در این شماره به بحث در مورد آجر میپردازيم. اين مصالح قدیمی. که همواره رایجترین مصالح خانهسازی در جهان بوده است. در کشور ما اهمیت فراوان دارد. معماران و سازندگان ایرانی در ساخت ابنية آجری به مهارتی کمنظیر در تاریخ دست یافتهاند. به دلیل اهمیت و وسعت بحث تصمیم گرفته شده است که مبحث آجر در دو بخش ارائه شود: بخش اول در این شماره به تاریخچة آجر اختصاص دارد. در شمارة بعد به نوآوربهای صنعت تولید آجر در عصر جدید و کاربرد آن در معماری امروز خواهیم پرداخت.
جایگاه آجر در ایران
در دورة رشد سریع تهران, به دلیل ناکافی بودن کورههای آجرپزی برای پاسخگویی به نیازبازر.به ناه اين مصالح کنار گذاشته شد و حداقل به مدت بیست سال نمای اغلب بناها با استفاده از پلاکهای سنگی با کیفیت که هنوز آثار آن باقی است. امروزه حتی در پروژههای حساس مرمت از آجرهایی استفاده میشود که چندان مرغوب نیستند. انتخاب آجر در تاریخ ایران با شرایط اقتصادی (از نظر فراوان بودن مواد اولیه) شرایط آب و هوایی و رنگ در مناظر ایران ارتباط دارد. این عوامل همچنان بر جای هستند. اگرچه استفاده از آجر در سازه به دلیل عدم استحکام و مقاومت در مقابل زلزله دشوار است. احداث دیوارهای جدا کنندةٌ اصلی و فرعی و نمای آجری هنوز راهحلی زیبا و مناسب محسوب میشود. بسیاری از معماران مشهور جهان نیز هنوز از انواع آجر در کار خود استفاده میکنند.
سرآغاز: از خشت تا آجر پخته
آجر یکی از قدیمیترین مصالح ساختمانی است و تاریخ آن به آغاز تمدن بازمیگردد. اجر به صورت ابتدایی آن. یعنی قطعة گل رس خشک فرم داده شده با دست. نخستین بار حدود ۸هزار تا ۱۰هزار سال قبل از میلاد پدید آمد. خشت قالب زده اختراع مهم آجر پخته حدود ۳۵۰۰سال قبل از میلاد صورت گرفت و احداث بناهایی را امکانپذیر کرد که قبل از آن امکان نداشت. آجر پخته علاوه بر دارا بودن استحکام زیاد. که در سرزمینهای فاقد منابع قابل توجه سنگ مثل بینالنهرین از اهمیت زیادی برخوردار بود. اين امکان را هم فراهم آورد که تعداد بیشماری از قطعات دارای شکل و نقش تزئینی یکسان به آسانی تولید شوند. با تولید آجر لعابی, که فن آن از ادغام صنعت آجرپزی و کوزهگری به وجود آمده است. رنگآمیزی متنوع و درخشان نیز در اختیار این مصالح قرار گرفت. یکی از خارقالعادهترین نمونههای اين نوع آجر به پایتخت هخامنشیان در شوش تعلق دارد (قرون ۵ و ۶ قم) در اینجا صحنه نمایش دهنده سربازان هخامنشی همراه با نقوش سمبولیک و تزئینی از کنار هم چیدن آجرهای رنگین و مزین به نقوش برجسته شکل گرفتهاند.
ملاط: نیمرخ دیگر فن آجر
اختراع آجر و پیشرفت فناوری خمیر. قالب و پخت آن همراه با توسعة فن تولید ملاط يا مادة چسبندهای بود که باعث پیوند آجرها به هم میشد. در ساختمانهای بنا شده با خشت خام. از گل رس و گل مخلوط با کاه (ایران) یا با مدفوع حیوانات (یمن) استفاده شده است. از همین مخلوط میتوان برای چسباندن آجر پخته نیز استفاده کرد. ولی ملاط زود خرد میشود و فرو میریزد و چسبندگی آن نیز چندان قابل قبول نیست. ملاط گچ و آهک جایگزینهای بهتری برای سازههای آجریاند. در بینالنهرین جنوبی از قیر نیز برای اتصال آجرهای پخته استفاده شده است. این مصالح مرغوب به دلیل دشواری یافتن منابع طبیعی قیر در کمتر جایی به عنوان ملاط استفاده شده است. سنگ آهک برای اينکه به صورت ملاط استفاده شود نخست در حرارت ۱۰۰۰ درجه پخته میشد و بدین ترتیب آهک زنده به دست میآمد. پس از آن آهک زنده با آب مخلوط شده و به اندود و ملاط تبدیل میشد.
