
در یک خیابان حومه شهر در کنار پارک باشکوهی متعلق به قرن نوزدهم، دو خانواده متفاوت در یک قطعه زمین مشترک زندگی میکنند. هر دو خانواده مایل بودند بهترین مناظر پارک را با دسترسی آسان به خیابان، باغ و پشتبام ترکیب کنند. با پیشنهاد خانهای با کمترین ژرفای ممکن، برنامه کاربری چهار یا پنج طبقه گسترش داده شد و همزمان باغ تا حد امکان بزرگ به جا ماند.
تفسیر دیوار میانی همچون «اقدام درمانی اولیه» برای مذاکرات بین همسایگان و خواستههای گاه متناقض آنها، منجر به شکلگیری دو حجم مسکونی درهمتنیده شد که هر یک از فرضیه زیربنایی هر دو غنیتر است.
هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفری باشید که نظر میدهید.