به بخشی از تولیدات آهنگران که یراقآلات درها و پنجرهها را تشکیل میدهد زمود اطلاق میشود. به عبارت دیگر زمودگری پیشهای است که در آن هر نوع الصاقات فلزی که برای در و پنجرههای سنتی و قدیمی به کار میرفته، ساخته میشود. زمودگران مهارت زیادی در طراحی و نقاشی داشتهاند. چرا که زمود در لغت به معنی نقش و نگار کردن، تزئین کردن و همچنین اجزای الحاقی و تزئینی بنا آمده است.۱ رایجترین ماده برای زمودگری آهن است.
در ابتدای کشف آهن از آن برای ساخت زیورآلات استفاده میکردند ولی هنگامی که انسان دریافت آهن جسمی سخت، با دوام و استحکام بالاست، علاوه بر استفاده در ساخت ابزار و آلات آهنی مربوط به کشاورزی، جنگافزارها و وسایل خوراکپزی، از آن به صورت پوششی به منظور افزایش استحکام مواد آسیبپذیر نیز سود جست که به جز پوشش بدن به هنگام نبرد، پوشاندن دروازههای چوبی را نیز شامل میشد.
در آثاری که از حفاریهای گورستان لیخ شیران اردبیل مربوط به هزاره اول قبل از میلاد به دست آمده، قطعات چوبی را با ورقه و گلمیخهای فلزی پوشش داده بودند.
اشکال تزئین درهای چوبی
درها را با ورقههای فلزی پوشش داده بودند. روکش یا آهنکوب کردن، یعنی نصب نقوش زیبای حیوانات بر روی ورقههای طلا روی درهای بزرگ چوبی قلعهها از دوره ماد مرسوم بود و تا دورههای بعد نیز دروازهها بدین گونه پوشش داده میشد. الوارهای ستون و سقف با ورقههای ضخیم فلزات گرانبها روکش شده بود تا با تابیدن نور، بازتاب و درخشش زیبایی داشته باشد و بر روحانیت فضا و نیروی مقدس شاهی بیفزاید.۲ به نظر میرسد که در دورههای بعدی تزئینات دوره هخامنشی تا حدودی ادامه یافت و تخریب کاخهای تیسفون مانند اسپید دز و شکستن درهای زرکوب و گوهرنشان آنها در مکتوبات تاریخی ثبت و ضبط شده است.
قدیمیترین دری که از اوایل دوره اسلامی (حدود قرن ۲ هجری) بر جای مانده، در دروازه مهریز (مهریجرد) بوده است. این در و سه در دیگر را یک آهنگر ماهر اصفهانی به امر ابوجعفر کاکویه برای چهار دروازه یزد (مهریجرد، کوشکنو، تفت و قطریان) ساخته بود که روی ورقه آهنکوب شده آن نقوشی از سواران، جانوران و نقوش تجریدی وجود داشته است.۳
اشکال تزئین درهای چوبی از مرحله استفاده از روکشهای فلزی فراتر رفت و اجرای نقوش به صورت الصاقات حجمی به شکل گلمیخ بر سطح درها رواج یافت. گلمیخها که به شکل گلهای چند پر یا روزت ساخته میشد برای زیبایی و استحکام در ردیفهای منظم بر روی دروازهها به کار میرفت.
گلهای روزت، که نمادی از خورشید است، به صورت نقشمایه تزئینی پوشاک انسان، دهنه و مالبند اسب، و الصاقات فلزی روی دروازهها استفاده میشده است. از آنجا که خورشید همواره نماد نیروی زندگیبخش بوده، از دوران باستان، حتی در حجاریهای تخت جمشید از گل روزت بسیار استفاده شده است.
