با افزایش جمعیت، تغییر شیوه زندگی، الگوی خانواده، تغییر فناوری ساخت، کمبود زمین و تغییرات هویتی و جدا شدن مردم از سنتها، در فرآیند طراحی و الگوهای ساخت فضای مسکونی نیز تحولات اساسی به وجود آمد. در شهرهای بزرگ، الگوی زندگی در ارتفاع و استفاده بیشتر و متراکمتر از زمین شهری در شکل مسکن آپارتمانی و در مجتمعها متداول شد. الگوی زندگی جمعی در مجتمعها در کشورهای غربی با توجه به الگوهای زندگی و خانواده، نیازهای فضایی جمعی و فردی و فرهنگهای محلی طراحی شده و با سابقه و تحولات تدریجی پس از انقلاب صنعتی، به معیارهایی رسیده است. در این کشورها عبور از بحرانهای پس از دو جنگ جهانی و پاسخ نسبی به نیازهای کمی مسکن، موضوع پرداختن به کیفیت و ارتقای کیفی محیط زندگی را با جدیت بیشتری مطرح ساخت. در کشورهای غربی، تدوین استانداردها، مقررات و ضوابط طراحی حداقلهایی را برای کنترل کیفیت ساخت مسکن و محیطهای مسکونی فراهم آورده است. عبور از این حداقلها انگیزه پرداختن به کیفیت زندگی را بیشتر کرد. به همین دلیل از اواخر دهه ۱۹۸۰ میلادی در کشورهای اروپایی و آمریکا مباحث مربوط به کنترل طراحی و کنترل کیفیت ساخت و ارتقای کیفیت زندگی در ادبیات معماری و شهرسازی نمود بیشتری پیدا کرد. در ایران نیز با شیوه زندگی نو، مسکن جمعی در ترکیب بناهای آپارتمانی مستقل و مجتمعهای مسکونی مطرح شد. از طرحهای جامع با تأکید بر مسئله مسکن و متمرکز بر مهار جمعیتپذیری شهری میتوان از طرح جامع فرمانفرماییان در سال ۱۳۴۹ نام برد که در رابطه با ضوابط ساختمانسازی و به ویژه مسکنسازی، تعیین تراکمهای مختلف و تعیین زیربنای مجاز در هر تراکم، نظاممند ساختن قواعد تفکیک اراضی، التزام به رعایت سطح فضای باز، راهبردها و سیاستهای طراحی را ارائه کرد. در این طرح عملاً ارائه گونههای ساختمانی جایگزین (خارج از چهارچوب ضابطه قرارگیری در ۶۰ درصد شمالی زمین) در عرصههای وسیع مشاع از طریق ایجاد تنوع در همنشینی فضاهای باز و بسته تنها در مجتمعهای مسکونی و انبوهسازی میسر شد. و فرمانفرماییان از این اصول در طراحی مجتمع مسکونی باغ سرو اصفهان (خانههای سازمانی پلی اکریل سابق) استفاده کرد. این مجموعه در حدود سالهای ۱۳۵۴ تا ۱۳۵۶ هجری شمسی برای سکونت حدود ۹۰ خانوار از کارکنان شرکت پلی اکریل طراحی و اجرا شده است.
در این پروژه، برخلاف برخی از نظریههای زیباییشناسی در روانشناسی گشتالت که تا حدود زیادی فرم را بهخودیخود دارای معنا میدانند، در روانشناسی اکولوژیک دریافت و ادارک معانی محیط حاصل تجربهای همهجانبه در زندگی روزمره و حاصل پیشینه ذهنی مردم به حساب میآید. در این رویکرد حضور انسان در زمان و مکان، در معنا بخشیدن به عناصر محیط بیشترین نقش را دارد. در حقیقت کیفیت طراحی کالبدی فضایی مسکن با تأثیر بر چگونگی فعالیتهای ساکنان، و حضور در فضاهای باز میانی کیفیت زندگی را ارتقا میبخشد و موجب احساس تعلق ساکنان به مسکن و محیط مسکونی میشود و در مصاحبه با ساکنان این وابستگی به مکان کاملاً مشهود بود. از اصولی که فرمانفرماییان بر اساس اهداف و برنامههای طرح جامع در این پروژه دنبال میکرد میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
- تلفیق محیط انسان – ساخت با محیط طبیعی
- تمرکززدایی در پی افزایش جمعیت شهرها و ساختمانهای بلندمرتبه
- حفظ محیطزیست و استفاده از فضای سبز
- ایجاد حس وابستگی و مسئولیت اجتماعی ساکنان نسبت به مجموعه مسکونی
- تأکید بر سکونتگاههای کوچک، انسانی و محلی با استفاده از دستور زبان معماری گذشته
- تعاملات اجتماعی و برقراری روابط دوستانه با تشویق به پیادهروی، دوچرخهسواری و حضور در فضاهای جمعی و ارتقای کیفیت زندگی.
