«این مملکت را میترا و آناهیتا به من ارزانی داشتند و باشد که این مملکت را نگهداری کنند.»
— سنگنوشتهای از زمان اردشیر دوم هخامنشی
آب
ایرانیان باستان بر این باور بودند که گرداننده نظام هستی عناصر چهارگانه مقدس آب، خاک، باد و آتشاند و برای هر یک اسطورههایی میشناختند.۱ آب به عنوان عنصر اصلی حیات نماد پاکی، برکت، نعمت و رویش بوده است. بنابراین باران و آب مسئلهای حیاتی به شمار میرفت و هنگامی که ابرها پراکنده میشدند و باران نمیبارید، گمان آن میرفت که اهریمن خشکی ابرها را پراکنده ساخته و موجب خشکسالی شده است، از این رو ایزدان باران را به یاری میطلبیدند تا بار دیگر باران ببارد.
ایرانیان باستان بر این باور بودند که قطرات باران را ایزد تشتر (تیشتریه) ساخت و باد آنها را به یک سو برد تا از آن دریای کیهانی (فراخکرد)، وروکشه، یا دریای بیانتها را تشکیل دهد که آن سوی قله البرز قرار داشت. این دریا چنان وسیع بوده که هزاران دریاچه را دربرمیگرفته است و این دریاچهها چشمههای ایزدبانو آناهیتا بودهاند. در یشتها، «آبان یشت» و «تیریشت» نیز درباره اهمیت و احترام آب، بحث و آب موجودی مینوی قابل نیایش معرفی شده است. و آناهیتا به عنوان ایزدبانوی آب و باروری و پاکیزگی، بارها و به مناسبتهای مختلف ستوده شده است. به این سبب در فرهنگ و تمدن کهن ایران نقوش و نشانهها و نیایشگاههایی وجود داشته که جلوهگر اهمیت و جایگاه اسطورهای آب بودهاند.
اسطوره و کاربرد نمادین آب
در آثار تمدن کهن، وجود نیروهای فوق طبیعی در قالب تصاویر طبیعی ملموس است و زندگی آدمیان را با نیروهای آسمانی پیوند میزند. به ویژه از زمانی که شیوه تولید کشاورزی گسترش یافت. حاصلخیزی و باروری اهمیت فراوان داشته است و ایزد بانوان باروری از جمله آناهیتا جایگاهی ویژه در فرهنگ کهن داشتهاند و نیایشگاههای متعدد برای آنها برپا داشتهاند.
اسطوره از چگونگی باور تمدنهای قدیم حکایت میکند، معماری کهن ما خود جلوهای از سرزمینهای مثالی، کهنالگوها و اسطورههاست و با گشودن افق به این عالم به مکانی راه مییابیم که در آن صورت و معنا چنان به هم پیوسته و جسم و روح چنان به هم آمیختهاند که ادراک فضا همان حال درون و دید بیواسطه و حضور در ساحت اساطیری است. کیفیات مکان به صورت حالات درونی ادراک میشوند و این نقل و انتقال کهنالگوهاست که اعتبار روحانی صورتها را تضمین میکند.۲
آفرینش کیهان از آب، پاکیزگی با آب، چشمههای مقدس و مفاهیم بسیار دیگر در تمدن ما نشان از جایگاه ویژه آن در سرزمین کهن دارد، آب، سرچشمه، منشأ و زهدان همه امکانات هستی است. حضور آب در فرهنگ و آداب و رسوم، باورها، آیینها، داستان و جشنها حاکی از اهمیت آب در نظام معنایی مردمان دوران کهن بوده است. برای آنها آب عنصر نخستین و زایش همه چیز از آن بوده است.
در یک روایت از اسطورههای ایرانی (چنین گویند که این آفرینش نخست، همه آب سرشکی بود. مردمان نیز از آب سرشکی میباشند)۳ و در دیدگاهی دیگر چنان که در بندهش میخوانیم (نخست، آسمان را آفرید... دیگر، آب را آفرید به پنجاه و پنج روز) از گوهر آسمان آب آفریده شد و در جای دیگر چنین بیان شده (از آفریدگان مادی، نخست آسمان، دیگر آب، سدیگر زمین چهارم گیاه، پنجم گوسفند، ششم مردم و هفتم خود هرمزد) است.
