دیداری با فرامرز شریفی

اشتراک‌گذاری
دیداری با فرامرز شریفی

.قرار دیدارى را با فرامرز شریفى در دفترش در ساختمان یخچال گذاشته ایم آرماند درور گرامى که صحنه گردان شماره ویژه فرامرز شریفى است و این قرار را تنظیم کرده پیشتر گوشزد کرده که جناب شریفى چندان اهل گفتن نیستند و به خلاف بزرگواران دیگرى که به سنت شماره پایان سال معمار در سال هاى پیش در محضرشان بوده ایم و به یک اشارت شرح کشافى از خودشان و کارشان و دیدگاه هایشان مى دادند، از ایشان به سختى بشود سخنانى این گونه شنید، و پاسخ خیلى از جمله ها را به چیزهایى از قبیل بله همین جور است یا خیر این جور نیست برگزار مى کنند. پیرو این »هشدار« گفتگوهاى داورانِ دوره هایى از جایزه معمار که فرامرز شریفى داور بوده است را به یاد مى آورم که همیشه به رغم ارشدیت سنى کم حرف ترین داوران بوده و به ندرت وارد مباحثه با دیگر داوران شده است. گفتگویمان از جایى غیرمنتظره آغاز مى شود: از جعبه سوهانى که آرماند آورده و خود جعبه زیبا و سوهان درونش بسیار خوشمزه است. فرامرز شریفى بى آنکه به روال معمول از پرهیز و چربى و کالرى و این چیزها بگوید، با هیجان از خوشمزگى سوهان و زیبایى جعبه و همت و خلاقیت کسى که سوهان را به این خوشمزگى پخته و به این زیبایى عرضه کرده مى گوید و تحسین مى کند، و به خلاف انتظارم در گفتن جملاتى که حاکى از لذت بردن از این سوهان است، اصلاً کم گویى نمى کند. فرامرز شریفى شاید به ظاهر چندان اهل نظرورزى درباره آثارش یا معمارى به طور کلى نباشد ولى درك ژرفى از زیبایى دارد که نه فقط از هر چیز زیبایى به وجد مى آید بلکه در آثارش هیچ جزئى و هیچ گوشه اى را از زیبایى بى بهره نمى گذارد. شاید از همین رو باشد که آثار پرشمارش که در ساله ساخته شده اند، حتى اگر به لحاظ تئوریک یا سبکى 60 دوره اى حدود راه یکسانى را نرفته باشند اما وجه مشترك همگى حسن سلیقه و زیبایى و بسامانى و شیوایىِ بیانِ همه کلیات و اجزاست. در تقریباً همه آثار فرامرز شریفى فرم و هندسه ساده خالص و عیان هستند، فضاهاى درونى و به تبع آن پلان ها خوانا و صریح اند، عناصر ساختمانى مانند دیوار و سقف و پله و پنجره و اسکلت همگى وضوح بیان و کاراکتر ویژه خود را دارند و لابه لاى عناصر دیگر ضعیف نشده اند، به خصوص اسکلت که نه فقط تحمیلى بر فضا نیست بلکه خود به زیبایى در فضا نشسته است، و سرانجام اینکه همه این محاسن به مدد ریزه کارىِ )دیتیلینگ( خلاقانه و هوشمندانه به دست آمده اند. چنین کیفیتى در معمارى بسیار فراتر از دستمزد و وظیفه مى رود و نتیجه ترکیبى از ذوق، عشق، و البته زحمت فراوان است. بیشتر آثار فرامرز شریفى خانه هاى مسکونى هستند، همچنین بیشتر آنها کیفیتى دارند که به روشنى مى گویند که طراح و سازنده آنها کیست. این ویژگى ها شاید از دور این شبهه را پیش آورند که پروژه هایى با کارکرد یکسان و جزئیات بعضاً مشابه تکرار مکررى هستند که انجامش براى دفترى که تجربه اى در این کار به هم زده کارى ساده و چیزى از قبیل بیمارستان هاى تختخوابى یا مدرسه هاى تیپ کریم پیرنیا باشد. ضمن اینکه هنوز هم 96