استفاده از آهک به عنوان ملاط و اندود. تقریباً به اندازة آجر قدمت دارد و برای تولید آن کورههایی مورد نیاز بوده که همان حرارت لازم برای پخت آجر را تولید کند. گچ بنایی از پختن سنگ گچ. که عموماً در نزدیکی معادن آهک یافت میشده. در حرارت ۱۲۵ درجه تولید میشود و به نظر عدهای از محققان استفاده از آن بر آهک مقدم است.
مصر و قدیمیترین تصاویر آجرسازی
قدیمیترین تصویر نشاندهندة کارگرانی که آجر را قالب میزدند و اجرا میکردند در معبد رخمیرا در مصر متعلق به ۱۴۵۰ قم به دست آمده است. در این تصویر همة مراحل تولید از تهیة گل تا چیدن دیوار نشان داده شده است. در این روش کاه و گل با هم مخلوط و با قالبهای چهارگوش بدون کف و درپوش کنار هم روی زمین به صورت بلوکهای مکعب مستطیل اجرا میشدند. یک کارگر میتوانست به تنهایی روزانه تعداد زیادی خشت تولید کند.
پیش از این تاریخ و در دورة میانی خشتهای دستساز و خشتهای قالب زده شده دورة دیگری بود که خشتها به صورت دستی شکل داده میشدند و سپس اضلاع آنها با وسیله برندهای صاف میشده است. دانشمندان در مکانی باستانی متعلق به ۶۳۰۰ سال قم در بینالنهرین جنوبی به ساختمانهایی برخوردند که با خشتهای مکعب مستطیل دقیق ولی با ابعاد متفاوت ساخته شده بودند و از این مشخصات به اصول فناوری فوق پی بردهاند.
در کشورهایی که چوب فراوان یافت نمیشد تهیة آجر پخته مقرون به صرفه نبود و از خشت خام در ابنية مسکونی و غیرتجملی استفاده میشده است. در مصر با دلیل وجود معادن سنگ. برای احداث ابنية خاص به ندرت از آجر پخته استفاده شده است و اکثر ابنية عادی از خشت خام ساخته شدهاند. مصریهای باستان روش خاصی را برای ایجاد طاقهای خشتی اختراع کرده بودند و به این ترتیب. دهانههای به عرض حداکثر ۲/۸۰ متر را بدون نیاز به قالببندی چوپی طاق میزدهاند. خشت خام برای سرزمینهای گرم بسیار مناسب و اقتصادی بوده و امروز هنوز متداولترین مصالح برای ساخت خانه در جهان است. امروز هم علل به کارگیری خشت همچون دورة باستان. آسانی دسترسی به مواد اولیه. روش سادة تولید. امکان ساخت خانه حداقل به این روش بدون نیاز به تخصصی پیچیده مقاومت در برابر ضربه و حرارت است.
آجر پخته بر خلاف خشت محصول پیجیدهتری است که به حرارتی بین ۹۵۰ تا ۱۲۰۰ درجه نیاز دارد. در حرارت بالاتر آجر ذوب شده و به مادة یکنواخت و متراکمی نظیر شيشه تبدیل میشود. در هر حال فرایند تولید و هزينة آجر پخته با خشت خام بسیار متفاوت است. اسناد تاریخی به دست آمده از شهر اور متعلق به اوایل هزارة سوم قم نشان میدهند که با یک سکه نقره میتوانستهاند از ۱۴۴۰ خشت خام بخرند. در حالی که با همان مبلغ فقط امکان خرید ۵۰۴ آجر پخته وجود داشته است. حتی در دورههای متأخر, حدود قرنهای ۶ و ۷ قم. که فن تولید آجر پیشرفت بیشتری کرده بود. قیمت آجر پخته چند برابر خشت خام بوده است.
یکی از مهمترین ابنیة تاریخی. که در آن از خشت خام (برای ایجاد سازههای اصلی) و از آجر (برای نما) توماً استفاده شده است. زیگورات چغازنبیل یا معبد اینشوشیناک متعلق به ۱۲۳۵ - ۱۲۵۰ ق م در نزدیکی شوش است.
بینالنهرین: آجر به مثابة مدول
آجر در جهان باستان و در بینالنهرین نقش مهمی ایفا میکرده است. لغت سومری آجر (سیگ) به معنی ساختمان. شهر و ربالنوع ساختمان بوده است. طبق نوشتههای تاریخی به دست آمده از بینالنهرین پیش از آغاز ساخت ساختمان. طی مراسمی, خوراکی و نوشیدنیهای مختلف به ربالنوع آجر اهدا میشده است و در پروژههای مهم پادشاه یا یک شخص بزرگ نخستین آجر کف خاکریز را مینهاده است. در بینالنهرین و ایلام وقت زیادی صرف ابنية خشتی و آجری میشده است. در بعضی از نقشههای باستانی حک شده بر الواح گلی. پروژههای ساختمانی را میتوان مشاهده کرد که در آنها محل قرارگیری و ابعاد تک تک آجرها به دقت ترسیم شده است. بنابراین. در بسیاری از ساختمانهای این منطقه از آسیا آجر به عنوان مدول طراحی به کار میرفته است.
