معماری معاصر

معماری و ایده

کامران افشار نادری·معمار ۳
معماری و ایده

«ایده» اصطلاحی است که در بحثهای معماری زیاد به کار می‌رود و همین نکته اهمیت آن را می‌نمایاند. در تمدن بشر ایده نقشی بسیار مهم یا شاید بتوان گفت مهمترین نقش را ایفا کرده است. آیا «تیر و کمان» یکی از اولین سلاحهای بشر بدون ایده‌ای آغازین به وجود می‌آمد؟ یا کریستوف کلمب بدون ایده‌ای مشخص می‌توانست سه کشتی بادبانی خود را به سوی جهان ناشناخته هدایت کند. آیا سفر به کره ماه بدون داشتن ایده‌ای (که نخستین بار توسط ژول ورن بیان شد) امکان‌پذیر بود؟ اگر به اطراف نگاهی کنیم می‌بینیم که تمامی اشیاء زندگی ما در اصل براساس ایده‌هایی اولیه مشخص به وجود آمده‌اند.

«ایده» از کلمه‌ای یونانی به معنی «دیدن» مشتق شده است و تصور می‌کنم معنی امروزی آن هنوز با این ریشه یونانی قرابت دارد: «دیدن با چشم خرد». جان لاک نظر ما را تأیید می‌کند: «ایده از عملیات ذهن بر محسوسات پدید می‌آید — اطلاعاتی‌که از جهان بیرون توسط حواس کسب می‌شوند و به ذهن ما می‌رسند»۱ نقش مهمی در پیدایش ایده ایفا می‌کنند. پوسته خرچنگی که لوکوربوزیه در سال ۱۹۴۶ در سواحل لانگ آیلند، در نزدیکی نیویورک، یافته بود به ایده‌ای برای یکی از مهمترین آثار معماری معاصر تبدیل شد: سقف کلیسای رونشان.

لوکوربوزیه، قلم‌انداز برای سقف کلیسای رونشان با الهام از پوسته خرچنگ
لوکوربوزیه، قلم‌انداز برای سقف کلیسای رونشان با الهام از پوسته خرچنگ

پائولو پورتوگزی در مصاحبه اخیرش درباره «سال ۲۰۰۰» عنوان کرده بود که ریشه همه فرمها در طبیعت یافت می‌شود. در هر حال، نه تنها فرمهای طبیعی بلکه تمام پدیده‌هایی که در این جهان وجود دارند، از قبیل یک ساختمان یا حتی یک داستان و یک شعر، نیز ممکن است به کاتالیزورهایی برای پرورش ایده‌ای در ذهن تبدیل شوند. نکته مهم چگونگی استخراج ایده از مقولات شناخته شده است، زیرا تبدیل مستقیم چیزهایی که کنجکاوی ما را جلب کرده‌اند به معماری، به اندازه ساختن ساختمانی به شکل خرچنگ مضحک است. ذهن کنجکاو عصاره یا ویژگی مهم آن چیزهایی را که با حواس شناخته شده است استخراج می‌کند و سپس آن را به زبان مناسب پروژه (با استفاده از استراتژی فرمال مشخص) ترجمه می‌کند. در طول زمان معانی فراموش می‌شوند، کاربریها عوض می‌شوند و آنچه باقی می‌ماند فرم است. به همین جهت، صحیح است که شکل‌گیری ایده یا تبلور آن مسیر خود را طی کند.

