علی‌اکبر صارمی: انسانی که معماری، نقاشی و موسیقی را می‌شناخت

علی کیافر·معمار ۱۰۳
اشتراک‌گذاری
علی‌اکبر صارمی: انسانی که معماری، نقاشی و موسیقی را می‌شناخت

توانبخشى مرکز شهر و اصلى ترین میدان شهرى که مفصل ارتباطى بافت- .تاریخى و نوساز شهر است اهمیت دادن به بناهاى تاریخى و بومى قزوین از دوره صفوى تا پهلوى، - .به عنوان نشانه ها و گره هاى بصرى براى شهروندان و گردشگران تهیه طرح علمى و اجرایى بر مبناى واقعیت هاى موجود و ظرفیت محدوده.- تهیه الگویى مناسب بر اساس طرح هاى توانبخشى میدان هاى شهرى جهان- و ارتباط آنها به سبزه میدان قزوین تاریخى - احیاى سبزه میدان و ایجاد تعاملت ویژه با مجموعه فرهنگى- .عالى قاپو،کل شهر و مجموعه بازار فرضیه هاى پژوهش به نظر مى رسد، سبزه میدان ها در هر شهر، از توجه ویژه اى برخوردارند و باید در نظر داشت که میدان اصلى در مرکز شهر، معرف کل شهر است. در پژوهش فرهنگى بدل کردیم که در جامعه -حاضر سبزه میدان را به قلب شهرى تاریخى امروز نیز زنده است، و خود را با آن وفق داده است. محدوده پروژه سبزه میدان قزوین از شمال با خیابان هاى نادرى و فردوسى و لبه شمالى تاریخى باغ سعادت -مغازه هاى همجوار خیابان، از جنوب با مجموعه فرهنگى و عالى قاپو که موزه اصلى شهر نیز در این حدود قرار دارد، از ضلع جنوبى با خیابان هاى پیغمبریه و هلل احمر فعلى در ارتباط است. ضلع غربى سبزه میدان ابتداى خیابان امام خمینى است که در امتداد آن بازار اصلى قزوین واقع شده و ضلع شرقى میدان با ابتداى خیابان طالقانى آغاز مى شود. Square in 2014 Pahlavi period Aerial view of the square وضعیت قبل از تحولت کالبدى محدوده باغ سعادت تصویر سبزه میدان قزوین در دوره پهلوى 1393 تصویر سبزه میدان قزوین در سال تصویر هوایى سبزه میدان شهر قزوین و بافت پیرامون

\\n

نام شهر/کشور تصویر دوره تاریخى توضیحات 1 میدان پیازا دل کامپو ایتالیا قرون وسطى از مراکز تاریخى این کشور و یکى از بزرگ ترین میدان هاى قرون وسطى در اروپا است. به دلیل زیبایى و یکپارچگى معمارى مشهور است. 2میدان سرخ مسکو/روسیه- در این میدان، کاخ کرملین و کلیساى جامع سنت باسیل قرار دارند و بسیارى از خیابان هاى اصلى مسکو به این میدان منتهى مى شوند. 3میدان ترافالگار لندن/انگلستان1845 یکى از اصلى ترین و مشهورترین میدان هاى شهر لندن و از جاذبه هاى ساخته شده و به مناسبت 1845 توریستى این شهر است. در سال بزرگداشت پیروزى در نبرد ترافالگار چنین نام گذارى شده است. 4میدان سن پیترو واتیکان/ایتالیا- .میدان بزرگى درست روبه روى کلیساى سن پیترو در واتیکان است سن پیترو به گونه اى طراحى شده تا بیشترین تعداد مردم بتوانند مراسم برکت دادنِ پاپ را که از میانه نماى کلیسا یا از پنجره کاخ واتیکان انجام مى دهد، به راحتى ببینند. 5میدان فدراسیون ملبورن/ استرلیا این میدان که یک مهندسى معمارى عالى محسوب مى شود، در رده ششم قرار دارد. 6 میدان بازار کراکوف کراکوف/ لهستان قرون وسطى این میدان که به عنوان هفتمین میدان جهان شناخته مى شود، در شهر قدیمى کراکوف واقع شده است. میدان بزرگ ترین میدان شهر در قرون وسطى به حساب مى آمد. 7 میدان پلزا کاسکو لیما/پرو- این میدان که در رتبه هشتم جهانى قرار دارد، در شهر تاریخى نظامى -سیاسى- لیما پایتخت پرو واقع است که پایتخت ادارى امپراتورى اینکاها )حکومت پرو( در گذشته به شمار مى آمد. پیشینه تاریخى سبزه میدان ها در جهان نمونه موردمطالعه: سبزه میدان هاى انگلستان اهمیت اجتماعى طبقات متوسط بال براى نخستین بار پس از قرون وسطى با ساختن سبزه میدان