فراخوان شرکت در جایزهٔ بزرگ معمار ۸۲ در اردیبهشتماه سال جاری در معمار و سپس در روزنامهها به چاپ رسید. این دوره از جایزه به ساختمانهای عمومی بعد از انقلاب (به استثنای ساختمانهای بهداشتی و درمانی و فروشگاههای کوچک و دفاتر کار) شامل ساختمانهای اداری، فرهنگی، آموزشی، ورزشی و تفریحی، پایانهها، نمایشگاهها، تالارهای اجتماع و فروشگاههای بزرگ و نظایر آنها، اعم از اینکه مالکیت و ادارهٔ آنها متعلق به بخش دولتی یا غیردولتی باشد، اختصاص یافته بود و شرکت سوپرپایپ برای دومین سال متوالی حمایت مالی از این جایزه را به عهده داشت.
در این دوره از جایزه برای نخستین بار از سه شخصیت برجستهٔ معماری و مهندسی جهان، آقایان فومیهیکو ماکی از ژاپن، دکتر محسن مصطفوی رئیس مدرسهٔ AA، و دکتر داور ابیزاده از مدیران بخش تأسیسات آروپ، برای داوری طرحهای شرکتکننده دعوت شد.
شرح حال مختصر اعضای هیئت داوری و دبیر علمی جایزهٔ بزرگ ۸۲:
مهندس محسن میرحیدر (دبیر علمی جایزه): دارای درجهٔ فوقلیسانس معماری از دانشکدهٔ هنرهای زیبای دانشگاه تهران (۱۳۴۳) و درجهای در برنامهریزی و طراحی شهری از مؤسسهٔ معماری لندن (AA، ۱۹۷۱). او دارای سابقهٔ همکاری در سمتهای طراح معماری، مسئول پروژه و قائممقام مدیرعامل در مهندسین مشاور امیرنصرت مفتح، یوسف شریعتزاده و همکاران، و مهندسین مشاور بنیان است و در سمت مدیرعامل در مهندسان مشاور پیرراز (از سال ۱۳۶۲ به بعد) فعالیت داشته است.
فومیهیکو ماکی: متولد ۱۹۲۸ در توکیو. در سال ۱۹۵۲ از دانشگاه توکیو در رشتهٔ معماری فارغالتحصیل شد و سپس تحصیلات خود را در آکادمی هنر کرنبروک و مدرسهٔ عالی طراحی هاروارد ادامه داد. در نیمهٔ سالهای پنجاه فعالیت و طراحی را در دفتر SOM در نیویورک و سپس با سرت جکسون و همکاران در کمبریج (ماساچوست) آغاز کرد. در سال ۱۹۶۵ دفتر خود را با عنوان ماکی و همکاران در توکیو تأسیس کرد. از پروژههای جدید او میتوان به سردابهٔ کازه-نو-اوکا در ژاپن و فاز دوم پروژهٔ عظیم مدیا لبِ امآیتی اشاره کرد. ماکی برندهٔ جوایز بسیار محلی و بینالمللی از جمله جایزهٔ معروف پریتزکر (در سال ۱۹۹۳) است.
محسن مصطفوی: از سال ۱۹۹۵ رئیس مدرسهٔ معماری AA در لندن است. او مدرک معماری خود را از مدرسهٔ AA گرفت و پس از آن تحصیلات و تحقیقات خود را در دورههای بالاتر در دانشگاه اسکس و کمبریج گذراند. مصطفوی از اعضای RIBA و هیئت صدور مجوز معماری در بریتانیاست. او پیش از این مدیر برنامهٔ معماری در دانشکدهٔ معماری هاروارد بوده و در دانشگاه پنسیلوانیا، کمبریج و آکادمی هنرهای زیبای فرانکفورت نیز تدریس کرده است. پروژههای معماری و تحقیقات او در بسیاری از مجلات معماری منتشر شده است. محسن مصطفوی نویسندهٔ همکار چند کتاب، از جمله کتاب «دربارهٔ فرسایش» (On Weathering) در سال ۱۹۹۳ با همکاری دیوید لدربارو، بوده که تقدیرنامهٔ مؤسسهٔ معماران آمریکا (AIA) را در زمینهٔ تئوری معماری برده است.
مهدی علیزاده: فارغالتحصیل رشتهٔ معماری دانشکدهٔ هنرهای زیبا از دانشگاه تهران است. او ۴۵ سال سابقهٔ کار حرفهای دارد و طراح باسابقهٔ پروژههای بدیع مسکونی و پروژههای بزرگ اداری و صنعتی پیش از انقلاب و بعد از انقلاب، از جمله نمایشگاه و تالارهای همایش مرکز توسعهٔ صادرات در نمایشگاه بینالمللی و ساختمان مرکزی ساپکو، است.
