محل اجرا: مهاباد، آذربایجان غربی، ایران
کارفرما: شراره مسرور
معمار: محمد کانیسواران (دفتر معماری کانیسواران)
تیم طراحی: گلنسا متحد، مجید کانیسواران، فاطمه حسنلو، عاطفه پرنده
اجرا: شراره مسرور
نظارت: محمد کانیسواران
تأسیسات برقی و مکانیکی: دفتر کانیسواران
گرافیک: گلنسا متحد
عکس: محمد حسن اتفاق
مساحت پروژه: ۲۷۰ مترمربع
خانه اصلی: حدود ۲۰۰ مترمربع، با قدمتی بیش از ۷۰ سال
مجموعه فرهنگی ـ هنری خانه ۱۳۳۰ در شهر کردنشین مهاباد، از خانهای با قدمت بیش از هفتاد سال و با مساحت تقریبی دویست مترمربع آغاز شد. این خانه تا پیش از این با کاربری مسکونی به حیات خود ادامه میداد و سابقهای ناهمگن در پیشینه دارد؛ بخشی از ساختمان قدیمی، حدود هفتاد سال پیش ساخته شده بود، اما در روند بازسازی سرنخهایی پیدا شد ـــ خشتهایی در دل برخی دیوارها ـــ که نشان میداد بافتی به قدمت بیش از یکصد سال در میان است. در طول این هفت دهه، با تغییر شیوه زندگی، مالکانِ پیاپی به فراخور نیازِ خود بخشهایی را از ساختمان حذف یا اضافه کرده بودند. کاربری جدیدِ خانه ـــ برای حفظ بنا و خلقِ فضایی نو جهت گسترشِ فرهنگ و هنرِ کردستان، با حمایت و سرمایهگذاریِ بخشِ خصوصی به راهبریِ یک خانم ـــ بار دیگر پا به عرصه حیات گذاشته است.
نقطه قوتِ پروژه در تقسیمبندیِ خلاقانه فضاها و بازتعریفِ کاربریها نهفته است؛ تا فضاها معنایی نو و متفاوت از گذشته خود پیدا کنند. برای نمونه، ژیرخان ـــ بخشی از خانه که در گذشته در فصل زمستان کاربریِ سکونت داشت ـــ با افزایش ارتفاع به فضای اصلیِ گالری بدل شده است. تمام عناصری که از بنا حذف (مانند انبار) یا به آن اضافه شده است (مانند سایبان و پلهها)، صرفاً برای تسهیل در استفاده بهینه از فضا یا پاسخ به اقلیم ـــ گردآوری و هدایتِ بارش ـــ گذاشته شدهاند. کاربریها باید متنوع و ناهمگن میبود تا ترکیبی از عملکردهای متنوع را بسازد و پاسخگوی نیازهای امروزِ این منطقه باشد؛ به همین دلیل مجموعه به دو بخشِ کافه و بخشِ فرهنگی ـ هنری تقسیم شد که در گفتوگو با یکدیگر فعالیت میکنند. با عبور از دالانی به طولِ سیزده متر به حیاطِ مرکزیِ خانه میرسیم که بهمثابه هستهای انعطافپذیر و سرویسدهنده عمل میکند و ترکیبی از فضاهای ثابت و متغیر را گردِ خود جمع کرده است.
معماری میکوشد روشِ ساختی پیشنهاد دهد که چهار هدفِ زیر را محقق کند. نخست: ساختِ ارزان و استفاده از مصالحِ محلی که به لحاظ اقتصادی به سودِ کارفرماست، به شکلی که پالتِ مصالحِ ساختمان به بنایِ قدیمی ادای احترام میکند و هزینههای حمل را پایین میآورد. دوم: استفاده از یک نوع مصالح ـــ سیمان ـــ با سه تکنیکِ خاص، به منظورِ کنترلِ هزینهها، ایجاد زیباییِ بصری، و نیاز نداشتن به نیرویِ متخصص اجرایی برای هر شیوه. سوم: حفظ و تقویتِ لایههای گذشته و اضافه کردنِ لایهای جدید. چهارم: بازسازی و استفاده مجددِ بناهای قدیمی به جای از بین بردنِ آنها. به عبارتِ دیگر: کوشیدیم بهجای بیشتر صحبت کردن، بیشتر گوش دهیم ـــ گوش دادن به نیازهای کارفرما و جامعه، و همچنین به آنچه ساختمان از بسترِ خود میگوید.
بخشِ فرهنگی ـ هنری در این خانه بهعنوان هستهای برای تولدِ تجربههای نوینِ جمعی پنداشته شده است. با ورود به خانه ۱۳۳۰، صحنه موسیقی در همجواریِ حیاطِ مرکزی نشسته است ـــ محلی دنج برای صدایِ گوشنوازِ موسیقیِ کردی، که با هدفِ حمایت از زنانِ خواننده یا نوازنده کرد شکل گرفته است و صحنهای را به آنها میسپارد که عادتِ شهر در ساختنش کوتاهی کرده بود.
برای جوانانی که بیست سال از داشتنِ سینما در شهرِ خود محروم ماندهاند، در جوارِ کافه فضایی کوچک با عنوانِ تماشاخانه برای نمایشِ فیلم اختصاص داده شده است. با توجه به کمبودِ فضاهای گالری در این شهر، چهار سالنِ اصلیِ خانه برای حمایت از هنرمندان در نمایش یا فروشِ آثارشان اختصاص یافته است و حمایتی ویژه از زنان و گروههای آسیبدیده اجتماعی، از جمله زنانِ زندانی، صورت میگیرد. کافه با کارکنانِ خانم اداره میشود ـــ شیوهای از کار که بهرغمِ محدودیتهای محلی و نگاهِ سنتی به کار کردنِ زنان در کافه، میخواهد الگویی برای دختران جوانِ منطقه باشد. در کنارِ کافه، کتابخانهای کوچک با کتابهای مرتبط با هنر و ادبیات نیز برای بهاشتراک گذاشتنِ میانِ بازدیدکنندگان فراهم آمده است.








