به مناسبت درگذشت طراح ایتالیایی آکیله کاستلیونی (۱۹۱۸-۲۰۰۲) ـ معرفی و بررسی کتاب Achille Castiglioni: Complete Works 1938-2000 اثر سرژیو پولانو (Electa، ۲۰۰۰) و کتاب Achille Castiglioni: an Odyssey.
اواخر سال گذشته آکیله کاستلیونی۱ در ۸۴ سالگی درگذشت. مرگ او به طور ناخوشایندی نمایانگر پایان دورهٔ آخرین دایناسورهای طراحی ایتالیا بود: کاستلیونی، مجیسترتی۲ و سوتساس۳ در ایتالیای پس از جنگ تأثیر بسیار مهمی در رشد طراحی داشتهاند. مجیسترتی به دلیل پیشتازی و خلاقیتش و نیز آموزشهایش شناخته شده است و سوتساس به دلیل نگرش و تفکر رادیکالش نسبت به مقولهٔ طراحی. اصلاحاتی رادیکال در شیوههای رایج طراحی از طرف سوتساس انجامید و مسیر حرکت خطی آن را، که از قرن نوزدهم با نهضت هنر و پیشه آغاز شده بود و باوهاوس۴ ۱۹۲۰ و طراحی اسکاندیناوی ۱۹۵۰ را پشت سر گذاشته بود، به یکباره دگرگون کرد.
رادیکالیسم کاستلیونی اما در توانایی او در شناخت اشیایی بسیار معمولی و تبدیل آنها به اشیایی با ماهیتی جدید در حال و هوای طراحی متبلور میشود. همان کاری که مارسل دوشان۵ با نمایش کاسهٔ توالت با عنوان «چشمه» در ۱۹۱۷ و من ری۷ با چسباندن یک چشم روی مترونوم و نامیدن آن با عنوان «شیء فناناپذیر» در ۱۹۲۳ انجام دادند. کاستلیونی و برادرش جیاکومو این کار را در ۱۹۵۷ با نصب یک زین چرمی روی لولهای که به یک پایهٔ محدب از جنس چدن ریختهگری متصل شده بود، انجام دادند. او در همان سال یک لامپ چراغ جلوی ماشین را روی پایهای نصب کرد و چراغ تویو۸ را برای فلوس طراحی کرد. خودش میگوید: «به محض اینکه بنشینم خسته میشوم، دوست دارم به این طرف و آن طرف بروم و در عین حال دوست دارم بنشینم و صحبت کنم. البته نه کاملاً نشسته و نتیجهٔ آن به شکل سل۹ درآمد.»
پس از پایان جنگ دوم جهانی به ایتالیا بازگشت. آکیله به همراه دو برادر بزرگترش، لیویو و پییر جیاکومو، دفتری در طبقهٔ همکف ساختمان استورتزا کاستلو۱۰ تأسیس کردند. دفتر کاستلیونیها به دلیل رکود ساختوساز در سالهای پس از جنگ، مانند بسیاری معماران، کار خود را بر پروژههایی با مقیاس کوچکتر متمرکز کرد. آنها فضاهای داخلی، فضاهای نمایشگاهی، مبلمان و اشیای دیگری را طراحی کردند. برادران کاستلیونی نمونههای متعددی از غرفههای نمایشگاهی را طراحی کردند که سال ۱۹۵۸ غرفهٔ سوسیتاس ایرسلر۱۱ در میلان ۱۹۶۰ که استفادههای جدیدی از پلاستیک در آن ارائه شده بود، بسیار مورد توجه قرار گرفت. دفتر لوییجی و آکیله همکاری گستردهای را با تولیدکنندگان مبلمان، وسایل روشنایی و لوازم برقی داشت و طرحهایی با خصوصیات استثنایی که وجه مشخصهٔ سبک کار آنها بود: یعنی استفاده از مواد جدید، شکلهای تجربی و تکنولوژی جدید، و البته ایجاد رابطهٔ غیرقابل بحث بین عملکرد و عصارهٔ اصلی طرح، که با سادگی غیرقابل تصوری با یکدیگر درآمیخته بودند، عرضه کرد.
چراغ آرکو۱۳، که در سال ۱۹۶۱ برای فلوس۱۲ طراحی کردند، بیانگر طرز نگرش خاص کاستلیونی به طراحی است. این چراغ با ایده گرفتن از یک تیر چراغ خیابانی به عنوان کارکرد و فرم اصلی الهام گرفته است. پایهای از سنگ مرمر به صورت حجمی مکعبگونه که لولهای فولادی با امتداد منحنی از پایهٔ آن خارج شده و با قوسی زیبا به منبع نور چراغ منتهی میشود. یک رفلکتور بسیار سادهٔ کروی شکل لامپ چراغ را احاطه کرده است و دیگر هیچ. این چراغ هنوز تولید میشود و شما میتوانید در هر جای خانه از آن استفاده کنید. فاصلهٔ پایه تا منبع نور چراغ نزدیک به ۲/۵ متر است و همان نوری را که از یک چراغ سقفی به وجود میآید فراهم میکند. برای جابهجایی پایه سنگین آن کافی است یک میلهٔ فلزی را در داخل حفرهٔ موجود در پایه قرار دهید، آن را بلند کرده و حرکت کنید. این سادگی از روابط بین اشیا در خلال یک پروسهٔ تفکر منطقی، نشانهٔ بارز کاستلیونی است.