داور ابیزاده: از مدیران شرکت آروپ. از سال ۱۹۷۹ در این مشاور بزرگ مهندسی جهان به کار اشتغال داشته است. او فارغالتحصیل دانشکدهٔ فنی دانشگاه تهران و دارای درجهٔ دکترای مکانیک از کالج سلطنتی علوم و تکنولوژی است. تجربیات بسیار ارزشمندی در مدیریت، طراحی، تعیین نوع سیستم و اجرای سیستمهای مکانیکی در گروه وسیعی از ساختمانهای صنعتی و تجاری از جمله کارخانههای دارویی، الکترونیک، صنعتی، تونلها و غیره دارد. تخصص ویژهٔ داور ابیزاده طراحی سیستمهای تهویهٔ تونل، جریان هوا، تحلیلهای ایرودینامیک، فیلتر کردن هوا، سیستمهای مونیتورینگ و کنترل، مدیریت انرژی و طراحی سیستمهای حرارتی و میعان و سیستمهای توزیع هواست.
کامران افشارنادری: متولد ۱۳۳۸، فارغالتحصیل از ایتالیا. از سال ۱۹۸۶ به فعالیتهای پژوهشی و حرفهای در ایتالیا و سپس در ایران اشتغال داشته است. او از اعضای هیئت مؤسس و هیئت مدیرهٔ مؤسسهٔ معمار نشر است. افشارنادری در دانشگاه آزاد تدریس کرده است و تاکنون چند کتاب و حدود ۸۰ مقاله در زمینههای نقد و تئوری معماری منتشر کرده است. از میان پروژههای اخیر او میتوان به مدیریت پروژهٔ سفارت ایران در برزیل، طرح و مدیریت پروژهٔ دفاتر مرکزی کمپانی شل در تهران، طرح کارخانهٔ بیبی در جادهٔ مخصوص کرج و مدیریت مطالعات مقدماتی پروژهٔ سفارت ایتالیا در تهران اشاره کرد.
زلزلهٔ بم چند روز پس از برگزاری مراسم اهدای جوایز معمار رخ داد. با آغاز اولین روز کار پس از تعطیلات سال نو میلادی، نامهٔ ابراز همدردی محبتآمیز آقای ماکی به دفتر مجله رسید که متن آن را در زیر ملاحظه میکنید:
«بلافاصله پس از بازگشت به ژاپن تعطیلات طولانی کریسمس آغاز شد. امروز اولین روزی است که فعالیتهایمان را در سال ۲۰۰۴ آغاز میکنیم. لطفاً تشکر بهتأخیر افتاده و مراتب قدردانیام را برای مهماننوازی شما، که سفر مرا به تهران بسیار خاطرهانگیز کرد، بپذیرید. دو روز بعد از بازگشت خبر غمانگیز زلزلهٔ بم را شنیدم. هنوز متعجبم که چطور چنین سانحهای میتواند تا این اندازه ویرانگر و صدمهزننده باشد. تصویر مردم مصیبتزدهٔ بم جایگزین جمع گرم خانوادههای ایرانی در رستوران تهران شد. مایلم سهم کوچکی در کمک به مردم بم داشته باشم؛ لطفاً آن را به سازمان مناسبی در آنجا بپردازید. موفقیت همیشگی شما را در انتشار مجلهٔ معمار و برگزاری جایزهٔ بزرگ آرزو میکنم.» ـ فومیهیکو ماکی
برنامه و روش داوری طرحهای جایزهٔ بزرگ معمار ۱۳۸۲
پیش از حضور داوران در تهران، برنامه و روش داوری پیشنهادی برای جایزهٔ بزرگ معمار، مطابق آنچه در سالهای گذشته عمل شده بود، برایشان ارسال شد و پس از تأیید آنها، در جلسات داوری که در روزهای ۲۹ و ۳۰ آذر در خانهٔ هنرمندان ایران برگزار شد، ملاک عمل قرار گرفت.
در سومین دورهٔ جایزهٔ بزرگ معمار، ۴۱ طرح شرکت کردند که پس از بررسی مقدماتی دو طرح مسکونی و یک طرح دارای نقص شدید مدارک تشخیص داده شد و از ورود به رقابت کنار گذاشته شدند. در میان کارهای پذیرفتهشده، ۶ طرح تاریخ اتمام ساخت را ذکر نکرده و از ۳۲ طرح دیگر، ۱۴ طرح در دو سال اخیر، یعنی سالهای ۸۱ و ۸۲، ۱۷ طرح در سالهای دههٔ هفتاد و یک طرح باقیمانده در سالهای پایانی دههٔ ۶۰ تکمیل شدهاند. متأسفانه فقط دو طرح نقشههای تأسیساتی ارائه داده بودند و دو طرح دیگر نیز به ارائهٔ توضیحاتی دربارهٔ طراحی تأسیسات بسنده کرده بودند. اغلب طرحهای شرکتکننده ساختمانهای اداری و باقی آنها عبارت بودند از: سه ساختمان ورزشی، چند ساختمان تجاری و رستوران، دو بنای یادبود، یک نمازخانه، دو رستوران اداری، یک سفارتخانه، یک پارک و فرهنگسرا، دو دانشکده، یک شرکت چاپ، یک کتابخانه، چهار مرکز تست و معاینهٔ اتومبیل، یک مرکز خرید، یک پایانهٔ مسافربری شهری، یک مرکز همایش، دو ایستگاه مترو، یک ساختمان پزشکان و یک ساختمان وکلا.
