معماری بومی و محلی

رقص بندری بوشهر

سارا فرج‌زاده·عکس: حمید اکبری·ویژه‌نامه بوشهر
رقص بندری بوشهر

بوشهر آهنگین است؛ از کوچه‌های پیچ در پیچ و تنگ تا دریای مواج؛ حتی لهجه مردمان بومی...

بوشهر می‌رقصد در شادی و غم...

همدلی این مردمان با خیام هر روزه به آنها یادآور می‌شود دم را غنیمت شمارند. غنیمت شمردن ورد زبان بوشهریان است؛ در مراسم محفلی بارها و بارها تکرار می‌شود: این نقد بگیر و دست از آن نسیه بدار...

همه چیز در آنجا می‌رقصد.

صیادان از دیرباز روی آب نیمه می‌خواندند. نیمه، نوایی است دسته‌جمعی که ماهیگیران هنگام بالا آوردن تور می‌خوانند، تا هماهنگی در کار جمعی کشیدن تور پدید آید و کارایی فزوده شود. ماهیگیران هنگام بالا کشیدن تور و نیمه خواندن، بدن خود را کش و قوس می‌دهند تا بدن با نیمه هماهنگ شود.

اینان، مردمانی هستند که اصیل‌ترین و بومی‌ترین شغل‌شان با رقص همراه است.

در این شهر، حتی عزا نیز با آهنگ و رقص همراه است، در اینجا هم به دنبال موزونی حرکت‌های جمعی هستند. می‌خواهم بگویم رقص به شادی محدود نمی‌شود؛ رقص همیشه هست؛ در شادی می‌لرزد و در اندوه می‌چرخد.

مردمان این دیار از بدو تولد تا دم مرگ با نوای موسیقی زیست می‌کنند. کارکرد موسیقی در بوشهر مانند هوا برای تنفس است؛ روحی که بر جسم شهر حاکم است؛ روحی که به بهانه رسیدن بهار صدای ساز و دهلش از این قصه خبر می‌دهد که موسیقی بهانه‌ای برای یگانگی لرها، ترک‌ها، عرب‌ها و بلوچ‌ها در قالب ایران است.

فارغ از کلیشه‌های قومی...

نمایشی‌ترین جای قصه وجود افغان‌ها در این میان است؛ بوشهر افغان‌ها را هم دربرمی‌گیرد. در شبی که به افغان‌ها اختصاص می‌دهد، آنها از وطن می‌خوانند و اشک را در بوشهر، غربتی آشنا می‌ریزند...

بوشهر؛ شهر رقص و خنده و آواز
برای بوشهر گرم و مهربان
برای شبه‌جزیره‌ای که برایم وطن است.

مجله معمار
شماره ۱۳۵ · مهر و آبان ۱۴۰۱ · عکس: حمید اکبری