در این دیدگاه زمین نیز از آب، که نشانی است از تجدید حیات و نوزایی به وجود آمده است. به این دلیل که آنها مشاهده میکردند که طبیعت بیجان با کمک آب جانی دوباره و طراوت مییابد. به همین دلیل، مردمان باستان، به قدرت جانبخشی و آفرینندگی آب ایمان آورده و آن را عنصری حیاتی برای آفرینندگی میشناختند.۴ شناختن آب به عنوان اولین آفریدههای خالق در دو تمدن ایران و هند مشترک بوده است و مقدس دانستن این عنصر حیاتبخش باعث میشد ایزدی را نگهبان آن بدانند. در این باور خداوند در روز یازدهم اسفند روز (خور) آب را آفریده است و دو فرشته نگهبان با نامهای اپمنبات و آناهیتا فرشته آب شناخته میشدند.
آناهیتا
ایزد بانوی آب در اسطوره ایرانی با نام اردویسورآناهیتا به معنی رود (آب) نیرومند پاک است که با این ایزد بانو، مفاهیمی چون آب، باران، فراوانی، رستنیها، حاصلخیزی، برکت و زایش و پیروزی همراه است، او سرچشمه همه آبهای روی زمین و منبع همه باروریهاست.
در متون کهن، آناهیتا را چنان با دقت و جزئیات توصیف کردهاند که با سنتهای بسیار کهن، نگارهها و آیینهای پرستش او، در ارتباط بودهاند. و در تصویرسازی و هنرهای تجسمی این ایزد به آبهای روان پرقدرتی بدل میشود و به عنوان ملکهای اساطیری ظاهر میشود. نیرو و توان، زیبایی و شکوه، حاصلخیزی و جنگاوری او و توانمندیهای او، همه در یک جا جمع شده تا تصویری بسیار واقعی از او بسازد. چنین تصویری، کانون توجه طبیعی و جذابی برای آرزوها و درخواستها بود و بر اساس اوستا و کتیبههای سلطنتی سه شاهنشاهی متوالی در ایران، آناهیتا و میثره قدرتمندترین ایزدانی هستند که خدای بزرگ، اهوره مزدا، آفریده است.
بنا بر تصویر آناهیتا در یشتها، این ایزد بانو به صورت دوشیزهای بسیار زیبا و بلندبالا و پریپیکر، نیرومند و درخشان، پاک و آزاده، تنپوشی زرین بر دارد و در دستش دستآویزهای گرانبها و بر گردنش سینهآویزی از گوهر ناب است. او تاج هشتپر ستارهای بر سر دارد. و همان گونه که شیوه اوست، گوشوارههای زرین چهارگوشهای از گوش آویخته است.
این توصیفهای روشن و گویا نشاندهنده این واقعیت است که از زمانهای باستان، تندیسهای این ایزد بانو در آیینهای نیایش او به کار میرفته است.
معماری آیینی
همان گونه که بیان شد در اغلب تمدنهای کهن ربالنوعهای باروری و حاصلخیزی وجود داشته و انسانها برای جلب رضایت این ایزدان نیایشگاههایی برپا و نذرهایی را به پیشگاه آنها تقدیم میکردند. در ایران نیز مبارزه کشاورزان با خشکسالی تقدس آناهیتا را با خود داشت. و به او در کنار اهورا مزدا جایگاهی ویژه داده شد چنان که پلوتارک مینویسد آداب تاجگذاری اردشیر دوم هخامنشی در پاسارگاد توسط روحانی پارسی در پرستشگاه متعلق به آناهیتا انجام گرفت. همچنین در سراسر سرزمینهای پارس مجسمههایی از او توسط اردشیر دوم بر پا شده بود و ملکه نماد زمینی آناهیتا محسوب میشد.
و معماری به عنوان هنر طراحی فضا انعکاسی از اندیشه، فلسفه، باورها و نحوه زیست مردمانی است که در دوران مختلف میزیستهاند. این عقاید و مفاهیم انتزاعی در شکلگیری گونهای از بناها تجسم و تبلور مییابد که آنها را با نام معماری آیینی یا نیایشگاهی (نیایشگاه، آتشکده، کلیسا و مسجد) میشناسیم. این بناها اغلب در میانه شهر مکانیابی و به عنوان رکن اصلی آن در نظر گرفته میشدند و گاه ساختار اصلی و شکل شهر به تبعیت از آنها تکامل مییافتند.