همانطور که در آغاز نیز اشاره شد آجر لعابی نقش برجسته نخستین بار در بابل پدیدار شد و سپس به ایران هخامنشی نیز راه یافت. حدود ۸۰ سال قبل از قصرهای هخامنشی در شوش, حوالی اوایل قرن هفتم ق م در بابل دیوارهای مزین به نقوش آجری برجسته و لعابدار با طرح شیر و گل لوتوس و تزئینات هندسی به دست آمده است.
رم و تکمیل فن آجر
اگرچه اختراع آجر را کسی به رومیان باستان نسبت نمیدهد. باید اذعان داشت که آنها در پیشرفت تکنولوژی آجر و به کارگیری آن در ساختمان نقش بسیار مهمی داشتهاند. رومیهای باستان روشهای مختلف آجرچینی را ابداع کرده و سازههای عظیم آجری را با دقت فراوان بنا کردهاند. در این دوره ملاط سیمانی و نوعی بتون ساختمانی با استفاده از خاکستر آتشفشانی برای پر کردن هستة سازههای آجری ابداع شدند. رومنها همچنین تکنولوژی استفاده از سفال را به عنوان پوشش سقف. که احتمالاً یونانیان ابداع کرده بودند. توسعه دادند و تکمیل کردند.
نخستین آجرهای کامل و خوب پخت شده رومنها حدود قرن اول قم در جنوب ایتالیا و سیسیل معمول شدند. در دوران حکومت ژولیوس سزار (۴۴ - ۴۹ قم) حصار شهر اوربس سالویا با آجرهای پخته به ابعاد ۲۰-۳۲/۴۵-۴۷ × ۶/۵ - ۵ سانتیمتر و درزهای ۱ تا ۱/۵ سانتیمتر بنا شد. به طور کلی فن آجر را یونانیان از بینالنهرین و ایران به اروپا انتقال دادند و سپس رومیان تکمیل کردند.
در طول تاریخ کتابهای زیادی در مورد خشت و آجر تألیف شدهاند. قدیمیترین نوشتة تاریخی موجود در مورد اجر کتاب ویتروویوس دربارة معماری است که در رسالة دوم آن به خشتهای خشک شده در حرارت آفتاب. روش چیدن دیوار و در رسالة پنجم در مورد ساخت حمام و تأسیسات گرمایش زیرزمینی آن با استفاده از خشت و در رسالة هفتم دربارة نازک کاری و اندود ابنية خشتی صحبت شده است. در قرون بعدی نویسندگان رومی دیگری در مورد آجر مطالب مختصری نوشتهاند. ولی اطلاعات به دست آمده نسبت به تکنولوژی بسیار پيشرفتة آجر در دورة رومنها ناچیز است و دانش امروزی ما در مورد روش تولید و اجرای آجر در اين دوره عمدتاً بر پاية مطالعات باستانشناسی شکل گرفته است.
از بررسی مدارک تاریخی چنین استنباط میشود که در رم و اوستیا بسیاری از ملاکان زمینهای خود را به تهیه و پخت آجر اختصاص داده و از این راه درآمد خوبی داشتهاند. تهیة مواد اولیه و تولید آجر فعالیتی بوده که به بردهها محول میشده است.
نخستین آجرهای تولید شده در رم کیفیت خوبی نداشتند. زیرا گل مورد استفاده ناخالص بوده و خشتها به سرعت منقبض میشدند. در این مورد دو مشکل اصلی وجود داشته است. اولین مشکل یعنی ترکیب مناسب گل با افزودن ماسه به گل رس رفع شد. ویتروویوس در رسالة دوم فصول دوم و سوم به مشکل دوم اشاره میکند خشت در زیر آفتاب سوزان سریع خشک میشود و بهتر است در فصول پاییز و بهار. که آفتاب ملایمتر است. تدریجی باشد. خشک شدن سریع خشت باعث میشد سطوح بیرونی آن نسبت به هسته آجر سریعتر خشک و خشت دچار تغییر شکل و عدم تجانس شود. رومنها به روش پیشینیان خود با قالبهای چوبی بدون کف و درپوش خشتها را روی زمین قالب میزدند و بنابراین. دو سطح زیرین و بالای آجر تا حدی خشن و ناهموار بود در حالی که ابعاد کلی آجر رومن استاندارد و مطابق قالب بوده است. زیر آجرها بستری از کاهگل ایجاد میشد و خشنها را پس از خشک شدن به کمک آب از کاهگل زیرین جدا میکردند.