هاى لندن و خانه هاى اطراف آن در سیماى این شهر به منصه ظهور رسید. طبقات متوسط سبکى براى منازل مسکونى به وجود آوردند که هم نشان اطمینان به شخصیت اجتماعى آنان بود و هم استوار و پایدار. معناى سبزه میدان لغت »سبزه میدان« را 1887 یکى از فرهنگ هاى معمارى انگلیس، چاپ سال چنین تعریف مى کند: »سبزه میدان قطعه زمینى است که در آن باغچه اى محصور باشد و خود به خیابانى محاط شود که راه به خانه هاى اطراف سبزه میدان برد«. این تعریف با همه اجمال وضعیت و روحیه سبزه میدان هاى لندن را به خوبى نشان مى دهد. چنان که مى بینیم تعریف سبزه میدان به درستى با قطعه زمینى است... آغاز مى شود و سپس سیماى اصلى آن »باغچه اى محصور« ذکر مى شود )محصور از این نظر که فقط مورد استفاده ساکنان خانه هاى اطراف آن باشد( و سرانجام خانه ها که آن را احاطه مى کنند. نکته اساسى درباره سبزه میدان هاى لندن این است که همه آنها باغچه اى مرکب از چمن و درختان در میان دارند. در آغاز چون درختان هنوز جوان بودند، باغچه ها حالت شاعرانه و آرام خود را که هدف ساختن آنان بود نداشتند، زمان لزم بود تا درختان رشد یابند و در ردیف آنان دیوارى سبز به وجود آورد که نه تنها دیوار آن محفوظ کننده است و در لطافت هوا تأثیر دارد، بلکه باغچه اى دنج براى ساکنان هر ساختمان فراهم مى آورد. هویت شهرى تا زمانى که به عنوان یک هدف غایى و نهایى در طرح ها و برنامه ها مورد توجه قرار نگرفته و به عبارت دیگر، موضوعى از موضوعات طرح هاى عملیاتى نبود، مفهومى کلى تلقى مى شد، ولى از هنگامى که مثلً در معمارى و شهرسازى سخنى از هویت ایرانى یا هویت اسلمى رفت و شهر با صفت ایرانى، غربى یا شرقى متمایز شد و به دنبال آن آرا و عقاید متضاد و الگوهاى کالبدى گوناگون عرضه شد، پرداختن به مفهوم هویت و دقت در آن به صورت یک نیاز مبرم (.1388،اجتماعى آشکارتر شد )مجابى پیشینه سبزه میدان ها در ایران میدانى که در آن سبزه بوده. میدانى که به سبزه و گل و گیاه آراسته بود (.1320،)دهخدا میلدى )اواسط سلطنت 1859 دکتر هینریش بروگش که در سال ناصرالدین شاه( به عنوان مستشار همراه اعضاى سفارت دولت پروس به ایران آمد، درمورد سبزه میدان مى نویسد: »... کاروان ما از خیابان هاى متعدد و کوچه هایى تنگ و باریک و بالخره بازار سقف دار که تابستان ها خیلى خنک و مطبوع است گذشت. در طول راه از جلوى قراولخانه هایى که در آنها سربازان مستقر بودند، گذشتیم و آنها با بلند کردن تفنگ هاى خود سلم نظامى مى دادند. بالخره پس از آنکه بیش از یک ساعت راهى پر پیچ وخم و دورودراز را طى کردیم وارد میدان بزرگى شدیم که وسط آن گل کارى بود و اطراف آن فروشندگانى سبزى و میوه مى فروختند. این میدان معروف به سبزه میدان بود و در سمت راست آن دروازه اى از سنگ با سردر کاشى وجود داشت که بالى آن درفش هاى متعدد ایران در اهتزاز بودند و فرتورهایى از سربازان و سلح هاى آنها روى کاشى هاى سردر دیده مى شد.« سبزه میدان در زمان ناصرالدین شاه علوه بر مرکزیت بازرگانى، مرکز گردهمایى اهالى تهران در مراسم مختلف بود. از جمله در ماه محرم و به خصوص روز عاشورا که دسته هاى محلت شهر در کوچه و بازار به حرکت در مى آمدند، همگى در سبزه میدان جمع مى شدند و به عزادارى و سینه زنى مى پرداختند. سبزه میدان در دوره پهلوى اول همگام با رشد سریع شهر، حصار قاجارى شهر همراه با دروازه هاى آن منهدم و نمونه هاى مشابه سبزه میدان ها در جهان جدول مدل مقایسه نمونه هاى مشابه در جهان

\\n

