس در جنوب تهران، مجتمع مسکونی کارگران مجتمع صنعتی تبریز، ۱۵ مرکز حوزه عمران روستایی، و آشیانه هوایی در فرودگاه مهرآباد بود.
راست: برجهای مسکونی، تهران. چپ: دانشگاه شهید باهنر، کرمان.
دانشگاه شهید باهنر، کرمان — نمای حیاط
دوره چهارم (پس از انقلاب): پس از پیروزی انقلاب اسلامی و یک دوره فترت، شریعتزاده در سال ۱۳۶۲ با تیم بازسازیشده فعالیت خود را از سر گرفت. محصولات این دوره شامل بیمارستان آموزشی ۵۴۰ تختخوابی علیرضا افضلیپور در کرمان، گسترش دانشگاههای علوم پزشکی در شهرکرد، زاهدان و کرمان، آموزشکده کشاورزی جیرفت، مرکز آموزشی و رفاهی سازمان برنامه و بودجه در مازندران، بیمارستان ۲۰۰ تختخوابی یزدان در اصفهان، و کتابخانه ملی تهران بود.
راست: مجتمع مسکونی. چپ: موزه علیرضا افضلیپور، کرمان.
فضای داخلی کتابخانه با سقف چوبی
ساختمان دانشگاهی با حوض انعکاسی، کرمان
جایگاه شریعتزاده و همکاران او در حرفه
ارزیابی چهل سال فعالیت حرفهای شریعتزاده و همکارانش در ساخت تعداد زیادی از بناهای عمومی و تخصصی مستلزم بررسی و پژوهش همهجانبهای در مجموعه کارهای انجامشده است. تداوم چهل سال فعالیت حرفهای و سهم قابل ملاحظه آن در شکل دادن به بناهای عمومی و تخصصی دستاورد شریعتزاده و همکاران اوست که شاید کمتر گروهی از مشاوران معمار موفق شناختهاند.
دانشگاه شهید باهنر، کرمان — نماهای بیرونی و حیاط
دانشگاه شهید باهنر، کرمان — فضای داخلی آمفیتئاتر
اهمیت این تداوم و حجم دستاوردهای آن وقتی به درستی آشکار میشود که بدانیم در این تجربه هیچگاه کار حرفهای از صورت جدی، علمی، پژوهشی به صورت باری به هر جهت و محض رضای بوروکراسی کارفرما تبدیل نشدهاست. شریعتزاده و همکارانش در همه مراحل — امکانسنجی، طراحی و نظارت بر اجرا — منتهای سعی خود را در شناخت مسئله، بررسی راهحلها و امکانات و رعایت صرفه و صلاح مصرفکننده به عمل آوردهاند. شاید کارهای شریعتزاده از معدود نمونههایی هستند که سهم رشتههای دیگر در آنها در حد اعلا و به وضوح دیده شدهاند و کیفیت مهندسی در کارهای آنها نسبت به کارهای مشابه در سطح کشور بسیار بالاتری قرار دارد. اما همین غلبه جنبههای فنی و مهندسی باعث شدهاست که منتقدان جلوههای معمارانه را در کارهای او کمرنگتر از جلوههای فنی ببینند.
همکاری چندرشتهای به جای یکهتازی معمار
تداوم چهل سال فعالیت حرفهای و سهم قابل ملاحظه آن در شکلدهی فضاهای عمومی کشور، دستاورد شریعتزاده و همکاران اوست که شاید بیش از دیگران شکل درست کار حرفهای را تجسم بخشیدهاند. در همه مراحل کار، از امکانسنجی تا طراحی و نظارت بر اجرا، حداکثر تلاش خود را در شناخت مسائل، بررسی راهحلها و رعایت صلاح مصرفکننده به عمل آوردهاند.
نماهای داخلی: پلکانها و فضاهای چندسطحی نشاندهنده بیان سازهای.