آنچه در این مقاله زمودگری مینامیم قطعاتی است که در در و پنجرههای قدیمی مورد استفاده قرار میگرفته است. در و پنجرههای قدیمی با آنچه امروز در اطراف خود میبینیم شباهتی ندارد. در از قطعات یا صفحات آهنی تقریبا به ارتفاع قد آدمی به شکل مربع یا مستطیل ساخته میشود و به وسیله لولا یا پاشنه در داخل چارچوب در ورودی یا خروجی اتاق، راهرو و جز آن نصب میشود. درها را معمولا دو لنگه میسازند ولی درهای یک لنگه و سه و چهار لنگه هم وجود دارد که دو لنگه آنها معمولا ثابت است. اتصال لنگهها به وسیله الصاقات فلزی صورت میگیرد. همانطور که گفته شد کاربرد دیگر الصاقات فلزی در پنجرههاست. پنجرهها در گذشته به صورت ارسی، پالکانه۴ و روزن۵ بود.
ارسی صفحه مشبکی است که به کمک لولا و پاشنه، برای باز شدن به سمت بالا هدایت میشود و در محفظهای که روی پنجره بالایی قرار دارد جای میگیرد. معنای لغوی ارسی از کلمه پهلوی اروس به معنی روشنایی گرفته شده است. پیشوند ار در زبان فارسی به معنی بالا رفتن است. به طور کلی به پنجرههایی که در وقت گشودن به صورت عمودی به طرف بالا کشیده میشود و برای بستن به سمت پایین، ارسی یا اورسی اطلاق میشود.
یراقآلات تزئینی روی در و پنجرههای چوبی
۱ ـ گلمیخ
گلمیخ نوعی میخ آهنی با سر بزرگ و نیمکرهای شکل با شیارهای متحدالمرکز است که علاوه بر اتصال قطعات چوبی، در زیبایی و ایجاد ترکیببندی متناسب نیز نقش دارد. معمولا گلمیخها از دو قسمت کلاهک و تنه ـ یا شاخک ـ در ابعاد مختلف ساخته میشود. از گلمیخهای کوچک معمولا برای درها و پنجرههای فضاهای مسکونی استفاده میشد.
انواع و موارد استفاده گلمیخ: ۱ـ گلمیخی که دماغه را به یک لته در متصل میکند. ۲ـ گلمیخی که کلون، تزه، شببند و تختههای موازی و عمودی را با یک یا دو نیمتیر چوبی افقی به در متصل میکند. ۳ـ گلمیخی که پاشنه را در گوشهها به در متصل میکند. ۴ـ گلمیخی که زوار پنجرههای ارسی را به چارچوب متصل میکند. ۵ـ گلمیخی که دستگیره را به در و پنجره متصل میکند. ۶ـ گلمیخی که لولا را به روی در و چارچوب متصل میکند. ۷ـ گلمیخی که خروسک را به پنجره متصل میکند. ۸ـ گلمیخی که کوبه روی آن ضربه وارد میکند.
۲ ـ کوبه
کوبه وسیلهای فلزی است که بر در خانه روی صفحهای فلزی به نام پولک نصب میشود و با کوبیدن آن بر گلمیخ میتوان صاحبخانه را از وجود خود در پشت در آگاه کرد. کوبه وسیلهای است که روی شیء دیگری کوبیده میشود و با توجه به شکل و اندازه کوبه و پولک، آهنگ ضربات تغییر میکند.
کوبه ابتدا از آهن و بعدها از برنج ساخته میشد. نمونه کوبههای آهنی قدیمی بر جای مانده حدودا مربوط به ۵۰ سال قبل است و برای لت ورودی منازل و دروازهها استفاده میشده است. تنه آن به شکل میخ یا مفتول، یک شاخه قابل خم شدن داشت که بعد از عبور از روی در، در طرف دیگر به یک سو کشیده میشود.