خیابان جدید ساخته شد. در همین زمان خیابان که به خیابان جبه خانه تغییر نام داده بود، تعریض شد و به خیابان بوذرجمهرى تغییر نام یافت. مفهوم حضور سبزه میدان ها در شهر در این تعریف شهر را به عنوان یک مجموعه کامل در نظر خواهیم داشت و هدف نهایى نوعى ارتباط منطقى بین عناصر تشکیل دهنده آن است. در محدوده شهرى و فراشهرى، هرگاه بتوان عناصرى مانند منطقه مسکونى، مسیرهاى ارتباطى، پارك ها، محیط هاى تاریخى، محیط هاى تفریحى، محیط هاى فرهنگى، پارك هاى جنگلى و غیره را در یک مدار از قبل طراحى شده قرار داد، مى توان به نتیجه رسید. اگر در این برقرارى ارتباط تنها به مسیرهاى خیابانى و سواره رو اکتفا کنیم، رفته رفته از هدف اصلى دور خواهیم شد. سبزه میدان قزوین به مانند مغز شهر است که مى تواند به کل محیط اسکان یا فرااسکان شهرى فرمان دهد. این فرمان ها در بسته هاى مختلفى طبقه بندى مى شوند و در کل ساختار شهرى و بافت تاریخى مى توانند به نرم افزارهاى بنیادى زیست شهر بدل شوند. شاید در اولین بررسى ها، این تئورى را یک تئورى موضعى براى بافت هاى تاریخى و شهرى بدانند، اما این تئورى هیچ گاه موضعى ادامه کار نخواهد داد و دلیل این حکم، تعریف و طراحى مدار هوشمند ارتباطى عناصر شهرى است. سبزه میدان شهر قزوین داراى نقاط روشنى است که مى توان طرحى متناسب با بافت معمارى بومى و تاریخى را براى آن اجرا کنیم. در حال حاضر را در خود 75 تا45 این میدان داراى مخاطبان بسیار کمى است که از رده سنى جاى مى دهد و آن هم در مقاطعى از روز. این رینگ پیاده تنها به گذرى ارتباطى بدل شده که البته عامل مثبتى است، اما درصورتى که عوامل دیگر در آن حضور داشته باشند. این عوامل شامل قرار ملقات اشخاص تا اتفاقات مهم شهرى مانند برگزارى نمایش، سخنرانى هاى مهم و غیره است. براى حصول این نتیجه هیچ مطلقى وجود ندارد و باید در ابعاد مختلفى بررسى شود، مانند رعایت الگوهاى تاریخى چهل ستون و ارزش هاى -معمارى بومى، حفظ مقام مکان فرهنگى مذهبى بقعه چهارانبیا و غیره. از نظر کالبدى سبزه میدان شهر قزوین داراى عناصر کالبدى بسیارى است که معنى و کاربرد خاصى ندارند. عدم رعایت محاسبات در نورپردازى و عدم رعایت ایمنى در تأسیسات و غیره یکى دیگر از مشکلت فعلى سبزه میدان قزوین است. استراتژى و روش کار عملى است که به مسائل ذیل -این بخش شامل مجموعه اى از اقدامات پژوهشى مى پردازد: اهداف اصلى طرح: مدرن سازى بافت محدوده با استفاده از الگوى طراحى مینیمال، بازگرداندن معمارى بومى منطقه، ایجاد زیرساختارهاى گردشگرى و همچنین افزایش بنیه کارکردپذیرى محدوده سبزه میدان در اشکال تعامل هاى اجتماعى. مسائل و مشکلت عمده: تراکم بال و عدم وجود کنترل جمعیت، کمبود شدید زیرساختارهاى گردشگرى، عدم وجود الگوهاى معمارى بومى، بى توجهى به عناصر تاریخى و بومى موجود در محدوده، ترافیک زیاد و حضور وسایل نقلیه موتورى. توان و استعدادهاى منطقه: وجود فرصت هاى تاریخى و فرهنگى بنا بر وجود عمارت چهل ستون و باغ آن، مرکزیت سبزه میدان به عنوان مرکز شهرى، محل استقرار بانک هاى مهم شهر در محدوده، ارتباطات متناسب با بافت تاریخى و بافت جدید. سیاست ها و راهبردهاى حمل و نقل، تأسیسات و تجهیزات شهرى: طراحى شبکه کنترل شده براى ورود وسایل نقلیه موتورى )عمومى و شخصى(، تقویت استفاده از وسایل نقلیه عمومى، استفاده از دوچرخه براى ورود به بافت تاریخى. ساختارى با رویکرد اجرایى.- شیوه برنامه ریزى: راهبردى بازسازى)تخریب(.