معماری معاصر

بازار

کامران افشار نادری·معمار ۳۳

بازار را به گونه‌ای که می‌شناسیم و در شهرهایی از قبیل اصفهان، تبریز، کاشان و کرمان توسعه یافته است، شهرهای ایرانی بیش از یک مرکز تجاری صرف بوده‌اند. با عملکردهای متنوعی که داشته‌اند، بازارها در واقع به عنوان اصلی‌ترین محل تجمع عمومی شهر عمل می‌کرده‌اند.

ویژگی بازار ساختار و سازمان‌دهی فضای آن متناسب با فعالیت‌های تجاری و عملکردهای ضروری شهری است. این مقاله ویژگی‌های شاخص ریخت‌شناسانه بازار ایرانی را بر می‌شمارد:

  1. شباهت به بازارهای فرا گرفته در مسیر راه‌های تجاری
  2. سازمان‌دهی به صورت مجموعه
  3. گذرها با سقف‌های پوشیده
  4. ساختار ارگانیک
  5. شکل‌دهی از پیش برنامه‌ریزی شده و هدایت شده
  6. بام به منزله عنصری مستقل با عملکردهای مستقل
◆ ◆ ◆

شباهت به بازارهای فرا گرفته در مسیر راه‌های تجاری

بازار ریشه در یکی از بنیادی‌ترین جنبه‌های تمدن بشری دارد: تجارت. از نخستین دوره‌ها، بازارها در هر کجا که مسیرهای بازرگانی تلاقی می‌کردند یا در امتداد راه‌های تجاری بزرگ پدید می‌آمدند. بازار ایرانی، به عنوان نمونه‌ای خاص از این پدیده، در طول قرن‌ها در امتداد جاده ابریشم و دیگر مسیرهای تجاری بین‌قاره‌ای که از فلات ایران عبور می‌کردند شکل گرفت.

در درون یک شهر، بازار معمولاً در قلب بافت شهری، نزدیک مسجد جامع و کاخ حکومتی قرار داشت. اما نکته مهم این است که بازار صرفاً یک بازار محلی نبود؛ بخشی از زنجیره‌ای از بازارها از شهری به شهر دیگر بود که هر یک از نظر سازماندهی فضایی و منطق تجاری به دیگری شباهت داشت. مسافری که از اصفهان به شیراز یا از کاشان به کرمان حرکت می‌کرد، الگویی آشنا در چیدمان بازار، گذرهای سرپوشیده، کاروان‌سراها و مناطق تجاری تخصصی می‌یافت.

سازمان‌دهی به صورت مجموعه

بازار ایرانی هرگز یک بنای واحد نیست. مجموعه‌ای است، شهری درون شهر، که عملکردهای متعددی را در خود ادغام می‌کند. بازار نه تنها مغازه‌ها بلکه مساجد، مدارس، حمام‌ها، کاروان‌سراها و انبارها را نیز در بر می‌گیرد. هر یک از این اجزا به شکلی ارگانیک از طریق شبکه‌ای از گذرهای سرپوشیده، حیاط‌ها و فضاهای واسط به ستون فقرات اصلی بازار متصل است.

همین ویژگی چندعملکردی است که بازار ایرانی را از یک بازار ساده متمایز می‌کند. بازار جایی است که دین، آموزش، تجارت و زندگی اجتماعی به هم می‌رسند. مسجد جامع اغلب مستقیماً از بازار قابل دسترسی است. مدرسه نسل بعدی بازرگانان و روحانیون را تربیت می‌کند. کاروان‌سرا بازرگانان مسافر را میزبانی می‌کند. حمام در خدمت محله است. همه این عملکردها در یک بافت واحد و منسجم درهم تنیده شده‌اند.

ساختار ارگانیک

بر خلاف یک مرکز خرید مدرن که روی میز طراحی شکل گرفته، بازار ایرانی در طول قرن‌ها به صورت ارگانیک رشد کرده است. هر نسل بخشی به آن افزوده، آن را گسترش داده یا بخش‌هایی از آن را نوسازی کرده است. این رشد ارگانیک به بازار کیفیت ممتاز آن را بخشیده: بازار موجودی زنده است که پیوسته خود را با نیازهای کاربرانش تطبیق می‌دهد.

ماهیت ارگانیک بازار به این معناست که پر از شگفتی است. کوچه‌های تنگ ناگهان به حیاط‌های وسیع باز می‌شوند. گذرهای تاریک به تالارهای گنبددار روشن ختم می‌شوند. بازی نور و سایه، تضاد میان فشردگی و گشایش، به بازار غنای فضایی‌اش را بخشیده است. این معماری‌ای است که از طریق برنامه‌ریزی بالا به پایین قابل بازسازی نیست؛ تنها می‌تواند از طول قرن‌ها توسعه تدریجی از پایین به بالا پدیدار شود.

منظرهای سازماندهی شده

علی‌رغم ماهیت ارگانیک، بازار ایرانی هزارتویی بی‌نظم نیست. منطق فضایی زیربنایی‌ای وجود دارد که بازدیدکننده را در مجموعه هدایت می‌کند. محور اصلی بازار، که راسته نامیده می‌شود، جهت‌یابی و مسیر را فراهم می‌آورد. گذرهای فرعی از این محور اصلی منشعب می‌شوند و به مناطق تخصصی می‌رسند: راسته زرگرها، بازار فرش‌فروشان، بازار ادویه.

تالارهای گنبددار، یا چهارسوق‌ها، تقاطع مسیرهای اصلی را مشخص می‌کنند. اینها نشانه‌های بازار هستند، گره‌هایی که به بازدیدکننده کمک می‌کنند در مجموعه حرکت کند. نوری که از روزن‌های این گنبدها وارد می‌شود جلوه‌های دراماتیک ایجاد می‌کند و این فضاها را در بافت کلی متمایز می‌سازد.

بام به منزله عنصری مستقل

بام بازار ایرانی بسیار فراتر از یک پوشش حفاظتی است. در سنت ایرانی، که به معماری پیش از اسلام زرتشتی بازمی‌گردد، بام عنصری معماری مستقل با منطق و زیبایی خاص خود است. سقف‌های طاقی بازار، با قوس‌های نوک‌تیز، گوشه‌سازی‌ها و تزئینات مقرنس، زبان معماری غنی‌ای را شکل می‌دهند.

هر بخش از بازار ممکن است شکل سقف متفاوتی داشته باشد که بازتاب عملکرد و اهمیت آن است. تالارهای تجاری اصلی مفصل‌ترین گنبدها را دارند. گذرهای اتصالی طاق‌های ساده‌تر بشکه‌ای دارند. گذار از یک نوع سقف به نوع دیگر نشانه تغییر در عملکرد یا اهمیت درون بازار است.

بازار، در مجموع، یکی از بزرگ‌ترین دستاوردهای معماری ایرانی است. فضایی است که تجارت، دین، آموزش و زندگی اجتماعی را در یک کل منسجم ادغام می‌کند. ساختار ارگانیک، غنای فضایی و پیچیدگی معماری آن، الگویی است که طراحان شهری معاصر بهتر است آن را مورد مطالعه قرار دهند. در عصر مراکز خرید همسان‌شده، بازار ایرانی یادآور آن است که تجارت می‌تواند در بافتی غنی فرهنگی و فضایی جای گیرد.

Ferrante Ferranti, La citta islamica, Editori Internazionale, Roma - Bari, 1994.

Kamran Afshar Naderi, Ali Nasser Eslami, Le istituzioni collettive nella citta islamica, Facolta di architettura di Genova, 1991.