آجرهای رومن عموماً مشابه آجر قزاقی چهارگوش بودهاند. ویتروویوس از سه نوع آجر مختلف در این دوره یاد میکند: نوعی به طول یک تا یک و نیم پا (مستطیل شکل)؛ نوعی به ضلع ۵ وجب (مربع)؛ و نوعی به ضلع ۴ وجب (مربع). در هر حال انواع بزرگتر آجر نیز وجود داشته است که تا ۷۵ سانتیمتر طول داشته و برای کفپوش استفاده میشدهاند.
در زمان امپراتوری روم بسیاری از ابنية آجری یادمانی با صفحات سنگی یا با انواع تزئینات سنگی پوشیده میشدند. آجر در حقیقت وسیلهای بود برای ایجاد ابنیهای با ظاهر سنگی, به تقلید از سبک یونانی. با هزینهای بالنسبه کمتر. مدت زمان نسبتاً طولانی نیاز بود تا رومیها به قابلیت اجر به عنوان مصالح نهایی و تزئینی نما پی ببرند. از حدود قرن دوم میلادی به بعد رومیها ابنیای با نمای کاملاً آجری همراه با تزئینات بسیار غنی آجری به وجود آوردند.
طاقهای آجری: مهارت ایرانی
در مورد سازههای طاقی, استفاده از آجر به جای سنگ مزیتهای فراوانی داشت. طاقها و قوسهای سنگی با قطعات خاص و تراش خوردة سنگی به وجود میآیند که قسمت مقعر آنها کوچکتر از وجه محدب بوده و به قطعات سنگ اجازه میدهد بدون کمک ملاط به دلیل شکل هندسی ویژهای که دارند. سرپا بایستند. طاقهای آجری برعکس با آجرهای استاندارد یک شکل ایجاد میشوند و شکل خاص قوسی از تغییر ضخامت ملاط به وجود میآید. از طرف دیگر ایرنیان و مصریان موفق شده بودند طاقها و گنبدهای بزرگی را بدون کمک قالب چوبی بنا کنند. در حالی که این امر با سنگ غیرممکن است. در دورة ساسانیان. که با دورة رومن متأخر همزمان است. معماری آجری رواج فراوان داشت و تصور میشود همة شهر تیسفون, پایتخت ساسانیان. از اجر ساخته شده باشد. معماران دورة ساسانی. همچنان که آندره گدار میگوید. طاقهای استوانهای و گنبد را با اندود تونٌ نتراشیده یا تراشیده و آجر یا خشت خام به آسانی برپا میکردهاند. برترین طاق آجری شناخته شده در جهان محسوب میشود (قرن ۶ م) و دهانهای در حدود ۲۵/۵ متر و ارتفاعی معادل ۳۷ متر دارد. از آجر ساخته شده است. قوس طاق, که منطبق با معکوس شکل خاص یک زنجیر آويخته است. موجب شده است منحنی انتقال نیروهای طاق به طور تقریبی بر محور قائم منطبق شود.
دورة اسلامی: اوج تزئینات آجری
پیدايش اسلام و برخورد و تلفیق فرهنگها و نیاز به احداث سریع ابنية جدید مذهبی, مسکونی و خدماتی شرایط توسعة فناوری آجر را فراهم آورد. تزئینات آجری در این دوره به اوج خود رسیدند. علاوه بر تولید آجر به ابعاد خاص و مطابق با طرح. تراش آجر لعابدار متداول شد و از این طریق آثاری به وجود آمدند که به لحاظ غنا و زیبایی در تاریخ بینظیرند.
یکی از قدیمیترین و زیباترین نمونههای ساختمان آجری. که در آن نزئینات از ساختمان و سازه جداییناپذیر هستند. مقبرة اسماعیل سامانی در بخاراست. این ساختمان کوچک آجری با پلان مربع (به اضلاع ۱۰/۸متر) فرمی کم و بیش مکعب دارد و روی آن گنبد نیمهکروی قرار گرفته است. در ساختمان این بنا از آجرهای مربع به ابعاد ۲۲-۲۶ × ۲۲-۲۶ سانتیمتر و ضخامت ۴ سانتیمتر استفاده شده است. ضخامت آجرها به کار رفته است به قالی بافی قابل تشبیه است.