کوبه خاص ایران است زیرا وجود پارهای عوامل جغرافیایی، اجتماعی، مذهبی و گاه سیاسی و شکل معماری سنتی و درونگرا در برخی نقاط ایران، چنین وسیلهای را لازم میساخته است. میدانیم بخش بزرگی از سرزمین ایران آب و هوایی گرم و خشک با بارندگی کم، همراه با طوفان شن و آفتاب سوزان دارد. معماران ایرانی با شناخت ویژگیهای آب و هوایی منطقه باید محیط امن و دلپذیری برای اهل خانه فراهم میکردند. با توجه به محیط گرم و خشک اطراف و بافت متراکم فاقد فضای سبز، حیاط داخلی محیطی مناسب برای ایجاد یک باغ کوچک و حوض و جویهای آب بود که این مجموعه فاصلهای را بین ورودی خانه و محل اسکان خانواده طلب میکرد که در شکلگیری اولیه خانههای درونگرا نقش بسزایی داشته است. علاوه بر داشتن محیطی سبز در خانه، عوامل فرهنگی و مسئله دور نگاه داشتن حریم مقدس خانواده از دید اغیار نیز در دوره اسلامی در مناطق خاصی از ایران اهمیت بیشتری یافت. تاریخ پیدایش خانههای درونگرا به پیش از اسلام میرسد ولی در دوره اسلامی معماران به رعایت برخی نکات ترغیب شدند. طراحی این حریم به اشکال مختلف در یک یا چند حیاط (اندرونی و بیرونی) صورت میگرفت. محارمی که در چنین خانههایی زندگی میکردند علاوه بر آگاه شدن از حضور فردی در پشت در باید از جنسیت او نیز آگاهی مییافتند. کوبه وسیلهای ضروری در همه خانهها بوده است. با پیچیدن صدای دقالباب در محوطه بدون پنجره ورودی، یکی از اهالی برای گشودن در خود را به پشت در میرساند.
در تمامی مناطق گرم و خشک ایران استفاده از کوبه مرسوم بود ولی چگونگی ساخت و تزئین آن در هر شهر متفاوت بوده است. بعضی کوبهها به حدی هنرمندانه ساخته شده که میتوان آن را اثری منحصر به فرد دانست و گاه نیز کوبه وجه مشخصه خانه یا محلهای بوده است.
در ساختن کوبهها ابتدا قطعه آهنی را حرارت داده و با چکشکاری به شکل موردنظر درمیآوردند و بعد با سوهانزدن یا قلمزنی و حکاکی آن را تزئین میکردند. با توجه به تزئینات روی کوبه و سایر الصاقات فلزی درها به نظر میرسد که یا چلنگران در کار قلمزنی هم تبحری پیدا کرده بودند و یا از استاد قلمزنی میخواستند تا تولیدات آنها را با نقوش ساده بیاراید و همین خصوصیت سبب تنوع در این آثار شده است. حتی در بین سادهترین کوبهها، که به نظر میرسد به صورت انبوه تولید میشده است، دو کوبه کاملا یکسان نمیتوان یافت. کوبهها از نظر تزئین، وزن و طنین صدا با هم تفاوت دارند. معمولا کوبههای مدارس و اماکن متبرکه تزئیناتی مفصلتر از کوبههای منازل داشت.
کوبهها معمولا در دو نوع اصلی ساخته میشد: نوع حلقوی با صدای زیر مخصوص خانمهاست و کوبه چکشی با صدای بم مخصوص آقایان. مشخص است که کوبهها معمولا به صورت جفت بر روی دو لنگه در نصب میشده است. کوبه مخصوص آقایان بیشتر روی لته سمت چپ در و کوبه مخصوص خانمها روی لته سمت راست نصب میشد. از صدای آن، اهل خانه جنسیت مراجعهکننده را تشخیص میدادند.
محل قرارگیری کوبهها متفاوت بوده است. کوبهها تزئینات بسیار متفاوتی دارند. کوبههای حلقوی در اشکالی مانند قلب، سر ترنج، نعل و سیب با حلقهای به نام شوله به در متصل میشد. در طراحی و تزئین کوبههای خانمها سلیقه زیادی به کار میرفت. گاهی در محل عبور شوله، دو اسلیمی دهناژدری یا دو مرغ متقارن ساخته میشد که بر زیبایی کوبهها میافزود.
کوبههای مخصوص آقایان بسیار سادهتر و شکل کلی آنها شبیه به یک مکعب مستطیل توپر بود. برای تزئین این کوبهها از خطوط متقاطع (به صورت شعاعی یا موازی) حکاکی شده به همراه سوراخهای ایجاد شده بر سطح آن استفاده میشد.
کوبههای برنجی را میتوان بر در ورودی مدرسه ابراهیمخان در کرمان و مسجد آقابزرگ در کاشان مشاهده کرد. کوبههای برنجی برای در منازل مربوط به ۵۰ سال گذشته بوده و بهترین نمونهها را میتوان در خانه طباطبایی دید.