نیایشگاه آناهیتا در بیشاپور
دقیقاً در میانه محله شاهی و در میانه فاصله دو ضلع شمال شرقی و جنوب غربی نیایشگاهی قرارگرفته، بنایی سنگی و مکعبی شکل در دل زمین که برای نمایش عنصر مقدس آب بنا شدهاند. سنگها، بدون ملات و تنها با استفاده از بستهای آهنی به یکدیگر قفل شدهاند. دورتا دور فضای میانی نیایشگاه فاقد پوشش بوده و با راهرویی احاطه شده است.
در کتیبهای در کعبه زرتشت در زمان شاپور دوم نوشته شده که برای ملکه آذرآناهیتا در پایتخت خود بیشاپور نیایشگاهی ساختم که نخستین نیایشگاه ساخته شده برای پرستش الهه آب (آناهیتا) در دوره ساسانی است. بنایی سنگی که از نظر تکنیک و ساختار معماری با دیگر بناهای موجود در بیشاپور تفاوت دارد و مکانیابی و جهتیابی این بنا در جوار کاخها نشان از قدمت این بنا، و مرکزیت و محوریت بنا مشابه قرارگیری ساختمان مرتفع در مرکز شهر گور است. برای این نیایشگاه هیچ گونه فضای پیش ورودی در نظر گرفته نشده است و پلههای ورودی نیایشگاه در تقاطع دالانهای شمالی و غربی کاخ چلیپایی شروع میشود.
بنای نیایشگاه پایینتر از سطح زمین ساخته شده است که به گفته علی اکبر سرافراز یکی از اهداف ساخت بنا در گودی، امکان وارد کردن آب از قناتی است که با فاصله ۲۵۰ متری از انشعاب رودخانه شاپور آب را به بنا منتقل میکرده و شالوده مکعب منفی حفرشده به گونهای طراحی شده است تا قنات را در این محل قطع و از آب آن استفاده کنند. روند سرعت ورود و خروج آب به گونهای تنظیم میشد که همواره سطح آب ثابت بماند. به گفته دکتر سرافراز سنگبنای این پرستشگاه خود تقسیم و تنظیمکننده آب قنات بوده و اتاقکی در مقابل آن برای نگهبان آب قرار داشته است. و به منظور جریان متناسب آب در مجرای پرستشگاه و ورود آب دو حفره کوچک قابل کنترل درون سنگهای کفپوش کنده شده است. و در انتهای خروجی آب، چاهی به عمق ۴ متر در مرکز حوض قرار داشته که با ۴ قطعه سنگ مربعی ۹۰ سانتیمتری مشابه سنگهای کفپوش پنهان شده است.
معماری بنا
پس از پایین آمدن از ۲۴ پله و راهرویی دهلیزمانند از ضلع جنوب که ورودی اصلی بناست، به فضای اصلی و حیاطی مربع شکل با طول و عرض ۱۴ متر میرسیم که با دیوارهایی هم اندازه با ابعاد حیاط احاطه شدهاند و فضایی مکعبی شکل را تشکیل دادهاند. از ارتفاع دیوارها ۶ متر در داخل زمین و ۸ متر در ارتفاع بالاتر از آن قرار داشته که بخش زیادی از آن تخریب شده است.
در جداره شمالی چهار مجسمه گاو۵ در برابر ورودی اصلی بنا قرار داشته که از آن هم چیزی جز دو برآمدگی سنگی برجای نمانده است و به عنوان نماد الوهیت و نشانی از قدرت و جلال بودهاند. در هریک از اضلاع این مکعبها بازشویی با تاج درگاههایی مشابه با تزئینات معماری هخامنشی و به ارتفاع ۴ متر قرار دارد و شیوه اتصال درگاهها به صورت فارسی است. در وسط هریک از ورودیها مجرای آبی در سنگهای زیرین حجاری شده تا در مراسم خاص آب از این طریق به درون نیایشگاه جاری شود.