راهحل در مقابل شکل
در کار شریعتزاده و همکارانش برخورد پروژهای، یعنی حل فنی یک مسئله اجتماعی، بر تشخص معماری ترجیح دارد. او صادقانه ابا دارد از اینکه پروژههای شرکت به نام او خوانده شود؛ همچنین مخالف است که پروژهها را تنها با ارزشهای شکلی آنها معرفی و فقط به معماران منسوب کنند. او عقیده دارد که در تصور ذهنی معماری نباید هیچیک از جنبههای فنی دیگر را حذف کرد. میگوید معماری خوب نهایتاً یک راهحل یا الگو است نه یک شکل و آنچه در معماری تداوم و تکامل پیدا میکند همان راهحلها و الگوها یا سیستمهای راهحل است.
مجتمع مسکونی — نمونهای از رویکرد شکلی خویشتندار شریعتزاده
شکلگیری در مقابل شکلپردازی
پلانهای شریعتزاده انگار اجزایی هستند که به هم پیوسته شدهاند نه یک کل دارای اجزاء. گویی فضاهای متعدد و گوناگون بیآنکه اهمیت هیچیک از آنها تحتالشعاع یک ایده یا طرح کلی قرار بگیرد در کنار هم جمع شدهاند و تلاش طراح این بوده که همجواری بین آنها را تنظیم و تسهیل کند. به همین دلیل است که شریعتزاده را کارکردانگاری به شمار میآورند و شکل را کمبهاء میدهند. به نظر میرسد نوعی پیشداوری یا پیشانگاره بیموقعی از چیزی میداند که زمان ورودش هنوز نرسیدهاست.
شریعتزاده القای یک طرح یا هندسه کلی به پلان را نمیپذیرد. بر خلاف معماری قدیم که تابع الگوهای فنی-شکلی شناختهشده بود، معماری مدرن کارکرد امروزی ساختمان را چنان متغیر و متحول میانگارد که نمیتواند هیچ شکل و الگوی پیشساخته یا پیشاندیشیدهای را تحمل کند. طرفداران بیان شکلی در معماری، با گذاشتن الگوهای فنی-شکلی شناختهشده به نمایش طرز بیان شخصی تمایل پیدا میکنند که با اصول بنیادین معماری مدرن سازگاری ندارد. در عین حال، هیچ معماری هم نمیتواند از دست این نتیجه شکلی فرار کند. اما هر شکلی به تیره و دودمانی تعلق دارد. وقتی معماری مدرن این تیرهها و دودمانها را نفی میکند معمار امروزی راهی جز این ندارد که خانواده و نسب جداگانهای برای معماری بیابد — نتیجه نوعی شکلپردازی اجتنابناپذیر میشود.
راست: کتابخانه ملی تهران (در دست ساختمان). چپ: موزه علیرضا افضلیپور، کرمان.
دانشکده بهداشت، کرمان
شریعتزاده مطابق مبانی عقلی معماری مدرن — که هیچوقت معماری مدرن به آن وفادار نماند — این شکلپردازی را قابل اجتناب فرض کردهاست. اما این شکل را نه از راه شکلپردازی تحمیلی بر معماری، بلکه به اعتقاد خودش، از راه نظارت شکلشناسانه بر فرایند شکلگیری طرح به نتیجه میرساند. شاید گرایش شریعتزاده به هندسه لانه زنبوری در مقابل هندسه چارگوش نشانه تمایل او به جانب نوعی معماری ارگانیک است. هندسه چارگوش متقارب است و تمایل به بستهشدن دارد. اگر چه در دوره مدرن تلاشهایی برای باز و گسترده کردن آن به عمل آمد — در حالی که هندسه لانه زنبوری متنافر و گسترشیابندهاست. و با ایجاد نظم چندخطی در مقابل نظم درخطی، امکانات بیشتری برای حل فضاها فراهم میکند. شریعتزاده معتقد است که معماری نباید شکلی پیشاندیشیده را بر آن تحمیل کند؛ بلکه معماری شکلی را که مناسب است به خود میگیرد و معمار نباید شکلی از قبل اندیشیده را بر آن تحمیل کند.
یوسف شریعتزاده