\\n

1385 ،، قلهک5 ورودى ساختمان ادارى دنو

\\n

پیدا مى شوند کسانى که تصور مى کنند معمارى خانه مسکونى را مى شود از و معمارى یعنى پروژ ه اى که موضوعش متفاوت 1شمول معمارى بیرون دانست از زمینه جارى باشد و البته به قلنبه گویى هم راه بدهد. ولى فرامرز شریفى که تجربه فراوان و مؤثرى در طراحى و ساخت خانه مسکونى دارد بر این نظر است که معمارىِ خانه بسیار دشوار است چون هر خانه ساکن و بهره بردارى دارد که احوال و ترجیحات شخصى خود را دارد و براى آنکه خانه اى درخور او ساخته شود، باید احوال او را درك کرد و طرحى بر آن پایه ریخت، و هیچ دو خانه اى مانند هم نمى توانند باشند. فرامرز شریفى مى افزاید: میان کارفرماهایم رفقاى خوبى دارم، در واقع چون با آنها رفیق شده ام توانسته ام خانه اى برایشان بسازم که سال ها با رضایت و دلخوشى در آن زیسته اند و حتى آنها که درگذشته اند نسل بعدى شان همچنان خانه را استفاده مى کند. اینکه معمارى که صاحب نظر و اندیشه و به اخلاق حرفه اى اش متعهد است تا کجا مى تواند خواسته هاى صاحب کار را بپذیرد و از کجا باید خلاقیت و دانش و تجربه خود را بر پروژه اعمال کند بحثى همیشگى است که به ویژه در محضر معماران باتجربه و پرکار حتماً در مى گیرد. فرامرز شریفى در این باره مى گوید: تشخیص و »من مى گویمِ« معمار در حیطه معمارى و آفرینش فضا و روند اجراى کار است ولى تعریف کلیت و خواسته هاى پروژه حق کارفرماست و طبعاً معمار باید تابع او باشد، به خصوص در خانه که کیفیت و حال و هواى فضاى آن باید مناسب ساکنان آن باشد. یادى هم از هوشنگ سیحون )که ارادت زیادى به او دارد( مى کند که گفته بود: اگر کارفرمایى در طرح و جزئیات معمارى نظرى داد بگویید چشم ولى کار خودتان را بکنید، اگر تمام شده کار خوب باشد راضى خواهد بود. و مى افزاید که کارفرماى خوب یا باید هیچ نداند و همه چیز را معمار بسپرد تا بنا بر وجدان حرفه اى اش کار را پیش ببرد، و یا باید بسیار بداند و مشاور و هم فکر خوبى براى معمار باشد.

\\n

از مالک خانه امیرى در خیابان عمار )در همسایگى اثر جیو پونتى( به عنوان مثالى از کارفرماى نوع دوم یاد مى کند: در آن پروژه حس و حالى از باغ ایرانى مى خواستند، بحث هاى خوبى داشتیم و وادار شدم بررسى مفصلى بکنم و بسیار بیاموزم. بحث کارفرمایى را به جانب کارفرمایان دولتى و »میان مایگى« غالب آنها مى کشانم که عموماً چیزى نمى دانند ولى نمى پذیرند که نمى دانند، و با عواملى چون دفتر فنى و معاونت طرح و برنامه و کارشناسان مربوطه و ... کرکسیون هاى ویرانگرى بر طرح ها تحمیل مى کنند، و اینکه فرامرز شریفى چگونه با اینها کنار آمده است؟ مى گوید: آخرین کار دولتى که در مهندسین مشاور آرتیمان انجام دادم، مجموعه مسکونى شرکت گاز در کنگان بود که سر آن، کارم به جراحى قلب کشید. پس از آن از آرتیمان استعفا دادم و دیگر کار دولتى نکردم. پاى بندى به موازین اخلاقىِ حرفه اى را در آثار فرامرز شریفى به روشنى مى توان دید: به مفهوم صداقت اشاره مى کند به معنى روراستىِ معمار با پروژه و با خودش، که اگر صداقت در کار نباشد معمار به ورطه هایى چون تقلیدِ بى مناسبت فرو خواهد افتاد و کارش نتیجه درخورى نخواهد داشت. خود او این ویژگىِ آثارش که به رغم همه تفاوت هاى زمانى و موضوعى عموماً به عنوان اثر او قابل تشخیص هستند را نتیجه همین روراستىِ با خود مى داند. افزون بر در اجزا -این خلوص و تشخص واضحى در آثار فرامرز شریفى در فرم و هندسه و در مصالح و مواد هست که هر یک -و عناصر معمارى و سازه اى و تأسیساتى به روشنى در جاى درست خود نشسته اند و چیزى نقش چیزى دیگر را بازى نمى کند که این ویژگى را مى شود به یک جور روراستى در فضا تعبیر کرد. کیفیت اخلاقى دیگرى که در شخص فرامرز شریفى )و طبعاً در آثارش( بارز است فروتنى معمارانه است: فروتنى نه به معنى عرفى اش که بیشتر بر رفتار و

\\n

رویان-ویلاى تبریزیان مجموعه مسکونى لشکرى، موسوم به خانه قمر خانم

\\n

سلوك با دیگران دلالت مى کند، بلکه به معنى بیرون شدن از پیله خودبینى و دیدن و فهمیدن درست و بدون پیش فرضِ اقتضائات پروژه و تشخیص خیر و صلاح بهره بردار، و فدا نکردن اینها به پاى ترجیحات شخصى. از سوى دیگر زحمت و توش و توان بسیار بیش از معمولى را که فرامرز شریفى براى هر . مى شود مصداق دیگرى از وجدان معمارانه و پاى بندى 2پروژه صرف مى کند به اخلاق حرفه اى دانست. فرامرز شریفى به رغم کم گویىِ ذاتى هرگاه صحبت از یک اثر خوب معمارى شود پرهیزى ندارد از اینکه با شور و شعف از آن پروژه و آرشیتکت آن تعریف کند و از لذتى که از بودن در آن فضا برده بگوید: زمانى که صحبت مان به خانه خیابان ثروتى مى رسد )که خودش بنا بر ساختار فضایى اش آن را خانه قمرخانم مى خواند( و اشاره اى به خانه قدیمىِ زیبایى که روبه روى آن است مى کنم چشمانش برق شوقى مى زند و با هیجان یک