در دورة دودمانهای سلجوقی. ایلخانی و تیموری هنر آجرکاری و آجرسازی تحتتأثیر فرهنگهای آسیایی قرار گرفت و رشد قابل توجهی کرد. ابنية عادی همچنان با خشت ساخته میشدند. ولی در ابنية مهم آجرهای پختهای با کیفیت بسیار خوب به کار میرفتند. آجرهای ایرانی. طبق سنت چند هزار ساله. عمدتاً مربع شکل بودهاند ولی ابعادی متغیر داشتند. ابعاد آجرهای دورة سلجوقی بین ۱۸ و ۳۱ سانتیمتر نوسان دارد. ولی اغلب آجرها ۲۲ سانتیمتر عرض و ۴ تا ۵/۵ سانتیمتر ضخامت دارند. احتمال دارد که هر تولید کننده ابعاد استاندارد خاص خود را به کار میبرده است. به نظر میرسد تعدادی از تزئینات آجری از بلوکهای خمیری گل رس با ابعاد استاندارد قبل از پخت بریده شده باشند. در دورة ایلخانی نیز ابعاد آجر مشابه دورة قبل بوده است. در دورة تیموری ابعاد آجرها کمی افزایش یافت و عرض آنها به حدود ۲۴ تا ۲۷ سانتیمتر رسید؛ ضخامت آنها بین ۴ تا ۷ سانتیمتر متغیر بوده است. در این دوره آجرهای دارای شکل و تزئین خاص نیز رواج داشتند.
ملاط گچ آجرها را به یکدیگر متصل میکردند. حسن و عیب این ملاط گیرندگی سریع آن پس از افزودن آب است. چنانچه بنا مهارت کافی نداشته باشد ملاط قبل از چیدن آجرها خشک میشود. برای کاهش سرعت گیرایی گچ به آن خاک رس يا ماسه میافزودند. سرعت زیاد گیرایی گچ در هر حال به نفع سازههای طاقی و گنبدهایی بود که میبایست بدون کمک قالب چوبی نگهدارنده ساخته شوند و ایرائیان در اين فن مهارت زیادی داشتند. از طرف دیگر. تزئینات آجری با استفاده از اشکال مختلف این مصالح در مقبرههای برچ شکل متداول در نواحی شمالی ایران. آسیای مرکزی و افغانستان به اوج خود رسید.
آجرهای لعابی رنگی که در دورة هخامنشیان رواج داشتند به صورتی جدید از دورة سلجوقی مجددا" رایج شدند. نخست از آجرهایی که یک طرف آنها لعابی تکرنگ داشت در ترکیب با آجرهای معمولی استفاده شد. این هنر در دورة ایلخانی به اوج خود رسید.
از میان آثار آجری برجستة دوران بعدی میتوان به پلهای دورة صفوی در اصفهان آشاره کرد که برخلاف مساجد این دوره سازة آجری خود را به نمایش میگذاشتند. تقارن. ریتم و هندسة دقیق و موزون این سازهها نیاز به اغراق در تزئینات را کاهش داده و بیان حجمی را جایگزین زیباییشناسی سطوح تزئین شدة آجری کرده است. در هر حال جایگزین آجر در دورة صفوی به طور عمده در نماهای داخلی و خارجی مساجد استفادهای فراگیر از کاشی کاریهای رنگین بود.
قرون وسطای ایتالیا و درة پو
در اروپای قرون وسطی. ایتالیا یکی از سرزمینهای مهم توسعة فن و هنر آجرکاری بود. استفاده از آجر در ایتالیا بیشتر به دره رودخانة پو واقع در شمال ایتالیا و شهرهای بولونیا و میلان مربوط است. دشتهای اين نواحی به لحاظ معادن سنگ ضعیف ولی از نظر خاک مناسب آجر بسیار غنی هستند. مصالح تهیه شده از خاکهای رسوبی درة پو آنقدر مورد توجه قرار گرفتند که استفاده از آنها به نواحی مرکزی ایتالیا نظیر توسکانی و خصوصاً شهر سینا گسترش یافت. آجرها اغلب مکعب مستطیل بودند و به دلیل تنوع گل استخراج شده از معادن سطحی رنگهای مختلفی داشتند. در اوایل آجر قرمز رنگ بر دیگر آجرها ترجیح داده میشد. ولی مدتی طول نکشید که قابلیتهای زیباییشناسی ترکیب آجرهای دارای رنگ و شکل مختلف بر همه آشکار شد.
در اروپای شمالی. به استثنای مکانهایی که در گذشته تحت سلطة رومنها بودهاند. تا پیش از قرن دوازدهم میلادی هیچگونه بنای آجری به چشم نمیخورد. علت آن نامناسب بودن خاک این سرزمینها برای ساخت آجر به سبک رومن است. به نظر میآید فن ساختن آجر در دورة جنگهای صلیبی از خاورمیانه به اروپا راه یافته باشد و صنعتگران آلمان. دانمارک و هلند از این طریق روش تولید اجر با خاک نامناسب سرزمینهای خود را آموخته باشند. این تکنیک جدید به طور عمده بر پایة افزایش ضخامت آجرها استوار بود و بدین ترتیب. آجرهای مناسبی برای ساختن ابنیه ایجاد شدند.