در میان این فضا مکعبی با عمق ۴۰ سانتیمتر پایینتر از کف و ابعاد ۱۰/۱۱ در ۱۰/۱۱ قرار گرفته و دورتادور آن سکویی به اندازه ۱۴۰ سانتیمتر قرار گرفته است. در اطراف نیایشگاه چهار دالان قرار دارد که با طاق آهنگ مسقف شدهاند، به جز دالان جنوبی بقیه با طول ۲۲ متر و عرض ۱/۸۳ با کانالهای آب عملکرد انتقال آب به حوض مرکزی را داشتهاند. دالان جنوبی در دیواره جنوبی با عرض کمتر و ارتفاع بلندتری از کف است. در دو طرف این دالان دو بازشو به دالانهای شرقی و غربی قرار دارد که امکان تماشای گردش آب را به ستایشگران میداده است.
به دلیل استفاده نمادین در ستایش آب این بنا مسقف نبوده تا در روشنایی و نور، نیایشگر تصویر خود را در حوض صحن مرکزی همانند آیینه مشاهده کند و به این ترتیب در ستایش و تقدس آب در مرکز بنا آیینهای از آب با نقش انعکاس هستی شکل میگیرد.
شهر بیشاپور
شهر بیشاپور از گسترش یک روستا شکل نگرفت بلکه به فرمان شاپور دوم با طرح مشخص ساخته شد، شناخت نیایشگاه آناهیتا با بررسی طرح این شهر بهتر درک میشود. بیشاپور شهری مستطیل شکل با خیابانهای شطرنجی عمود بر هم در دو راستای شمالی-جنوبی و شرقی-غربی در کنار راه شاهی ساسانی و رودخانه شاهرود قرار گرفته بود و مکان گذر مسیرهای باستانی از جمله گور به تیسفون و مسیر شمال-جنوب به سمت خلیج فارس بوده که بر اهمیت آن میافزوده است.
شهر به دستور شاپور، دومین پادشاه عهد ساسانی (۲۴۰ تا ۲۴۳ میلادی)، در حوزه کوههای زاگرس و در کمترین فاصله میان این ارتفاعات و خلیج فارس شکل گرفت. شاپور در سال ۲۶۰ م. پس از پیروزی بر والرین (امپراتور روم) دشمن دیرینه خود، ساخت این مجموعه شاهی را در بیشاپور آغاز کرد.
از مشخصههای طراحی شهرها در آن زمان، تعامل طرح شهری با طبیعت و استفاده از عوارض طبیعی در ترکیب با هندسه بود که این الگو در شهرهای ساسانی همچون استخر رعایت شده است. نظم و هندسهای که در بیشاپور در همجواری با کوهها، تنگه چوگان و رودخانه به خوبی رعایت شده و نشان از یک طرح دقیق شهری پیش از پیدایش آن دارد.۶
در گزارش مطالعاتی از بیشاپور در سال ۱۹۳۵ یک کروکی از تالبوت رایس وجود دارد که نشان میدهد شهر با خندقها، تپههای بزرگ باستانی و رودخانه محصور شده است. و دو محور اصلی در میانه شهر یکدیگر را قطع میکنند. در مطالعات بعدی گیرشمن و اندره هاردی بناهای شهری در نقشهای دقیقتر ترسیم شدند و بر الگوی شطرنجی یا هیپودام یونانی در بیشاپور تأکید شده است.
از دیگر ویژگیهای اصلی بیشاپور، همجواری با منابع آبی است. وجود رودخانه شاپور که همیشه آب در آن جاری است و سه چشمه ساسان، سراب اردشیر و سراب دختَرون با حوضچههای متعدد از پتانسیلهای اصلی زیست در این منطقه است. مجموعه بیشاپور شامل کاخهای اختصاصی، بار عام، یک نیایشگاه برای پاسداشت ایزد آب و تالار پذیرایی با نام پیسپیسه بود. تالار اصلی کاخ دارای الگویی چلیپایی است که به دنبال چلیپای نوشیجان تپه در معماری ساسانی ظاهر شده است.
در صورتی که حضور معماری غرب (روم باستان) را میتوان در آرایههای بنا مشاهده کرد، نیایشگاه آناهیتا که در بخش غربی اتاق چلیپایی قرار گرفته، الگویی کاملاً بومی دارد که مشابه آن در معماری کاخ پارتانیسا (یا کاخ نسا) و در نیایشگاه آناهیتای هترا دیده میشود. در نزدیکی کاخ و نیایشگاه، بنای یادبود شاپور با عنوان ستونهای یادبود روی صفهای سنگی و با سرستونهای کورنتین در مرکز شهر قرار گرفته است.