کالوینو در مورد روند تبدیل ایده به داستان می‌گوید: «... هنگامی که با آوردن سیاه بر روی سفید (نوشتن) آغاز می‌کنم، نوشته اهمیت می‌یابد: نخست به مثابه جست‌وجوی معادلی برای یک تصویر بصری، سپس به مثابه پیشبرد منسجم مبانی سبک‌شناسی آغازین. این نوشته است که داستان را در جهتی که بیان کلام آسان‌تر جاری می‌شود هدایت می‌کند و تصور بصری راحت‌تر می‌شود.»۲

◆ ◆ ◆

تبدیل ایده به فرم یکی از مهمترین و جذاب‌ترین مسائل معماری است. ایده در مرحله آغازین ممکن است فکر خالص باشد. این سپس به ایده معمارانه و دست آخر به ایده فرمال تبدیل می‌شود. ایده فرمال با خود فرم متفاوت است. ایده فرمال سقف کلیسای رونشان یک پوسته دو جداره محدب و ضخیم بود که از مشاهده پوسته خرچنگ حاصل شده بود و این می‌توانست به هزاران صورت طراحی شود. افلاطون معتقد بود که پدیده‌های جهان صور مختلف تجلی جهان ایده‌ها یا فرمهای ازلی و مطلق هستند. این نظریه می‌تواند به گونه‌ای درست باشد: ایده‌ها می‌توانند به صور مختلف متبلور شوند. تبلور پیش از هر چیز با استراتژی فرمال تعیین می‌شود. اودیتوریوم شهر رم طرح رنتسو پیانو، به گفته خودش، از ایده فرمال فیلارمونی برلین اثر هانس شارون۳ الهام گرفته است. ولی این دو اثر، علی‌رغم شباهتهایی انکارناپذیر، به لحاظ سازماندهی فضایی داخلی با یکدیگر متفاوت هستند زیرا هر کدام با استفاده از استراتژیهای متفاوتی طراحی شده‌اند. به همین دلیل است که دو نقاش یک منظره واحد را به دو صورت متفاوت ترسیم می‌کنند. محفوظات ذهن و فرهنگ معمار نقش مهمی در تولید اثر دارد زیرا بر چگونگی تجزیه و تحلیل اطلاعات و حتی پیش‌تر از آن بر نحوه انتخاب اطلاعات تأثیر می‌گذارد.

رنتسو پیانو، تالار گردهمایی رم
رنتسو پیانو، تالار گردهمایی رم
هانس شارون، کنسرت هال فیلارمونی برلین، برش
هانس شارون، کنسرت هال فیلارمونی برلین، برش

لوکوربوزیه پنج مرحله دستیابی به ایده را اینگونه بیان می‌کند: «نگاه کردن، مشاهده کردن، دیدن، تصور کردن و ابداع کردن.»۴ «نگاه کردن» یعنی تلاش در جمع‌آوری اطلاعات — اطلاعاتی که در معماری به میزان قابل توجهی بصری هستند و خصوصاً از مشاهده شرایط محیطی پروژه به دست می‌آیند. «مشاهده کردن» به معنی کنجکاوی و توجه بیشتر به مسائلی است که به نظر طراح مهم جلوه کنند. از این جهت است که در مشاهده نوعی نگرش انتقادی در کار است. اوسیتلیو رسی می‌گوید: «... پروژه سلسله انتخابهایی است که توسط ایده معماری هدایت می‌شود و به واقعیت می‌پیوندد.»۵ «دیدن» یعنی تشخیص دادن و شناسایی «مسئله معماری» یا درک قانونمندیهای مؤثر در کار طراحی از میان نیازها، اهداف، امکانات مکانی و شرایط زمانی پروژه. «تصور کردن» به تولد یک ایده در ابتدایی‌ترین صورت آن مربوط می‌شود: زمانی که تصوری در مورد پروژه به ذهنمان رسیده است که چون معنای معمارانه نیافته یا به زبان مورد نظر ترجمه نشده است با استفاده از عناصر موجود بیان می‌شود. مرحله آخر در نظر کوربوزیه «ابداع» است — «ابداع» معمارانه — ایده‌ای که نه به دلایلی سلیقه‌ای بلکه جبراً نو است. چنانچه بپذیریم ایده‌ای گامی به جلو محسوب می‌شود، باید بپذیریم که این گام به منزله قدم گذاشتن به سرزمینی ناشناخته است — همچنانکه همواره اکتشافات جغرافیایی، کشفهای علمی یا اختراعات نیز با رفتن به سوی ناشناخته‌ها همراه است. آلبرتو سارتوریس می‌گوید: «معماری پیش از آنکه یک ساختمان باشد، یک تفکر، یک اختراع و یک واقعه پیش‌بینی نشده است. اختراع اصولاً زمانی صورت می‌گیرد که به راه حلی استثنایی نیاز باشد، و کار معماری همواره در شرایطی صورت می‌پذیرد که به لحاظ زمانی، مکانی و موضوعی منحصر به فرد است و بنابراین نیاز به اختراع دارد.»