در قرون وسطی سه روش متفاوت برای مدیریت تولید آجر وجود داشت. در روش اول. هنگامی که قرار بود کلیسا یا ساختمان بزرگی بنا شود یک کورة آجرپزی و کارگاه مستقل برای آن ساختمان بنا میکردند که پس از پایان بنا اغلب رها میشدند. در روش دوم. کارگاهی زیرنظر شهرداری یک شهر تأسیس میشد و از این طریق کیفیت آجرهای مورد استفادة یک شهر تحت کنترل قرار میگرفت. روش سوم. ادارة خصوصی کورههای آجرپزی برای فروش آجرها در بازار آزاد بود.
در روش تولید آجر نخست. خاک رس موردنیاز از سطح زمین برداشته و سنگ و شن آن جدا میشد. در مرحلة بعد. به آن خاک مقداری ماسه افزوده میشد. مخلوط به دست آمده را با آب عمل میآوردند و گل تولید شده را داخل قالبها میريختند. نوآوری این دوره نسبت به دورة رومنها به کارگیری یک میز خاص برای قالب زدن آجر و نحوة حمل به کوره بودند. آجرهای قرون وسطایی ابعاد متغیری داشتند. بعضی از آنها تا ۴۵ سانتیمتر بودند و بعضی دیگر کم و بیش اندازة آجرهای استاندارد امروزی بودند. بسیاری از شهرهای قرون وسطایی مقررات خاصی را برای جنس و ابعاد آجر داشتند و اصناف خاصی کیفیت آجر را در کوره یا هنگام ورود به شهر کنترل میکردند.
یکی از نمونههای برجستة معماری آجری قرون وسطایی کلیسای آلبی در فرانسه است. کلیسای شهر آلبی واقع در جنوب غربی فرانسه. به قرون ۱۳ و ۱۴ میلادی شمالی است. کلیسای آلبی از یک طرف دنبالهرو معماری ابنیة بزرگ دورة رومن و معماری رومانسک و از طرف دیگر متأثر از گوتیک شمال اروپایی است. این ساختمان در فاصلة سالهای ۱۲۸۲ و ۱۳۹۰ میلادی بنا شده است و ورودی سنگی آن متعلق به قرن ۱۶ است. به لحاظ تیپولوژی کلیسای آلبی نوعی کلیسا - قلعه است که علاوه بر نقش مذهبی وظيفة دفاعی را نیز به عهده داشته است. آجرکاری نمای بیرونی این بنا به صورت ردیفهای موازی و بندهایی به ضخامت ۲ سانتیمتر است. ابعاد آجرها در نما حدود ۵/۵ × ۲۱ سانتیمتر است.
گنبد برونلسکی: قرائتی فلورانسی از سلطانیه
قرون وسطی از طریق کنبد سانتاماریا دل فیوره برواسکی واقع در شهر فلورانس به رنسانس پیوند میخورد. در فاصلة زمانی آغاز ساختمان تا اتمام حلقهای که قرار بود گنبد روی آن قرار گیرد. یعنی اواخر قرن سیزدهم و آغاز قرن پانزدهم. در ایتالیا کلیه کارگاههای گوتیک. که میتوانستند سازة موقتی چوبی نگهدارندة گنبدی به این ابعاد - یعنی بزرگترین گنبد تاریخ تا دورة رنسانس - را تولید کنند. تعطیل شده بودند. از طرفی کلوی حد فاصل کنبد و بدنة کلیسا مائع آن میشد که نیروهای جائبی کنبد مستقیما" به بدنه منتقل بشوند و از فروریزی گنبد جلوگیری شود. تنها راه حل ایجاد گنبدی خودنگهدار بود که در همة مراحل ساخت بدون نیاز به قالب چوبی زیرین اجرا شود و از طرف دیگر دارای خیزی بلند باشد تا در پایة نیروهای ناشی از بار گنبد هرچه عمودیتر به ساختمان منتقل شوند و از گسستگی گنبد جلوگیری شود. به نظر سن پائولزی. محقق ایتالیایی. این روش را برونلسکی از گنبد سلطانیه. که آن هم نظیر گنبد سانتا ماریا دل فیوره دوجداره. دارای خیز بلند. آجری و خودنگهدار است. اقتباس کرده است. در هر حال, اگر هم برونلسکی روش خود را از ایرانیان اقتباس کرده باشد. از نظر نوآوری و دقت در اجرا بینظیر است. اولا حداکثر دهانهای که ایرانیان به روش خودنگهدار تولید کرده بودند حدود یک دوم ابعاد گنبد برونلسکی (۵۲ متر) بوده است. انیا ایرانیان در ابنية خود از ملاط زودگیر گچ استفاده میکردهاند که ساخت سریع قوسها و گنبدها را بدون نیاز به سازة نگهدارنده امکانپذیر میکرده است. در آبوهوای مرطوب فلورانس ملاط قابل استفاده از نوع آهکی است که برای رسیدن به حداکثر استقامت خود ماهها زمان میخواهد. دو نوآوری بزرگ برونلسکی نسبت به ایتالیای زمان خود به کارگیری گنبد دو پوسته و استفاده از حلقههای موازی آجری تقویت شده با کمربندهای چوبی در ارتفاعهای مختلف برای جلوگیری از فروریختن گنبد به داخل در ضمن اجراست. مدارک تاریخی و خصوصاً نوشتة آنتونیو مانتی در سال ۱۴۸۰ به این نکته اشاره میکنند که برونلسکی در مورد کیفیت آجرهای به کار رفته در گنبد بسیار سختگیر و دقیق بوده و شخصاٌ بر تولید آنها نظارت میکرده است. دستگاه نظارت کارگاه ۴ کارخانة آجرپزی را مأمور تولید آجر مورد نیاز پروژه کرده بود.