در ابتدا بر اساس دستورالعمل تأییدشده از طرف تمامی اعضای هیئت ژوری، حذف کارها صورت گرفت و در نخستین مرحله ۱۶ کار و در دومین مرحله ۱۱ کار و در جمع ۲۷ کار حذف شدند. بدینترتیب ۱۱ کار به مرحلهٔ بعد راه یافتند. در این مرحله هر طرحی که واجد حتی یک رأی مثبت بود در میان کارهای راهیافته به مرحلهٔ بعد قرار گرفت. در مرحلهٔ بعد هر یک از داوران از میان ۱۱ طرح، ۵ طرح موردنظر خود را بدون اعلام رتبهبندی برگزیدند و از آنجا که دو طرح در میان این انتخابها نبودند، ۹ طرح باقیمانده به مرحلهٔ سوم راه یافتند تا از میان آنها ۵ طرح برگزیده شوند. در این مرحله کارهای دارای آرای کمتر مورد بحث و گفتگو قرار گرفتند و بر اساس نتایج بحثها ۲ طرح دیگر کنار گذاشته شدند. در مرحلهٔ نهایی، بعد از اعلام نظر داوران دربارهٔ ۶ طرح باقیمانده، از آنها خواسته شد ۵ طرح موردنظر خود را رتبهبندی و اعلام کنند. در این مرحله هر یک از داوران نظر خود را دربارهٔ ۶ طرح باقیمانده و استنباط کلی خود را از وضعیت طرحها اعلام کردند و پس از آن رأیگیری برای رتبهبندی نهایی صورت گرفت.
آنچه در ادامه میآید چکیدهٔ مباحث مطرحشده در مرحلهٔ انتخاب نهایی و اعلام رتبهبندی طرحهاست. در مورد برخی طرحها اظهارنظری صورت نگرفته و نظر داوران تنها در رأی نهایی انعکاس یافته است، اما در مواردی که اختلافنظری وجود داشته طبعاً بحثی درگرفته که خلاصهٔ آن و همچنین نظر هر یک از اعضای هیئت داوری دربارهٔ طرحهای ارائهشده برای ساختمانهای عمومی در ایران آمده است. متن جمعبندی نظرات داوران دربارهٔ طرحهای برگزیده در پایان این بخش میآید، که بر اساس نظرات ارائهشده از سوی داوران تهیه شده و پس از ملاحظهٔ مهندس محسن میرحیدر، دبیر علمی جایزهٔ بزرگ معمار ۸۲، قرائت شده است. در این متن کوشش بر آن بوده که نظرات مثبت و منفی همهٔ داوران منعکس شود، چرا که به دلیل اقامت کوتاه داوران در تهران امکان ترجمهٔ فوری بیانیه و برگزاری جلسهای جداگانه برای بحث دربارهٔ آن وجود نداشت. متأسفانه به دلیل کمبود جا نتوانستیم در این شماره اظهارنظرهای کلی داوران را دربارهٔ ساختمانهای عمومی و معضلات و مسائل اینگونه ساختمانها و طرحهای شرکتکننده چاپ کنیم؛ در شمارهٔ بعد این نظرات به همراه متن سخنرانی سه داور دعوتشده از خارج کشور خواهد آمد.
طرح شمارهٔ ۱۲۴ ـ کانون وکلای ایران
دکتر مصطفوی: دیروز وقتی ساختمان کانون وکلا را در میان طرحها دیدم، چیزی که در آن به نظرم رسید یکپارچگی آن بود. گرچه میتوان گفت که نوعی کیفیت دیاگراماتیک در نقشه و نمای آن وجود دارد، در واقع نوعی سادگی سازماندهی فضایی و نوعی اعتماد به نفس در درک مصالح هم در آن هست. بیرون و درون آن هم همسنخ و همگوناند. با توجه به همهٔ آنچه دیروز دربارهٔ مشکلات ساخت شنیدیم و معضلات جزئیات ساختمانی، کار جالبی است.