مرگ زودهنگام پییر جیاکومو هر چند تأثیر عمیقی روی آکیله داشت، در سبک و شیوهٔ تفکر و طراحی او تغییری به وجود نیاورد. روحیهٔ شاد و بذلهگو و توان دستیابی به عصارهٔ سادگی در دیدن و به وجود آوردن امتیاز بارز کاستلیونی بود. روش خلاق کاستلیونی در طراحی آن قدر شفاف، سرشار و منطقی است که میتوان تصور کرد از روی کتابهای آموزشی طراحی عیناً اقتباس شده است، ولی فقط تواناییهای منحصر به فرد او میتواند توجیهپذیر یک شیء زیبا با ارزشهای کارکردی خاص به وجود بیاورد. کاستلیونی فرایند طراحی را چنین بازگو میکند: «از خط خط کردن کاغذ شروع میشود، متکی به عقل سلیم خود باشید و هدفها و منظورتان را بشناسید.»
کاستلیونی برای هر کدام از اشیایی که طراحی کرده، داستانی برای گفتن دارد. او را میبینید که چگونه چهارپایهای را که برای دوشیدن گاو طراحی کرده با بند به خود بسته و در عالم خیال با بذلهگویی خاص خود، نحوهٔ استفاده از آن را در هنگام دوشیدن شیر نشان میدهد؛ یا برای کارد پلاستیکی اسلیک، که برای درآوردن سس مایونز از ظرف آن برای آلسی۱۴ طراحی کرده داستانی در مورد مشکل خود در مواجهه با باقیماندن سس در کنارههای شیشه دارد. پئولا آنتونلی۱۵، مسئول دپارتمان معماری و طراحی موزهٔ هنرهای مدرن نیویورک، که خود از شاگردان کاستلیونی بوده است، خاطرهای از کلکسیون «اشیای گردآوری شدهٔ» او تعریف میکند: روزی کاستلیونی با یک ساک بزرگ مشکی، شبیه کیف مری پاپینز۱۶ به کلاس وارد شد و محتویات کیف را، که بخشی از کلکسیون حیرتانگیز او بود، روی میز پخش کرد. یک اسباببازی ساخته شده از قوطی خالی نوشیدنی که از تهران خریده بود، عینکها و چشمبندهایی با ظاهر عجیب و غریب، گالشهایی که از روسیه خریده بود، چهارپایهای از اسپن۱۷، کفگیر و آبکش: به نظر کاستلیونی اینها تأثیرگذارترین اشیا در آموزش طراحی بودند. او در کلاس به انبوه شاگردانش، زیبایی ابتکاری و بومی این اشیا را نشان میداد و اغلب تکرار میکرد: «آنچه شما احتیاج دارید شیوهای پایدار و استوار در طراحی است و نه مد.»
کاستلیونی همواره بر فرایند طراحی و یافتن راهحل متمرکز بوده است. طراحی او به شیوهای روایی متکی است که در نتایج و راهحلهای ارائه شده در طرحهایش جریان دارد. کاستلیونی نشان داد که فرم و عملکرد اجزای غیرقابل تفکیک طراحی خوب هستند، ولی نمیتوانند تنها عوامل قابل بررسی برای طراح باشند. انعطافپذیری بیپایان او این امکان را داد تا در طی حدود نیم قرن، صدها شیء مختلف را در زمینههای گوناگون طراحی کند.
خودش معتقد است کارهایش در دورههای مختلف متعلق به سبکهای مختلف هستند. سلا در ردهٔ اشیای ساخته شده از اشیای موجود جای میگیرد. متزادرو۱۸ چهارپایهای است که از یک صندلی تراکتور، یک پایه از تسمهٔ فلزی، یک استوانهٔ چوبی و یک پیچ خروسک ساخته شده است. همینطور چراغ تویو. او بخشی از کارهایش را در گروهی تعریف میکند که عبارتاند از طرحهای ارتقا یافته و اصلاح شده از اشیای سنتی موجود مانند صندلی کومائو۱۹ و زیرسیگاری اسپیرال۲۰؛ طرحهای مینیمالیستی مانند چراغ لومینیتور۲۱ که از یک لامپ و سرپیچ، یک لوله و سه پایهٔ کوچکتر تشکیل شده است. چراغ رومیزی اسنوپی۲۲ و سیستم استریو RR126 با طرح آنتروپومتریک خاص خود میتواند در ردهٔ کارهای اکسپرسیونیستی او جای گیرد. و البته جارو برقی اسپلتر۲۳ او مربوط به سال ۱۹۵۶ با بدنهٔ قوسدار و کلید روشنایی VLT۲۴ مربوط به سال ۱۹۶۸ عملاً در زمرهٔ پروژههای اینتگرال او قرار دارند.
- Achille Castiglioni
- Vico Magistretti
- Ettore Sottsass
- Bauhaus
- Marcel Duchamp
- Fountain
- Man Ray
- Toio (lamp)
- Sella (stool, 1957)
- Sforza Castle (Milan)
- Società Esercizi Telefonici / exhibition pavilion
- Flos
- Arco (lamp, 1961)
- Alessi
- Paola Antonelli (MoMA)
- Mary Poppins
- Aspen
- Mezzadro (stool, 1957)
- Comacchio (chair)
- Spirale (ashtray)
- Luminator (lamp)
- Snoopy (table lamp, 1967)
- Spalter (vacuum cleaner, 1956)
- VLT (light switch, 1968)