مقررات رنسانس و آجر اندود سفید
با توجه به افزایش نیاز به آجر مقامات محلی شهرهای دورة رنسانس نیز به مسئلة کیفیت تولید این مصالح پرداختند و بسیاری از حکومتها در این مورد قوانین خاصی را تنظیم کردند. در فلورانس تولید کنندگان آجر میباید یک قالب نمونة فلزی را، که نشان دهندة ابعاد استاندارد ایشان بود. با مهر مخصوص کارخانه به شهرداری تحویل دهند. ایشان همچنین وظیفه داشتند میزان تولیدات خود و دفترچة دخل و خرج را برای بازدید مأموران نگهداری کنند؛ چهار روز قبل از هر پخت میبایست به شهرداری اطلاع دهند تا بازرسان برای کنترل کیفی مصالح از کارخانه دیدن کنند. هر تولید کننده حق داشت در شعاع ۱۵ کیلومتری شهر فلورانس حداکثر دو کارخانه داشته باشد. قیمت مصالح و ابعاد آن را سازمان مشخصی تعیین میکرد. برخلاف تصور رایج. تولیدکنندگان آجر و حتی کارگران کارگاه آجرزنی نسبت به اينکه کاری ظاهراً یدی انجام میدادند. از فرهنگ نسبتاً بالایی برخوردار بودند و در فلورانس شهرت داشتند. صاحبان کارخانهها جزء شهروندان متمول و متشخص فلورانس بودند.
در دورة رنسانس. استفاده از سنگ و آجر در تلفیق با هم رایج شد. گاه تزئینات مهم بنا از جنس سنگ ساخته میشد و آجر برای پر کردن فواصل به کار میرفت. در مواردی بخشی از عناصر تزئینی معماری نیز با آجر ساخته میشد. در هر حال. یکی از روشهای جالب آجرکاری دورة رنسانس رنگ کردن سطوح آجری به رنگ سفید به گونهای بود که از دور مرمر به نظر آید. در کلیسای سانتا ماریا دی لورتو در رم. در طبقة همکف قاب دور درها و پنجرهها از جنس مرمر است. در حالی که در طبقات بالاتر همین تزئینات از جنس اجر اندود شده به رنگ سفید هستند. در دورة باروک هنرمندان با همرنگ کردن بندکشی با آجر سطوح پیوستهای را به وجود میآوردند که در تضاد با تزئینات سفالی و سنگی کارگذاشته شده درون دیوارها بسیار جذاب بود. ولی گجکاری و اندود آجر فن سریعتر و آسانتری بود که به سرعت جایگزین نمای آجری شد.
در این میان باید به فن Terracotta یا سفال در قرون وسطی و رنسانس نیز اشاره کرد. پخت سفال و آجر به لحاظ مواد تشکیلدهنده بسیار شبیه به هم هستند. ولی تزئینات Terracotta در حقیقت قطعات بزرگ خاص با شکل پیچیده و تزئینی توپری هستند که با خاک خوب و پخت مناسب تهیه شده و در دیوار آجری کار گذاشته میشوند. برای مثال میتوان به نمای کلیسای سنتواسپیریتو شهر بولونیا (قرن ۱۴ میلادی) اشاره کرد.