فومیهیکو ماکی: من با هیچکدام از این نظرات مخالف نیستم، اما نمیفهمم در این ساختمان، یعنی ساختمان وکلا، چرا باید فضا را با یک آتریوم مرکزی به دو فضا و دو جهت تقسیم کنیم. اگر این ساختمان مرکزی یک سازمان حرفهای است که در آن مسئلهٔ حقوق مطرح است، شما دوست دارید فضایی داشته باشید که در آن به آسانی ارتباط برقرار شود و آدمها در آن با هم روبهرو شوند. بنابراین سوال من این است که چرا معمار این نوع سازماندهی خاص را انتخاب کرده است؟ آیا از او خواسته شده است؟ بعید میدانم که خواسته شده باشد، اما حدس میزنم در هنگام ارائه و توضیح طرح به کارفرما دربارهٔ زیبایی آتریوم بحث شده است. ولی من با شما موافقم که آنچه را میخواسته است انجام دهد خیلی خوب انجام داده است؛ اما پرسش من این است که چرا چنین چیزی را خواسته است.
علیزاده: من سوال شما را پاسخ میدهم. دو روش برای رودررو شدن و روبهروی هم قرار گرفتن وجود دارد. منظورم آدمهایی است که به اقتضای کار خودشان در یک محیط باید روبهروی هم قرار گیرند تا بتوانند صحبت کنند و همدیگر را درک کنند. برای این کار دو روش وجود دارد؛ یکی همان است که در یک میدان است و همهٔ خانهها دور آن هستند: آنها از هم دورند، اما روبهروی هم هستند. این فضا فضایی برای نورگرفتن از سقف است، در عین حال که دو بخش روبهروی هم هستند و نور و رودررویی به شکل سنتی است. در عین حال نور شرق و غرب به قدری تند است که باید جلوی آن را گرفت. این کار هوشمندانه انجام شده است.
ابیزاده: تأسیسات این پروژه بر اساس فنکویل و دستگاههای تهویه طراحی شده است، اما من انتظار داشتم نوعی سیستمهای منفعل (passive) تهویه را در آن ببینم، به خصوص برای آتریوم. چون اگر یک آتریوم بلند و پرارتفاع داشته باشید به نوعی تهویه و تجهیزات منفعل نیاز دارید؛ میتوان شیشهها را با یک سیستم هوشمند وارد عمل کرد و از راهرو هم به عنوان وسیلهٔ رساندن هوا به دفاتر استفاده شود. به هر حال این کار نشده، اما من فکر میکنم تا حدی به دلیل مشکلات تکنولوژیکی در ایران بوده. فنکویل هم در ایران پذیرفته شده و زیاد از آن استفاده میشود، اما به نظر من از لحاظ معماری این کار مشخصههای بسیار خوبی دارد.
کامران افشارنادری: این کار به نظر من پروژهٔ خوبی است که نمایی خوب دارد. از لحاظ شباهت طرح پلان به نما نوعی انسجام در کار به وجود آمده است که قابل تحسین است. تلاش در جهت ایجاد ارتباط عمودی بین عناصر فضایی به دلیل محدود بودن سطح فضای مرکزی چندان موفق نیست، اما به نظر من به طور کلی در میان آثار ارائهشده این طرح از بهترینهاست.
طرح شمارهٔ ۱۴۵ ـ ایستگاه مترو آزادی
مصطفوی: در مورد این ساختمان هم باید بگویم که از لحاظ نقش مهم زیرساختهای شهری در ایجاد فضای معماری و فضای شهری مثبت است. پروژه در واقع از این نظر حائز اهمیت است که ایستگاه مترو به صورت فضای عمومی دیده شده است. این نوع فضاها از لحاظ تاریخی فضاهایی هستند که عموم مردم، در سطح توده، از طریق آنها تجربهای از شهر پیدا میکنند. این پروژه همچنین از نظر تلاش برای همکاری بین معماری و مهندسی نیز بسیار بااهمیت است و باید به آن ارزش داده شود، چرا که به نوعی دیگر از تفکر در مورد معماری اشاره دارد. مثلاً در ساختمان کانون وکلا طرز تفکر همچنان بسیار کلاسیک است: ابتدا ایدهٔ پروژه شکل گرفته و بعد در مورد مهندسی آن فکر شده است، اما در این ایستگاه از همان ابتدا راهحلهای مهندسی بخشی از راهحلهای فضایی هم هستند. به تصور من امروز معماری بیشتر و بیشتر در جهت یافتن راهحلهای گوناگون همکاری گام برمیدارد و به همین دلیل هم جالب میشود.