نیایشگاه آناهیتا در کنگاور
نیایشگاه آناهیتا بنایی بزرگ و با سنگهای تراش خورده ساختاری بزرگ و بااهمیت است که در امتداد راه خراسان بزرگ و میانه شهر امروزی کنگاور در ۹۰ کیلومتری شرق کرمانشاه قرار گرفته است. این بنا روی تپهای طبیعی به نام گچ کن (ناهید) با ارتفاع ۳۲ متر از زمینهای اطراف ساخته شده است و در سه ضلع شرق، غرب و جنوب دیواری با لاشه سنگ و ملات گچ با ردیفی از ستونهای قطور ساده و بدون تزئین دارد.
به بیان کامبخش «طرح کالبدی حقیقی معماری که به اعتبار کاوشهای باستانشناسی، سر از حجاب خاک بیرون آورده صفه و محوطه چهارگوشی است به ابعاد ۲۱۰ در ۲۰۸ متر که در جبهه جنوبی آن دیواری قرار دارد به قطر ۱۸/۵ متر، آراسته به ۲۴ ستون با نسبتی مساوی در دو طرف پلکانی هر یک به طول ۳۰ متر که یک مهتابی به درازای ۹۴ متر را در میان گرفتهاند.»
در مرکز بنا نیز صفهای مستطیل شکل در راستای شرقی-غربی و با ارتفاع ۳ تا ۴ متر قرار دارد. نیایشگاه اصلی که روی صفهای بلند و سنگی قرار گرفته، هندسهای چهارگوش داشته و دور تا دور آن با رواقهایی پوشیده شده است که به گونهای یادآور نیایشگاههای شبه یونانی هترا است و نفوذ سنتهای یونانی در معماری دوره پارتی را تأیید میکند. نیایشگاه به تبعیت از الگوهای یونانی، هستهای مرکزی به شکل مستطیل دارد که به شیوه دور ستونی از سنگ ساخته شده است (۱۱ ستون به طول مستطیل و ۶ ستون به سمت عرض).۷
اوژن فلاندن و پاسکال کست نیز در سفرنامه خود با توصیف دقیق از کنگاور، معماری بنای آناهیتا را برداشتی از سبک دوریک و کورنتین سبک یونانی میدانند و آن را با نیایشگاه پالمیرای یونانی در کشور سوریه مقایسه میکنند. این ادعا همچنین توسط هرتسفلد، مالکوم کالج و کلمان هورا نیز تأیید شده است. کالج معتقد است که معماری پارتی مجموعهای از اشکال کهن یونانی را گرفته اما آنها را دگرگون ساخته و بدان غنا بخشیده و شکلهای شرقی را نیز چاشنی آنها کرده است.
در برابر این نظریات باستانشناسان ایرانی همچون علی اکبر سرافراز، اردشیر خدادادیان، مسعود آذرنوش و سیفالله کامبخش این برداشتها را نادرست تلقی میکنند و سبک این بنا را به شیوه معماری هخامنشی میدانند، آنها همچنین بر ایرانی بودن صفه بنا تأکید کردهاند و آن را مشابه نمونه تخت جمشید و تخت فرهاد کنده در بیستون و صفه سرمج میدانند. علی اکبر حیدری در پژوهشی عوامل زیر را از شاخصههای اصلی معماری ایرانی میداند:
- ساخت بنا روی تپه ناهید کنگاور
- ساختار صفه نیایشگاه در سه سطح با فرم زیگوراتی
- مکان آتش بر فراز تپه برای مراسم فضای باز
- ایجاد محوطهی روباز پیرامون جایگاه آتش و محصور با ردیف ستونها
- دیوارچینی گرداگرد تپه ناهید
- پلکان اصلی دوطرفه ورودی
- پلان مربعی شکل صفه اصلی
- مصالح اصلی سنگ و گچ
علاوه بر سبک بنا، تاریخچه، کاربری، معماری و سازه بنای نیایشگاه آناهیتا در کنگاور از موضوعات بحثبرانگیز در میان باستانشناسان و صاحبنظران است. سیفالله کامبخش بنا را، بر اساس دیدگاه ایزیدور خاراکسی۸ که به وجود نیایشگاه آرتمیس (آناهیتا) در شهر کنگاور اشاره کرده است نیایشگاهی اشکانی و متعلق به ایزد آب آناهیتا معادل ارتمیس یونانی دانسته است.
