در چند سال اخیر گذشته با شتابی که تنها در ایران یافت نمیشود، روند فراگیری که معماری را از فرهنگ و تاریخ بریده و دور کرده است ادامه یافته؛ آثاری که بیشتر شبیه سیلی از فرمهای رنگارنگاند. طرحهایی که از سویی روی شکلدهی به معماری منطقهای تمرکز دارند و از سوی دیگر نسبت به حفظ و پاسداشت میراث بومی بیاعتنایند.
شدن این گرایش تا حدود اوایل دههٔ هشتاد قرن بیستم شد. پس از آن رویآوری به ارزشهای سنتی معماری منطقهای با نسل جدیدی از معماران متداول شد. این بار نسل جدیدی از معماران این مباحث را از دیدگاهی یکسر متفاوت ارائه دادند.
این معماران که به منطقهگرایان انتقادی شناخته میشوند، نگاهی متفاوت عرضه کردهاند. آنان خود را از سبک معمول استفادهٔ نوستالژیک از عناصر باستانی معماری رهانیدهاند. این معماران طرحهایشان را بر پایهٔ ردپاهای فرهنگی و اجتماعی متفاوتی که در ادبیات یا رسانههای دیگر یافتهاند بنا نهادهاند.
طراحی، یافتن نقطهٔ کانونی طرح است. نقطهٔ کانونی به این معنا که خاستگاه طرح چه باشد و طرح را بر اساس چه عاملی پایهگذاری کنیم. نقطهٔ شروع نقطهٔ کانونی طرح میتواند بسیار متفاوت باشد. گاه فرم، گاه یک الگو، گاه مضمونی، گاه یک شعر، گاهی یک خاطره و گاه یک تصویر، مفهوم گاه یک خیال؛ گاه ترکیبی از تعامل میرهایی با آثار فوقالعاده قدرتمند. از اینرو این معماران با تمایز خودمرزی، به نقاط شروع متفاوتی دست میزنند.
طرح توسعهٔ حرم حضرت معصومه اثر سیدهادی میرمیران (۱۳۸۰) نظرات او را بهخوبی نشان میدهد. این نسل جدید از معماران اغلب از کاربرد واژهٔ سبک پرهیز دارند و کُنش خود را آفرینش به زندهکردن و حفظ هنرنوآوری از آثار میدانند.
سیدهادی میرمیران (۱۳۲۴) عضو از دسته معماران و فرهنگورزی بسیار قدرتمند است که تلاشهایشان در هر دو عرصهٔ معماری ایرانی و بینالمللی چشمگیر است. او نمونهای برجسته از معمارانی است که کارهایشان را در میانبُرِ سنت و مدرنیته، در نقطهٔ شروع طرح با تأثیراتی فرهنگی در هر اُمکانی جهت تحقق بخشیدن به اینهدف معمارانه آثار خلق میکنند.
طرح موزهٔ ملی آب ایران (۱۳۶۷) یکی از نخستین نمونههای این رویکرد است. فرم بنا از بستر طبیعی رشد میکند و به جغرافیای بیابانی ارجاع میدهد و در عین حال زبان کاملاً مدرنی را حفظ میکند. موزه با استفاده از مصالح بومی — آجر در مقابل بتون — گفتوگویی میان روشهای ساخت سنتی و معاصر ایجاد میکند.
معمار با ارجاع به مشخصههای بارز منطقهٔ قم و تأثیرگیری از طبیعت کویری، دریاچهٔ نمک و موجهای حاصل از وزش بادهای گرم کویری، فرمهای غالب اثر را طراحی میکند. اما به طور همزمان تلاش برای ارائهٔ کاری «امروزی» (یا حتی جهانی) را هم در کار او میبینیم.
فرهنگسرای شهر ماکو در مجارستان اثر امره ماکوویچ (۱۹۹۹) کاری است با دغدغههایی مشابه اما در گوشهٔ دیگری از دنیا و در یک بستر فرهنگی یکسر متفاوت. با این همه، با نگاه به این فرهنگسرا همین برخورد را میبینیم.
شکلگیری طرح کتابخانهٔ ملی ایران (۱۳۷۴) از گویاترین نمونههای رویکرد میرمیران است. در این طرح مسابقهای، معمار کوشید فرمی بیافریند که همزمان هم به میراث فرهنگی غنی ایران ارجاع دهد و هم چشماندازی از مدرنیته را ترسیم کند. فرم قلهمانند بنا که بهشکل چشمگیری از پایهاش بر میخیزد، هم چشمانداز کوهستانی ایران و هم صفحات باز یک کتاب را تداعی میکند — نماد بنیادین هدف یک کتابخانه.
در این شماره مطرح میشود که چگونه دو کتابخانهٔ ملی ریگا (گونار بیرکرتس) و کتابخانهٔ ملی ایران (میرمیران) شباهتهای ظاهری زیادی با هم دارند اما نمایانگر دو کشور کاملاً متفاوت را به نظر میآید. معمار هدف خود را ایجاد ارتباط عمیق با فرهنگ و تاریخ محلی میداند و در عین حال زبانی معاصر و جهانی ارائه میدهد.
همهٔ این آثار نشان میدهند که معماران امروزه (حداقل در ایران) هم دغدغهٔ ایجاد رابطه با منطقه را دارند و هم دغدغهٔ معماری معاصر. اما جذابیت هر دو اثر هم دغدغهٔ ارجاع به بستر فرهنگی و تاریخی و هم آهنگی امروزی و جهانی است.
کارهای میرمیران در بسترهای فرهنگی و اقلیمی گوناگون ایران — از شهرهای کویری قم و اصفهان تا مناظر سرسبز استانهای شمالی، و از اماکن مقدس تا ساختمانهای عمومی عرفی — فلسفهای یکپارچه را آشکار میسازد: معماری باید در مکان ریشه داشته باشد و در عین حال زبانی جهانی سخن بگوید. ساختمانهای او نه به تاریخگرایی نوستالژیک پناه میبرند و نه لنگرگاههای فرهنگی خود را در تعقیب مُد بینالمللی رها میکنند.
پانوشتها:
- منطقهگرایی انتقادی (Critical Regionalism)
- هنر و صنعت (Art and Craft)
- هرمان موتزیوس (Hermann Muthesius)
- خانهٔ انگلیسی (Das englische Haus)
- بوند سال حفاظت میهن (Bund Saal Heimatschutz)
- ویلیام ریچارد لتابی (William Richard Lethaby)
- ویکی ریچاردسون، آوانگارد و سنت، معماری منطقهگرایی انتقادی، کولهامر ۲۰۰۱، ص۱۱۰
- زیگفرید گیدیون، فضا، زمان و معماری: رشد یک سنت نو، ۱۹۶۷
- کنت فرمپتون (Kenneth Frampton)
- کنت فرمپتون، بهسوی منطقهگرایی انتقادی، در پرسپکتا ۲۰، ۱۹۸۳
- ایمره ماکوویچ (Irsi Makowecz)
- ایمره ماکوویچ، آوانگارد و سنت، معماری منطقهگرایی انتقادی، کولهامر ۲۰۰۱، ص۱۲۶
- ماکو (Mako)
- گونار بیرکرتس (Gunnar Birkerts)
- ویکی ریچاردسون، آوانگارد و سنت، معماری منطقهگرایی انتقادی، کولهامر ۲۰۰۱، ص۲۰۴