کار اصلی معمار یافتن جوهر منحصر به فرد هر پروژه و پرداختن به آن است. از این طریق ایده تولید می‌شود و در کنار ساختمان، که راه حلی برای مسئله‌ای محدود و مشخص است، فرهنگ معماری نیز به پیش می‌رود. ابعاد جدید زیبایی‌شناسی و روشهای جدید سازماندهی فضایی از این طریق حاصل می‌شوند. اگر دستاوردهای معماری را نادیده بینگاریم و به بررسی مسائل سلیقه‌ای بپردازیم، با توجه به نسبیت سلیقه، ناچار خواهیم بود بپذیریم که معماری راکد است و شاید هم رشد معکوس می‌کند.

در اکثر کشورهای پیشرفته هر روز آثار بسیار زیبایی ساخته می‌شوند که صفحات مجله‌هایی را با نامهایی از قبیل «خانه زیبا»، «ویلای من» و «زیباترین ویلاهای جهان» به خود اختصاص می‌دهند؛ ولی در کتب جدی معماری به این کارها اشاره‌ای نمی‌شود. برعکس گاه کارهایی که شاید حتی خسته‌کننده به نظر رسند از ساختمانهای خیره‌کننده مهم‌تر می‌شوند. از میان کلیه آثار رنتسو پیانو، موزه منیل که کمتر از دیگر آثار وی چشمگیر است، بیشترین توجه منتقدان را به سوی خود جلب کرده است. در این پروژه معمار به جای آغاز کردن کار طراحی از پیش فرضی زیبایی‌شناختی سعی کرده است مسئله اصلی پروژه را درک کند و با ایده‌ای قوی به آن پاسخ بگوید. در هر حال معماری همواره پر از مسائل مختلف است و طبیعی است که در آغاز کار یا در ضمن طراحی، ایده‌های فراوانی شکل بگیرند. مشکل اصلی بسیاری از طراحان نیز اغلب این نیست که ایده‌ای ندارند بلکه این است که هزاران ایده دارند. پالایش پروژه اغلب از طریق حذف حاصل می‌شود. گفتیم مسائل معماری بی‌شمار هستند؛ علت اصلی این است که عوامل مؤثر در پروژه بی‌شمارند. پاسخگویی به همه مسائل به معنی بی‌توجهی به تک‌تک مسائل است؛ زیرا چه بسا که مسائل مختلف راه حلهایی متضاد را ایجاب کنند.

کشتی بخاری و پلان مسکونی طرح لوکوربوزیه
کشتی بخاری و پلان مسکونی طرح لوکوربوزیه
لوکوربوزیه، مجتمع مسکونی مارسی
لوکوربوزیه، مجتمع مسکونی مارسی

وظیفه معمار شناسایی اصلی‌ترین مسائل و پاسخگویی به آنها در درجه اول و پاسخگویی به بقیه بر اساس اولویت است. از این جهت است که اگرچه تمامی آثار به یاد ماندنی معماری به وضوح مبتنی بر یک یا تعداد محدودی ایده قوی محوری و اولیه هستند، برای طراحی همه اجزاء ساختمان به تعداد زیادی ایده نیاز است — ایده‌هایی که همواره از طریق انتخاب بهترین گزینه‌ها و تقویت ویژگیهای اصلی ایده‌های انتخاب شده در طراحی به ثمر می‌رسند. اصولاً پروژه‌ای موفق است که هر جزء آن مبتنی بر ایده‌ای باشد. یک در، یک پلکان یا یک پنجره که به ظاهر عناصری معمولی هستند از طریق پرورش ایده و با به کارگیری نیروی خلاقه به موقعیتهایی استثنایی برای طراحی تبدیل می‌شوند.

