دغدغه‌های میراث معماری مدرن تهران

اشتراک‌گذاری
دغدغه‌های میراث معماری مدرن تهران

لئو كاندل شهاب كاتوزيان معمارى در تهران سگ پكنى Leo Kandl ARCHITECTURE IN TEHRAN چيزهايى كه من ديدم: مكان هاى پرتحرك زندگى شهرى و تراكم زياد شهر، ساختمان هايى با كيفيت خوب و تحسين بر انگيز كه در نقاط مختلف متروپوليس مشاهده مى شدند و تنوعى از معمارى هايي با عناصر معمارانة تخيلي و سطوحي با ارزش هاي زيبايي شناسي و پاساژهايى كه همچون دروازه هايى مردم را به درون خود مى خواندند. 1!شهرى به مثابه يك گنج پنهان معمارى مدرن كاوه مهربانى مرا در گشت در شهر همراهى كرد، و به من اطلعات و حس – چگونه ديدن و نگاه كردن به آن – را منتقل كرد. پانوشت: منظور پاساژهاى اولية مركز تهران در خيابان هاي جمهورى، سعدى و منوچهرى است. -1 ،مكان ها و نقاطى كه مورد بازديد قرار گرفتند: لله زار، جمهورى، طالقانى، تجريش، عباس آباد سنايى... ك.م. ( 1968-1963) * لئوكاندل عكاس باسابقة وينى، فارغ التحصيل آكادمى هنرهاى كاربردى وين از تهران بازديد كرد.2012 است. نمايشگاه هاى متعدد برگزار كرده و در سال چند سال پيش براى »ديجيتاليزه« كردن تعدادى از پروژه هايم به يكى از دوستان و همكاران جوان مراجعه كردم. قرار شد كار در دفتر ايشان انجام گيرد. آنچه در آن هفته هاى پر كار جلب توجه مى كرد، يك سگ پكنى بود كه در هر جاى دفتر – يك فضاى طولنى و ممتد شمالى جنوبى– قرار مى گرفت، بلفاصله و با سرعت خود را به جبهة شمالى مى رساند و از پنجره به بيرون نگاه مى كرد. وقتى دقت كردم ديدم در آن سوى خيابان، ساختمانى به سبك »پاگودا« هاى چينى بنا كرده اند. معما حل شد: حيوان كوچك مرتب ياد وطن مى كرد! اين تعبير طنز آميز، آن روز و همين طور امروز مرا به اين فكر وامى دارد كه چگونه در شهرى كه در آن همواره بحث از هويت در معمارى است و سمينار، ميزگرد و همايشى نيست كه شركت كنندگان در اين باب به گفتگو ننشينند، مرتب نه تنها به »پاگودا«ها، بلكه به بناهايى كه ريشة آنها جز فقر فرهنگى نيست، اضافه مى شود. در اين چند سال اخير بعضى از فعالن كار ساختمان دست به استفادة مضحكي از عناصر معمارى دوران باستان و ارائة آنها به بازار با عنوان ساسانى زده اند؛ حال بگذريم از فاجعة پست مدرنيستى دو دهه -سبك هخامنشى پيش و يا نئوكلسيسيزم باسمه اى رايج كه در بهترين حالت به بدترين فصول معمارى غرب تعلق دارد. از طرف ديگر، گذشتة ما، بخش عظيمى از بازار و محلت اطرافش، و نيز ساختمان ها و پاساژهاى بى نظير دو سوى خيابان هايى مثل لله زار، جمهورى و انقلب، در حال پودر شدن هستند. فراموش نكنيم كه تاريخ يك شهر را ليه هايى كه در زمان هاى مختلف روى هم انباشته مى شوند، تشكيل مي دهند و تهران نيز قرن بيستم يكى از 50 تا30 علوه بر سابقة طهماسبى و ناصرى، در سال هاى مدرن ترين شهرهاى خاورميانه بوده. اگر در مقابل تهاجم سرمايه، سوداگرى و نمايش تجمل عارى از هرگونه اصول زيبايى شناختى شهروندان نوكيسه ايستادگى نشود، تهران آخرين ارتباطاتش را با پيشينة خويش از دست خواهد داد. * شهاب كاتوزيان، معمار و شهرساز، تدريس در دانشگاه هاى تهران و رم، طراحي و نظارت بر اجراى بناهاى مسكونى و عمومى در ايران و ايتاليا را بر عهده داشته است. كارها و نوشته هاى او در مجلت داخلى و خارجى چاپ شده اند. What I saw: buildings, areas of dynamic urban life, and the density of the town. Buildings of high and impressive qualities as landmarks of the metropolis.

\n

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفری باشید که نظر می‌دهید.