- ( نوسازى)احیا- (شیوه اقدام: بهسازى)ابقا (.1379،موضوعى)هنرور-روش مداخله: طرح هاى موضعى اصول برنامه هاى توانبخشى فضاى سبزه میدان طبق ملحظات مرمت شهرى : بازگشت مورفولوژى بدنه هاى اطراف سبزه میدان )ضلع شمالى، شرقى و 1 ماده جنوبى( طبق الگوهاى اصیل با رویکرد ساماندهى منظر شهرى. با توجه به آشفتگى شدید نماهاى متعدد با فرم ها و رنگ هاى مختلف توسط مالکان و ساکنان محدوده حاصل شده است، مى بایست اصولى را براى پاك سازى بدنه هاى اطراف در طرح پیشنهادى تعریف کرد. این اصول با رویکردى خنثى و با حداقل مداخله طراحى شده. : اصلح تیپولوژى)پلن( سبزه میدان بر اساس حذف عناصر اضافى کالبدى. 2ماده حذف تمام عناصر اضافى موجود در سبزه میدان از قبیل آب نماها و چمن هاى اضافى و ایجاد فرصت عبور از محورهاى مرکزى با توجه به محل قرارگیرى چهل ستون و الگوهاى باغ هاى ایرانى. : انتخاب مصالح بومى و تاحدامکان خنثى براى اجراى عناصر طرح 3ماده پیشنهادى مانند کف سازى، سکوها، آب نماها و... . : تعریف دستورکارهایى براى تقویت مکانى سبزه میدان براى گردشگران. 4ماده استقرار راهنماى تور، موزه سرباز محلى در میدان، گیشه هاى فروش محصولت فرهنگى، فروش اغذیه سبک، طراحى بخشى از سبزه میدان براى برگزارى مراسم محلى، تئاتر و غیره، طرح ریزى برنامه هاى مختلف فرهنگى، هنرى، اجتماعى و همچنین انجام سخنرانى هاى مهم مدیریتى براى مردم شهر در محل سبزه میدان. : کنترل ترافیک در مقاطعى از روز براى جلوگیرى از ورود بیش از حد 5ماده وسایل نقلیه موتورى به محدوده سبزه میدان و تقویت وسایل نقلیه عمومى همچنین طراحى پارکینگ بزرگ در نزدیکى محدوده سبزه میدان. : تعریف سیاست هایى براى تمرکز و ورود شهروندان بومى و محلى به داخل 6ماده سبزه میدان براى انجام امور روزانه مانند انجام امور بانکى و غیره و همچنین استقرار کاربرى هایى مانند آژانس مسافرتى، هتل، رستوران و غیره، همچنین حذف مشاغل درجه دوم از محوریت محدوده پروژه. نتیجه این مقاله تمام تلش خود را در احیاى فضاهاى شهرى با نمونه موردى سبزه میدان قزوین انجام داده تا بتوان روحیه استفاده از فضاهاى شهرى را در میان شهروندان پرورش داد. محل زندگى تنها خانه و محل کار نیست. دراین بین، عنصر اصلى و مهمى با عنوان فضاى شهرى نیز وجود دارد تا بتوان ساعاتى را در آن سپرى کرد. این مقاله بر پایه هاى رعایت معمارى بومى و ارزش نهادن به فرهنگ و تاریخ شهر قزوین طرح ریزى شده و در کنار این اتفاق، به بازتولید یک فضاى شهرى مفید نگاه داشته است. * کارشناس ارشد مرمت و احیاى بناها و بافت هاى تاریخى. منابع: اردلن، نادر. منشور حقوق اسکان، چاپ اول، تهران، نشر یادآوران.- . بحرینى، سید حسین. فرایند طراحى شهرى، چاپ دوم، تهران، دانشگاه تهران- توسلى، محمود. »اصطلح شناسى نوسازى و بهسازى شهرى«، مجله هفت شهر، فصلنامه عمران و- .، تهران2 بهسازى شهرى، شماره حبیبى، سید محسن و مقصودى، ملیحه. مرمت شهرى، چاپ سوم، تهران، انتشارات دانشگاه تهران.- حبیبى، سید محسن و پوراحمد، احمد و مشکینى، ابوالفضل. بهسازى و نوسازى بافت هاى کهن- .شهرى، چاپ اول، تهران، نشر انتخاب دبیرسیاقى، سید محمد. سیر تاریخى بناى شهر قزوین و بناهاى آن، چاپ سوم، اداره کل میراث - .فرهنگى و گردشگرى استان قزوین فرشته نژاد، سید مرتضى. فرهنگ معمارى و مرمت معمارى، چاپ اول، انتشارات ارکان دانش.- فلمکى، محمد منصور. باززنده سازى بناها و شهرهاى تاریخى، چاپ هفتم، تهران، انتشارات دانشگاه- .تهران گلریز، سید محمد على. مینودر یا باب الجنه قزوین، چاپ اول، قزوین، سازمان میراث فرهنگى و گردشگرى استان قزوین. مجابى، سید مهدى. در جستجوى هویت شهرى قزوین، چاپ اول، تهران، مرکز مطالعاتى و - .تحقیقاتى شهرسازى و معمارى - Antoniou, Jim. Historic Cairo” Architectural review,1998, Washington DC. - Middeltan, Michael. Man made the town, 1987,Baltimore renewal badlley head, London. - Norham,Ray M, Urban Geography,1975, John Wiley, London.