«از همین جا (باگستانا) بیستون تا (مادبالا) ۳۸ سخونی میباشد و در فاصله اولین ۳ سخونی شهر (کنکوبار) کنگاور واقع شده است و در آنجا نیایشگاه آرتمیس وجود دارد که فاصلهاش ۳ سخونی است.»
اما برخلاف آن مسعود آذرنوش سازه سنگی را بدون ارتباط با گورستان اشکانی و آن را کاخی ناتمام مربوط به دوره ساسانی از زمان خسرو دوم به حساب آورده است. در تکمیل این دیدگاه سجاد علیبیگی بر اساس شواهد و مهر سفالی حاوی کتیبهای به نام خسرو شنوم۹ این بنا را کاخ، مجموعه اقامتی و یا مجموعه مدیریتی منوچهر بن هرمزان (خسرو شنوم) میداند.
پانوشتها
- همچنین آبسپاری مردگان در تمدنهای یونان، هند و چین گزارش شده است. بر مبنای اسطورههای یونانی، دنیای مردگان در زیر زمین (جهان هادِس) قرار داشت و رودخانهی استوکس و قایقران پیر آن، شارون، واسط جهان مردگان و زندگان و یگانه راه انتقال مردگان به جهان زیرین بود.
- الیاده، ۱۳۷۲: ۱۸۹.
- آب سرشک را میتوان به نطفه تعبیر کرد که مایه باروری و زایش است.
- هینلز، ۱۳۷۳: ۷۹.
- آناهیتا را به واسطه اینکه الهه آبهای روان و باروری است با گاو ماده در ارتباط میدانند و گاو نماد حیوانی آناهیتاست. در نیایشگاه آناهیتا در بیشاپور «سمبل حیوانی آناهیتا به شکل مجسمه سر گاو است» (سرفراز، ۱۳۶۶: ۷۰).
- بر مبنای اطلاعات باستانشناسی، اغلب آثار نخستین نیایشگاهها و بناهای نیایشگاهی را میتوان در سکونتگاههای اولیه و تپههای باستانی یافت. این سکونتگاهها، محدودههایی به نسبت کوچک و پراکندهاند که در دوران نوسنگی (هزاره نهم تا سوم پیش از میلاد) مسکونی بودهاند. در ایران، میتوان ردپای حضور نخستین نیایشگاهها و بناهای نیایشگاهی را سکونتگاههای دشت قزوین، تپه سیلک، تپه قبرستان و تپهی سگزآباد یافت.
- هرتسفلد نیز در بررسی مشخصههای نیایشگاه آناهیتا تجزیه و تحلیل معماری و جزئیات و اشکال آن را بهرهبرداری از سبک دوریک و کورنتی میداند.
- Schoff, 1984.
- «خسرو شنوم» به معنی فداکار برای شاه و نام حاکم منطقه غرب ایران در اواخر حکومت ساسانی.
منابع
- آذرنوش، مسعود. کاوش کنگاور، سازمان میراث فرهنگی کشور، ۱۳۷۷.
- آل هاشمی، آیدا. نیایشگاه آناهیتا، پیدایش فضای معماری در روند تکامل مفهوم آب، منظر، ۱۳۸۸.
- حیدری، علی اکبر. «تحلیل فضایی نیایشگاه آناهیتا کنگاور»، فصلنامه مطالعات شهر ایرانی، ۱۳۹۰.
- سعدینژاد، مانیا. «ایزد بانوان ایرانی»، ترجمه فارسی فصل پنج از کتاب دینهای ایران باستان، ریچارد فولتز، انتشارات دیبایه، ۱۳۹۵.
- شاه محمدپور سلمانی، علیرضا. الگوی طراحی شهری بیشاپور، مطالعات معماری ایران، ۱۳۹۳.
- علی بیگی، سجاد. نیایشگاه آناهیتا، کاخی ناتمام یا ساختاری سیاسی/اداری، میراث فرهنگی ایران، ۱۳۹۶.
- کامبخش فرد، سیفالله. آثار تاریخی ایران، سازمان میراث فرهنگی کشور، ۱۳۸۰.
- گیرشمن، رمان. ایران از آغاز تا اسلام، انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۷۲.
- منصوری، کاوه. «پیدایش و سیر تحول معماری نیایشگاهها در ایران پیش از اسلام»، فصلنامه هنر و معماری، ۱۳۹۹.