انگلستان تودور، آتشسوزی لندن و آجر استاندارد
در انگلستان قرن شانزدهم ابداع دودکش شومینه در پیشرفت هنر و فن آجرکاری نقش مهمی داشت. این فن باعث شد حتی خانههای متوسط (و نه فقط قصرها) از سیستم گرمایش مناسبی برخوردار شوند. آشپزخانهها. که در ساختمان جدایی قرار داشتند. به داخل فضای مسکونی راه یابند و ارتفاع اتأقها کمتر شود. اندازة دود کش: تعداد آن و غنای تزئینات نشان دهندة تشخص و تمول صاحب ملک بود. در دورة تودور در انگلستان دودکشهای زیبایی از جنس آجر ساخته شدند.
پس از آتشسوزی بزرگ لندن در سال ۱۶۶۶ و نابودی ۱۳۲۰۰ خانه و ۸۷ کلیسا و همچنین کلیسای اصلی شهر. معمار بزرگ کریستوفر رن کار بازسازی شهر را به عهده گرفت. او نخست در وضع قوانین جدید ساختمانی برای نوسازی شهر لندن و جلوگیری از آتشسوزی بزرگ دیگری فعالیت کرد و سپس به صورت طراح مستقیما" وارد کار ساختمان شهر شد. در قوانین عرض بیشتری برای شبکة معابر پیشبینی شده بود و ساخت کلیة ساختمانهای جدید از جنس جر و سنگ مقدور باشند. این مسئله نیاز به آجر را به طور بیسابقهای افزایش داد. در مورد ابعاد اجزای سازهای ساختمانها نیز مقررات مشخصی وجود داشت. رن مسئول ساختن ۵۰ کلیسا و تعداد زیادی از ابنية سلطنتی شد. ساختمانهای جدید به سبکی ملهم از معماری قرن ۱۷ فرانسه (که رن در سفر خود به فرانسه تحتتأثیر آنها قرار گرفته بود) با استفاده از آجر و سنگ بنا شدند.
در زمان آتشسوزی لندن بسیاری از کارگاههای آجرپزی اطراف لندن با خاکستر و دوده پوشیده شدند. سازندگان آجر به طور تصادفی کشف کردند که گل آجر چنانچه با کمی خاکستر مخلوط شود بهتر در کوره میپزد و از این رو در طول قرن هجدهم آجر جدید تیره رنگی متداول شد که در آن خاکستر به کار رفته بود. این آجرها London Stocks نام داشتند و مصالح استاندارد مخصوص ابنية لندن میدادند و بنابراین. در اوایل قرن هجدهم. که توسعة شهر نیاز به آجر را افزایش داده بود. آجری استاندارد در دسترس بود.
در آغاز قرن ابعاد آجرها کوچکتر شدند. چون آجرهای کوچک هم سریعتر تولید و پخته میشدند و هم آسانتر به فروش میرفتند. در سال ۱۷۸۴ به دلیل جنگ استقلال آمریکا، نخست وزیر وقت انگلستان مالیات ثابت برای فروش هر هزار آجر تعیین کرد و بدین ترتیب. تولید آجر کوچک غیراقتصادی شد و آجرهای بسیار بزرگی تولید شدند. قانون جدیدی برای مقابله با افزایش ابعاد آجر در سال ۱۸۰۵ وضع شد که سازندگان آجرهای بزرگتر از ۲۵×۱۳×۷/۵ سانتیمتر را به پرداخت مالیات دوبرابر مجبور میکرد. تحول هنر و فناوری آجر از اين پس به دوران صنعت پیوند میخورد که موضوع مقالة شمارة بعد است.
پانوشتها
۱- Vitruvius.
۲- Ostia، شهری در نزدیکی رم.
۳- Po.
۴- Siena.
۵- Albi.
۶- Antonio di Tuccio Manetti.
۷- Tudor.
۸- Sir Christopher Wren.
منابع
مهرداد اهری، آجر، انتشارات مجلة هنر و معماری، تهران، ۱۳۵۲.
آندره گدار، هنر ایران، انتشارات دانشگاه ملی ایران، ۱۳۵۸.
دونالد ن. ویلبر، معماری اسلامی ایران در دورة ایلخانیان، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، تهران، ۱۳۴۶.
لیزا گلمبک و دونالد ویلبر، معماری تیموری در ایران و توران، انتشارات سازمان میراث فرهنگی کشور، ۱۳۷۴.
تأثیر معماری گنبد سلطانیة ایران در ساختمان گنبد سانتاماریا دل فیورة ایتالیا، انتشارات سازمان حفاظت آثار باستانی، ۱۳۵۴.
James Campbell and Will Pryce, Brick: A World History, Thames and Hudson, London, 2003.
Architettura, Tecnologie dell'architettura, serie Sixties, Bari, 1991.
John B. Ward-Perkins, Architettura romana, Electa Editrice, Milano, 1979.
Peter Murray, Architettura del Rinascimento, Electa Editrice, Milano, 1979.