\\n

على اکبر صارمى: انسانى که معمارى، نقاشى و موسیقى را مى شناخت گفتگوى على کیافر با على اکبر صارمىAli Kiafar interview with Ali Akbar Saremi ALI AKBAR SAREMI: A MAN WHO KNEW ARCHITECTURE, PAINTING AND MUSIC با دکتر على اکبر صارمى آشنا شدم. هر دو در دفتر مهندسان1354 سال مشاور على سردار افخمى کار مى کردیم. او بعد از پایان دوره معمارى دانشکده هنرهاى زیباى دانشگاه تهران و دوره دکتراى معمارى دانشگاه پنسیلوانیاى امریکا به ایران برگشته بود و من دانشجوى جوانى در دانشکده معمارى و شهرسازى دانشگاه ملى ایران )شهید بهشتى امروز( بودم، با چند سال تجربه کار حرفه اى. او از لویى کان که آموزگارش بود، بسیار یاد و نقل قول مى کرد، و من هم تشنه شنیدن و یادگیرى بودم. هر دو هم در آن دفتر روى پروژه دانشگاه صنعتى اصفهان که قرار بود شاخه جدید دانشگاه آریامهر آن زمان هرکدام روى بخشى از پروژه به - )دانشگاه شریف امروز( باشد، کار مى کردیم علت وسعت زیاد آن. او مسئول طراحى چند ساختمان بود و من در طراحى و اجرایى کردن نقشه هاى ساختمان هاى دیگر همان دانشگاه شرکت داشتم. سالى از من بزرگ تر بود، با هم دوست شدیم. علوه بر گفتگوهاى 10 با اینکه زیاد در دفتر به خصوص درباره معمارى در غرب و آموزش آن در امریکا، او بود که به علقه تازه پاگرفته من براى ادامه تحصیل در خارج بسیار افزود. من براى ادامه تحصیل - بیش از یک سال قبل از انقلب- دو سال بعد به امریکا رفتم. او هم بعد از انقلب، مهندسان مشاور سردار افخمى را ترك کرد و دفتر معمارى خود را بنیاد گذاشت. دیگر ندیدمش تا چند سال پیش که به کالیفرنیا مى آمد ولى من همان روز که او به شهر محل اقامت من مى رسید عازم ایران بودم! تنها توانستیم دو ساعتى کوتاه با هم گفتگو کنیم و از خاطرات مشترك یاد کنیم. جالب اینکه بسیارى از جزئیات زمانى که با هم در دفتر سردار بودیم و صحبت هایى که با هم کرده بودیم را به یاد داشت. دو ماه بعد درمورد سه جلد کتابم، که به گفتمان دگرگونى هاى معمارى و شهرسازى ایران در دوران مدرن مى پردازد، گفتگویى مفصل با او داشتم. با کمال میل به هر آنچه مطرح کردم پاسخ داد و بحث کرد. حتى آنجا که او را به چالش کشیدم. ازجمله اینکه معمارى ایرانى را چگونه مى شود در طرح هاى او جستجو کرد؟ و او که زیاد به ایران علقه داشت، »ایرانى« بودن معمارى در کدام - اگر به لزوم حضور چنین ویژگى در معمارى امروز باور دارد- خود را کار یا گوشه از طرح هاى خود مى بیند؟ و این آخرین بارى بود که با او گفتگو مى کردم بدون آنکه هیچ کدام بدانیم. قرار دیدار در ایران را گذاشتیم، هر زمان که من به ایران بیایم. دریغا که این دیدار ممکن نشد. عشق على صارمى به حرفه معمارى در کارهایش بسیار نمایان بود. تا واپسین روز زندگى دغدغه معمارى و به یادگار گذاردن ارثیه خود را داشت. پوریا مژده، معمار جوانى که در چند سال گذشته همکار من در بخش هایى 1393 از پژوهش کتاب هایم در ایران بوده، نقل مى کند که اواسط پاییز سال با دکتر صارمى براى دریافت پاره اى مدارك براى تدوین و چاپ کتاب من تماس گرفته است. مکالمه آنها برخلف آنچه پوریا پیشاپیش در ذهن داشته کوتاه و گذرا نبوده - براساس تجربه با چند معمار و پیشکسوت این حوزه- و بیش از یک ساعت و نیم به درازا انجامیده است. على صارمى از مفهوم و معناى اسم خانوادگى »مژده« و مسئولیت هاى یک معمار از توجه به خود، نام خود، تا معنابخشى آن