ورودی اصلی مجموعه در قسمت جنوبی سایت واقع شده و با محوری یکپارچه که از پیلوتیهای مختلف عبور میکند، محور دید را تا انتهای مجموعه به حیاطهای داخلی و فضاهای سبز مجموعه باز میکند (تصویر ۱). در بدو ورود حلقه سواره تودههای ساختمانی را از دیوارهای محوطه جدا میکند. این محور دسترسی سواره و پارکینگ مورد نیاز اهالی را تأمین میکند (تصویر ۲).
با ورود به عرصه مسکونی مجموعه پیلوتی ورودی گشودگی نسبی در جدارهای سرتاسر سیمانی را ایجاد میکند که به خوبی ورودی را تعریف میکند (تصویر ۳). حیاط اصلی مجموعه و باغ پس از این ورودی قرار گرفته که تودههای ساختمانی را به صورت خوشهای گرداگرد خود جمع میکند (تصویر ۴). نحوه قرارگیری ساختمانها به گونهای است که هندسه مشخصی را پدید نمیآورد و به همین دلیل دیگر فضاهای باز و همسایگیهای مجموعه به صورت یکپارچه به حیاط اصلی مجموعه متصل هستند. برای شکلگیری ایدههای فرمی، عناصر متفاوت با یکدیگر ترکیب شدهاند و تنوع بصری مطلوبی را در مجموعه ایجاد کردهاند. نمای تودههای ساختمانی با سیمان پرداختشده پوشانده شده و سطحی خنثی پدید آورده است. به همین دلیل سبزینگی گیاهان و درختان کاج محوطه به طرز شاخصی خودنمایی میکند. این عامل باعث میشود فرم ارگانیک قرارگیری تودهها نامنظم جلوه نکند و کلیتی یکپارچه ساخته شود.
با حرکت در فضاهای باز مجموعه عناصر قابلتوجهی از طراحی همسایگی پدیدار میشوند. تنوع فرمی راهپلههایی که به صورت نمایان در کل مجموعه پخش شدهاند جالب توجه است. از آنجا که همه واحدهای این مجموعه به صورت دوبلکس طراحی شدهاند، حدود ۲۰ دستگاه پله در نقاط مختلف همسایگی جای گرفتهاند. برخی از این پلهها با دستور زبانی مشابه کوچه طراحی شده و برخی دیگر با عقبنشستگی مدول سکونتی شکل گرفتهاند (تصویر ۵). همچنین بالکنهای متنوعی نیز با این تنوع پلهها همراه شده و تنوع فرمی را پدید آوردهاند. از آنجا که مدولهای اقامتی مجموعه به صورت مکعبمستطیل ساده ساخته شدهاند و بازی حجمی خاصی در آن به چشم نمیخورد تنوع پله و بالکنها باعث تشخص فضایی هر همسایگی میشود.
نکته جالب توجه در جزئیات طراحی این مجموعه نحوه اتصال مدولهای سکونتی به هم است. در محل اتصال بلوکها روزنی رو به بیرون باز شده است که ورود و خروج را برای اهالی از هر نقطه میسر میکند و علاوه بر این، امتداد محور دید در هیچ نقطهای از مجموعه بسته نیست و باغی کاملاً باز را تداعی میکند (تصویر ۶). با این نگاه میتوان تصور کرد طراحی مجموعه با نیمنگاهی به مفهوم باغ-محله و باغ-شهر سعی در خلق یک باغ-شهر مینیاتوری داشته است.