ماکی: برداشت من این است که نخستین بار است که شما مسابقه را محدود به بناهای عمومی کردهاید و احتمالاً مشخصهٔ انتخابهای این دوره این است که تنوعی را در نحوهٔ عمومی بودن، که با روشهای متفاوتی میتوان آنها را درک کرد، ارائه دهند. مثلاً به نظر میرسد ایستگاه مترو یکی از عمومیترین مکانها باشد، اما همانطور که آقای مصطفوی توضیح دادند، اغلب به اندازهٔ لازم و کافی به جنبهٔ عمومی بودن این فضاها توجه نمیشود. به نظر من اهمیت دادن به این بنا تشویقی خواهد بود برای آیندهٔ روشنتر بناهای عمومی. در عین حال در داوری هم خوب است توجه کنیم که وقتی سبک یک معماری کلاسیک است، قوانین و سلسلهمراتب و اسلوب خاصی دارد؛ نمیدانم چرا وقتی به ساختمان مدرن میرسیم قانون و اسلوب آن را در نظر نمیگیریم و فکر میکنیم هر کسی میتواند هر چه بخواهد انجام دهد.
ابیزاده: در حمایت از صحبتهای شما باید اشاره کنم که حتماً محدودیت فضایی هم داشتهاند. هر ایستگاه مترو محدودیت فضایی دارد؛ اینکه چگونه به طبقهٔ بالا یا سطح خیابان برسند از مهمترین مسائل است.
ماکی: این یک حرکت جهانی است. مثلاً در سنگاپور ایستگاههای مترو را به مسابقهٔ عمومی میگذارند و بسیاری از جوانان برنده میشوند، و حتی در توکیو هم چند تا از آنها را به جوانان واگذار کردهایم و کارهای جالبتوجهی هم کردهاند. بنابراین زمان آن رسیده که در تهران هم این کار را انجام دهند. مثلاً در واشنگتن هم بعضی از معماران مشهور طراحی بدنههای ایستگاههای مترو را انجام دادهاند.
مصطفوی: در انگلستان هم ایستگاههای خط مترو ژوبیلی را به آرشیتکتها واگذار کردند. اینها پروژههای مهمی بودند که کاملاً تجربهٔ سفر را برای شهروندان دگرگون کردند.
کامران افشارنادری: به نظر من این طرح به لحاظ توجه معمارانهای که برای چنین فضای عملکردی شهری صرف کرده، در حالی که اغلب اینگونه ساختمانها فاقد چهرهٔ معمارانه هستند، قابل تحسین است. به دلیل فقدان نمای خارجی، که ویژگی این سازههای زیرزمینی است، از طریق نمای داخلی سعی شده نوعی انسجام و کیفیت فضایی در داخل ایستگاه به وجود آید و از این لحاظ ارزش دارد.
طرح شمارهٔ ۱۰۵ ـ مجموعهٔ ورزشی اسب سفید
ماکی: نوههای من هر روز بعد از مدرسه به شنا میروند، نه به این دلیل که مدرسه از آنها میخواهد، بلکه به دلیل اینکه به آنها خوش بگذرد، چون این کاری است که دوست دارند. من فکر میکنم این ساختمان این حالت خوشی را توانسته است به دلیل حالت فانتزی و استفاده از شکلهای ارگانیک به دست بیاورد و موفق است. سطوح مواجی که در نمای آن هست در داخل هم با نوعی یکپارچگی ادامه پیدا کرده است.
کامران افشارنادری: در این پروژه دقتها و مهارتهایی به کار رفته است. ارتباط بین فرمهای خمیدهٔ داخلی و سطوح خارجی نوعی انسجام فضایی تولید کردهاند. همین انسجام در بهکارگیری مصالح مشابه در کف، دیوارها و سقف فضاهای درونی مورد تأکید قرار گرفته است. اما خوب است در اینجا به این مسئله اشاره کنم که در فرایند داوری دو اتفاق قابلتوجه شکل گرفت: در مرحلهٔ اول داوری، طرح مجموعهٔ ورزشی با رأی ۴ داور کنار گذاشته شد. آقای مصطفوی هم نظرشان این بود که در جاهایی این کار به کیچ نزدیک میشود، اما با نظر آقای ماکی مجدداً به بررسی خوانده شد و مورد توجه داوران قرار گرفت. طرح دفتر شرکت لولهسازی اهواز هم که دیگر داوران به آن رأی نداده بودند با رأی من به این مرحله راه یافت.
علیزاده: به طور کلی من باورم این است که در هر فضایی که مربوط به ورزش، شنا یا آب است ما نیاز به فضایی صابونیشکل داریم، در حالی که این طرح همهٔ گوشههایش تیز است. همهٔ فضاهایش مشغولکننده است، یعنی کاملاً عکس آن فضای آرامشی است که ما نیاز داریم. همهٔ اجزای این طرح ذهن را آشفته میکنند. این ساختمان مناسب فضای استراحت و ورزش نیست. صرف منحنی بودن کافی نیست، پلهها ناراحتاند، عناصر کاملاً خطرناک در آن وجود دارد. به همین دلیل از ابتدا به آن رأی ندادم.
