»صفا«، حالتى است در خط، که طبع را مسرور و مُروِّح ]=راحت کننده، آسایش دهنده[ مى سازد و چشم را نورانى مى کند و بى تصفیه قلب، تحصیل آن نتوان کرد؛ چنان که مولانا سلطانعلى فرموده اند: »که صفاى خط از صفاى دل است« و این صفت را در خط دخلِ تمام است. چنان که روى آدمى، هر چند موزون باشد و صفا نداشته باشد، مطبوع نخواهد بود، و پوشیده نماند که چون »اصول« ]شامل »نسبت« و »ترکیب« و »کرسى«[ و »صفا« و »شأن« به هم پیوندد آن را »مزه« گویند و بعضى آن را »اثر« نیز گویند. اما »شأن«: و آن حالتى است که چون در خط موجود شود کاتب به تماشاى آن مجذوب گردد و از خستگى فارغ شود؛ و چون قلمِ کاتب، صاحبِ شأن گردد، از لذّات عالم مستغنى گشته، به کلى رو به سوى مشق ]نوشتن[ کند و پرتو انوارِ شاهدِ حقیقى در نظرش جلوه گر شود... و این کیفیت به یُمنِ صفاتِ حمیده، عارضِ نفس انسانى مى شود و به دستیارى قلم، صورتِ آن بر صفحه کاغذ کشیده مى گردد و هرکس را (106 ، ص1393 ادراك این صفت در خط دست ندهد. )فضائلى
حالوهوا در معماری ایران

نظرات
هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفری باشید که نظر میدهید.