در هر حال به بحث موزه منیل بازگردیم. در این پروژه مسئله اصلی نورپردازی آثار است. نور روز که بهترین نور برای مشاهده دقیق رنگ اشیاء است، در صورتی که تحت کنترل نباشد بسیار مخرب است و به همین جهت است که بسیاری از موزه‌ها از نور روز صرف‌نظر می‌کنند. پیانو برای موزه منیل که دارای پلانی بسیار ساده و قابل انعطاف است سقفی متشکل از پانلهای نورشکن را که با بازوهای مکانیکی هدایت می‌شوند طراحی کرد. وی از این طریق توانست بهترین شرایط نورپردازی را برای آثار درون موزه تأمین کند. نمای بیرونی ساختمان متشکل از هماهنگی ظریف سقف و دیوارهایی است که با الهام از معماری بومی هوستن، با تخته‌های چوبی ساده‌ای آرایش یافته‌اند.

رنتسو پیانو، موزه منیل، هوستون
رنتسو پیانو، موزه منیل، هوستون

معماری موفق همواره «راه‌حلی است برای...» نه «موقعیتی برای...». معمارانی که سعی دارند سبک خاصی از خود به جای بگذارند کمتر موفق می‌شوند ایده‌ای واقعاً اصیل و مناسب را ارائه دهند. معماری به راه‌حل — به ایده — نیاز دارد، نه به سبک. چنانکه گفتیم، ایده‌ها پیشرفت فرهنگ و پاسخگویی دقیق به نیازها را موجب می‌شوند ولی ساختمانها فضای زندگی را اشغال می‌کنند که برخلاف دوران قدیم روز به روز کوچکتر می‌شود و روز به روز به ساختمانهای کمتری نیاز است.

محیطی که در آن زندگی می‌کنیم آنچنان آسیب دیده است که تحمل ابتذال و کار نسنجیده را ندارد. گریز از مسئولیت تأثیرگذاری بر کیفیت محیط با پناه بردن به رؤیاهای موقتی و نوستالژیک زیست‌محیطی یا تاریخی، و سعی در ابداع روشهای استتار، مشکلی را حل نمی‌کند. معماری بدون ایده یا در محیط مخفی می‌شود یا به طرز فجیعی آن را نابود می‌کند. ایده ابزاری برای گفتگو و پیشنهاد راه حلی مکمل است، آن هم نه راه حلی که به صورت نقطه ضعف درآید و سرنوشتی انگل‌وار داشته باشد. چنانکه هایدگر می‌گوید، پل فقط وسیله‌ای برای مرتبط کردن دو طرف رودخانه نیست. بلکه «پل زمین را به مثابه منظره در اطراف رودخانه جمع می‌کند.»۷ معماری ایده‌های جدیدی را برای ارزش بخشیدن به طبیعت و محیط مصنوع ابداع می‌کند. هر ساختمان جدید به طور بالقوه می‌تواند تعادل موجود را بر هم زند. یافتن تعادلی جدید مانند هر تعادل ناپایدار دیگر نیازمند تنظیم لحظه به لحظه است و بنابراین طراحی از جهتی به بندبازی قابل تشبیه است: برای هر لحظه به حرکتی جدید نیاز است. تعادلهای پایدارتر متعلق به گذشته و جوامع سنتی بودند. در سیستم سنتی بسیاری از اتفاقها به صورت خودکار می‌افتند و نیاز به ایده بسیار کمتر است. هنوز محصولاتی صنعتگرانه و سنتی وجود دارند که کیفیت آنها در تداوم روشهای قدیمی است، نه خلق روشهایی نوین. کانیجا معتقد است که ریشه از دست رفتن سنتها در بحران معاصر است. بحران به نظر وی زمانی اتفاق می‌افتد که ارگانیسمی در عملکرد همیشگی‌اش دچار نقصان شود. در این حالت «وجدان ناخودآگاه» جامعه از بین می‌رود و جای آن را «وجدان انتقادی» می‌گیرد۸ — مانند فردی که به بیماری خاصی دچار شده است و نمی‌تواند بر اساس طبع طبیعی و روال معمول هرچه میل دارد بخورد. خوراک وی بر اساس رژیمی مشخص و انتخابی آگاهانه صورت می‌پذیرد. پیدایش خودآگاهی در معماری پروسه‌ای بازگشت‌ناپذیر است.