۳ ـ پاشنه و لولا
الف ـ پاشنه
لنگههای در به سه روش باز و بسته میشود. گاهی بخش گرداننده در مربوط به ساختار کلی در است و گاهی این بخش منفصل به صورت الصاقی به در متصل میشود. در نوع اول با تراشیدن بخشی از قسمت پایین در به صورت زائدهای ایجاد میشود و پاشنه چوبی روی کواده میچرخد. کواده قطعه چوبی است که در پشت آستانه در کوبیده میشود و پاشنهها یا پاشنهگردها روی آن بریده میشود. گاهی پاشنهگردها به صورت جدا از هم در دو گوشه پایین در روی زمین (خاک، سنگ یا سیمان) تعبیه و لنگههای در روی این پاشنهگردها باز و بسته میشوند.
در نوع دوم پاشنههای فلزی به گوشه پایینی و بالایی سمت کناری لته درها متصل میشود. پاشنههای فلزی بر دو نوع است: پاشنههای دوراهی و پاشنههای سهراهی. در پاشنههای فلزی دوراهی علاوه بر حائل یا دیواره کوتاه که در دو طرف گوشه در (جلو و پشت) قرار گرفته و به وسیله گلمیخ در جای خود محکم میشود، زاندهای در زیر پاشنه به صورت گوه قرار میگیرد و باز و بسته شدن در را آسان میکند.
پاشنههای سهراهی نیز به همین گونه است با این تفاوت که قسمت سوم که دیواره دیگری است در قسمت کنار کناری در مجاورت چارچوب قرار میگیرد و روی لته در محکم میشود. پاشنههای سهراهی بهتر از نوع دوراهی بودند و لتههای در را در وضعیت بهتری قرار میدادند.
ب ـ لولا
لولا از کلمه لولب (به معنی نر و ماده) مشتق شده است و به معنی بند آهنین پشت در هم آمده است. لولا از دو قسمت حلقه و قلاب تشکیل شده است. حلقه که به آن رزه هم میگویند روی بخش ثابت یا چارچوب و قلاب روی بخش متحرک یا لنگه در نصب میشود، روی لته و چارچوب یا بالوی در. لولاها در دو یا سه نوع بوده و شیوه نصبی که یک بخش لولا در قسمت کنار کناری اتصال قرار میگیرد شولهای خوانده میشد. لولای توهمی و لولای درنیا نوعی از لولاهاست که دو بخش ثابت و متحرک از یکدیگر جدا میشوند.
امروزه برای ساخت لولا از شیوه پیشرفتهتری استفاده میشود و علاوه بر لولاهای تخت، لولاهای بادبزنی، که دوران و چرخش بیشتر و سریعتری نسبت به بقیه لولاها دارند، به بازار عرضه شده است. پاشنههای فلزی و لولاهای آهنی که در گذشته مورد استفاده قرار میگرفت تزئینات زیادی دارد، به صورتی که یکی از عناصر هنری و تزئینی مهم روی درها محسوب میشود و دارای تنوع زیادی است.
۴ ـ چفت و بستها
چفت و بست که به آن چفت و بند، زلف و زنجیر نیز میگویند، زنجیر و حلقهای است که به وسیله آن در اتاق، خانه، صندوق و جز آن را میبندند یا قفل میکنند.
چفت به زنجیر در خانه نیز گفته میشود و بست یعنی اگر بخواهند در را قفل کنند، قفل را از حلقه آن عبور میدهند. هر چفت زنجیر ظریفی دارد که به وسیله گلمیخ شولهدار به در متصل میشود و طرف دیگر زنجیر، قطعه مسطحی به نام زبانه وجود دارد که در وسط آن شکافی ایجاد شده تا روی شوله قرار گیرد. شوله اصطلاحی عام در بین مردم کاشان است که به حلقه روی پیشانی در اطلاق میشود. شوله به معنی «چیزی که چیز دیگری را بالا به صورت حلقه نگاه میدارد» است. کلمه بست در کاشان اصطلاحاتی چون رزهسفت، حلقه و شوله هم اطلاق میشود. معمولا بستها دارای هیچگونه تزئینی نیستند ولی زبانه چفتها هم از نظر شکل و هم نقوش متنوع است. اکثر اشکال زبانهها به صورت طرح بازوبندی یا سرترنج است و نقوش آن معمولا اسلیمی است.
