استودیو معماران مادو (مازیار دولتآبادی) موقعیت: یزد، ایران تاریخ: ۱۴۰۱ مساحت: ۴۰،۰۰۰ مترمربع وضعیت: طرح پیشنهادی مسابقه معماری مجتمع گردشگری کاریزبوم یزد کارفرما: شرکت پردیس کیان مهر کویر طراح ارشد: دنیز ابراهیمی آذر طراح مسئول: رضا ولینژاد طراحی داخلی و رندرینگ: دنیا یوسفی اولین سوالی که در آغاز پروژه برای ما مطرح شد، این بود که چگونه میتوان یک پروژه اجتماعی با رویکرد گردشی/تفریحی و برای زندگی شبانه، مطابق نیاز حال و آینده و نیز با احترام به گذشته، در یزد طراحی کرد؟ خود این مسئله چند موضوع مهم به دنبال داشت: ۱. پروژه اجتماعی چیست؟ ۲. چگونه میتوان به نیازهای روز و آینده پاسخ داد؟ ۳. رابطه معماری ما با گذشته درخشان یزد به چه صورت خواهد بود؟ سوال دوم تیم طراحی به خلاء دو موضوع بسیار مهم در اندامهای اجتماعی/تاریخی یزد معطوف شد، یعنی حضور زنان و زندگی شبانه. از آنجا که در گذشته، اغلب اندامهای تاریخی مانند بازار، مساجد و … فاقد حضور زنان و زندگی شبانه بودهاند، ما به عنوان معمار چگونه میتوانیم این فقدان را در یک پروژه اجتماعی/فرهنگی به حداقل برسانیم؟ سوال سوم این بود که با توجه به شرایط اجتماعی/سیاسی حاکم بر ایران امروز، موضع یک معمار چه باید باشد؟ قبول وضع موجود و بازنمایی آن، یا اینکه میتوان از طریق طراحی، وضع موجود اجتماعی/سیاسی را نقد و به چالش کشید و به یک آلترناتیو جدید برای ایجاد آزادی در پروژه اجتماعی فکر کرد، یک فضای دموکرات با درونمایه آزادی برای تمام انسانها و تمام قومیتها، بدون نگاه جنسیتی؟ پس از بررسی مسائل اصلی پروژه، با توجه به جایگاه زنان در شرایط کنونی کشور و نیز در راستای احیاء هویت ایرانی، هنر فرشبافی به عنوان پنداره پروژه انتخاب شد، چرا که فرش ایرانی یک اثر هنری زنانه و حاصل تلاش زنان گذشته سرزمین ایران است که در همهجای دنیا به عنوان نماد هویت ایرانی شناخته میشود. مفهوم دیگری که در پروژه بهکار گرفته شد، مفهوم Social Condenser یا همان چگالنده اجتماعی بود، مفهومی که در دهه دوم قرن بیستم، توسط آوانگاردهای روسی ASNOVA و OSA در جهت ایجاد یک پلتفرم آزاد و بدون مرزبندیهای رایج، برای خلق و همافزایی برنامههای جدید مطرح شد، و در دهه ۱۹۸۰، مجددا توسط رم کولهاس مورد استفاده قرار گرفت. در نهایت، سنتز این دو مفهوم، یعنی چگالنده اجتماعی و فرش به عنوان یک اثر هنری زنانه، ایده پروژه را شکل داد: «چاریز به مثابه یک چگالنده فرهنگی». دیاگرام اولیه پروژه از پهنکردن یک فرش ایرانی روی شهر یزد شکل گرفت که فرم این فرش مشابه آثار کریستو و ژان کلود، از فرم اندامهای اجتماعی/فرهنگی شاخص شهر یزد تاثیر میگیرد. حاصل این کار، خلق یک پوسته (ساختار پلتفرمی) سیال و شکلپذیر بود که چهار وید بزرگ (فضای خالی) به احترام زنان ایرانی و به نشان عدم حضور آنها در جامعه و اندامهای اجتماعی گذشته، و نیز با هدف بازنمایی حیاطمرکزیهای یزد، از درون آن کم شدهاند. هر یک از این ویدها نماد یکی از اندامهای اجتماعی گذشته یزد هستند: دایره، نماد گنبد مسجد جامع یزد؛ ششضلعی، نماد بادگیر باغ دولتآباد یزد؛ چلیپا، نماد چهارسوق بازار خان یزد؛ و مربع، نماد حیاطمرکزی خانههای یزد. این چهار وید بزرگ بهصورت اریب، به سمت مرکز پروژه جهت میگیرند و در نهایت، در تراز منفییک به یکدیگر میرسند تا به شکلی یکپارچه و منسجم، درون پروژه را نشان دهند.
سردبیر
یزد، ایران(31.897, 54.357)
هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفری باشید که نظر میدهید.