طرح شمارهٔ ۱۴۱ ـ ساختمان سراج
کامران افشارنادری: عموماً ابنیهٔ فنی و خدماتی از این نوع بدون توجه به معماری ساخته میشوند. کار معمارانهای که درمورد این پروژه شده، با توجه به وقت محدودی که در اختیار طراحان بوده، بسیار در خور توجه است. این مجموعهای است که در آن چند ساختمان مختلف با سبک و شکل مشابه کنار همدیگر قرار گرفتهاند. سادگی، عملکردی بودن و در عین حال ایجاد ارتباط با معماری ایرانی از طریق نمای آجری و قاببندیهای اندود شدهٔ سفید قابل تحسین است.
مصطفوی: قبلاً هم در این باره حرف زدیم که این کار نمونهای از چندین کار است که در یک مجموعه قرار دارند و ظاهراً یک دفتر آنها را کار کرده است. خیلی جالب است که همهٔ آنها با عملکرد روزمرهای سر و کار دارند. تحقق این عملکرد نسبتاً سخت است، چون پیداست که پروژه بودجهٔ زیادی ندارد. با این همه یک معماری متشخص و باوقار از آن بیرون آمده است که نوعی درک از معماری سنتی در آن دیده میشود و در عین حال یک کیفیت شهری هم دارد. توجه به جزئیات، به کف و به موقعیتهای خاص کار کردن در آنجا هم دیده میشود. یک مسئلهٔ دیگر هم این است که چطور میتوان یک سری پروژهٔ مشابه انجام داد که از یک نظر وجوه مشترکی دارند؛ وجه اشتراکی که به نوع سازماندهی فضایی و نوع نمایش آن محدود نمیشود و در زبان آن هم جلوه میکند. در این کارها ایدهٔ تکرار و تفاوت مطرح است، یعنی اینکه چطور یک کار را تکرار میکنید و در عین حال میتوانید چیز جدیدی را به وجود بیاورید. به علاوه، در اینجا ساختمانی یادمانی که یک بار انجام میشود مطرح نیست؛ یک عملکرد روزمره جریان دارد و طرز برخورد با این عملکرد از نکات مثبت این طرح است.
علیزاده: اگر من به این کارها اصلاً رأی ندادم، به این دلیل بود که به نظر من در آنها ایدهٔ اولیهٔ لازم برای این نوع کارها اصلاً وجود ندارد. ما در اتاقهای نمایش، مثلاً مجسمهسازی، یا هر جایی که کاری میکنیم، نیازمند نور یکنواخت از سقف هستیم. چون در این کارها این ایدهٔ اولیهٔ لازم وجود نداشت، با اینکه زحماتی کشیدهاند و نکاتی که آقایان هم مطرح کردند بههرحال اساسی است، من رأی ندادم. (آقای ماکی با نظر آقای مصطفوی در مورد این طرح موافقت داشتند.)
طرح شمارهٔ ۱۳۲ ـ مرکز همایشهای سعادتآباد
مصطفوی: در مورد نمای این طرح باید تصدیق کرد که در میان همهٔ پروژههایی که دیدیم، کمتر طرحی بوده که به این سبک از نظر هندسی و رابطهٔ میان دوبعدی و سهبعدی، به نحوی که نما از حالت دوبعدی به شکل سهبعدی دربیاید، کار شده باشد. این حالت به دلیل برشهایی است که به شکل فولدینگ درآمده است، مثل وقتی که با لباس کار میکنیم. از این نظر درک خوبی را از فولدینگ و برش نشان داده است و از این نظر استثنائی است. اگر این طرح یکپارچگی بیشتری داشت، مطمئنم که بیشتر پذیرفته میشد و موفقیت بیشتری پیدا میکرد؛ ولی در حال حاضر یک پوسته به نظر میرسد، انگار که کار دو معمار باشد. پلانی خیلی خیلی ساده و پراگماتیک دارد، بدون حضور ایدهای که در نما خود را نشان داده؛ ایدهای حاکی از اینکه معمار با نوعی علاقهٔ شخصی و جاهطلبی کاری جدید انجام داده. بنابراین میتوانید آن را هر جایی به عنوان یک کار خوب نشان بدهید.