پلی بر رودخانه ایون، بریستول، انگلستان
پلی بر رودخانه ایون، بریستول، انگلستان

در خودآگاهی مدرن از بحران سنتها و ناتوانی آنها در پاسخگویی به شرایط متحول و دینامیک عصر ما حاصل شده است. اگر در گذشته تنها ابنیه بسیار خاص به ایده‌های نوین دست می‌یافتند و اکثر سازندگان به استفاده از ایده‌های گذشتگان یا تکمیل تدریجی آنها می‌پرداختند، امروزه وضعیت کاملاً متفاوت است و معماری اگر صاحب ایده‌ نباشد نه تنها به لحاظ فرهنگی سترون است بلکه حتی به جای پرداختن به مسائل پروژه، ناچار است به دور آنها بچرخد و با شعبده‌بازیهای سلیقه‌ای مشروعیتی ظاهری برای خویش کسب کند.

چنانکه پیش از این گفته شد، ارزش ایده به خود اثر محدود نمی‌شود زیرا اگر ایده‌ای در کار نباشد نمی‌توان آن را نقد کرد یا دانشی از مطالعه آن به دست آورد. اگر در کشور ما نقد معماری به صورت جدی پا نمی‌گیرد یک دلیلش این است که آثار مبتنی بر ایده‌های اصیل معمارانه اندک هستند. در بسیاری از موارد، عواملی چون فن‌آوری معماری و کارفرما و غیره به عنوان بازدارنده‌های اصلی معماری مورد نقد قرار می‌گیرند. سؤال این است که حتی اگر این‌گونه مشکلات حل شوند، معماری کشور چیزی بیش از معماری پر زرق و برق و شیخ‌پسند کشورهای خلیج یا برجهای هیولامانند خاور دور خواهد بود؟ پس رسالت ما به عنوان وراث معماریهای باشکوه سلجوقی، ایلخانی و تیموری چه می‌شود؟

باید پذیرفت که در چند دهه اخیر تلاشهای بسیار برای شناخت معماری گذشته صورت گرفته است و برخی از قواعد معماری گذشته نظیر طاقها، یزدی‌بندیها، مقرنسها و قوسها نیز کشف شده‌اند. در عوض اصول معماری گذشته عمدتاً ناشناخته هستند. برای مثال، هنوز چندان مورد مطالعه قرار نگرفته‌اند. ناچار، به دلیل عدم آشنایی با اصول معماری گذشته، چون به اهمیت آنها پی برده‌ایم به تقلید از آثار گذشته می‌پردازیم. به جای سعی در ایجاد ایده‌ای همطراز مجموعه شاه‌عباسی در اصفهان، از آن تقلید می‌کنیم. این مشکل فقط مختص به معماری نیست. عدم توجه به ایده و اصالت آن همه مقوله‌ها را کم و بیش شامل می‌شود. اگر بخشی از سعی فراوانی که در نسخه‌برداری از فرآیندهای صنعتی، تجهیزات و ماشین‌آلات در کشور می‌شود به اختراع و ابتکار اختصاص داده شود پیشرفت بیشتری خواهیم کرد. یک اختراع ساده نظیر برگه‌های زرد و خودچسب یادداشت (محصول شرکت ۳M) توانست جهان را تسخیر کند. ایده همواره جهانی است ولی سلیقه محلی است. به دلیل فقدان ایده است که این قدر از نفوذ معماری جهانی به کشور نگران هستیم. برای مقابله با این «تهاجم»، تولید ایده نیز مقوله مهمی است زیرا ایده نه می‌ترسد و نه توان مقاومت ندارد. معماری مهم ما که دارای سرمایه ایده فراوانی بود تهاجم فرهنگها را از پیش مواجهه کرده بود و از رو در رویی با فرهنگهای دیگر هراسی نداشت و حتی دستاوردهای ملل دیگر را در جهت غنی کردن معماری ایرانی به کار می‌گرفت. به همین جهت است که افتخارات معماری هخامنشی حتی در نظر محققان غربی، منسوب به ایرانیان است و نه به یونانیان، اهالی بین‌النهرین، مصریان یا دیگر ملل که در برپا کردن پرسپولیس، پاسارگاد و غیره سهم داشته‌اند.