\\n

دانشجوى مشتاق از آن خانه که اثر فرخ اصالت است و گویا خانه عالیخانىِ وزیر بوده تعریف مفصلى مى کند و یادى هم از فرخ اصالت و اشاره اى به دیگر 3.آثار او مى کند بخش مهمى از کیفیات برجسته آثار فرامرز شریفى نتیجه اجراى خوب آنهاست: گذشته از طراحىِ درست و هوشمندانه جزئیات اجرایى، مجریانِ توانایى که این جزئیات را به خوبى درك و به درستى اجرا کنند هم عاملى کلیدى در قوام یافتن نهایىِ پروژه ها هستند. صحبت از آثار فرامرز شریفى هیچ گاه بدون یادِ نیکى از همکارش حسن تاج الدین برگزار نمى شود که سازنده غالب پروژه هاى او بوده است و حتى مى گوید که هنگام مذاکره براى پروژه ها 4.تا جایى که بشود شرط مى کنم که مقاطعه کار باید حسن تاج الدین باشد فرامرز شریفى درباره اهمیت جزئیات مى گوید: ساختمانى با طراحىِ متوسط

\\n

امامه-ویلاى خبیرى

\\n

خانه على شریفى، میشیگان

\\n

.ولى جزئیات خوب بهتر از ساختمانى با طراحى برجسته ولى جزئیات بد است و: جزئیات خوب عامل ماندگارىِ بناست. بى علت نیست که در آثار فرامرز شریفى مهارت هاى صنعت گرانه بارز و در کیفیت فضاى ساخته شده کاملاً مؤثرند، مهارت هایى از جنس کار استادکارانِ گذشته که مثلاً در یا پنجره یا کاشى کارى »هنر« استاد فلان بود. با آنکه قیاس یک ساختمان کامل با همه جزئیات و پیچیدگى هایش با یک پنجره یا گچ کارى قیاسى مع الفارق مى تواند باشد ولى آثار فرامرز شریفى از این جهت بى شباهت به کار همان استادها نیستند که مبتنى بر علاقه فراوان به کار و حرمت قائل بودن براى آن هستند و البته رد دست استاد بر آنها پیداست. آثارى که با همه ظرایف و دقایقشان کیفیتى سهل و ممتنع دارند و بدون دنگ و فنگ و تفسیر و تعبیر بر دل مى نشینند.

\\n

پانوشت ها: بر تخصص خودش که 40 عبداالله ریاضى رئیس دانشکده فنى دانشگاه تهران در دهه-1 مهندسى مکانیک بود، چنان تعصبى داشت که همه رشته هاى دیگر را در مراتبى نازل تر از مهندسى مکانیک مى دید. گویا حسین امانت که نخست به اشتباه مشغول تحصیلِ مهندسى مکانیک شده بود، وقتى به قصد تغییر رشته به معمارى به ایشان مراجعه کرد، ریاضى پس از ابراز تعجب و تأسف از این تصمیم گفته بود: معمارى؟! معمارى که دانشگاه رفتن نمى خواهد، سه اتاق دارد. حالا -هر کس مى فهمد که هر خانه اى نشیمن و آشپزخانه و توالت و حمام و دو یکى مى گذارد این طرف یکى مى گذارد آن طرف. آمارى از »نفر ساعتِ « صرف شده در پروژه هاى ایشان ندارم. ولى هرکس که کمترین -2 .تجربه اى در طرح یا ساخت داشته باشد چنین کیفیتى را در آثار ایشان به روشنى مى بیند طى گفتگو چند جاىِ دیگر هم صحبت به ساختمان هایى دیگر کشید. کاملاً روشن بود که -3 نظرات مثبت یا منفىِ فرامرز شریفى به آن ساختمان ها واقعى و مبتنى بر کیفیات آنهاست، و متأثر از ملاحظاتى چون مناسبات شخصى یا کارى با معماران آن ساختمان ها نیست. حسن تاج الدین آرشیتکت است و فرامرز شریفى این را عامل مهمى در درك روح و ماهیت -4 .فضا و جزئیات، و اجراى درست پروژه مى داند

\\n

خانه امیرى خانه على شریفى

\\n

1379 ،، گوى آبادى1دنو

\n

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفری باشید که نظر می‌دهید.