افشارنادری: نکتهٔ مهمی که از نظر من این پروژه دارد این است که در ایران آفتاب وضعیت مشخصی را در ارتباط با نماها به وجود میآورد. معماران ایرانی هم در قدیم همیشه وسیلههایی را ابداع کرده بودند برای اینکه نوری که روی نما میتابد بشکند و به طرز خاصی وارد ساختمان شود، در عین حال که اجتناب میکردند از اینکه یک صفحهٔ پیوسته خیلی درخشان شود و نور را منعکس کند. در این طرح از این روش، که در عین حال از نظر اقلیمی این مسئله را طوری حل کرده، استفاده شده؛ یعنی از نظر بصری سایههایی در نما ایجاد شده و نور به طرز خاصی داخل آمده است. مشکلی که دارد این است که به هیچ وجه بحث جدیای که روی نمای ساختمان صورت گرفته در داخل انعکاس پیدا نکرده است. ولی خوب، در این سری کارهایی که دیدیم کمتر با آثاری مواجه شدیم که در تمامیتشان بحث معماری را مطرح کرده باشند؛ خیلی از اینها به دلایل خاص و ویژه جالب هستند. در حقیقت ما اینجا دو جور کار داریم: کارهایی هستند که کلیتی دارند و تمامیتی در طراحی معماریشان هست که در پلان، در مقاطع، در حجم و در جزئیات ساختمان دیده میشود؛ ولی بیشتر کارها مورد توجه قرار گرفتند برای اینکه یک نکته را توانستهاند به طرز جالبی حل کنند.
طرح شمارهٔ ۱۱۰ ـ دفتر مرکزی شرکت لولهٔ اهواز
کامران افشارنادری: این پروژه به دلیل توجه به جزئیات ساختمانی و طراحی فضاهای داخلی و عناصر معماری خرد و کلان قابل توجه است. فضای تهی میانی که ساختمان را به شکلهای مختلف در عرض و ارتفاع قطع میکند، درحالی که تنها راه ارتباطی بین دو بخش قرارگرفته در دو طرف تهی میانی یک پل است، با درنظرگیری محدودیت زمین، اقدامی بسیار جالب درجهت ایجاد فضایی غنی در داخل ساختمان است.
مصطفوی: من هم با این نظر موافقم. به نظرم آقای افشار به نکات جالبی اشاره کردند.
جمعبندی نظر داوران
رتبهٔ اول ـ طرح شمارهٔ ۱۲۴، ساختمان کانون وکلای ایران، کار هادی میرمیران: این پروژه دارای نمایی شاخص است. فضای خالی میانی علاوه بر تأمین نور طبیعی به ایجاد عمق بصری در جهت محور طولی ساختمان و گسترش عمودی فضای داخلی کمک کرده است. شباهت آرایش پلان و نما انسجام فضایی قابل توجهی را بهوجود آورده است. بهرغم این نکات، تقسیم سطح محدود بنا به دو قسمت متمایز که توسط فضای خالی از هم جدا شدهاند به کاربری بنا لطمه زده است و میتواند با اهداف اولیهٔ پروژه در تضاد قرار گیرد.
رتبهٔ دوم، بهطور مشترک ـ طرح شمارهٔ ۱۴۵، ایستگاه مترو آزادی، کار مهندسان مشاور همگروه: ایستگاه مترو از کاربریهای عمومی بسیار مهم است که کمتر بهلحاظ معمارانه مورد توجه قرار گرفته است. در اینجا بهرغم وجود محدودیتهای مشخص فنی و فقدان بنیان حجمی خارجی (که مشخصهٔ کلیهٔ ساختمانهای زیرزمینی است) طراح کوشیده است از طریق کفسازی و طراحی دیوارهای ایستگاه نوعی فضای سرگرمکننده و در عین حال شایسته را ایجاد کند. طرح ورودی، به لحاظ سعی در ایجاد عنصری شهری که با متن اطراف خود ایجاد نوعی ارتباط کند، قابل توجه است. بهرغم نکات مثبت فوق، طرح کفها ایدهای برجسته و زیباییشناسانه را مطرح نمیکند.
رتبهٔ دوم، بهطور مشترک ـ طرح شمارهٔ ۱۱۰، دفتر مرکزی شرکت لولهٔ اهواز، کار مهندسان مشاور آژندشهر: اهمیت اصلی این ساختمان در ایجاد فضای خاص و غنی از طریق تقسیم فضای داخلی توسط یک فضای خالی بزرگ است که در بعضی از طبقات تمامی عرض ساختمان را میپیماید. دستیابی به این الگوی آلترناتیو در فضایی محدود در ایران کمسابقه است. توجه به جزئیات معماری و ایجاد ارتباط سبکشناسی بین داخل و بیرون قابل توجه است. نکتهٔ منفی این بنا استفاده از بعضی عناصر تا حدی شناختهشده و ناموفق از قبیل پوشش نورگیر داخلی است.
رتبهٔ سوم ـ مجموعهٔ ورزشی اسب سفید، کار دفتر دکتر اسماعیل طلایی و همکاران: بهکارگیری فرمهای همخانواده در بیرون و در داخل ساختمان نوعی انسجام فضایی را بهوجود آورده است که در بهکارگیری مصالح یکسان در کف، دیوارها و سقف فضاهای مختلف مورد تأکید قرار میگیرد. این بنا از نظر توجه به جزئیات فنی و هنری قابل توجه است. با این حال این مجموعهٔ ورزشی با فرمها و دیوارها و سقف کاذب گاهی به معماری کیچ نزدیک میشود و ممکن است نتواند توقعات عملکردی و زیباییشناسی بهرهبرداران از اینگونه فضاهای گذران اوقات فراغت را برآورده کند.