ناچار، هر ایده، زمانی که مطرح می‌شود، تا گزینه دیگری به وجود نیاید و دلیل جدی دیگری رد نشود، معتبر می‌ماند. این اتفاقات نه تنها در جهان علوم بلکه در واقعیت روزمره نیز پیوسته به وقوع می‌پیوندد. ایده مانند آب است و در همه جا نفوذ می‌کند. حتی ایده‌های پیش‌افتاده‌ای نظیر شلوار جین و کوکاکولا نیز جهان را فتح می‌کنند و علی‌رغم همه مقاومتهای فرهنگی، در جهان روزانه صدها میلیون بطری کوکاکولا نوشیده می‌شود. مهم نیست این نوشابه در چین، هند یا در ایران تولید شود. منفعت و ایده‌اش متعلق به مبتکر آن است. پیش‌بینی می‌شود که در آینده‌ای نزدیک عمده‌ترین فعالیت بشر «تولید ایده» خواهد بود و رُبوتها یا کامپیوترها بقیه کارها را انجام می‌دهند. تولید ایده در حقیقت یکی از مهمترین فعالیتهای مغز است که کامپیوتر قادر به انجام آن نیست. معماری به مثابه یکی از عالی‌ترین فعالیتهای مغز اعتبار خود را از طریق نقدها و بحث‌های نظری معماری یافته است — نه از طریق ساخته شدن. اصولاً این پروژه‌ها برای ساخته شدن طراحی نشده بودند.

امروزه بسیاری از آثار مهم بیش از آنکه به زیبایی‌شناسی بپردازند، به نشان دادن ایده معماری می‌پردازند، و به همین جهت، گاه این آثار خشک و در خالص‌ترین وجه و تقریباً مشابه دیاگرامها و فرمهای خلاصه، ایده آغازین را به طور مؤثر بیان می‌کنند.

۱ John Locke, Essay Concerning Human Understanding; Cited in Lee A. Jacobus, A World of Ideas: Essential Readings for College Writers, New York, 1986, p. 528

۲ Italo Calvino, Lezioni americane, Garzanti, Milano, 1988, pp. 88-89

۳ Hans Scharoun

۴ Le Corbusier, Vers une architecture [it. Verso un'architettura, P.L. Cerri & P.L. Nicolin, Longanesi, Milano, 1984, p. 80]

۵ Piero Ostilio Rossi, La costruzione del progetto architettonico, Editori Laterza, Roma-Bari, 1996, p. 29

۶ Le Corbusier, Vers une architecture [it. Verso un'architettura, P.L. Cerri & P.L. Nicolin, Longanesi, Milano, 1984, p. 80]

۷ M. Heidegger, Costruire, abitare, Pensare, in Saggi e discorsi, Mursia, Milano, 1976, p. 101

۸ G. Caniggia, G. L. Maffei, Composizione architettonica e tipologia edilizia, Marsilio Editori, Venezia, 1972, pp. 15-39

مجله معمار
شماره ۳ · زمستان ۱۳۷۷