آروپ، که در ابتدا با نامِ او آروپ توسطِ سرشناسترین مردِ سرشناسِ کارمندانِ گروهِ آروپ (اُو آروپ) سامان یافت، شرکتِ مهندسیِ بینالمللیِ سرشناسی است که در آن ۷ ۰۰۰ نفر در دفترهای سراسرِ جهان مشغولِ کارند. آروپ گروهی است متشکل از معماران، مهندسان و استادکاران در همهٔ زمینههای حرفههای مرتبط با محیطِ مصنوع. آروپ در اولویتِ قرار دادن نامهایی همچون اپراهاوسِ سیدنی، مرکزِ پمپیدوی پاریس، پلِ هزاره در لندن (اثرِ فاستر و پارتنرز)، تقاطعِ اتاتچا-سانتسِ بیلبائو و استادیومِ شهرِ منچستر برای بازیهای مشترکالمنافعِ سال ۲۰۰۲ به جامعهٔ معماریِ جهانی شناسانده شده است.
امروز بیش از ۷ ۰۰۰ کارمند در دفترهای آروپ در ۷۳ شهر در ۳۳ کشورِ جهان مشغولِ فعالیتاند. برای پشتیبانی و تکمیلِ کارهای دفاتر و کارگاهها، گروه آروپ همچنین مشاورانِ تخصصی در رشتههای گوناگون و شرکتهای همکارِ متعدد در سراسرِ جهان دارد.
ساختارِ مدیریتی
گروه آروپ، در حقیقت، از چندین شرکتِ مستقل ساخته شده است؛ هر یک در رشتهٔ تخصصیِ خود فعالیت میکند، اما در همکاریِ تنگاتنگ با شرکتهای دیگرِ گروه. مهمترین شرکتهای زیرمجموعهٔ گروه عبارتاند از: Ove Arup & Partners (شاخهٔ سازه)، آروپِ آکوستیک، آروپِ ارتباطات، آروپِ اقتصاد و برنامهریزی، آروپِ پوستهٔ ساختمان، آروپِ آتشنشانی، آروپِ ژئوتکنیک، آروپِ روشنایی، آروپِ مدیریتِ پروژه، آروپِ تحقیق و توسعه، آروپِ مشاورهٔ امنیت، آروپِ برنامهریزیِ حملونقل، و آروپِ انرژی. این آرایشِ درهمتنیده زمینهسازِ رویکردِ "Total Design" است؛ رویکردی که در آن کارِ هر مشاورِ تخصصی از نخستین مرحلهٔ پروژه با کارِ سایرِ تخصصها همگرا میشود.
مالکیتِ وقفی و ساختار
در سال ۱۹۴۶ او آروپ یک شرکتِ مهندسیِ سازه را در لندن تأسیس کرد. تا سالِ ۱۹۵۰ شرکت پایههای چندتخصصیِ خود را بنا نهاد. در طولِ دهههای ۵۰ و ۶۰، با مشارکتِ روزافزونِ شرکت در پروژههای شاخصِ عمومی — بهخصوص اپراهاوسِ سیدنی که از ۱۹۵۷ تا ۱۹۷۳ در ساخت بود — آروپ الگویی را پایهگذاری کرد که در آن مهندسی و معماری از مرحلهٔ طراحیِ مفهومی بهبعد دوشبهدوشِ هم کار میکنند. در سالِ ۱۹۷۰ او آروپ در سخنرانیِ معروفِ خویش با عنوانِ Key Speech فلسفهٔ شرکت را تشریح کرد: «معماریِ تامّ» (Total Architecture)، کیفیتِ کارِ انسانی، سودِ کافی، سودمندیِ اجتماعی، و احترام به افرادی که در شرکت کار میکنند. امروز شرکتِ Arup Group Limited یا AGL در مالکیتِ وقفی بهنامِ کارمندانِ خود است؛ این به آن معناست که شرکت قابلِ فروش نیست و سودِ آن دوباره در کار و افرادِ آن سرمایهگذاری میشود.
او آروپ — زندگینامهٔ کوتاه
او آروپ در سالِ ۱۸۹۵ در نیوکاسل به دنیا آمد. در دانشگاهِ کپنهاگ در رشتهٔ فلسفه و در آموزشگاهِ سلطنتیِ تکنیکِ کپنهاگ مهندسی خواند و در ۱۹۲۲ فارغالتحصیل شد. پس از آن نزدِ شرکتِ Christiani & Nielsen بهکار پرداخت و در سازههای اولیهٔ بتنِ مسلح تجربه اندوخت. در اواخرِ دههٔ ۳۰ با معمارِ مهاجر، برتولد لوبتکین، و گروهِ Tecton همکاری کرد و در پروژههایی نظیرِ آپارتمانهای Highpoint و حوضچهٔ پنگوئنها در باغِوحشِ لندن، با خلاقیتِ سازهایِ خود معماران را به آزادیهای جدیدی رساند. در سالِ ۱۹۴۶ شرکتِ خود را در لندن تأسیس کرد و در طولِ دهههای ۵۰ و ۶۰ آن را به مؤسسهای فراملی و چندرشتهای بدل ساخت. او آروپ در ۱۹۷۱ به نشانِ شوالیهای مفتخر شد و در ۱۹۸۸ درگذشت؛ اما شرکتی که به نامِ او خوانده میشود، کماکان در مسیرِ Key Speech پیش میرود و هر ساله در سالروزِ تولدِ او یادش را گرامی میدارد.