به محیط پیرامون گفته و حرف هایش راهنمایى هاى دلسوزانه اى داشته است. در آخر گفتگو گفته: »ما تا آخرین لحظه در هر حرفه اى که فعالیت مى کنیم نباید دست از حساسیت و نکته سنجى و خلقیت برداریم. پیوسته پویایى در حرفه و تخصص ما باید جلوه گر باشد. از همین I met Dr Ali Akbar Saremi in 1975. We were both working at Ali Sardar Afkhami Consulting Engineers. Back then, he had just returned to Iran after finishing his studies in architecture at the Fine Arts Faculty of Tehran University and after doing a PhD in architecture at the University of Pennsylvania. I was a young student at the Faculty of Architecture and Urbanism at the National University of Iran (today’s Shahid Beheshti University) and had several years of professional experience. He quoted his teacher, Louis Kahn, a lot, and I was eager to listen to him and learn from him. We both worked in that office on the project of designing Isfahan University of Technology, which was supposed to be the new branch of Aryamehr University of Technology. Due to the large scale of the project, each of us worked on one part of it. He was in charge of designing a number of buildings and I took part in designing and executing other buildings in that univer- sity. Although he was ten years older than me, we became friends. In addition to our regular discussions at the office regarding the situation of architecture in the West and how it is taught in the US, he increased my emerging interest in studying abroad. Two years later (more than a year before the revolu- tion) I went to the US to continue my studies. He too, quit Sardar Afkhami Consulting Engineers and founded his own architectural office. I did not see him until some years ago when he visited California. I was leaving for Iran on the same day that he reached my city of residence! We could only converse two short hours and talk about our shared memories. It was interesting how he remembered many details of our conversations from the time when we both worked at Sardar’s office. Two months later I had a detailed interview with him about the three volumes of my book which dealt with the developments of Iranian architecture and urbanism in the modern period. He happily answered any question I put forward and discussed them, even when I challenged him. (For instance, I challenged him on how one can find Iranian Architecture in his work, or which designs or parts of them he, as someone with a great liking for Iran, finds to have an ‘Iranian’ quality ‘in case he believed such quality was necessary in contemporary architecture.’) This was the last time I had a dialogue with him, without any of us being aware of it. We arranged to meet in Iran the next I would go there. Alas, that meeting was never realised. Ali Saremi’s love for architectural profession was clear- ly visible in his works. Until his last day, he was concerned with architecture and with leaving behind a legacy. گفتگو گفتگو

\n

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفری باشید که نظر می‌دهید.