آرامگاه شمس تبریزی معمار: پیمان اسحاقی، مجتبی داوری مجد موقعیت: خوی، ایران تاریخ: 1391 مساحت: 7،300 مترمربع وضعیت: طرح پیشنهادی مسابقه / رتبه ششم کارفرما: بنیاد شمس تبریزی و مولانا تیم پروژه: پیمان اسحاقی، مجتبی داوری مجد، مهدی احمدی شمس تبریزی، به عنوان یکی از عرفای ضد قراردادهای ذهنی، در صدد نشاندادن مفاهیم معنوی و جوهره واقعی بندگی، با شاخصههای شخصیتی همچون پرخاشگر، مهربان و صفتهای فرااخلاقی شناخته میشود. دیدار حضرت شمس تبریزی با مولانا جلالالدین سرآغاز پیدایش آنتیتزی از خود تز بوده است که سنتز این پدیده، هستیشناسی و جهانبینی جدیدی (وحدت وجودی) برای عرفا شد. دیدار حضرت شمس با مولانا موجب دیکانسترهشدن جهانبینی مولانا یا به عبارتی، شالودهشکنی فکری ایشان و باعث ایجاد جریان فکری در عرفان شد. دیدار شمس با مولانا و رابطه عمیق معنوی این دو شخصیت و تاثیر شمس بر مولانا که باعث دگرگونی احوالات مولانا شده و ضرورت روشنگری رابطه این دو شخص در کالبد معماری، بر اساس معیارهای سمبولیک، محوریت ایدهپردازی طرح است. روند طرح از سه بخش «قبل دیدار»، «حین دیدار» و «بعد دیدار» شمس تبریزی با مولانا شکل گرفته که تاثیرگذاری شمس تبریزی روی مولانا، اساس روند طراحی است. تغییر در هر رویدادی به صورت تدریجی یا دگردیسی اتفاق میافتد و این تحول فکری نیازمند یک بستر است که قابلیت و پتانسیل مفاهیمی را که قبلا در خود به صورت بالقوه داشته، به بالفعل درآورد؛ بستر سایت و ایده طرح، به عنوان کاتالیزوری برای این فرآیند دیالکتیکی عمل میکنند. در بدو سایت، یکی به دل خاک و دیگری به اوج در حال حرکت است که جدل عقل و عشق در اینجا، هم در جهت حرکت و هم در متریال و هم در دوگانگی مسیر دیده میشود؛ در این سرا، بهت و ابهام در دوگانگی این مسیر حس میشود. بستر این پدیده، همان بستر سایت است که هر حرکتی برخاسته از خود سایت و انرژیهای موجود در سایت است که بالقوههای این بستر را به بالفعل تبدیل کند. در این بستر، فضاهای مزبور و مقبره در دل خاک بوده و هرمنوتیک ماده و معنا را که هر پدیده به جوهره خود برمیگردد، متجلی میکند. شخصیت و تفکر مولانا قبل از دیدار، دارای قراردادهای ذهنی بوده و اندیشه ایشان بر اصول و قراردادهای ذهنی تکیه کرده بود. برای نشاندادن این امر ذهنی و پروسهای که یک معنا طی میکند تا به فرم برسد، از سمبل مکعب، به عنوان نماد عالم مادی و قراردادها استفاده کردیم؛ یعنی شخصیت مولانا همانند قانونمندی مکعب بوده و این دیدار، باعث ایجاد یکسری تفکرات و جنبشهای فکری شده است. موج و حرکت بدو ورود، به طرف فرم مکعب در حال حرکت است و مکعب صلب را تحت تاثیر قرار داده و شالوده آن را عوض و مکعب را احاطه کرده است. این اتفاق، تقابل و در همتنیدگی ماده و معنا را نشان داده و سنتز نیستی و نور را ایجاد کرده است. با خالیشدن درون مکعب، مکعب تبدیلشونده بعد از اتفاق، خود به یک تبدیلکننده مبدل میشود، یعنی مکعب حاصله، محل اتصالدهنده آسمان به زمین است که این برخورد نمادین، همان اتفاق مبهم دیدار را بازگو میکند. حس معلق بودن تفکر مولانا تا رسیدن به ثبات فکری و طریقتی، در شخصیت او جلوهگر بوده و از اینرو، مکعب روی آب قرار داده شد تا حس معلقی در ماده همسنخ خود نشان داده شود. حرکت رو به اوج، به صورت لایهلایه و تدریجی، به طرف مرکز طرح رفته که تغییر شخصیتی به صورت تدریجی را نشان میدهد و این راه، در بالا به طرف آمفیتئاتر و غرب مقبره منتهی میشود.
سردبیر
هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفری باشید که نظر میدهید.