نوع دیگری از چفتها، چفتهای پشتدری (تخت یا تسمهای) است که برخلاف چفتهای نوع اول، که در بالای در نصب شده و به حالت عمودی بسته میشوند، در کتاره میانی در نصب شده و به حالت افقی دو لنگه در را در کنار هم نگاه میدارد. این چفتها معمولا تزئینات خاصی ندارند.
۵ ـ دستگیره
دستگیره وسیلهای برای باز و بسته کردن در و پنجره است که نوع آن با چگونگی باز و بسته شدن آنها ارتباط کامل دارد. درها و پنجرههایی که روی پاشنه یا لولا میچرخند معمولا دستگیرههای ثابت دارند و پنجرههای ارسی که به صورت عمودی یا کشویی باز و بسته میشوند دستگیرههایشان متحرک است. دستگیرههای ثابت معمولا تزئینات خاصی ندارند و آثار باقیمانده نشان میدهد که تنوع چندانی ندارند. این دستگیرهها معمولا روی درهایی در اندرونی خانه نصب میشوند و روی درهایی که به خیابان و کوچه باز میشود کاربرد ندارند.
دستگیرههایی که برای پنجرههای کشویی ارسیها استفاده میشود، به وسیله حلقههایی به در متصل میشود که این حلقه متحرک بودن دستگیرهها را امکانپذیر میسازد. دستگیرههای ارسی از نظر شکل و نقش متنوعتر از دستگیرههای ثابتند. گاهی نیز بسیار سادهاند. گاهی از نوع ساده آن برای چفت کردن در به پاسال۶ استفاده میشود که به آن پاچفت یا چفت پایینی هم گفته میشود.
۶ ـ خروسک
شاید این نام به آن داده شده که به نوک خروس شباهت دارد. خروسک دارای محور گردش است و به صورت اسلیمی با سر دهناژدری یا به شکل سر پرنده ساخته میشد.
به هر حال خروسک، قطعهای آهنی است که روی دو نقطه از چارچوب ارسی بخش ثابت به وسیله گلمیخ شولهدار نصب میشود. بعد از بالا رفتن پنجره کشوی ارسی، خروسک به شولهای که در آن سوی پنجره نصب شده انداخته میشود و پنجره روی خروسکی که دو طرف چارچوب را به هم وصل میکند بر جای میماند. برای بستن پنجره باید خروسک را از شوله آزاد کرد و پنجره را پایین کشید. معمولا خروسکها با یک گلمیخ شولهدار بر چارچوب پنجره ارسی نصب میشود تا تحرک بیشتری داشته باشد. خروسک از نظر شکل کلی شبیه لولاست.
خروسکها هم از نظر شکل بسیار متنوع است. گاهی سر خروسکها به صورت اسلیمیهای دهناژدری با قلم تیزبر شکل داده میشود.
۷ ـ پولک
پولک قطعهای مسطح فلزی، معمولا از جنس آهن، با سوراخی در وسط، که به صورت زیرکار برای نصب اجزای زمودها مورد استفاده قرار میگیرد. از آنجا که زمودها از نظر شکل و اندازه و کاربرد با هم تفاوت دارند، سه نوع اصلی قابل شناسایی است: ۱ـ پولک زیر کوبهها. ۲ـ پولک زیر گلمیخ دماغه و گلمیخهای روی لنگه در. ۳ـ پولک زیر چفت و بست پیشانی در.
پولکهای زیر کوبهها معمولا پرکارترین آنهاست. این پولکها اغلب از جنس آهن یا مس به صورت صفحهای مدور هستند ولی گاهی به صورت شمسه یا ترنج ساخته میشوند. تزئینات انجام شده روی آنها معمولا به صورت گلهای لاله عباسی و گل شبدری است که به صورت مداخل توسط قلم تیزبر در محیط پولکها اجرا میشود.