رتبهٔ چهارم، بهطور مشترک ـ طرح شمارهٔ ۱۳۲، مرکز همایشهای سعادتآباد، کار دفتر معماری هستهٔ طراحی: این ساختمان به لحاظ نما برجسته اما به لحاظ سازماندهی فضای داخلی معمولی است. شکستن نمای بیرونی بهگونهای که در نمای بیرون بافتی متشکل از سایهها پدید آید و در داخل نورپردازی متنوع و متمایز شکل بگیرد، از امتیازات پروژه است. در کشورهای پیشرفته عموماً نمای ساختمانها محدود به مقررات شهری است، ولی آرایش داخل تا حد زیادی آزاد است؛ در این پروژه، که به نوعی نشاندهندهٔ مشکل رایج ساختمانهای شهری در تهران است، نمای بنا کاملاً آزاد ولی پلان محدود به مقررات و کلیشههای نامناسب دستوری طراحی شده است.
رتبهٔ چهارم، بهطور مشترک ـ طرح شمارهٔ ۱۴۱، ساختمان سراج، کار بهرام شکوهیان: در این ساختمان الگوی عملکردی بنا با معماری ساده ولی قابل توجهی ارزشگذاری شده است. این ساختمان متعلق به مجموعه بناهای کم و بیش همشکل است که در مجموعهای بزرگتر قرار دارند. بهرغم زمان بسیار محدود طراحی، معمار سعی کرده است نوعی گفتگوی سبکشناسی بین ابنیهٔ مختلف بهوجود آورد. نمای آجری با سطوح عقبنشستهٔ سفیدرنگ و تناسبات خاص، ساختمانهای سنتی ایرانی را تداعی میکنند.
نظرخواهی دربارهٔ فرایند برگزاری جایزهٔ بزرگ معمار
اینک پس از برگزاری سه دورهٔ جایزهٔ بزرگ معمار، جمعبندی از کارنامهٔ سهساله حاکی از آن است که زمان مناسب برای انجام تغییراتی معطوف به ارتقای کیفیت کار فرارسیده است. برخی از پیشنهاداتی که در مراسم اهدای جوایز سومین دوره در دیماه گذشته ارائه شده به شرح زیر است. از همهٔ صاحبنظران و علاقهمندان به پیشبرد این امر فرهنگی میخواهیم از ابراز نظر دربارهٔ پیشنهادات و ارائهٔ نظر خود دریغ نفرمایند:
۱ ـ نخستین دورهٔ جایزهٔ بزرگ به کلیهٔ بناهای مسکونی و عمومی (غیردولتی) ساختهشده طی دورهٔ پنجساله منتهی به ۱۳۸۰ اختصاص یافت. دومین دوره به دلیل نظرات مطرحشده در مورد مشکلات مقایسهٔ ساختمانهای عمومی و مسکونی، صرفاً به بناهای مسکونی ساختهشده پس از انقلاب (اعم از دولتی و غیردولتی) و سومین دوره به بناهای عمومی (دولتی و غیردولتی) پس از انقلاب اختصاص یافت. اینک به نظر میرسد میتوان جایزهٔ معمار را هر دو سال یک بار به بناهای مسکونی یا عمومی ساختهشده در دو سال پیش از برگزاری مسابقه اختصاص داد؛ یعنی جایزهٔ معمار سال ۸۳ به بناهای مسکونی به اتمام رسیده و بهرهبرداریشده در سال ۱۳۸۱ و ۱۳۸۲ و نیمهٔ سال ۸۳ در سراسر کشور و جایزهٔ معمار ۸۴ به بناهای عمومی به اتمام رسیده در سالهای ۸۲ و ۸۳ و نیمهٔ سال ۸۴ اختصاص یابد.
۲ ـ با توجه به محدود شدن تعداد طرحهایی که میتوانند در جایزه شرکت کنند، سیستم کاندیداتوری، یعنی نظرخواهی از اهل حرفه و صاحبنظران برای شناسایی هر چه گستردهتر نمونههای خوب در تهران، شهرهای بزرگ و شهرستانها، اعمال شود.
۳ ـ فرایند داوری در سه سال گذشته با توجه به محدودیت مدارک درخواستشده و نحوهٔ ارسال طرحها با مشکلات زیادی برای تحقق اهداف اعلامشدهٔ جایزه روبهرو بوده است. از این پس علاوه بر گنجاندن یک حلقه فیلم در میان مدارک درخواستی، مدت داوری چنان تعیین شود که داوران بتوانند از بناهای برگزیده دیدار کنند.
در انتظار پیشنهادهای شما هستیم.