اپراهاوسِ سیدنی
اپراهاوسِ سیدنی (یورن اوتزون، معمار؛ Ove Arup & Partners، مهندسِ سازه؛ ۱۹۵۷-۱۹۷۳) پروژهای بود که شرکت را به جامعهٔ جهانی شناساند. اسکیسهای برندهٔ مسابقهٔ اوتزون مجموعهای از پوستههای آزادشکل را روی یک سکوی گرانیتی نشان میداد، اما هندسهٔ این پوستهها بهشکلِ ترسیمشده قابلِ ساخت نبود. آروپ، در همکاری با اوتزون، پوستهها را به بخشهایی از یک کرهٔ واحد بازتعریف کرد، و این امکان را فراهم آورد که دندههای پیشساختهٔ بتنی از تعدادِ کمی قالب ساخته شوند. حاصلِ آن یکی از بناهای نمادینِ قرنِ بیستم است، و درسنامهای از قدرتِ استدلالِ سازهای در یافتنِ فرمِ معماری.
مرکزِ پمپیدو — پاریس
مرکزِ پمپیدو (رنزو پیانو و ریچارد راجرز؛ مهندسانِ آروپ، ۱۹۷۱-۱۹۷۷) دامنهٔ فعالیتِ شرکت را به معماریِ «خدمتگیرنده و خدمتدهنده» گسترش داد. سیستمهای سازهای و مکانیکیِ نمایانِ ساختمان، مهندسی را از خیابان قابلِ خواندن کرد. پیتر رایس، مهندسِ جوان و درخشانِ آروپ، نقشِ اصلی را در طراحیِ «گربرت»های فولادیِ ریختهگری داشت که خرپاهای دهانهبلند را حمل میکنند، و یک بارِ دیگر توانِ شرکت را در ابداعِ راهحلهای سازهای که با فرمِ معماری درهمتنیدهاند نشان داد.
پلِ هزاره — لندن
پلِ هزاره روی تمز (Foster & Partners با آنتونی کارو و آروپ، گشایشِ ژوئنِ ۲۰۰۰) پلِ پیادهٔ دهانهبلندی است که برای باریکیِ مقطع و پیوندِ بصریِ آن از کلیسای جامعِ سنتپل به موزهٔ تیت مدرن مشهور است. آروپ مهندسِ سازه و کنترلِ حرکت بود. پس از گشایشِ نخستینِ پل، نوسانِ جانبیِ پیشبینینشدهای زیرِ بارِ جمعیت ظاهر شد؛ آروپ تحقیقاتی را بهانجام رساند که به نصبِ میراگرهای مایع منتهی شد، و پل در فوریهٔ ۲۰۰۲ بازگشایی شد و امروز یکی از مسیرهای اصلیِ پیادهٔ لندن است.
تقاطعِ آتوچا-سانتسِ بیلبائو
تقاطعِ آتوچا-سانتس (طراحیِ کالاتراوا با Michael Wilford and Partners) یک گرهِ ترابریِ چندوجهی را در قلبِ بیلبائو زیرِ یک گنبدِ شیشهایِ بزرگ گرد میآورد. آروپ مهندسِ سازهٔ منحنیِ گریددارِ فولادی بود؛ هندسه، ساخت و توالیِ نصبِ آن را در همکاریِ تنگاتنگ با معماران از مرحلهٔ مفهومی پیگرفت. پروژهٔ اجراشده ریلِ پرسرعت، ریلِ منطقهای و مترو را زیرِ یک سقفِ واحد میآورد و مستقیماً به بافتِ شهر میپیوندد.
استادیومِ شهرِ منچستر
استادیومِ شهرِ منچستر (۲۰۰۲)، طراحیشده برای بازیهای مشترکالمنافع و بعدها تبدیلشده به ورزشگاهِ خانگیِ باشگاهِ منچستر سیتی، Arup Associates (معماری) و Ove Arup & Partners (مهندسی) را روی پروژهٔ واحدی گرد آورد. سقفِ کابلیِ آویزان از دکلهای مایل به استادیوم حالتی نمایان داد و یکی از طرحهای ورزشی شاخصِ بریتانیایِ آغازِ قرنِ بیستویکم را پدید آورد.
کیفیتِ زندگی
شعارِ آروپ — «جهان را بهتر بساز» — یک شعارِ تبلیغاتی نیست؛ بلکه مستقیماً از اصولِ Key Speech برمیآید. شرکت یک شاخهٔ تحقیق و توسعه دارد که به پرسشهای بلندمدت دربارهٔ شهر، اقلیم، مواد و انرژی میپردازد. صندوقِ سرمایهگذاریِ داخلیِ "Quality of Life" پروژههایی را پشتیبانی میکند که بازده اجتماعی یا محیطزیستیِ آنها از بازده مالیشان بیشتر است. این، در کنارِ ساختارِ مالکیتِ وقفی، به آروپ توانِ غیرمعمولی برای دیدِ بلندمدت در کارش میدهد.
فعالیتِ منطقهای و سخنِ پایانی
آروپ در گونهگونی از پروژههای خاورمیانه و آسیای میانه از طریقِ مشارکت با مشاورانِ محلی فعال است. مقاله — بدون اشاره به پروژهای خاص در ایران — یادآور میشود که شرکت در این جغرافیا فعال است، و حضورِ محلی از همان جنسی که در ساختارِ مالکیتِ وقفی و همکاریِ چندتخصصیِ آروپ نمایان است، یکی از شرطهایی است که آثاری به پیچیدگیِ فنی و معماریِ اپراهاوسِ سیدنی، مرکزِ پمپیدو، پلِ هزاره، آتوچا و استادیومِ منچستر را ممکن میسازد. سخنِ پایانیِ مقاله بلندپروازیِ آروپ را بازگو میکند: همراهِ معمار، شهر، منطقه و مردمی بودن که ساختمانهای آن در میانِ آنها برپا میشود.