گاهی سطح پولکها با نقوش بسیار ساده و ظریفی با استفاده از قلم نیمبر به حالت کوبیده نقشاندازی شده است. این قلمزنیها عمق و برجستگی کمی دارند و نقوش آنها گلهای چهارپر است که به حاشیه قالی شباهت دارد، نقوش حیوانی مانند خرگوش و آهو و خطوط خوشنویسی (نستعلیق).
پولک زیر گلمیخ دماغه و گلمیخهای روی دماغه به حالت ترنج کامل بریده شده و هماهنگ با در است. در پولکهای زیر چفت و بست پیشانی در از اشکال مدور استفاده شده ولی ترنجها به صورت قرینه اجرا شده و به همین سبب شکل کشیدهای دارند.
۸ ـ روکلیدی
روکلیدی قطعهای آهنی است که روی سمت بیرونی در نصب میشود تا محل چرخاندن کلید را مشخصتر سازد. مدنگ یا کلید روز وسیلهای است چوبی که قفل را با آن میگشایند. کلیدان سوراخی است که با استفاده از کلید چوبی یا فلزی در یا کلون در را باز میکنند.
شاید بتوان روکلیدیها را نیز از انواع پولکها به شمار آورد، ولی معمولا طرحهای محرابی یا سرترنج روی کلید به صورت نیمه است. روکلیدیها با آنکه از نظر شکل بسیار متنوعند ولی نقش خاصی روی آنها اجرا نشده است. گاهی سطح پولکها با نقوش بسیار ساده و ظریفی با استفاده از قلم نیمبر به حالت کوبیده نقشاندازی شده است. این قلمزنیها عمق کمی دارند و نقوش آنها گلهای چهارپر است. روکلیدیها از نظر شکل متنوعند و اندازه و شکل سوراخ کلید نیز سهم مهمی در زیبایی روکلیدی دارد.
۹ ـ پشتبند
پشتبند یکی از انواع چفتهاست که برای قفل کردن در از داخل بر روی لنگه در نصب میشود. اگر کلون را یا قیه چوبی دندانهدار برای قفل کردن در ورودی، در پشت دو لنگه نصب میکنند. پشتبند، قید فلزی مورد استفاده در طول چارچوب است و کار مهار را انجام میدهد، زیرا باز و بسته کردن آن آسانتر است.
اجزای اصلی پشتبند شامل میله، شوله و چفت است که یک طرف به شکل نیمکره و وسط کروی و طرف دیگر میله به صورت حلقه ساخته شده است. قبل از نصب میله آن را از حلقه دو شوله عبور داده و سپس آن را روی در قسمت راست نصب میکنند. به این ترتیب میله میتواند جلو و عقب حرکت پیدا کند ولی به دلیل وجود شکل کروی وسط قادر به خروج از شولهها نیست. چفت این پشتبند دو حلقه دارد.
شوله در سمت چپ را قبل از نصب از سوراخ چفت عبور میدهند تا چفت بتواند باز و بسته شدن در دو طرف (۱۸۰ درجه) را داشته باشد. برای بستن در چفت به در سمت راست نزدیک شده و هنگام در قفل است و کسی از پشت در قادر به گشودن آن نیست. برای باز کردن میتوان آن را به سمت در سمت چپ پس زد تا در باز شود.
پشتبندها تماما با چکشکاری ساخته میشود و هیچ قلمزنی روی آنها اجرا نمیشود. همانطور که گفته شد روکلیدیها از نظر شکل متنوعند و اندازه و شکل سوراخ کلید نیز سهم مهمی در زیبایی آنها دارد.
۱ سعید فلاحفر، واژهنامه معماری سنتی ایران، تابستان ۱۳۷۹.
۲ سازمان عمران ملی، تاریخ صنعت و حرفه، ۱۳۶۵.
۳ محمد کریم پیرنیا، آشنایی با معماری اسلامی، دانشگاه علم و صنعت، ۱۳۷۳.
۴ پالکانه: پنجره یا در مشبک کوچکی بر دیوار که از آن پنهانی بیرون را مینگرند.
۵ روزن: پنجرهای در بالای در.
۶ پاسال: زوار چوبی یا فلزی که در چارچوب نصب میشود و لنگههای در به آن متصل میشود.
