زیرزمین ۵۰ متریِ یک ساختمان مسکونی که مدتی بود به عنوان انبار استفاده میشد، با اضافه شدن حیاطی با همین ابعاد، ارزشی »بیش از« دو برابر پیدا کرد.
بنای موجود، زیرزمینی کوچک از یک ساختمان ۲۰ ساله با پنجرههای باریک زیر سقفی رو به حیاط بود و ورودی کوچکی داشت که چند پله از سطح زمین پایینتر بود. به منظور تبدیل چنین فضایی به یک »گالری آثار هنری«، فضای درون و بیرون یکی شدند تا دنیای واحدی برای بازدیدکنندگان گالری تداعی شود. بازشوهای شیشهای بزرگ با فریمهای باریک، جداکنندهای حداقلی هستند. یکی شدن کفپوش داخل و »حیات« بنا، یکپارچگی دیوارها، سادگی فضاها و سیالیت آبجکتها در آنها، به تداوم فضایی کمک میکند.
گالری آثار هنری، لوحی است ساده و بی صدا که بستری است برای نمایش. طراحی بر اساس جمله »To be interesting, be interested«، به فضایی تا حد امکان »ساده و بیخط و خطوط« منجر شد، فضایی که در آن، کارها موضوع اصلی نمایش هستند. این هدف با حذف کنجها، دستگیرهها، رنگها و عناصر الحاقی به فضا قابل دستیابی شد. فن کویلها، کلید و پریزها، جعبه برق، در بازکن، کمد و درهای ورودی، در دیواری خدماتی قرار دارند که از بیرون تا درون کشیده شده است و سیمایی مانند جدارهها دارد.
حیاط هم که قرار است به این گالری شخصیت »گالری فضای باز« بدهد، از قانون »نظافت بصری« پیروی میکند و فقط قابی آجری که دلخواه همسایگان است از این قاعده مستثنی است. ورق آهنی دیوار را میپوشاند، شکستگیها را به حداقل میرساند، تا میخورد، CNC میشود و کل عناصر خارجی را میسازد: نما، نرده، فلاشینگ، گاتر، روکولری، در و ... و رنگ ماشین سفید مات برای پوشش نهایی آن انتخاب میشود که انگار با دیوار داخل یکی است. ریخته شدن کف بتنی یکپارچه برای داخل و خارج گالری، روی این انتخاب تأکید میکند.
برای رساندن »زبان معماری« به این نقطه، »واژه«های تازهای مورد نیاز است که همان جزئیات مخصوص یا »جزئیات ساکت« هستند. جزئیات ریختن ازارهها، پنجرهها، کلید و پریزها، فصل مشترک ورقها، فصل مشترک بتن کف و ... سرخط ساخت این زبان هستند، زبانی که از لحاظ بصری تمیز و از لحاظ سمعی، ساکت است اما روش اجرای خاص خود را دارد.








