پروژه باغ مشهد در سال ۱۳۹۹ به استودیو رسید. در خیابانی منتهی به رودخانه. کارفرماهای پروژه پنج شریک خویشاوند بودند که پنج واحد نمونهای و مثل هم در پنج طبقه روی همکف میخواستند. بنابراین خلق تنوعهای فضایی از جنس تغییر گونه واحدها در طبقات برای طراح ممکن نبود.
مداخله طراحی در یک تغییر متمرکز شد: بازآرایی اتصال فضاهای باز و نیمهباز و سلسلهمراتب دسترسی در گونه آپارتمانی مرسوم، با نگاهی به سرگذشت خانه در این جغرافیا. پرسش طراحی این بود که چگونه میتوان این اندامها را چنان پیوند داد که امکانهای فراموششده خانه احیا شوند؟ آیا میتوان نقشی شبیه حیاط اندرونی و بیرونی گذشته را به بالکن امروز بخشید؟
بازاندیشی در اتصال دسترسی عمودی و بالکن، امکانی برای انتظام تازهای از فضا فراهم کرد؛ که طیفی از خصوصی تا عمومی را دوباره در آپارتمان برقرار میکند.
عرصه میانه
یکی از امکاناتی که بازاندیشی در اتصالها به ما میدهد، این است که چگونه مرز بین یک دوگانه را به یک حریم طیفگونه تبدیل کنیم. اگر به حدفاصل دوگانه درون و بیرون، به شکل یک مرز نگاه کنیم، فضایی برای در میانه این دو بودن باقی نمیماند. ولی اگر این خط قاطع به یک حریم، و یک آستانگی تبدیل شود، چیزی در میانه این دو پدید میآید که کیفیتهای تازهای به زندگی اضافه میکند.
در این پروژه دو حیاط اندرونی/بیرونی هم خودشان نقش این فضاهای افزوده میانی را بازی میکنند، هم ستون فقراتی هستند برای شکلدهی به دیگر فضاهای خانه و بازتعریف و مبهم کردن مرزهایشان. این هندسه اساس هندسه کلی پلان است و کل فضاهای خانه جایگاهشان را در نسبت با استخوانبندی این حیاطها پیدا میکنند. حیاطها مکانی هستند که بیرون و درون در آن با هم مواجه میشوند.
دیاگرام دو حیاط امکانهای متفاوتی در نظم فضایی کل خانه به دست داده است که حتی میتواند خود را تا تقسیمات کلی فضایی زندگی معاصر برکشد: اول آنکه امکان دسترسی جداگانه به فضایی میدهد که در عین کار کردن با خانه، به شکل جداگانه میتواند با بیرون از خانه هم کار کند. فضایی که هم میتواند به عنوان اتاق مهمان استفاده شود و امکان تازهای در باهمزیستی فراهم آورد؛ هم دفتر کار در خانهای باشد که تقسیم زندگی فضایی روزگار معاصر را تغییر دهد. زندگیای که در تفکیک محل کار از خانه جسمیت یافته بود و بسیاری از بحرانهای معاصر مثل همهگیری، ضرورت فکر کردن به شکلهای دیگر را یادآوری کردند. همینطور میتواند فضای متممی باشد برای استقلال نسبی فرزندان خانواده، که در نتیجه بحران مسکن هنوز نتوانستهاند از خانواده جدا شوند.
غروبنشین
از جمله امکانهای معمارانه این دیاگرام استفاده دیگری از نور و منظر غروب است. بَرِ غربی زمین، بزرگترین بر است و نشستن حیاطها در جبهه غرب باعث میشود لازم نباشد از قاعده همیشگی نامطبوع بودن نور غرب پیروی کرد. حیاطها مفصلهایی هستند که نور غرب را فیلتر میکنند و فضای متصل به آنها، گوشه دنجی رو به قاب غروب است. فضایی که نامش را در این پروژه غروبنشین گذاشتهایم.
فضاهای داخلی
شکست فرم، حجم و سازه از بخش میانی ساختمان سبب شکلگیری بهتر فضاهای داخلی شده است: واحدهایی با ساختارهای متفاوت — دو واحد دوبلکس، یک واحد تریپلکس و سه واحد با ساختار شکسته. در ضلع جنوبی، تراسهایی طراحی شدهاند که با کشیدگی در عمق، هم حریم خصوصی را حفظ میکنند و هم دید افقی به کوههای جنوب و باغ ملکآباد مشهد در شمال را فراهم میآورند.
تراسها به عنوان فضاهای نیمهباز، پاسخیاند به نیاز روزافزون کاربران معاصر به ارتباط با فضای باز، تهویه طبیعی و تجربه زیستپذیرتر در دل تراکم شهری. شکست در فرم و حجم بنا، سبب تفکیک مؤثر فضاهای عمومی و خصوصی شده است. ساکنان میتوانند با آرامش در بخش خصوصی زندگی کنند، و تنها در زمان نیاز، در کنار مهمانان در فضای عمومی حضور یابند.
این طراحی نه فقط به آسایش و حریم خصوصی ساکنان، بلکه به کاهش مصرف انرژی هم میاندیشد؛ و از اتلاف آن در فضاهای غیرضروری جلوگیری میکند. در نمای ساختمان، توجه به بعد سوم، سبب شکلگیری مرز جداکننده میان واحدهای دوبلکس، تریپلکس و دیگر واحدها شده است؛ این تفکیک به صورت سهبعدی نمایان شده و حجم را از سطوح تخت جدا کرده است.
